وضعیت وخیم گلپریپور و محیالدین آزادی در پی اعتصاب غذا
اخبار زندانیان سبز
جرس: وضعیت جسمی حبیبالله گلپری پور در نوزدهمین و محیالدین آزادی در چهاردمین روز اعتصاب غذا بسیار وخیم گزارش شده است.
حبیب الله گلپری پور از روز چهارشنبه ۲۲ اردیبهشت ماه و محیالدین آزادی، فعال حقوق بشر دربند، از تاریخ ۲۹ اردیبهشت ماه در اعتصاب غذای کامل به سر میبرند.
به گزارش رهانا، حبیب الله گلپریپور شهروند کرد اهل سنندج که به اتهام محاربه از سوی دادگاه انقلاب مهاباد به اعدام محکوم شده، در اعتراض به صدور این حکم و همچنین محدودیتهای اعمال شده و شرایط نامناسب زندان مهاباد در اعتصاب غدای نامحدود به سر میبرد.
همچنین محی الدین آزادی فعال مدنی و حقوق بشر که از بیماریهای جسمانی حادی رنج میبرد در اعتراض به عدم درمان و رسیدگیهای لازم از روز چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غدا زده است و در شرایط نامناسب جسمانی به سر میبرد.
منابع خبری کرد گزارش کردهاند که این دو زندانی بر اثر اعتصاب غذا وضعیت بسیار بدی دارند و جانشان به شدت در معرض خطر است. گلپریپور در اثر تحلیل بدنی هوشیاری خود را از دست داده و هماکنون در بیهوشی کامل به سر میبرد.
مریم اکبری منفرد به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد
مریم اکبری منفرد، از بازداشتشدگان وقایع پس از انتخابات، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، به ۱۵ سال حبس در زندان رجاییشهر محکوم شد.
صلواتی، قاضی شعبه ۱۵، زمان ابلاغ حکم به این زندانی سیاسی گفته که این حکم با "رعایت رافت اسلامی" صادر شده است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، اکبری منفرد، سه فرزند خردسال دارد و خانهدار است. وی دهم دیماه، طی یورش نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد. این حکم به اتهام "محاربه" صادر شده، در حالی که این زندانی سیاسی بارها اتهامات وارده را رد کرده است.
مریم اکبری منفرد، که چند تن از اعضای خانوادهاش از زندانیان سیاسی دهه شصت بودهاند و چهار نفر از آنها اعدام شدهاند، تا روز ۲۲ بهمن در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ به سر برد و با وجود انتقال به بند عمومی، همچنان بدون تبدیل تا تمدید قرار بازداشت در زندان اوین است.
بازداشت شش دانشجوی کرد در سنندج
نیروهای امنیتی در دانشکده فنی و مهندسی یزدان پناه سنندج طی هفته گذشته اقدام به بازداشت حداقل شش دانشجوی کرد اهل شهر کامیاران کردهاند، این نیروها هم چنین اقدام ناموفقی در بازداشت آزاد کمانگر دیگر دانشجوی این دانشگاه و خواهر زاده فرزاد کمانگر داشته اند.
به گزارش هرانا، دهها دانشجوی دانشکده فنی و مهندسی یزدان پناه سنندج با برگزاری مراسم در محوطه دانشگاه و خواندن سرود، یاد جانباختگان 19 اردیبهشت را گرامی داشته اند که به دنبال برگزاری این مراسم دست کم 6 دانشجوی کرد اهل کامیاران توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی بازداشت و در ساعات اولیه برخی از آنها آزاد شدند.
این نیروها همچنین روز پنج شنبه هفته گذشته به خانه خواهر فرزاد کمانگر یورش برده و ادعا کرده اند که دستور جلب فرزند خانواده، آزاد کمانگر دانشجوی رشته عمران دانشکده فنی یزدان پناه سنندج را با خود دارند، آنها ضمن تفتیش منزل از خانواده وی خواستند در صورت بازداشت وی جهت توضیح پاره ای از مسائل به اداره اطلاعات سنندج مراجعه کند.
ضرب و شتم رضا ملک در زندان اوین توسط گارد زندان
رضا ملک شنبه هفته گذشته توسط مامورین زندان اوین مورد ضرب و شتم شدید، تا حد شکستگی دنده قرار گرفته و در وضعیت نگران کنندهای به سر میبرد.
شنبه گذشته ۸ خرداد به یکباره در سلول باز شده و مامورین مسلح گارد زندان به همراه باباپور، رییس بند ۲۴۰، وارد سلول رضا ملک شده با زدن دستبند قپانی و چشمبند به این پیرمرد ۷۰ ساله اقدام به ضرب و شتم این زندانی در اتاق بازجویی بند ۲۴۰ میکنند.
به گزارش رهانا، رضا ملک (ملکیان) که به شدت زیر ضرب و شتم و باتوم گارد زندان بوده با شکستگی دنده مواجه شده از هوش میرود. در حال حاضر ملک در شرایط وخیم جسمانی که بیم هر اتفاق ناگواری میرود دگربار به بند ۸ بازگردانده شده ولی مسئولان زندان از هرگونه رسیدگی پزشکی به وی خودداری میکنند.
رضا ملک، مامور سابق وزارت اطلاعات است به دلیل کوشش در جهت افشای قتلهای زنجیرهای از تیر ماه سال هشتاد بازداشت شده است. وی پس از شکنجههای مستمر که باعث تهی شدن دهان وی از دندان شده و پس از تحمل حدود شش سال انفرادی و زندان در بند ۲۰۹ اوین از حدود یک سال و نیم پیش به بند عمومی زندان قزل حصار و آنگاه اوین انتقال یافته است.
این مامورسابق منتسب به جناح چپ وزارت اطلاعات که توسط دادگاه نظامی تهران به هشت سال زندان محکوم شده بود با وجود پایان این مدت حکم در خرداد سال ۸۸، همچنان در زندان نگاه داشته میشود.
عدم توجه دادستان تهران نسبت به درخواست ملاقات مجید دری
مجید دری، فعال دانشجویی، خواستار ملاقات با دادستان تهران است.
مجید دری روز هجدهم تیرماه سال گذشته بازداشت و همچنان در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد. وی در دادگاه اولیه به یازده سال حبس تعزیری محکوم شد اما در دادگاه تجدید نظر حکمش به شش سال حبس قطعی کاهش یافت. حکمی که قرار است پنج سال از آن به دلیل اتهام اقدام علیه امنیت ملی در زندان ایذه اجرا شود.
به گزارش کلمه، مجید دری دانشجوی دربند که به شش سال حبس تعزیری محکوم شده است براساس حکم دادگاه تجدید نظردر تاریخ ۱۸ تیر ماه به زندان ایذه تبعید خواهد شد. با توجه به اینکه یک سال از زندان این فعال دانشجویی به زودی به پایان میرسد و حکم تبعیداش به زندان ایذه نیز هفته گذشته به وی ابلاغ شده است بیم آن می رود که به زودی این حکم اجرا شود.
خانواده مجید دری حکم پنج سال حبس در تبعید را بسیار سنگین می دانند و به آن معترض اند. حکمی که به عقیده آنان به شدت ناعادلانه است. مجید هم نسبت به این حکم و تبعید در زندان ایذه معترض است و به همین خاطر تاکنون چهار بار به صورت کتبی تقاضای ملاقات با دادستان تهران را در زندان اوین داده است اما تاکنون دادستان واکنشی به درخواست او نشان نداده است. او حتی در دیدار هفته گذشته خود با نماینده دادستان در زندان اوین بار دیگر این در خواست خود را اعلام کرده است.
مجید دری یکی از اعضای شورای دفاع از حق تحصیل برای دانشجویان بوده است. این دانشجویان محروم از تحصیل به عنوان دانشجوی ستاره دار در جامعه شناحته شده اند آنها در روزهای قبل از انتخابات، اعتراض های گستردهای را علیه محمود احمدینژاد، انجام دادند. احمدینژاد در مناظرهها ی انتخاباتی اش ادعا کرده بود که هیچ دانشجوی ستارهداری در دورهی او وجود نداشته است.
شیوا نظر آهاری ، مهدیه گلرو و ضیاء نبوی، دانشجویان محروم از تحصیلی هستند که همچنان در زندان اوین به سر میبرند.
محمد صادق جوادی حصار و زهرا شمس آزاد شدند
به گزارش تحول سبز، محمد صادق جوادی حصار عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و رئیس شاخه خراسان که از تاریخ ۱۱ دی ماه ۱۳۸۸ در بازداشت بود، از زندان آزاد شد.
همچنین زهرا شمس که از دانشجویان حقوق دانشگاه فردوسی مشهد، پس از نزدیک به ۲۴ روز بازداشت غیر قانونی، امروز آزاد شد.
زهرا شمس خواهر فاطمه شمس همسر محمدرضا جلایی پور است که به دلایل نامشخصی در بازداشت بود.
تعیین قرار وثیقه برای آزادی مهدی بوترابی
برای آزادی مهدی بوترابی، مدیر پرشین بلاگ، قرار وثیقه صادر شده است.
خانواده مهدی بوترابی خبر از آن دادند که از اوین برای گذاشتن وثیقه جهت آزادی او تماس گرفتهاند.
به گزارش پارلمان نیوز، در حالی درخواست سپردن وثیقه از سوی مسئولان برای آزادی مهدی بوترابی مطرح شده است که پیش از این بوترابی جهت پرونده دیگری مجبور به سپردن دو سند به عنوان وثیقه شده بود و هماکنون خانواده او سند دیگری برای سپردن به عنوان وثیقه در اختیار ندارند.
آزادی آرش صابونچی و بهرام چگینی در اراک
آرش صابونچی و بهرام چگینی پس از نزدیک به سه هفته بازداشت آزاد شدند.
آرش صابونچی دانشجوی دانشگاه آزاد واحد خمین و بهرام چگینی دانشجوی دانشگاه علم و صنعت واحد اراک هستند که طی مدت نزدیک به بیست روز بازداشت تحت فشارهای فراوان جهت اعتراف به خواستههای بازجویان قرار داشتند.
به گزارش رهانا، این دو دانشجو که در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ماه توسط نیروهای لباس شخصی در اراک بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده بودند سرانجام با قرار کفالت آزاد شدند.
چندین تن دیگر از فعالان دانشجویی در استان مرکزی نیز طی روزهای اخیر به اداره اطلاعات شهرهای مختلف فرا خوانده شده اند.
بازداشت محبوبه خوانساری
محبوبه خوانساري ، روزنامه نگار و وبلاگ نويس دستگير شد.
به گزارش «تا آزادی روزنامه نگاران زندانی» ماموران نيمه شب دهم خرداد، ساعت 11 پس از مراجعه به خانه محبوبه خوانساري ، اتاق كار او را تفتيش كرده و پس از ضبط موبايل ، كامپيوتر و برخي اموال شخصي ، او را با خود برده اند.
ماموران هنگام مراجعه به خانه اين روزنامه نگار درباره دليل دستگيري و اينكه او به كجا منتقل مي شود، توضيحي نداده و تنها به خانواده او گفته اند 48 ساعت بعد با آنها تماس مي گيرند و براي پيگري مي توانند به دادسراي انقلاب در خيابان معلم مراجعه كنند.
دستگيري محبوبه خوانساري، در آستانه سالروز انتخابات 22 خرداد در حالي است كه اين روزنامه نگار بيش از يك سال است كه هيچ فعاليت مطبوعاتي و رسانه اي نداشته و در اين مدت مشغول انجام فعاليت هاي پژوهشي و تحقيقاتي و نيز نگارش پايان نامه دانشگاهش در رشته مترجمي خبر بوده است.
خوانساري از خبرنگاران فعال در حوزه شهري است كه بيش از 10 سال در اين حوزه و در ارتباط با رسانه هاي مختلف از جمله خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان و نيز گزارشگر روزنامه هاي سرمايه ، كارگزاران ،خبرگزاري ميراث فرهنگي و هفته نامه ها و ماهنامه هاي تخصصي در حوزه شهري فعاليت داشته است. او پيش از اين در آستانه فعاليت شوراي شهر تهران در دوره سوم به عنوان خبرنگار برگزيده شوراي شهر تهران مورد تقدير قرار گرفت و آنچه در كارنامه حرفه اي او ديده مي شود عمدتا فعاليت هاي غير سياسي و تخصصي در حوزه شهري است.
وبلاگ تخصصي او در حوزه شهري كه بخش عمده مطالب آن درباره رويدادهاي مربوط به حوزه شهرسازي و معماري است ، چند ماه پيش به دلايل نامشخصي فيلتر شده بود.
انتقال فيض الله عرب سرخی به زندانی نامعلوم، جرس
جــرس: منابع نزديک به خانواده فيض الله عرب سرخی، عضو دربند سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، از انتقال محل حبس او به نقطه ای نامعلوم خبر دادند.
به گزارش منابع خبری جرس، اين زندانی سياسی امروز سه شنبه يازدهم خرداد ماه، بعد از ۱۶ روز تماس با خانواده خود خاطرنشان کرد که محل حبس وی تغيير کرده و مشخص نيست در کجا نگهداری می شود.
اين گزارش همچنين تصريح کرد اعرب سرخی با روحيه بسيار بالايی صحبت می کرد و شديدا نگران دانشگاه و فصل امتحانات شاگردانش بوده است.
فيضالله عرب سرخی در تاريخ ۱۶ تيرماه ۱۳۸۸ بازداشت و روانه زندان اوين شد که در تاريخ ۱۸ بهمن ماه دادگاه وی برگزار و در ۴ اسفند ماه به ۶ سال زندان محکوم گرديد.
حکم زندان اين فعال اصلاح طلب، در تاريخ ۱۹ ارديبهشت ماه توسط دادگاه تجديد نظر تائيد گرديد و وی که برای مرخصی چند روزه از زندان آزاد شده بود، در تاريخ ۲۶ ارديبهشت ماه به زندان بازگشت.
اخبار زندانیان سیاسی: بهشتی شیرازی به بند عمومی منتقل شد
علیرضا بهشتی شیرازی دیروز پس از تحمل چند ماه حبس در بند امنیتی وزارت اطلاعات پس از ملاقات با دادستان تهران به اندرزگاه هفت اوین منتقل شد.
به گزارش خبرنگار کلمه بهشتی شیرازی هفته گذشته درخواست کرده بود با جعفری دولت آبادی دیدار کند. وی به تداوم بازداشت خود در بند امنیتی پس از چند ماه انفرادی و اتمام بازجویی ها اعتراض داشت. در همین حال دادستان تهران پس از دیدار با بهشتی شیرازی دستور داد تا وی به بند عمومی منتقل شود. بهشتی شیرازی هم اکنون به بند هفت اوین فرستاده شده است. در بند هفت اوین تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات ازجمله محمد نوری زاد و محسن میردامادی نیز نگه داری می شوند.
سید علیرضا بهشتی شیرازی مشاور ارشد مهندس موسوی و سر دبیر روزنامه کلمه سبز به همراه جمع دیگری از مشاوران مهندس در ۷ دی ماه بازداشت شد و پس ازماهها بلاتکلیفی و بدون آنکه هیچ گونه دلیلی برای باز داشت به او یا وکیلش اعلام شود در زندان است.
به گزارش کلمه،اما تمدید قرار بازداشت علیرضا بهشتی شیرازی پس از آن صورت گرفته که بر اساس گزارشات رسیده به کلمه مشاوران دربند مهندس موسوی به دلیل ملاقات خانواده هایشان با مراجع قم و دادخواهی از آنان برای عزیزان دربندشان از سوی بازجویان و نیروهای امنیتی به شدت تحت فشار قرار گرفته اند و با برخوردهای تند آنان مواجه شده اند.
بر اساس اخبار رسیده علیرضا بهشتی شیرازی در طول دوران بازداشت به شدت برای اعتراف از سوی بازجویان تحت فشار بوده است .اما وی به خواسته های بازجوها تن نداده است.
اقدام دادستان تهران در بهبود وضعیت این زندانی حرکتی مثبت در جهت اعمال درست قانون تلقی می شود.
وکیل کوهیار گودرزی: ادامه بازداشت موکلم غیر قانونی است
با گذشت بیش از ۱۶۰ روز از بازداشت کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و عضو کمیتهی گزارشگران حقوق بشر هنوز هیچگونه رسیدگی در مورد پرونده وی به عمل نیامده است. وی در روزهای اخیر به علت اعتراض به انتقالش به سلول انفرادی دست به اعتصاب غذا زده بود. کمیته گزارشگران حقوق بشر در مورد اخرین وضعیت کوهیار گودرزی با وکیل وی مینا جعفری به گفتوگویی کرده است:
لطفا در مورد آخرین وضعیت کوهیار توضیح دهید و بگویید عدم دسترسی وکیل به پرونده چه توجیه قانونی میتواند داشته باشد؟
متاسفانه با وجود مراجعات مکرر به دادسرای اوین، به دلیل خروج این دادسرا از دسترس عموم ملت و از جمله وکلا که آشکارا مخالف اصل ۳۴ قانون است، نتوانسته ام در مرحله دادسرا اعلام وکالت نمایم. از آنجا که مرجع رسیدگی کننده به پرونده اعتراض موکلم به قرار بازداشت، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب بوده است، بارها به شعبه مزبور مراجعه کردم که ریاست شعبه اعلام کردند پرونده صرفا برای بررسی اعتراض به قرار بازداشت به دادگاه رفته و متاسفانه امروز متوجه شدم پرونده موکلم به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب ارجاع شده است. همچنین روز چهارشنبه جهت تشکیل دادگاه مقرر شده است. از جمله اشکالاتی که دادسرای اوین برای وکلا ایجاد کرده بی خبر ماندن از وضعیت پرونده و عدم اطلاع دقیق از شعبه رسیدگی کننده و تضییع حق دفاع موکل است که در مورد آقای گودرزی شاهد آن هستیم.
چرا با وجود تعیین وثیقه وی آزاد نشد؟
همانطور که مستحضر هستید به دلیل عدم پذیرش وکلا در دادسرای اوین ، امکان اطلاع از قرار های صادره برای موکل نیز وجود ندارد مگر آنکه بازجو و یا بازپرس، صدور قرار وثیقه را به متهم اعلام نماید . به رغم اعلام صدور قرار وثیقه از سوی آقای گودرزی به خانواده و دشواری و مرارتی که مادر ایشان برای تهیه وثیقه متحمل شدند و مراجعههای مکرر به زندان و دادگاه انقلاب، هیچ فردی پاسخگوی صدور این قرار نبوده و به نظر میرسد با وجود صدور چنین قراری، موکل در بازداشت غیرقانونی به سر میبرد.
چرا کوهیار گودرزی پس از مدتی دوباره به سلول انفرادی منتقل شد؟
بر اساس شنیدهها، موکل، اعتراض خود در رسیدگی به وضعیت پروندهاش را به گوش مسوولان زندان می رساند و پس از این امر وی به انفرادی منتقل میشود. به دلیل عدم ملاقات مقام قضایی رسیدگی کننده به پرونده تا زمان مطالعه پرونده، امکان پاسخ به این سوال به طور کامل و واقعی میسر نخواهد بود.
با توجه به طولانی شدن مدت بازداشت گودرزی چه درخواستی از مسئولان قضایی دارید؟
امیدوارم مقامات رسیدگی کننده به پروندههای سیاسی، اصل انصاف و بیطرفی را که اولین و مهمترین ویژگی یک قاضی دادگستری است رعایت نمایند تا حقوق شهروندی ملت دچار خدشه نگردد. بار دیگر از مسوولان قضایی خواهشمندم که با تعطیل کردن دادسرای اوین و یا دست کم ایجاد امکان تردد برای وکلا و خانوادههای بازداشت شدگان، اصول قانون اساسی را رعایت کنند.
اولین تماس تلفنی محسن آرمین پس از شانزده روز
جــرس: منابع نزدیک به خانواده محسن آرمین، سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، از تماس تلفنی وی خبر دادند.
به گزارش منابع خبری جرس، امروز سه شنبه یازدهم خرداد ماه آرمین ،بعد از ۱۶ روز با خانواده خود تماس گرفت.
آرمین در این تماس کوتاه تلفنی از روحیه بسیار بالایی برخورد دار بود و نگران دانشگاه و فصل امتحانات شاگردانش بوده است.
گفته می شود که اتهامات محسن آرمین، اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی است.
سخنگو و عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، 26 اردیبهشت ماه توسط بازداشت شد.
ماموران با حکم بازداشت و تفتیش منزل ازسوی دادستانی، خانه وی را تفتیش لپ تاب، اوراق و کارتهای شناسایی وی را به همراه خود بردند.
محسن آرمین فعال سیاسی و مطبوعاتی پژوهشگر علوم قرآنی و فارغ التحصیل دانشگاه های لبنان و ایران و از بنیانگذاران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، عضو شورای مرکزی و سخنگوی این سازمان است.
آرمین پیش از انقلاب عضو هسته مرکزی گروه توحیدی صف بود که به مبارزه نظامی و سیاسی با حکومت پهلوی میپرداخت.
آرمین در انتخابات مجلس ششم، به عنوان نفر چهارم فهرست نمایندگان مردم تهران وارد مجلس شد و در اعتراض به نظارت استصوابی حاکمیت، به همراه 124 نماینده اصلاح طلب دیگر استعفانامه خود را تقدیم مجلس کرد.
وی همچنین تنها نماینده ای بود که خواهان رسیدگی به پرونده قاضی مرتضوی و نقش وی در قتل زهرا کاظمی (عکاس ایرانی – کانادایی) در زندان اوین، شده بود؛ درخواستی که هرگز مورد رسیدگی قرار نگرفت.
اما پس از طرح این درخواست در نطق پیش از دستور از سوی دادستاني تهران به دلیل این سخنرانی احضار شده بود.
او علاوه بر سردبیری دو هفته نامه عصرما (ارگان توقیف شده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی)، ترجمه و آثاری نیز در حوزه فرهنگ و سیاست دارد که " جریان های تفسیری معاصر و مسئله آزادی" (نشر نی)، از مهمترین آنهاست. آرمین، استادیار پژوهشگاه علوم انسانی بود که اسفند ماه 88 اجبارا قبل از موعد بازنشسته شد. وی فارغ التحصیل دکتری علوم قرآن تربیت مدرس است. ترجمه دو کتاب مناهل العرفان فى علوم القرآن زرقانى و آزادی در اسلام هاشم کمالی از جمله فعالیت های فرهنگی آرمین است.
برای سبز ترین دختر روی زمین / نفیسه زارع کهن
حالا تورا برده اند ؛نمي دانم از ان ساعتي كه مجيد گريه كنان زنگ زد كه تورا برده اند تا الان كه سپيده سر زده انگار برايم هزار سال گذشته. راستي الان كجايي ؟ كدام سلول بردنت
اصلا هنوز رسيده اي انجا از ان در بزرگ رد شدي بالاخره ؟ زنداني سياسي شدي اخر دختر!
شايد برده باشندت 34 شايد 25 شايد هم 15 نمي دانم هر كجايش رفتي، خوب چشم بگردان نوشته اسمي و نشانی ز دلتنگی بر گوشه اي بگرد و بخوان سرت را گرم مي كند.آخ عزيزم !
صبح كه افتاب از پنجره تابيد اولش دلش مي گيرد كه چرا بايد افتاب را از لاي نرده ببيني بعد با خودت مي گويي باشد همين هم خوب است همين نور يعني زندگي هست ،من هستم .
مي دانم اما بعدش فکر و خیال رهایت نمی کند میایی بیرون و خودت را با عجله میر سانی به خانه به مادرت فكر مي كني و به بابا به مجيد و مصطفي كه الان چه مي كنند و بعد ....
می دانم بعد می گویی یعنی بچه ها فهمیدند؟بعد سعی می کنی قیافه همه را یکبار مرور کنی...می دانم ..خوب می دانم .
اما عزیز دل نترس خيالت راحت ما هستيم، مگر چندتا خواهر مثل اعظم داريم ...
می دانی دلم از همين الان برايت تنگ شده به خدا ،برای صدا کردن هایت ،برای اسمت که می افتاد روی صفحه گوشی و برای چراغ سبزت که حالا خاموش است .
راستی مقنعه و مانتوي سورمه ايت را هم داده اند ؟چادر چه رويش گل هاي سفيد دارد نه ؟ان دمپايي ها ابي كه برايت مي گفتم را حالا مي بيني ؟ می دانی با همه انها دوست شو با شانه ات با دمپایی ها با مسواکت با خمیردندان حتی با ان چشم بند لعنتی با همه مثل من که هرشب با همه اشان حرف می زدم .
قران هم گرفتی؟! حتما بگیر از خانم زندانبان ، که پروازت می دهد کلام خدا و از ان دریچه توری کوچک بالای سلول می بردت بیرون و ازاد می شوی ، رهای رها ...
می دانم حالا هر روز گوشت را به در مي چسباني كه صدايي آشنا بشنوي ومنتظر که گاه به گاه آن در سبز رنگ با یک دریچه راه راه باز شود كه ..
می دانم همه این ها را می دانم حتی می دانم که روزی در بهت و حیرت در اهنی بزرگ به رویت باز می شود و بر می گردی هرچند دستانت را کمی جوهری می کنند...؛ اما اعظم خانم جانم هرچه می کنم باورم نمی شود ،وای رفتنت چه کردبا ما...
حالا چشم که می بندم می بینمت نشسته ای گوشه سلول و...به چه فکر می کنی دختر ..
دلم تنگ خنده هایت است ...
من توان جبران ندارم خواهرم، آزاد شو / محمدرضا یزدان پناه
در تحریریه روزنامه ها و سایت ها مجال و فرصتی برای نام بردن از همکاران نیست. وقت نمی کنی که نام ببری. من مردان را «برادر» خطاب می کردم و زنان را «خواهر». غالبا اینگونه بود البته.
وقتی در مطبوعه ای می نویسی، بیشتر از آنکه در کنار خانواده حقیقیت باشی در کنار همکارانت هستی. گاهی یک شبانه روز تمام. در شادی و غم همدیگر شریکید. با هم می خندید، با هم گریه می کنید. با هم غذا می خورید. با هم دعوا می کنید. با هم بحث می کنید. با هم «زندگی» می کنید. در تحریریه روزنامه ها شما یک خانواده اید.
در میان تمام خواهرانم اما دختری بود که انگار نه انگار نسبتش با من «سببی» است. خواهریش برایم «نسبی» بود و واقعی. چه در هم میهن، چه در کارگزاران، چه در یاس نو و چه در هر لحظه دیگری از این «زندگی».
«اعظم ویسمه» را می گویم. خبرنگاری که در حوزه «پارلمان» می نوشت و بی گمان بهترین بود. او شاید در روزنامه ها برای «برادران» و «خواهران» دیگر یک همکار بود یا عضوی از یک خانواده پرشمار. اما برای من او یک «خواهر» واقعی بود. کمی از محبت و رفاقت نمی گذاشت با آن دل مهربان و سینه سنگ صبورش.
پس از دستگیریم باز خواهری را در حق من تمام کرد و خواهر همسرم نیز شد. برایم به این در و آن در زد و به داد بی دادم رسید.
اعظم در یک سال اخیر فراوان اذیت شد. 24 ساعته آزارش می دادند لامذهب ها. دم به دم احضارش می کردند و سین جیمش. روزی به پارلمانی که سالها خبرهایش را منتشر کرده بود راهش ندادند. او در درون خرد شد اما همچنان مقاوم بود و با روحیه. تحت فشارش گذاشتند که بشکند و در تمام ناملایمات چون کوه ایستاد و ذره ای عقب نرفت. ایمانش و صلابتش برایم عجیب بود …
او اکنون در جایی است که نمی دانم کجاست. زیر دستان کثیف نامردمانی است که هیچ بویی از شرف و انسانیت نبرده اند. دورش را دیوارهای داغ خرداد ماه تهران فراگرفته اند. در سلولی است که نمی دانم پنجره ای رو به آسمان دارد یا نه.
جای «اعظم ویسمه» اینجا نیست آی نامردمان. او دختر پاک و شریف این سرزمین است. هبچکس به جز خوبی و پاکی از او چیزی ندیده. حرف من و امثال من که باورتان نمی شود لااقل از خبرنگاران پارلمانی «فارس» و «رجانیوز» و «ایران» بپرسید. اتهامات و جرائمی که می گویید اعظم مرتکب شده را به آنها بگویید و با چشمان خود ببینید که آنها هم به شما می خندند.
«اعظم ویسمه» یگانه «خواهر» واقعی من است. دستم از دار دنیا کوتاه است و نمی دانم چگونه می توانم محبت هایش را تلافی کنم. آخ که لال می شدم و آن روز پس از آزادی با خنده بهش نمی گفتم «نوبت تو که شد جبران می کنم».
خواهرم! من اشتباه کردم! باور کن الان به جز اشک ریختن کاری از دستم ساخته نیست. من توان جبران محبت های بی پایانت را ندارم. من اشتباه کردم و پشیمانم. زودتر آزاد شو …
چرا محمد نوری زاد را شلاق نزنند؟
در خبرها آمده بود که حکم شلاق و سه سال و نیم حبس محمد نوری زاد که توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب انقلاب صادر شده بود ،در شعبه ۵۴ تجدید نظر عینا تایید شد
محمد نوری زاد جهاد گر، نویسنده و مستند ساز به دلیل نوشتن سه نامه سرگشاده خطاب به رهبری و یادداشتی با عنوان «سقوط قاضیالقضات شهر» در اعتراض به رئیس قوه قضائیه، دستگیر و به اتهام تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبر، رئیس قوه قضائیه، رئیس جمهور و امام جمعه مشهد به زندان و شلاق محکوم شده است.
خبرنگار "کلمه" در باره تایید جکم نوری زاد با فاطمه ملکی همسر وی مصاحبه کوتاهی انجام داده است که می خوانید .
خانم نوری زاد آیا شما تصور می کردید که حکم آقای نوری زاد عینا تایید شود؟
با توجه به لایحه ای که وکیل ایشان نوشته بودند و ما هم مطالعه کردیم بنظر میرسید که به متن لایحه توجه کنند. اما متاسفانه بنظر میرسد که اینگونه نبوده و متن لایحه را مطالعه نکرده اندو حداکثر مجازات را برای ایشان در نظر گرفته اند. من شخصا انتظار داشتم حکم تعدیل بشود ولی اگر آقایان چنین تشخیص داده اند ما هم حرفی نداریم.
به نظرتان چرا کوچکترین تخفیفی به نوری زاد داده نشده است و حتی حکم شلاق او را نیز تایید کرده اند.آیا فکر می کنید آنها واقعا یک سینماگر و روزنامه نگار را می خواهند شلاق بزنند؟
چرا شلاق نزنند .اتفاقا باید نوری زاد را شلاق زد. باید فریاد بزنند که ده ضربه شلاق برای بسیجی بودنت. ده ضربه برای وقف کردن خودت در مناطق محروم.ده ضربه برای راوی فتح بودنت . ده ضربه برای تعهدت و ده ضربه برای اندیشه ی مهار نشدنی ات و خودشان خواهند فهمید که جایی برای توهین و آقای علم الهدی نخواهد ماند.
آیا بعد از تایید حکم با آقای نوری زاد صحبتی کرده اید؟واکنش و نظر ایشان در این باره چیست؟
خیر هنوز صحبت نکرده ایم.
آیا تحمل دارید همسرتان همه این سه سال و نیم را در زندان باشد و حتی شلاق بخورد؟
هر حکمی که این قضات صادر میکنند اگر واقعا کمک میکند به جاری شدن صداقت ، حقیقت و پاکی در جامعه که مبارک آنها و مبارک ما باشد. اما اگر اینطور نباشد که نیست خدا ناظر است و چه قاضی ای بهتر از خدا.در مورد تحمل هم , ما را ز سر بریده می ترسانید .ما هم مثل خانواده ی دیگر زندانیان .
اقدام بعدی شما و آقای نوری زاد برای پیگیری های بیشتر حقوقی چیست؟
دادستان به ما گفته بودند که بگذارید آزاد شود ،بعد از آن پنج نفر که نوری زاد را در زندان کتک زده بودند ،شکایت کنید و قول داده بودند که آزاد میشود که متاسفانه ما با بدقولی مواجه شدیم. اما حالا ما پیگیر شکایت مان از آن افراد که ایشان را در زندان مورد ضرب و شتم قرار داده بودند هستیم.
و سخن آخر
ای مرغ گرفتار بمانی و ببینی…آن روز همایون که به عالم قفسی نیست
<A
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر