آیا سکولارها می توانند آرمانهای خود را تا حد یک انتخابات آزاد تقلیل دهند؟
جنبش سبز مطمئنا یکی از ناهمگن ترین اعتراضات مردمی در طول سده های گذشته است که گروههای اجتماعی مختلف را با عقاید متفاوت و حتی اهدافی متفاوت گرد هم آورده است . به عنوان مثال عده ای از اعضای این جنبش از جمله آقای موسوی به آیت الله خمینی به عنوان رهبری معنوی و انسانی عارف احترام گذاشته ، وضعیت کنونی را نتیجه ی تحریف از آرمانهای اصیل او می دانند و بر همین اساس یکی از شعارهایشان بازگشت به دوران طلایی امام است . در مقابل گروه دیگری از سبزها آقای خمینی را تا حد یک فرد فرصت طلب و اهل فریب پایین می آورند که با وعده ی آب و برق مجانی برای عوام و وعده ی آزادی برای روشنفکران انقلاب 57 را از آن خود کرد و بعد از آن با اعدام و حذف دگراندیشان ، شکستن قلمهای مخالفین و قربانی کردن ایران و ایرانی ها در راه توسعه ی ایدئولوژی خود در طی جنگ هشت ساله کارنامه ی سیاهی از خود بر جای گذاشت . بنابر این برای این دسته از سبزها شعار بازگشت به آرمانهای امام چون توهینی به روح آزادی و دموکراسی می نماید و موجب رنجش و دلزدگی آنها می شود .
این چندصدایی در جنبش سبز فقط محدود به دیدگاههای اعضای آن به انقلاب 57 و بنیانگذار آن نمی شود بلکه در سطح وسیعتر یعنی نوع حکومتی که مورد مطالبه ی سبزهاست دوباره اختلاف نظر عمیقی دیده می شود طوری که از این زاویه سبزها را می توان به سه گروه مذهبی های معتقد به حکومت دینی ، مذهبی های معتقد به حکومت سکولار و سکولارهای غیر مذهبی تقسیم کرد . بر همین اساس موسوی را می توان رهبری همه جانبه برای گروه اول ، ولی فقط یک همراه برای گروههای دوم و سوم تا مرتبه ی عملی شدن شعارهایی چون حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان و برگزاری انتخابات آزاد دانست . یک همراه و نه رهبر چون بی شک برای سکولار ها ادامه ی راه با موسوی برای اهدافی فراتر مانند استقرار قانونی اساسی مبتنی بر جدایی کامل نهاد دین از سیاست بسیار مبهم و دور به نظر می رسد . همین امید کمرنگ به ایجاد یک حکومت سکولار در همراهی موسوی مهمترین چالشهای کنونی جنبش سبز را تشکیل می دهد و این سوال را پیش می آورد که آیا سکولارها می توانند آرمانهای خود را تا حد یک انتخابات آزاد تقلیل دهند ویا هرگز به چیزی کمتر از کناره گیری مذهب از روابط اجتماعی و سیاسی و حذف اصل ولایت فقیه راضی نخواهند شد .و آیا این امکان وجود دارد که بعدا با استفاده از برانگیختن قشر مذهبی وبهانه هایی چون حفظ اتحاد خواسته های آنها همچون انقلاب 57 دوباره به حاشیه رانده شود و حتی به سرکوبشان منجر گردد ؟
بی شک اگر این سردرگمی ها و ابهام ها رفع شوند جنبش می تواند به چارچوبی روشن برای زمینه های آگاه سازی مردم دست یابد و به عبارت دیگر به صورت هدفمند و بر مبنای اهدافی مشخص یارگیری در جنبش سبز را آغازکند . جنبش سبزی که یک دختر جوان را با آرمان حجاب اختیاری با یک روزنامه نگار با آرمان آزادی مطبوعات در یک صف قرار می دهد و علی رغم متفاوت بودن سطح خواسته هایشان هزینه ای یکسان را بر هردو تحمیل می کند . جنبشی که همه ی نگاههای امیدوار به تغییر به آن دوخته شده است و در این میان شاید تنها کارگران باشند که هنوزاکثریت در تحقق خواسته های رفاهی و اقتصادیشان در قالب جنبش سبز مردد هستند و با توجه به تبلیغات حکومت که جنبش سبز را منتسب به قشر مرفه و روشنفکر جامعه می کند به نوعی خود را معذب و منزوی در این جنبش می بینند . امید است که با توافق اعضای جنبش بر روی خواسته هایی مشترک بتوان به طور منسجم تر و قویتر به نفوذ جنبش در بین قشر کارگر پرداخت چرا که بدون همراهی آنها بویژه در مرحله ی اعتصابات از مبارزات امید به موفقیت چندان نخواهد بود .
برای عضویت در گروه 23خرداد به آدرس زیر مراجعه کنید :
http://groups.google.com/group/23khordad
لطفا در صورتی که مطالب ذکر شده در این ایمیل نامربوط
و یا شایعه های بی اساس و مغرضانه است به یکی
از مدبران گروه اطلاع دهید
خبرهایی که بدون ذکر منبع مطمئن بیان می شود امکان دارد تنها شایعه باشند
You received this message because you are subscribed to the Google
Groups "23khordad" group.
To post to this group, send email to 23khordad@googlegroups.com
To unsubscribe from this group, send email to
23khordad+unsubscribe@googlegroups.com
For more options, visit this group at
http://groups.google.com/group/23khordad?hl=en





هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر