درود
من پاسخ زیر را که نوشتم خیلی ناراحت شدم
می خواهم نظر دوستان را نسبت به موضوع بدانم
اول پیام زیر را که خودم نوشته ام بخوانید و نظر بدهید
نسبت به مطلب ارسالی آقای آرش چه احساسی دارید؟
مطلبی که خواسته چیزی را اثبات کند و در منابعش چیز دیگری یافت می شود
یعنی پاسخ را خود می داند اما....؛
چه چیزی به ذهنتان می رسد؟
بدون آوردن ترجمه های فارسی ادعایی می کند
شیادی
دروغ
کج فهمی
بی سوادی
نا آگاهی
...
چی واقعا؟
ببخشید من منظوری ندارم ، نمی خوام بگم خودم خیلی حالیمه . من مطمئنم که چیز زیادی نمیدونم
اما این رخداد اخیر برام تازگی داره و نسبت بهش حس بدی دارم
اینکه طرف توی منابع خودش که ازش استفاده کرده نظرش رو زیر سوال برده اما باز در نهایت چیز دیگه ای رو نتیجه گرفته!!!!؛
چیزی که دقیقا عکس منبع خودشه
چرا؟
به نظر شما از روی نادانی بوده؟
یا از عمد اینطوری نوشته؟
چرا دوست ما بدون اطلاع از نوشته آنرا حجت قرار داده؟
چرا فورا یکی دیگه از دوستان او رو تایید می کنه؟
بابا خیلی راحت بود فهمیدن اینکه مطلب ارسالی چرنده!!!؛
این وسط چند نفر دیگه این اراجیف رو می خونند و بدون اینکه متوجه بشوند می پذیرند؟
وظیفه ما چیه؟
اصلا ما مسئولیتی داریم در این باره؟
خواهش می کنم پاسخ بدید ، خیلی برام مهمه
قبلش اگه در جریان نیستید پیامهای زیر رو بخونید
با سپاس
بدرود
From: S.O.S-----HELP <kia_rambo@yahoo.com>
To: "AndisheyeNik@yahoogroups.com" <AndisheyeNik@yahoogroups.com>
Sent: Saturday, April 23, 2011 2:03 AM
Subject: Re: -- AndisheyeNik -- بدبخت ملتي که تاريخ
درود
بله خودتان را خسته نکنید چون ما به هیچ عنوان نمی پذیریم که ایرانیان اسلام را با آغوش باز قبول کردند
روش تحقیق شما نادرست است
اولا اینکه حسن و حسین در جنگ نبودند ربطی به اصل جنگ ندارد . برای ما مهم نیست چه کسانی در جنگ بوده اند و چه کسانی نبوده اند . مهم این است که جنگی بوده
حال شما می خواهید به ما بقبولانید که اعراب آمدند پشت دیوارهای طبرستان و به مردم آنجا گل هدیه دادند و اسلام عزیز را برایشان پیشکش آوردند و آنها هم با دل و جان گویی گم کرده خویش را یافته باشند به آن گرویدند!!! باید بگویم خیر
رود میخ چوبی در گل رس
اما نرود میخ آهنین در الماس
شما کتاب فتوح البلدان را تهیه کنید و ببینید دقیقا چه نوشته
سایتی که از بیان یک پاراگراف در یک کتاب نتیجه گیری کرده کارش اشتباه بوده
ادعا کرده در تاریخ طبری تناقض یافته اما بیان نکرده چه تناقضی؟
خودش گفته به یک روایت دیگر
اولا یکی حنش بن مالک است دیگری حنش ابن مالک تغلبی
شاید دومی کس دیگری باشد که ته اسمش تغلبی است
ثانیا به فرض هر دو یکی باشند ، مهم این است که روایت، روایت دیگری است
شما نمی دانید روایات ممکن است متفاوت باشد حتی اگر از یک نفر نقل شده باشد؟
حنش بن مالک روزی سخنی گفته و روایت شده ، دو سال بعد هم همان مطلب را روایت کرده . ممکن نیست سخنش تغییر کرده باشد؟
مسعودی هم روایت هایی که از او شده را بیان کرده که کلیتی یکسان دارند
شاید یکجا حنش بن مالک فکر می کرده حسن و حسین بوده اند بعدا فهمیده نبوده اند یا شاید بعدا یادش رفته که اسم حسن و حسین را هم بگوید
شما فکر می کنید روایت بر بر چه اسنادی استوار است؟همین کلام راوی و بس . حنش بن مالک هم در آن زمان رایانه و سیستم بایگانی نداشته که تمامی سخنانش را به خاطر بسپارد و همه را درست و دقیق و عینا شبیه هم روایت کند
طبری هم هر دو روایت را آورده است . این دلیل بر تناقض نیست
تناقض یعنی حرفی بگوید که سخن قبل را نقض کند
مثلا بگوید حسن و حسین بودند و در جمله بعد صریحا بگوید نبودند
این دو گزاره متانقض اند
برای اینکه بدانید نقیض یک گزاره را چگونه تشخیص می دهند اول بدانید نقیض چیست بعد بگویید تناقض
تعریف نقیض : در منطق ویا ریاضیات، نقیض یک عملگر منطقی یکتایی است، که نتیجه آن در صورتی که گزاره تحت آن نادرست باشد درست خواهد بود و در غیر این صورت نادرست است.
در اینجا هم به شما تعریف تناقض را ارائه می دهد:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%85%E2%80%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B2%DB%8C
حال خودتان ببینید دو گزاره ای که از طبری نقل شده متناقض اند؟
در یک جنگ هزاران نفر شرکت می کنند ، شما انتظار داشتید حنش بن مالک اسم تمامی آنها را همیشه حفظ باشد و در هر روایت هم نام ببرد؟
شما به همین سادگی از یک سایت که منبعش را هم ذکر نکرده اید تبعیت می کنید؟
یک نمونه بسیار ساده از گزافه گویی و یاوه سرایی نویسنده این متن کاملا مشهود است که شما آنرا ندیده اید
متاسفانه به تک تک کلمات ما گیر میدهید و سوالات صد من یه غاز می پرسید ، اما چرندیاتی به این بزرگی را نمی بینید
این هم به این دلیل است که شما کورکورانه عادت به پیروی از هر مطلبی کرده اید و متاسفانه سواد لازم را هم ندارید
ما به شما بزرگترین چرندی که این نویسنده نوشته و تحویل داده و شما ندیده اید را می گوییم شاید چشمانتان باز شود
نویسنده در جایی از مطلب مثلا از مجمع البلدان منبع آورده است:
در مجمع البلدان آمده است:
«... سار إلیها من الكوفة ففتح طمیس أو طمیسة، و هی قریة».{ معجم البلدان، شهاب الدین ابو عبد الله یاقوت بن عبد الله الحموى (م 626)،ج4ص15}.
«... سار إلیها من الكوفة ففتح طمیس أو طمیسة، و هی قریة».{ معجم البلدان، شهاب الدین ابو عبد الله یاقوت بن عبد الله الحموى (م 626)،ج4ص15}.
توجه شما را به قسمت روشن جلب می کنم
اولا معنای جمله عربی را نیاورده است که ضعف یک مقاله فارسی است ، این هیچ
ثانیا از کتابی که ندیده مشخص است حداقل چهار جلد است یک جمله آورده ، جمله ای بسیار بسیار کوتاه . از آن نتیجه گرفته در این کتاب هیچ اشاره ای به قتل عام نشده است!!!!!؛
همانگونه که مشاهده می کنید در این کتاب ها هیچ اشاره ای به قتل عام مردم نشده است
نویسنده مطلب می دانسته امثال شما به دنبال منبع اصلی نمی روید ، اولا منبع اصلی عربی است و بسیاری عربی بلد نیستند و ثانیا عربی هم بلد باشند دسترسی به چنین کتابهایی به این سادگی نیست و خواننده ای چون شما که پیرو کور اسلام است همین برایش کافی است
و باید احسنت گفت به نویسنده که دقیقا خوب روان شما را شناخته است
عقل شما آیا حکم می کند که از همین یک جمله نتیجه بگیرید قتل عامی رخ نداده است؟
یا در مورد دیگر همینطور :
در کتاب الاستیعاب چنین آمده است:
«كان سعید بن العاص بن سعید بن العاص هذا أحد أشراف قریش ممن جمع السخاء و الفصاحة، و هو أحد الذین كتبوا المصحف لعثمان رضى الله عنه، استعمله عثمان على الكوفة، و غزا بالناس طبرستان فافتتحها».{ الاستیعاب فى معرفة الأصحاب، أبو عمر یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر (م 463)،ج2ص622}.
«كان سعید بن العاص بن سعید بن العاص هذا أحد أشراف قریش ممن جمع السخاء و الفصاحة، و هو أحد الذین كتبوا المصحف لعثمان رضى الله عنه، استعمله عثمان على الكوفة، و غزا بالناس طبرستان فافتتحها».{ الاستیعاب فى معرفة الأصحاب، أبو عمر یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر (م 463)،ج2ص622}.
جلد دوم این کتاب حداقل 622 صفحه داشته ، شما حساب کار را خودتان بکنید
شما اصلا معانی جملات فوق را می دانید؟
در جمله فوق به طور خلاصه نوشته شده که سعید بن عاص فردی از اشراف قریش بود ، یکی از کسانی بود که برای عثمان مصحف نوشت ، عثمان از او برای جنگ با مردم طبرستان استفاده کرد و او آنرا فتح کرد
همین!!!!!!؛
اگر طرف می خواسته اینطوری یک جنگ رو کلا تاریخ نویسی کنه که دیگه به جلد دوم نمی کشید!!! 622 صفحه هم نمی شد . کل تاریخ رو اگر یه نفر بخواد اینطوری روایت کنه تو 200 صفحه جمع میشه که!!!!؛
تناقض می دانی به چه می گویند؟
این دو گزاره:
اولی می گوید عثمان او را به جنگ طبرستان فرستاد
دومی می گوید :
در کتاب فتوح البلدان هم آمده است:
« گویند: عثمان بن عفان سعید بن عاصى بن سعید بن عاصى بن امیه را در سال بیست و نه بر كوفه ولایت داد و مرزبان طوس به او و به عبد الله بن عامر بن كریز بن ربیعة بن حبیب بن عبد شمس والى بصره نامه نوشت و ایشان را به خراسان دعوت كرد كه هر یك غالب و پیروز شود خراسان را به تصرف او دهد.
ابن عامر به قصد آن دیار رهسپار شد و سعید نیز برفت ولى ابن عامر بر او پیشى گرفت و سعید به غزاى طبرستان رفت.
به قولى سعید بى آنكه از كسى فرمانى دریافت كند، از كوفه به قصد جنگ طبرستان رفت و الله اعلم. سعید طمیسه و نامنه را كه قریهیى است بگشود و با پادشاه جرجان به دویست هزار و به قولى سیصد هزار بغلیه وافیه صلح كرد. وى این رقم را به جنگجویان مسلمان ادا مىكرد».{ فتوح البلدان، أحمد بن یحیى بلاذرى (م 279)، ص326}.
« گویند: عثمان بن عفان سعید بن عاصى بن سعید بن عاصى بن امیه را در سال بیست و نه بر كوفه ولایت داد و مرزبان طوس به او و به عبد الله بن عامر بن كریز بن ربیعة بن حبیب بن عبد شمس والى بصره نامه نوشت و ایشان را به خراسان دعوت كرد كه هر یك غالب و پیروز شود خراسان را به تصرف او دهد.
ابن عامر به قصد آن دیار رهسپار شد و سعید نیز برفت ولى ابن عامر بر او پیشى گرفت و سعید به غزاى طبرستان رفت.
به قولى سعید بى آنكه از كسى فرمانى دریافت كند، از كوفه به قصد جنگ طبرستان رفت و الله اعلم. سعید طمیسه و نامنه را كه قریهیى است بگشود و با پادشاه جرجان به دویست هزار و به قولى سیصد هزار بغلیه وافیه صلح كرد. وى این رقم را به جنگجویان مسلمان ادا مىكرد».{ فتوح البلدان، أحمد بن یحیى بلاذرى (م 279)، ص326}.
متوجه شدید؟
در ضمن شما گویا خودت هم این مقاله را نخوانده ای . شما سواد انگلیسی که نداشتی ، سواد عربی هم متاسفانه نداری
به شما هم ایرادی وارد نیست . هر کسی که زبان دیگر نمی داند
مطلب خودتان را قسمت های عربی را نخوانده اید متاسفانه
در قسمتی که نویسنده از تواریخ دیگر خواسته حجت بیاورد بر اینکه حسن و حسین در جنگ نبوده اند و قتل عام هم صورت نگرفته چنین منبعی مشاهده می شود :
در کتاب المنتظم چنین آمده است:
و فی هذه السنة: غزا سعید بن العاص طبرستان:
«و ذلك أنه خرج من الكوفة یرید خراسان و معه حذیفة بن الیمان و ناس من أصحاب رسول الله صلّى الله علیه و سلّم، و معه الحسن، و الحسین، و عبد الله بن عباس، و عبد الله بن عمر، و عمرو بن العاص، و عبد الله بن الزبیر. و خرج عبد الله بن عامر من البصرة یرید خراسان، ففعل كل واحد منهما فعلا حسنا فی البلاد من قتل و صلح».{ المنتظم فى تاریخ الأمم و الملوك، أبو الفرج عبد الرحمن بن على بن محمد ابن الجوزى (م 597)،ج5ص7}.
و فی هذه السنة: غزا سعید بن العاص طبرستان:
«و ذلك أنه خرج من الكوفة یرید خراسان و معه حذیفة بن الیمان و ناس من أصحاب رسول الله صلّى الله علیه و سلّم، و معه الحسن، و الحسین، و عبد الله بن عباس، و عبد الله بن عمر، و عمرو بن العاص، و عبد الله بن الزبیر. و خرج عبد الله بن عامر من البصرة یرید خراسان، ففعل كل واحد منهما فعلا حسنا فی البلاد من قتل و صلح».{ المنتظم فى تاریخ الأمم و الملوك، أبو الفرج عبد الرحمن بن على بن محمد ابن الجوزى (م 597)،ج5ص7}.
جمله زرد میدانید یعنی چه؟
یعنی خارج شدند از کوفه به سوی خراسان
حسن و حسین هم که می دانید یعنی چه؟یا برایتان ترجمه کنم؟
و جمله آخر می دانید یعنی چه؟
کاش عربی بلد بودید ، می ترسم حرف من را نپذیرید و بگویید برای خودش دارد اشتباه ترجمه می کند
کاش سواد داشتید
معنی:
پس هریک از آنها واقعا به خوبی قتل و آشتی در بلاد (خراسان) انجام داد
من سعی کردم برایتان کلمه به کلمه ترجمه کنم طوری که مفهوم را هم خوب دریابید
نه تنها شما ، که نویسنده مطلب هم نخوانده و نفهمیده ، آقای مصطفی عزیز هم نخوانده و نفهمیده ، سایر دوستان اسلامگرای عزیز هم نه می خوانند نه می فهمند این مقاله را
ما باید زحمت بکشیم اینها را برای شما کشف رمز کنیم
این منبعی است که نویسنده آورده است برای اینکه بگوید حسن و حسین در جنگ نبوده اند و قتل عامی هم رخ نداده
تازه این فقط یک جمله از کتاب مذکور است . من شک ندارم اگر کتاب را داشتم برایتان سند می آوردم که همه آنها از کشتار صحبت کرده اند
آرش به جان خودم اگه روی نوشته های عربی رو هم خونده باشی
واقعا برات متاسفم
دست ازین روش بردار
و پاسخ پرسش پایانی نویسنده را هم می دهم
همانگونه که مشاهده می کنید در این کتاب ها هیچ اشاره ای به قتل عام مردم نشده است،به نظر شما اگر سعید بن عاص آن جنایت بزرگ را مرتکب شده بود،مولفین این کتاب ها به این سادگی از کنار آن می گذشتند؟؟!!
خیر ، همانگونه که مشاهده کردیم از منابع جنابعالی این کتاب ها اشاره به قتل عام مردم کرده اند و مولفین کتابها هم به سادگی از کنار آن نگذشته اند
رود میخ چوبی در گل رس
اما نرود میخ آهنین در الماس
بدرود
From: mostafa sh <mostafa_sh_elec@yahoo.com>
To: AndisheyeNik@yahoogroups.com; golpesar818@yahoo.com; arash_aram48@yahoo.com
Cc: hami h <fosfor_2006@yahoo.com>
Sent: Thursday, April 21, 2011 11:55 PM
Subject: Re: -- AndisheyeNik -- بدبخت ملتي که تاريخ
__._,_.___
یاهو گروه انديشه نیک برای تبادل اندیشه و انتقال مطالب آموزنده
اجتماعی، فرهنگی، علمی و هنری از شخصی به شخصی دیگر و از نسلی به
نسل دیگر، راه اندازی شده است.
baraye didane in email be surate farsi mitavanid az yeki
az do rahe zir estefade konin:
1-Right clik>Encoding>More>Unicode (UTF-8)
2-Right clik>Encoding>More>Arabic (windows)
اگر این مطلب از طرف دوستان برای شما بازفرست شده است
می توانید در صورت تمایل در این یاهوگروه به نشانی اینترنتی
http://groups.yahoo.com/group/AndisheyeNik
وآدرس ایمیل andisheyenik@yahoogroups.com
،عضو شوید تا همه مطالب فرهنگی و اندیشه ای گروه را دریافت نمایید
لطفا در نظر داشته باشید که مطالب ارسالی از طرف صاحبان اندیشه با نگرشها
و سلیقه های گوناگون را به معنای خط مشی این یاهوگروه قلمداد نکنیم.
شاگردی دقیق، آموزگاری شریف و پرستاری مهربان برای (اندیشه) هم باشیم و بمانیم
مدیریت اندیشه نیک
اجتماعی، فرهنگی، علمی و هنری از شخصی به شخصی دیگر و از نسلی به
نسل دیگر، راه اندازی شده است.
baraye didane in email be surate farsi mitavanid az yeki
az do rahe zir estefade konin:
1-Right clik>Encoding>More>Unicode (UTF-8)
2-Right clik>Encoding>More>Arabic (windows)
اگر این مطلب از طرف دوستان برای شما بازفرست شده است
می توانید در صورت تمایل در این یاهوگروه به نشانی اینترنتی
http://groups.yahoo.com/group/AndisheyeNik
وآدرس ایمیل andisheyenik@yahoogroups.com
،عضو شوید تا همه مطالب فرهنگی و اندیشه ای گروه را دریافت نمایید
لطفا در نظر داشته باشید که مطالب ارسالی از طرف صاحبان اندیشه با نگرشها
و سلیقه های گوناگون را به معنای خط مشی این یاهوگروه قلمداد نکنیم.
شاگردی دقیق، آموزگاری شریف و پرستاری مهربان برای (اندیشه) هم باشیم و بمانیم
مدیریت اندیشه نیک
.
__,_._,___





هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر