| دکتر شریعتی | درباره اتهام رابطه با ساواک | مطلب 3 | |
- درباره اتهام رابطه با ساواک
- نامه استاد مطهری به آیت الله خمینی درباره شریعتی
- پاسخ شریعتی به برخی از انتقادها
| Posted: 02 Apr 2011 05:11 AM PDT علی رغم تمام مخالفتها و کارشکنیها که با سخنرانیهای شریعتی می شد او هیچ توجهی به قال و مقال مخالف و موافقش نداشت . آنچه را که وظیفه می دانست انجام می داد تا جایی که مخالفانش به او اتهام ساواکی بودن زدند و این شایعه را تقویت می کردند : … شریعتی هیچ گاه شخصا به دیدار ثابتی۲ نرفته است ، بلکه به شهادت آقای پرویز خرسند شخص ثابتی در فرصتی کوتاه به آپارتمانی که آن را برای میهمانان حسینیه آماده کرده بودند و دکتر شریعتی در آنجا زندگی می کرد مراجعه می کند که بنا به توضیحی دکتر شریعتی برای آقای خرسند داده است موضوع صحبت ثابتی تنها به طمع انداختن دکتر در اجابت درخواست کتبی ارسالی برای ریاست دانشگاه مشهد بوده است که قبلا به منظور انجام مسافرت تحقیقات قانونی دوره استادی خود به پاریس به شرح مدارک موجود در اسناد منتشره مرکز انقلاب اسلامی قصد بهره گیری از آن را داشته است صفحه ۱۸۳ جلد دوم اسناد . در اسفند ماه ۵۱ دکتر علی شریعتی نامه ای توسط دکتر خلیل هراتی برای گروه تاریخ دانشگاه ادبیات مشهد ارسال داشته و در آن نامه به استناد مقررات موضوعه و آیین نامه ای که برای اعزام کادر آموزشی دانشکده به خارج به عنوان ماموریت علمی و تحقیقی وجود دارد و این که در ۲۹ اسفند ۱۳۴۴ رسما به استادیاری تاریخ دانشکده ادبیات مشهد منصوب شده درخواست کرده است که با اعزام برای ماموریت علمی به مدت یک سال به فرانسه موافقت شود . ثابتی در این مراجعه به اقامتگاه دکتر شریعتی قصد داشته است که او را از ادامه کار و فعالیت در حسینیه ارشاد و همچنین از پیگیری منظم و تدوین نوشته ها و کتابهای در دست انتظارش منصرف نموده و در عوض با ماموریت یک ساله دانشگاهی به وی موافقت نماید . به طوری که آقای پرویز خرسند به نقل از دکتر شریعتی اظهار کرده است ثابتی برای دفع شر از دکتر شریعتی گفته است آیا حیف نیست استاد ممتازی که سابقه تدریس در دانشگاه سوربن را دشته و مدتها دستیار برجسته و ممتاز پروفسور سارتر بوده است و امروز برای خود یکی از تئوریسینهای فکری و مکتبی قابل قبول نزد اساتید فن می باشد حالا بیاید در حسینیه ارشاد روضه خوانی کند و از شهادت حسین و زینب حرف بزند . بیا با مواجب و حق التحقیق قابلی در پاریس به تحقیقات علمی بپرداز و در همان کشور درباره مارکسیسم به تدریس و تبلیغ ادامه داده و از مواهب روشنفکری خود بهره مند باش . شریعتی در اینجا تازه متوجه می شود تا چه حد حضور و وجود او در حسینیه ارشاد موثر و نافع بوده که ثابتی با اغتنام فرصت در ماموریت علمی ایشان قصد دست به سر کردن او را نموده و خود شخصا برای جلب رضایت شریعتی در انجام چنین ماموریتی به اقامتگاه او رفته است . بدیهی است دکتر شریعتی با درک فوق العاده که از این توطئه چینیها داشته و دست ساواک را به روشنی می خوانده از قبول پیشنهاد ثابتی امتناع می کند و پس از مدت کوتاهی که از دکتر شریعتی جواب مثبتی دریافت نمی کند به شرح سند منتشره در صفحه ۱۸۶ جلد دوم اسناد انقلاب اسلامی به شرح گزارش محرمانه دکتر علی شریعتی
۱٫ نشریه داخلی مرکز فرهنگی و هنری کتابخانه موسسه حسینیه ارشاد مرداد ماه ۱۳۷۹ شماره یازدهم . ۲٫ پرویز ثابتی مدیر کل اداره سوم برای اعزام به فرانسه به علت انکه دارای افکار منحرف است و در پوشش سخنرانی های مذهبی مقاصد براندازی خود را به طور تلویحی به مستمعین تلقین و با نوشتن جزوات و همچنین تالیف کتب موجب گمراهی مسلمانان بخصوص نسل جوان را فراهم نموده و اخیرا ممنوع السخنرانی شده است فاقد صلاحیت برای اعزام به فرانسه می باشد . نظریه : با عرض مراتب و توجه به اینکه نامبرده بالا در گذشته در کشور فرانسه به اتفاق سایر عناصر منحرف علیه مصالح کشور فعالیت داشته و از افراد ناراحت و مخالف دولت نیز می باشد و فعلا در بعضی از کانون های دانشجویی در تهران مبادرت به ایراد سخنرانی تحریک آمیز نموده لذا با اعزام او به کشور فرانسه مخالفت می شود . رئیس دایره بررسی ۳۲۳ رئیس اداره سوم عملیات و بررسی ساواک۱ از مدیر کل اداره سوم ( ثابتی ) به ریاست ساواک خراسان ، اعزام دکتر علی شریعتی به کشور فرانسه از نظر این اداره کل به مصلحت نمی باشد . امید آنکه آقای روحانی پاسخ خود را درباره سوالات مطروحه در بند ((ج)) صفحه ۱۸۲ کتاب نهضت امام خمینی ، دایر بر اینکه (( جز آنچه میان او و پرویز ثابتی در دیدار چهار ساعته ای که داشتند در پرونده او اورده نشده است . آیا بی تردید می توان گفت که ثابتی پیرامون این دیدار گزارشی به مقالات بالا نداده است ؟! چه نکته های فوق سری در این گفتگوها نهفته بوده که مقامات ساواک حتی از بایگانی کردن گزارش آن نگران بوده اند ؟ )) شما را به خدا به مظلومیت شریعتی توجه کنید که تا کجا بایستی جوابگوی آقای سید حمید روحانی باشد . خود ایشان برای خود سوالاتی طرح می کند و سپس خود پاسخ می دهد و برای ساواکی که اختیارات مطلق از طرف شاه داشته است نوعی (( احساس نگرانی )) جعل می کند و از این بابت شریعتی را محکوم و عامل ساواک به شمار می آورد . مانند مطالب زیرنویس صفحه ۱۸۰ کتاب ، ۱٫ اسناد سفارت امریکا اگر به طور کامل از سوی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام انتشار یافته بود شاید برخی از این راز و رمزی که پیرامون شریعتی وجود دارد رو می شد و چهره نامبرده بهتر برملا می گردید . بی تردید نتوان پذیرفت که با وجود جار و جنجال و بگومگوهایی که در ازای یک دهه پیرامون شریعتی در ایران به راه افتاده بود سفارت امریکا هیچ گونه گزارشی نداشته و دید منفی یا مثبتی درباره او اظهار نکرده است . مرحبا به این داوری و این انصاف . شریعتی به اسناد نداشته در سفارت امریکا در شرایطی و موقعیتی که دانشجویان تمامی اوراق خرد شده و داخل سطل های زباله را هم با حوصله سرهم کرده و پس از ترجمه در مجلات زیادی چاپ کرده اند و معهذا نامی از دکتر شریعتی در بین نبوده است باز هم به همین دلیل که نامی از شریعتی در بین نبوده به زغم آقای روحانی خود دلیل امریکایی بودن شریعتی است !!! واقعا جف القلم . ۱٫ صفحه ۱۹۲ جلد ۲ اسناد
منابع : کتاب : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی) نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com) وقتی عشق فرمان می دهد ، محال سر تسلیم فرو می آورد. - از دکتر علی شریعتی + Shariati.Nimeharf.com در همین راستا : «دکتر شریعتی» در فیس بوک خوراک «دکتر شریعتی» © اِنی کاظمی برای دکتر علی شریعتی, | Permalink | |
| نامه استاد مطهری به آیت الله خمینی درباره شریعتی Posted: 02 Apr 2011 04:56 AM PDT استاد مطهری با مشاهده جو مخالفت بر ضد خودش نامه ای در سال ۱۳۵۶ به ایت اله خمینی می نویسد۱ و ضمن اشاره به مراسم چهلم شریعتی در مشهد می گوید : اخیرا می بینم گروهی که عقیده و علاقه درستی به اسلام ندارند و گرایش های انحرافی دارند با دسته بندی وسیعی درصدد این هستند که از او بتی بسازند که هیچ مقام روحانی جرات اظهار نظر در گفته های او را نداشته باشد . این برنامه در مراسم چهلم او در مشهد متاسفانه با حضور برخی از دوستان خوب ما و بیشتر در ماه مبارک رمضان در مسجد قبا اجرا شد۲ . مرحوم مطهری در بخش دیگری از این نامه خطاب به ایت اله خمینی می نویسد : برای شناختن ماهیت این شخص لازم است که حضرت عالی مجموعه مقالات او را در کیهان که یک سال و نیم پیش چاپ شد شخصا مطالعه فرمایید . این مقالات دو قسمت است : یک قسمت بر ضد مارکسیسم است که مقالات خوبی بود و ایرادهای کمی از نظر معارف اسلامی داشت . ولی قسمت دوم مقالاتی بود درباره ملیت ایرانی ( و مستقلا ماشین شده ) و در حقیقت فلسفه ای بود برای ملیت ایرانی و قطعا تاکنون احدی از ملیت ایرانی به این خوبی و مستند به یک فلسفه امروز پسند دفاع نکرده است . شایسته است نام ان را ” فلسفه رستاخیز ” بگذاریم . خلاصه این مقالات که یک کتاب می شود این بود که ملاک ملیت ، خون و نژاد که امروز محکوم است نیست . ملاک ملیت فرهنگ است و فرهنگ به حکم این که زاده فرهنگ هر قوم روح آن قوم و شخصیت اجتماعی آن ها را می سازد . خود و ” من ” واقعی هر قوم فرهنگ آن قوم است . هر قوم که فرهنگ مستمر نداشته نابود شده است . ما ایرانیان فرهنگ دو هزار و پانصد ساله داریم که ملاک شخصیت وجودی ما و من واقعی ما و خویشتن اصلی ماست . در طول تاریخ حوادثی پیش امد که خواست ما را از خود واقعی ما بیگانه کند ولی ما هر نوبت به خود آمدیم و به خود واقعی بازگشتیم . آن سه جریان عبارت بود از حمله اسکندر ، حمله عرب و حمله مغول . در این میان بیش از همه درباره حمله عرب بحث کرده و نهضت شعوبیگری را تقدیس کرده است . آن گاه گفته اسلام برای ما ایدئولوژی است نه فرهنگ ، اسلام نیامده که فرهنگ ما را عوض کند و فرهنگ واحدی به وجود آورد بلکه تعداد فرهنگ ها را به رسمیت می شناسد همان طوری که تعداد نژادی را یک واقعیت می داند ، آیه کریمه ” انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا … ” که اختلافات نژادی و اختلافات فرهنگی که اولی ساخته طبیعت است و دومی باید به جای خود محفوظ باشد ادعا کرده که ایدئولوژی ما روی فرهنگ ما اثر گذاشته و فرهنگ ما روی ایدئولوژی ما لهذا ایرانیت ما ایرانیت اسلامی شده است و اسلام ما اسلام ایرانی شده است . با این بیان عملا و ضمنا – نه صریحا – فرهنگ واحد به نام فرهنگ اسلامی را انکار کرده است و صریحا شخصیت هایی نظیر بوعلی و ابوریحان و خواجه نصیرالدین و ملاصدرا را وابسته به فرهنگ ایرانی دانسته است .
۱٫ بنا به نوشته رسول جعفریان ، این نامه در شرایطی نوشته شده است که شهید مطهری سخت به شریعتی بدبین شده بود . جریانها و جنبشهای سیاسی – مذهبی ایران ص ۲۹۷ ۲٫ سیری در زندگانی استاد شهید مطهری ص ۸۲ یعنی فرهنگ این ها ادامه فرهنگ ایرانی است . این مقالات بسیار خواندنی است و در انتساب آنها به او شکی نیست۱ .
منابع : کتاب : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی) نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com) وقتی عشق فرمان می دهد ، محال سر تسلیم فرو می آورد. - از دکتر علی شریعتی + Shariati.Nimeharf.com در همین راستا : «دکتر شریعتی» در فیس بوک خوراک «دکتر شریعتی» © اِنی کاظمی برای دکتر علی شریعتی, | Permalink | |
| پاسخ شریعتی به برخی از انتقادها Posted: 01 Apr 2011 11:47 AM PDT علی خود در پاره ای موارد به بعضی از انتقادات پاسخ داده است : (( … و از این همه گفته و نوشته من از اولی که قلم به دست گرفته ام و زبان به سخن گشوده ام ، در عشق به خاندان پیغمبر و ان همه نظریه های علمی و اعتقادی و تاریخی تازه در عظمت علی (ع) و اصالت مکتب علی از این همه گفته و نوشته در نظر آن عده که از روی کتاب و تحقیق و بررسی مستقیم درباره کسی قضاوت نمی کنند و یا اصلا اهل این کار نیستند و نمی توانند بخوانند و بفهمند و فقط آنچه را از پس پرده می گویند و حرف های همان آقای ” می گویند ” را تکرار می کنند هیچ کدام نشانه شیعه بودن من نمی شود ! )) (( … بنابراین ناچارم از مراد محبوبم ابوذر غفاری که اسلام و تشیعم و آرمانم و دردم و داغم و شعارم را از او گرفته ام تقلید کنم که وقتی در مدینه و شام فریاد برآورد و تندرویهایی کرد که ” هیچ مصلحت نبود ” ! و به جای آنکه به شیوه ” اهل علم و تحقیق و نقد ” بنشیند و خیلی آرام و آهسته آهسته و با ” نزاکت ” و ” بی سر و صدا ” ، ” حقایق ” را برای عده ای از خواص و اهل تحقیق مطرح کند آن هم در لفافه تعبیراتی که ” کسی بو نبرد ” و اشکالاتی هم ایجاد نکند استخوان پای شتری را از کوچه برمی دارد و یکراست به سراغ خلیفه ” رسول الله ” می رود و بر امیر المومنین ! فریاد می زند : ای عثمان فقرا را تو فقیرتر و اغنیا را تو غنی تر کردی و … ))۲ (( … آدمی مثل من در این جامعه برای این که مردم را اگاه کند که چه عقایدی دارد ؟ دین و مذهبش چیست ؟ درباره خدا ، فردا ، پیغمبر ، قرآن ، امام ، علی و عمر ، ابوذر ، عبدالرحمن عوف ، حسین ، یزید ، امام موعود ، دجال ، نیایش ، حج ، امامت ، عدالت و … چه می اندیشد و چه می گوید ؟ تنها وسیله ای که دارد یکی گفتن است یکی نوشتن . اما در محیطی که نه عوامش و نه خواصش هیچ کدام عادت ندارند که نه بشنوند نه بخوانند وی چه کاری می تواند بکند ؟ ))۳ مثلا می گویند : در کتاب اسلام شناسی فصل پایه های اسلام آنجا که از شوری سخن گفته ای مسئله وصایت را روشن مطرح نکرده ای و از حق علی و احقیت او سخن نگفته ای . راست است . ۱٫ کیهان پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ ۲٫ م . آ ۲۲ ص ۳۰۰ ۳٫ همان ص ۲۹۶ ولی در مقدمه گقته ام که این پایه ها را از فرید وجدی گرفته ام و این درس تاریخ اسلام من است در دانشکده نیم سال اول و نیم سال دوم تمام را به بحث وصایت و مسئله سقیفه و اصل امامت اختصاص داده ام که پلی کپی شده است و همه جاه هست . گذشته از آن در این فصل که پایه های اعتقادی اسلام را از فرید وجدی نقل می کنم مطرح نکرده ام ولی در همین اسلام شناسی آنجا که سیره پیغمبر را از خود نوشته ام ده ها جا از احقیت علی ، ضعف های خلفا ، باند ابوبکر علیه علی ، و ضرورت وصایت پیغمبر درباره علی و داستان مفصل غدیر و محکومیت اصل بیعت و شوری یا دمکراسی در حکومت ده ها صفحه نوشته ام . گذشته از آن من درباره امامت ، اهل بیت ، عقاید و سرگذشت تاریخی شیعه منتشر شده آن هم با تیراژهای ده هزار و بیست هزار و بیشتر از پنجاه ساعت سخنرانی و بحث و انتقاد درباره تشیع از من ضبط است و هزارها نوار همه جا پخش است و همه بچه مدرسه ها هم که چشم و گوش دارند و غرض و مرض هم ندارند بیش و کم نظریات مرا درباره شیعه می دانند و همه جا مطرح است …۱ در جای دیگر چنین می گوید :۲ من از مرز این دو کتاب۳ و حتی همه کتب اهل سنت گذشته ام و نه تنها کتب تاریخی شیعه بلکه تفاسیر و کتب حدیث و متن نهج البلاغه را نیز جستجو کرده ام و کوشیده ام تا دور از تعصب های فرقه ای و تقلید و تکرار قضاوت های رایج و قالبی واقعیت تاریخی را آن چنان که روی داده و بوده است پیدا کنم . و این است که اگر خواننده ای منصف و اگاه به مواردی چون : علی در احد (ص ۱۸۳ ) علی در حنین (۳۱۸) خشم علی (۳۶۰) ماموریت ویژه علی در ابلاغ برائت (۳۸۰) ورود علی از یمن و استثنا شدن علی (۴۱۹) سرنوشت امت پس از پیغمبر (۴۲۳) امامت و علی (۴۲۷) باند پنجاه ساله ابوبکر در برابر علی (۴۳۱) غدیر خم آیه اکمال دین پس از خطبه غدیر (۴۳۲) کارشکنی در اعزام سپاه اسامه (۴۳۳) توطئه علیه انجام وصیت پیام ساکت پیغمبر : سر پیغمبر بر سینه علی (۴۴۶) تنها علی پاسخ می گوید (۴۹۰) باند ابوبکر (۴۹۳) ابوذر (۴۹۵) علی و ابوذر (۵۸۱)… فقط در همین کتاب اسلام شناسی نگاهی بیفکند خواهد دید که من تا چه حد از کتب اهل سنت مستقل بوده ام و خواهد دید که تا چه اندازه توانسته ام (( تشیع )) را از زبان و قلم و اسناد معتبر اهل تسنن استخراج کنم و خواهد دید که (( مرگ پیغمبر )) را چرا عنوان فصلی قرار می دهم که از یک سال پیش از مرگ آغاز می شود و چگونه خواسته ام به طور غیر مستقیم و مستقیم (( تصویر علی )) را در (( سیمای پیامبر )) و (( گرایش به علی )) را در همه حالا و رفتار و گفتار و حتی تصمیمات سیاسی و نظامی وی به خصوص در طول یک سال آخر عمرش نشان دهم ؟۴ … مجموعه حرفهایی که من در این چند سالی که به سخن درآمده ام با امکانات بسیار اندک گفته ام و مجموعه امکاناتی که من در این جامعه دارم همین است که چند تا دانشجو از من بخواهند برایشان صحبت بکنم و دیگر هیچ ! ۱٫ م . آ ۲۲ ص ۲۹۷ ۲٫ همان ص ۲۹۵ ۳٫ مقصود سیره ابن هشام و تاریخ طبری است . ۴٫ همان ص ۲۹۵ آن هم در هر سالی یک دفعه و ان هم در هر دانشکده ای شاید هر بیست سال یک دفعه ! مسائلی را که مطرح می کنم بدون این که یک پایگاه مدافع داشته باشم به عنوان نماینده آن گروه (( تنها )) و (( آواره )) می گویم از هر دو طرف با توطئه بسیار دقیق و همدستی و نقشه بسیار ماهرانه و با داشتن همه امکانات تبلیغ ، کوبیده و مسخ و تحریف می شود و آن وقت در چنین جایی می بینم گاه به اندازه یک فرد که وقتی در یک روزنامه به او فحش می دهند طبق قانون مطبوعات می تواند اعتراض و انکار کند امکان ندارم!۱ در همین مجله نگین می خوانم۲ که یک نفر یک کتاب مرا نقد کرده۳ ، اول خودش گفته که من به محتویات کتاب کار ندارم چیز تازه ای می شنوم ! مثل این است که بگوید بنده می خواهم یک آدمی را بزنم ولی به محتویات فکر و عقل و احساس و قلب و شعورش کاری ندارم ! پس به چی کار داری ؟! کتاب یعنی محتویاتش به جلدش می خواهی حمله کنی ؟! البته دو تا ایراد گرفته : یکی این که قرتی را در این کتاب با تای دسته دار نوشتی ، در صورتی که جناب آقای جمال زاده در سویس کتابی راجع به لغات عامیانه در توده های مردم در سویس ! نوشته که انجا با تی دو نقطه نوشته . گفتم راست می گویی من املای این کلمه را باید از شما یاد بگیرم ! دیگر این که پل چینتو که نوشته ای در یک کتاب آلمانی خواندم که چینوت است ! به همین دو دلیل . بعد هم شروع کرده به خود من حمله کرده به جای کتاب ! و بعد هم معلوم می شود که کتاب را نخوانده یا نفهمیده . این مهم نیست مهم این است که یک مرتبه می بینم از یک دید خاص هر دو قطبی که ظاهرا هیچ ارتباطی با هم ندارند و همیشه با هم مبارزه می کنند (دین و کفر !) هر دو با هم شروع می کنند به حمله کردن . من ، نه منبر و محراب دارم که در تکیه ها و روضه ها و بازار بتوانم به مردم بگویم آقا ! این اصلا جعل است و جمله من این نیست و معنی حرف من چیز دیگر است و دروغ گفته شده است و نه در میان روشنفکران رسمی مملکت که قالب های مشخص و ارزش های شناخته شده و همچنین وسایل دفاع و تبلیغ دارند چیزی دارم . به طوری که یکی از دانشجویان من در برابر همین مقاله یک مقاله ای نوشته بود و به همین مجله که از مجلات روشنفکر ایران است داده بود گفته بود چاپ نمی کنیم !خوب وقتی تو بتوانی چاپ کنی و ما نتوانیم چاپ کنیم سرنوشت ما معلوم است ! به قول سعدی : گدایی به در خانه صاحب نعمتی رفت … حملات مختلف که از چپ و راست به علی می شد هرگز نتوانست در روحیه او اثر بگذارد و یا کارش را متوقف سازد . اما حمله هایی که از طرف وابستگان به مذهب به او می شد فوق العاده در روحش اثر نامطلوب می گذاشت و او را متاثر می ساخت به قول خودش : آنها که باید مرا بنوازند می زنند آنها که باید همگام باشند سد راهم می شوند آنها که باید حق شناسی کنند حق کشی می کنند آنها که باید دستم را بفشارند سیلی می زنند انها که باید در برابر دشمن دفاع کنند پیش از دشمن حمله می کنند و آنها که باید در برابر سمپاشی بیگانه ستایشم کنند تقویتم کنند امیدوارم کنند و تبرئه ام کنند سرزنشم می کنند تضعیفم می کنند نومیدم می کنند تا در راه تو از تنها پایگاهی که چشم یاری ای دارم و پاداشی نومید شوم۴ . ۱٫ م . آ ۲۲ ص ۳۱۱ ۲٫ م . آ ۳۱ صص ۳۰۸و ۳۰۹ ۳٫ منظور کتاب کویر است ۴٫ م . آ ۱۹ صص ۵و۶ (( شریعتی – من اصراری ندارم به خودم مارک بزنم ، مارکهای رایج و آلامد . اگر کسی از روی این اصطلاحات رسمی آدم را می شناسد و قضاوت می کند به چه کار من می آید که خودم را برایش معرفی کنم . آنچه من دارم در همه آثارم بر ان تکیه کرده ام بسیار روشن تر و صریح تر و قاطع تر از آن است که خواننده آنها برایش چنین ابهامی یا سوالی پیش آید . به خصوص که من عقده چنین القاب روشنفکرانه ای را ندارم . مسلمانم و اسلامم اسلام ابوذر و خلاص ! …۱ مرد پاک را نیز زندگی و زمان تنها نمی گذارد زندگیش از او دفاع می کند زمان تبرئه اش می کند پلیدان هرگز پاکدامنی را نمی توانند آلود هر چند سنگ ها را بسته و سگ ها را رها کرده باشند ! ۲ آری علی چنین شد ، پس از تو نیز آمدند و گفتند و نوشتند … و تو دیگر نبودی تا پاسخ گویی که اگر هم بودی پاسخ نمی دادی و بنا به گفته خودت : (( از ان دسته از انسان های حقیری نیستم که برای دفاع از خود جوش می زنند )) و زندگی تو با تمام قدرت از تو دفاع کرد و ان مردم که به قول خودت همیشه صمیمی و صادق بودند در آیینه زلال اندیشه و قلب خویش این آشنای هم خون وهم خاک را محک زدند حس کردند و سنجیدند اینک علی شریعتی نیازی به تریبونی بلند و بلندگوهای قوی ندارد . وکیل او مردم اند … و چه نیکو وکیلی ! در این کتاب بی آنکه نیازی به هیچ کلام اضافی باشد از بان همان وکیل یاران گوشه هایی از زندگی کوتاه اما پربار او را تصویر کرده ام . تقدیم به عزیزترین عزیزانش : مردم وطنش ! ۱٫ م . آ ۳۳ جلد دوم ص ۱۰۵۸ ۲٫ م . آ ۱۳ ص ۲۸۲
منابع : کتاب : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی) نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com) وقتی عشق فرمان می دهد ، محال سر تسلیم فرو می آورد. - از دکتر علی شریعتی + Shariati.Nimeharf.com در همین راستا : «دکتر شریعتی» در فیس بوک خوراک «دکتر شریعتی» © اِنی کاظمی برای دکتر علی شریعتی, | Permalink | |
| You are subscribed to email updates from دکتر علی شریعتی To stop receiving these emails, you may unsubscribe now. | Email delivery powered by Google |
| Google Inc., 20 West Kinzie, Chicago IL USA 60610 | |








هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر