428The_Godfather_II_2The%20Godfather273TheGodfather2020305The_Godfather_II_1

Go English

سه‌شنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۹

انجمن ام تی ان ایرانسل - كشته شدن مرد تیراندازی كه 4 نفر از دوستانش را كشته بود+تصویر

همه چیز خیلی ناگهانی اتفاق افتاد. چند ماهی بود كه كیان به عنوان مامور محافظت از اراضی جنگلی در سه راهی «مسگره» كرمانشاه مشغول به كار شده بود. او و همكارانش باید از منابع طبیعی و اراضی حفاظت می‌كردند. چون محل كوهستانی بود و جنگل‌های زیادی داشت، افراد سودجو در این منطقه دست به قطع درختان می‌زدند تا با آنها زغال تهیه كنند. كار كیان و همكارانش هم محافظت از زمین‌های زراعی و مبارزه با قاچاقچیان و افرادی بود كه درختان را قطع می‌كردند.

 

آغاز جنایت بهمن
هشت سال پیش بود كه خبر رسید منابع طبیعی دیگر با كیان قرارداد نمی‌بندد و او باید تسویه حساب كند. مرد جوان اصلا انتظار چنین اتفاقی را نداشت. با اینكه از اول به عنوان نیروی قراردادی شروع به كار كرده و به او گفته شده بود كه در صورت عدم تمایل اداره به ادامه همكاری باید با آنجا تسویه حساب كند اما نمی‌توانست از كارش دست بكشد.

مرد جوان به خاطر از دست دادن كارش ناراحت و عصبانی بود. هر چه تلاش كرد فایده‌ای نداشت و او باید هرچه زودتر اداره را برای همیشه ترك می‌كرد. وقتی همه تلاش كیان برای ماندن در اداره بی‌نتیجه ماند، تصمیم گرفت به دستور مسوولان اداره عمل كند و به همین دلیل برای جمع كردن وسایلش به پاسگاه رفت. صبح آخرین روز بهمن بود و سرمای زمستان بیداد می‌كرد. مرد جوان عصبانی بود و همه را مقصر این پیشامد می‌دانست.


از دور پاسگاه و خودروی لندروور را دید. وجود خودرو یعنی اینكه همكارانش در پاسگاه بودند؛ همان‌هایی كه بارها همراهشان راهی ماموریت شده بود و خیلی خوب آنها را می‌شناخت. با اینكه دلش نمی‌خواست با همكارانش روبه‌رو شود اما چاره‌ای نبود. در را كه باز كرد، الله‌كرم، برزین، كاظم و عزیز را دید كه نشسته و مشغول انجام كارهایشان بودند. دلش به حال خودش سوخت. سه نفر آنها رسمی بودند و ترسی از بیكاری نداشتند و اسم نفر چهارم نیز در فهرست تعدیلی‌ها نبود.


كیان توی دلش به آنها حسودی می‌كرد و مدام سرنوشت شومش را سرزنش می‌كرد كه چرا قرعه اخراج باید به نام او می‌افتاد. همه افرادی كه داخل پاسگاه بودند، از اتفاقی كه افتاده بود خبر داشتند و برای كیان ناراحت بودند. به همین دلیل وقتی او وارد شد، هر كدام سعی می‌كرد به نوعی به مرد جوان دلداری دهد اما كیان آن‌قدر ناراحت بود كه ناگهان بی‌آنكه توجهی به همدردی دوستانش كند، اسلحه‌اش را برداشت و همه كسانی را كه در اتاق بودند به رگبار بست.

 

پاسگاه خونین
صدای شلیك پی‌در‌‌پی گلوله، سكوت صبحگاهی روستا را برهم زد. اهالی هراسان از خانه‌هایشان بیرون آمدند تا ببینند ماجرا از چه قرار است. صدای تیراندازی از پاسگاه محیط‌بانی بود. چند نفر از مردان ده روانه پاسگاه شدند. بی‌شك اتفاقی برای محیط‌بانان رخ داده بود و شاید هم هدف حمله قاچاقچیان قرار گرفته بودند. فاصله كمی تا پاسگاه بود. اهالی بعد از طی مسافتی به آنجا رسیدند. لاستیك‌های خودروی لندروور محیط‌بانان پنچر شده و شیشه پنجره‌های شكسته شده بود. هرچه اهالی محیط‌بانان را صدا زدند، كسی جواب نداد.

سكوت مرموزی داخل پاسگاه را در برگرفته بود. اهالی هرچه نزدیك‌تر می‌شدند، ترس بیشتری بر آنان چیره می‌شد. همه چیز غیر طبیعی بود. یكی از اهالی كه جلوتر از همه بود، الله‌كرم را صدا كرد. الله‌كرم قدیمی‌ترین محیط‌بان پاسگاه بود و شش ماه تا بازنشستگی‌اش مانده بود. اما باز هم كسی جواب نداد، وقتی وارد پاسگاه شد، نمی‌توانست آنچه را كه می‌بیند باور كند. همه جای پاسگاه به هم ریخته و بیشتر شیشه‌ها شكسته شده بود. وجود آثار خون در بعضی از جاها خبر از حادثه خونباری می‌داد.


به نوشته سرنخ؛ پیرمرد به سمت راست پاسگاه كه محل استراحت محیط‌بان‌ها بود، رفت. پنج استكان چای روی میز دیده می‌شد و درست پشت میز، جسد غرق در خون سه مرد افتاده بود. به نظر می‌رسید هر سه نفر آنها فرصت هیچ دفاعی نداشته و پیش از اینكه از روی صندلی بلند شوند، به ضرب گلوله كشته ‌شده‌اند. پیرمرد با دیدن این صحنه خشكش زده بود. او مات و مبهوت ایستاده بود و توان هیچ عكس‌العملی را نداشت كه در همین هنگام صدای خفیفی او را به خودش آورد و به سرعت به جست‌و‌جو در داخل اتاق استراحت پرداخت. او لحظاتی بعد الله‌كرم را دید كه غرق در خون گوشه‌ای افتاده بود و به سختی نفس می‌كشید.

 

مبارزه با مرگ
فریاد پیرمرد بقیه اهالی روستا را از حادثه‌ای كه رخ داده بود، با خبر كرد. دقایقی نگذشته بود كه صدای آژیر آمبولانس و ماشین‌های پلیس روستا را پر كرد. پیش از همه الله‌‌كرم كه هنوز نفس می‌كشید روی برانكارد قرار گرفت و با آمبولانس به بیمارستان طالقانی كرمانشاه انتقال داده شد. او از ناحیه شكم هدف اصابت گلوله قرار گرفته و در چندقدمی مرگ بود. مرد میانسال به محض رسیدن به بیمارستان، تحت عمل جراحی قرار گرفت و تلاش برای نجات جانش شروع شد.

حالا دیگر ماجرا رنگ و بوی جنایی به خود گرفته بود و به همین دلیل پای بازپرس و افسران جنایی كرمانشاه به پاسگاه محیط‌بانی باز شد. همه شواهد از این حكایت داشت كه محیط‌بان‌ها قربانی انتقام‌جویی شده‌اند اما اینكه افراد انتقامجو چه كسانی بوده‌اند، هنوز مشخص نبود. تنها مظنونانی كه وجود داشتند، قاچاقچیان بودند.


تحقیقات ماموران برای كشف راز جنایت با پرس‌و‌جو از مردم روستا ادامه یافت. هیچ‌كس در آن موقع از روز از آن منطقه عبور نمی‌كرد و شاهدی بر این جنایت وجود نداشت. از طرفی اجساد قربانیان پشت میزشان پیدا شده و یك استكان چای اضافی هم روی میز به چشم می‌خورد. این یعنی احتمالا قاتل یك نفر بوده كه از قبل با محیط‌بان‌ها آشنا بوده و با سوءاستفاده از همین آشنایی وارد پاسگاه شده و آنها را به رگبار بسته است.


در حالی كه این اطلاعات، معمای جنایت را پیچیده‌تر كرده بود، ماموران تصمیم گرفتند به انتظار درمان تنها شاهد جنایت یعنی الله‌كرم بنشینند. او كسی بود كه قاتل را دیده بود و می‌‌توانست رازگشای جنایت باشد.

 

جنایت مرد عصبانی
الله‌كرم بعد از عمل جراحی به بخش مراقبت‌های ویژه انتقال یافت و چند ساعت بعد به هوش آمد. او با اینكه توانایی صحبت كردن نداشت اما باید تحت بازجویی قرار می‌گرفت تا این معمای سر به مهر حل باز شود؛ «كار كیان بود. در پاسگاه نشسته بودیم كه كیان به آنجا آمد. خیلی غمگین بود و از شدت عصبانیت نمی‌توانست حرف بزند. بعد به روی ما اسلحه كشید و شروع به تیراندازی كرد.» حرف‌های الله‌كرم بود، تنها بازمانده حادثه خونین آخرین روز بهمن.

حرف‌های الله‌كرم ماموران پلیس را شوكه كرده بود. او ادامه داد:‌ «وقتی كیان به پاسگاه آمد، آرام روی صندلی نشست و بدون هیچ حرفی به ما نگاه می‌كرد. بچه‌ها دور میز، كنار او نشستند و شروع به صحبت كردند تا او را دلداری دهند اما نمی‌دانم چه شد كه ناگهان كیان شروع به داد و فریاد كرد و بدون اینكه به ما اجازه هیچ عكس‌العملی بدهد، شروع به تیراندازی كرد.»


الله‌كرم گفت: «من پشت به او ایستاده بودم اما فرصتی برای هیچ حركتی نداشتم. او شلیك می‌كرد و بچه‌ها یكی یكی روی صندلی‌هایشان می‌افتادند و خون همه جا را پر كرده بود. كیان سپس به طرف من برگشت و ماشه را چكاند. همان موقع روی زمین افتادم، اما زنده بودم و همه چیز را می‌دیدم. وقتی كیان از مرگ ما مطمئن شد از پاسگاه بیرون رفت. چند دقیقه بعد صدای چند تیر و حركت خودرویش را شنیدم. از لای در دیدم كه به چرخ‌های لندروور شلیك كرده است. چند دقیقه بعد بود كه مردم سر رسیدند و من به بیمارستان منتقل شدم.» الله‌كرم پنج روز بعد از اینكه قاتل محیط‌بان‌ها را به پلیس معرفی كرد، روی تخت بیمارستان تسلیم مرگ شد.

 

جایزه میلیونی
حرف‌های شاهد حادثه و مدارك موجود در صحنه جنایت كافی بود تا برای كیان به اتهام قتل دستور بازداشت صادر شود. به این ترتیب پرونده در اختیار اداره پلیس قرار گرفت و تحقیقات برای دستگیری مرد جنایتكار شروع شد. مثل تمام پرونده‌هایی كه متهم آنها فراری است، كارآگاهان به سراغ خانواده كیان رفتند اما او پس از جنایت متواری شده بود و خانواده‌اش نیز از او بی‌خبر بودند.

«پیدا كردن كیان برای پلیس كار سختی بود؛ چرا كه منطقه كوهستانی و جنگلی بود و تعقیب و گریز هم كاری دشوار.» جانشین فرمانده انتظامی استان كرمانشاه این را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «ماموران در نخستین اقدام به شناسایی افرادی پرداختند كه با كیان در ارتباط بودند. به این ترتیب حلقه محاصره كیان تنگ تر شد و سرانجام ماموران به سرنخ‌هایی از محلی كه او در آنجا مخفی شده بود، دست یافتند. چند روز بعد از جنایت، كیان در محاصره پلیس قرار گرفت اما به دلیل آشنایی با كوهستان توانست از راهی مخفی فرار كند.»


سرهنگ دولتی ادامه می‌دهد: «بعد از فرار متهم، كارآگاهان دست از تحقیقات برنداشتند و به بررسی‌های خود ادامه دادند. پلیس هرگاه سرنخی از متهم به دست می‌آورد و در چند قدمی او قرار می‌گرفت، ناگهان كیان پا به فرار می‌گذاشت و به این ترتیب عملیات دستگیری او به درازا كشید. زمانی كه ماموران از تعقیب و گریز به نتیجه‌ای نرسیدند با چاپ تصویر كیان در روزنامه‌ها و پخش اعلامیه‌هایی در شهر برای پیدا كردن متهم فراری، جایزه تعیین كردند. عكس كیان روی دیوارهای كرمانشاه و شهرهای اطراف آن چسبانده شد و شبكه‌ تلویزیونی محلی تصویر او را نشان می‌داد و از مردم می‌خواست كسی كه از مخفیگاه او خبر دارد به اداره آگاهی مراجعه كند و جایزه میلیونی دریافت كند.»

 

دستگیری مرگبار
اما جایزه هم نتوانست پلیس را به متهم فراری برساند. كیان كوهستان را خوب بلد بود و تنها جایی كه می‌توانست در آن پناه بگیرد كوهستان بود. با این حال چندین بار رد متهم در كوهستان‌های اطراف با كمك مردم به دست آمد ولی هر بار كه پلیس منطقه را محاصره ‌كرد، مرد جنایتكار توانست با استفاده از آشنایی‌اش با محیط از محاصره ماموران فرار كند.

تعقیب و گریز هشت ساله ادامه داشت تا اینكه عملیات اطلاعاتی پلیس كرمانشاه به‌نتیجه رسید و سرنخ تازه‌ای از متهم فراری به دست آمد. سرانجام 20 آذر امسال ماموران رد او را در روستای «شینه» از توابع دهستان «عثمانوند» به دست آورده و سریع اعلام كمك كردند.

كیان یك متهم خطرناك بود كه احتمال داشت برای فرار از دست پلیس دست به هر كاری بزند. به همین دلیل تیم‌های عملیاتی راهی مخفیگاه او شدند تا قبل از اینكه وی بار دیگر موفق به فرار شود، او را دستگیر كنند.

ماموران هشت ساعت در كمین نشستند و در این مدت همه رفت و آمدها به مخفیگاه كیان را زیر نظر گرفتند. سرانجام نیروهای كمكی هم از راه رسیدند و حالا همه چیز برای شروع عملیات دستگیری آماده بود. ماموران تصمیم گرفتند منتظر بمانند تا هوا كاملا تاریك شود و به محض تاریك شدن هوا، علمیات كلید خورد.


یكی از ماموران بلندگویی به دست گرفت و با گفتن این جمله كه «‌اینجا در محاصره پلیس است»، از كیان خواست بدون هیچ مقاومتی دست‌هایش را روی سرش بگذارد و خودش را تسلیم كند.

«ماموران با آنكه می‌دانستند كیان خیال تسلیم شدن ندارد ولی چندین بار به او هشدار دادند تا خودش را تسلیم كند. اما متهم 49 ساله بدون توجه به اخطارهای پلیس در مقابل ماموران ایستاد و با اسلحه‌ای كه در دست داشت، شروع به تیراندازی به سوی ماموران كرد.»

ماموران باید كاری می‌كردند تا از فرار دوباره مرد جنایتكار جلوگیری شود. به این ترتیب درگیری مسلحانه شروع شد و ماموران با رعایت قانون به كارگیری سلاح، شروع به تیراندازی به سوی متهم كردند تا مانع از فرار او شوند. لحظاتی بعد از شروع درگیری مسلحانه، مرد جنایتكار هدف گلوله پلیس قرار گرفت و نقش زمین شد. او كه از ناحیه پا و شكم مجروح شده بود، بعد از 10 دقیقه درگیری مسلحانه دستگیر و به سرعت به بیمارستان طالقانی كرمانشاه انتقال یافت. با انتقال متهم به اتاق عمل، تلاش برای نجات جان او شروع شد اما شدت خونریزی و جراحاتی كه به او وارد شده بود به حدی بود كه مرد جنایتكار دو ساعت بعد از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داد.


سرهنگ دولتی ادامه می‌دهد: «وقتی ماموران كیان را دستگیر كردند، در بازرسی از او یك قبضه سلاح كلاشنیكف همراه چهار خشاب و 102 فشنگ جنگی، یك دوربین شكاری و مقداری مواد مخدر از نوع تریاك كشف كردند كه با مرگ وی، این پرونده برای همیشه بسته شد


منبع:آینده نیوز

www.ayandenews.com

--
برای نظر دادن همین میل را
Reply to all
بزنید و بدون تغییر دادن موضوع ، نظر خود را اضافه کنید
 
این ایمیل را برای دوستان خود ارسال کنید

** مسئولیت محتویـــــات این ایمیل متوجه فرستنده آن مـــی باشد **
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دریافت این پیام بدلیل ثبت نام شما در گروه "ام تي ان ايرانسل" است
جهت ارسال ایمیل به این گروه، ایمیل را ارسال کنید به:
 
mtnirancell@googlegroups.com
 
برای لغو ثبت نام در این گروه، یک ایمیل ارسال کنید به:
 
mtnirancell-unsubscribe@googlegroups.com
 
برای سایر گزینه ها، به این گروه مراجعه کنید در:
 
http://groups.google.com/group/mtnirancell?hl=fa
 
-_-_-_-_-_- گروه مستقل ام تی ان ایرانسل -_-_-_-_-_-
 
سپاسگزاریم، مدیریت انجمن ام تی ان ایرانسل گــــــو گل - مهرداد ، کیـان و " شما "
 
شما خود ، مدیر گروه هستید..
 
ارتباط با مدیریت گروه
http://groups.google.com/group/mtnirancell/post?sendowner=1&hl=fa_US&pli=1
 
..::.. دیدگانت را بشوی. دنیا را همانگونه که هست ببین..::..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

CopyRight © 2006 - 2010 , GODFATHER BAND - First Iranian News Portal , All Rights Reserved