428The_Godfather_II_2The%20Godfather273TheGodfather2020305The_Godfather_II_1

Go English

شنبه، خرداد ۱۵، ۱۳۸۹

[23khordad] پارسی نگاری آدینه 19- چرا ایران ارب نشد؟

چرا ایران اَرَب نشد؟
یکهزار و چهارسد سال ایستادگی نیروهای میهنی در ایران در برابر بهره کشی (استعمار) فرهنگی اَرَب

زمانی که ایران، پس از 1300 سال فرمانروائی در پهنه های جهان، به دست بادیه نشینان تازی از پای درآمد، تاریکی دهشتناکی در همه دیار گسترده شد. در نخستین سده آن دوران سیاه، خود برتر انگاری تازیان پیروز و خوارداشت (تحقیر) روزانه ایرانیان به بالاترین مرزهای خود رسیده بود. سرداران ارب مانند «هجاج بن یوسف» ، «یزیدبن مهلب» و «غتیبه»، دهها هزار ایرانی را کشتار همگانی(قتل عام) کرده بودند. گرفتن باژهای سنگین همگانی و خراج(مالیات) های سرانه ویژه به نام «جزیه» از کسانی که از ننگ پذیرفتن آیین تازیان سرباز زده بودند کمر ایرانیان را شکسته بود.

تازیان نژاد پرست نیمی از کارمزد روزانه دهگانان ایرانی را که آنها را «موالی» می نامیدند، بهره(نصیب) خود کرده بودند و آنها را پیاده در زمانی (حالی)که خود سوار بر اسب یا شتر بودند به جنگهای گوناگون برای درهم شکستن پاتَرم های (ملل) دیگر می بردند. پارسی گویی را خوارداشت(تحقیر) می کردند و ایرانیانی را که به اربی گفتگو نمی کردند «عجم» به چم «گنگ» پاژنام (لقب) داده بودند. تازیان همه پیشه های(مشاغل) ارزشمند(مهم) اداری را با این که هیچ گونه آگاهی از آن نداشتند بهره خود کرده بودند. سرگذشت نویس (مورخ) ، ابوالفرج سپاهانی درباره خوارداشت بیش از اندازه ایرانیان می نویسد: « زمانی که زنی ارب با مرد ایرانی زناشویی (ازدواج) کرد، فرمانروای مدینه گماشته ای(ماموری) فرستاد و آن زن را ناگزیر کرد که از شوهرش جدا شود. سپس فرمان داد تا آن مرد را آن اندازه تازیانه زنند که بمیرد!».
در آن دوران سیاه، هزاران هزار نسکِ نوشته
(خطی) و نگاریده (نقاشی شده) یعنی گنجینه سده ها پندار و اندیشه ایرانی در آتش سوخته یا به آب بسته شده بودند. در خراسان دو تیره (قبیله) اَرَب، یمانی و مفر، که پس از پیروزی تازیان به آن دیار کوچ کرده و توان (قدرت) را در دست گرفته بودند، به نوشته ابن خلدون تمام ایرانیان را از جایگاه های اداری بر کنار و جای آنها را به تازیان دادند. در برابر واخواهی (اعتراض) ایرانیان، دو هزار نفر را با یک شبیخون سر بریدند. همه نوشته های آسایی(رسمی) و دیوانی(اداری) به اربی نگارش می شد و پارسی نویسی را گناهی نا بخشودنی می شمردند. بسیاری از ایرانیان از ترس خوارداشت یا کشته شدن، نامهای اربی برای خود گزیدند و با زبانی نیمه پارسی و نیمه اَرَبی با یکدیگر گفتگو می کردند. همین ترس(باعث)  مایه آن شد که به هر اربی ، هاتا از پایین ترین تیره «سید» به چم «سرور» پاژنام دهند . این پاژنام، هاتا به نواده های آنها هم گفته شد و تا دوران ما ادامه پیدا کرد. این درست بود که در درازای سه سده هر اربی، «سید»!!! بی چون و چرا بود .
در چنین نِهِش هایی
(شرایطی) بود که در سده هشتم ، بزرگترین نخبگان ، خردمندان و دلاوران ایرانی برای بازسازی آبرو و ارج (حیثیت) بر باد رفته خود و برای رهائی فرهنگ و آئین خوارداشته خود به دست مشتی تازی بیابانی که دانشی جز پَروِه(غنیمت) گیری و تاراج نداشتند در جنبش رهایی بخش گرد آمدند که زمانی دیگر به نام «جنبش آزادگان» یا « نهضت شعوبیه » شناخته شد. «جنبش آزادگان» نخستین خیزش (قیام) مردمی ایرانیان در برابر آیین بدوی و به گردن گذاشته (تحمیلی) تازیان و آن همه سرافکندگی بشمار می آید.

نخستین کنش(اقدام) ساستاریک (سیاسی) جنبش آزادگان

پس از درهم شکستن (تسخیر) ایران به دست اُمَرپور ختاب دومین پیشوای( خلیفه) مسلمانان، شمار زیادی از بلندپایگان خردمند ایرانی به بندگی (اسارت) به مدینه برده شدند .
« جنبش آزادگان » با ایجاد پیوند
(ارتباط) با بندیان (اسرای) ایرانی در مدینه در همان زمان برنامه (نقشه) کشتن اُمَر را هنداخت (طرح ریزی کرد) و آن را  به دست پیروز پارسی که تازیان به او «ابولولو » می گفتند به کار بست.
سربه نیست
(اعدام) کردن اُمَر نخستین واکنش باارزش ساستاریک از سوی ایرانیان پس از فراچنگ آوردن (تسخیر) ایران به دست تازیان بود . واکنش تازیان در برابر این سربه نیست کردن ساستاریک بسیار سهمگین (شدید) بود. آنان به کین توزی (انتقام) خون اُمَر شمار زیادی از ایرانیان  و از آن میان، هرمزان سردار نامی ساسانی را که به بند کشیده شده بود، کشتند. این کشتارها مایه آن شد که ایرانیان بیش از پیش به یکدیگر نزدیک گشته و چندین سازمان ساستاریک- سپاهی(نظامی) در رویارویی با چیرگی(تسلط) تازیان پی ریزی کنند .
فراچنگ آوری ایران به دست اُمَر
و کشتار سنگدلانه (بی رحمانه) تازیان، تخم کینه تازیان بویژه اُمَر را در دل ایرانیان کاشت. «جنبش آزادگان» این رویداد را سر آغازی برای بهره برداری ساستاریک ـ فرهنگی ـ سپاهی خود کرد. آنها اُمَر را نماد هرگونه پلیدی و پستی و زشتی به ایرانیان شناساندند و تخم کینه او را در دل هر ایرانی پروراندند. به همین روی ایرانیان برای سده ها هر سال جشن «عید اُمَر» بر پا کردند و تندیس کاهی یا پارچه ای او را سوزاندند و برای هر رویداد (واقعه) بدی که به آنها می رسید، «نفرین به اُمَر» می فرستادند. این رسم به گونه ای ریشه ای در فرهنگ ایرانیان جای گرفت به گونه ای که تا زمان ما هنوز بخشی از ایرانیان(شیعیان)، جشن اُمَر سوزانی بر پا میکنند و نفرین(لعنت) به اُمَر می فرستند.

گسترش « جنبش آزادگان »

در آغاز فرمانروایی (حکومت) پیشوایان بنی امیه، کم کم « جنبش آزادگان » گسترش یافته بود و بسیاری از نویسندگان، اندیشمندان، سرایندگان و سرداران ایرانی به آن پیوسته بودند. شاخه های گوناگونی مانند «گروه سربسر (تسویه)» که هم ترازی وبرابربودن پاترم های زیر ستم تازیان را با اعراب پیام رسانی (تبلیغ) می کردند، یا « زندیک ها » که تازیان به آنان زنادقه میگفتند و بازگشت به آیین ایرانیان و زند و اوستا را پیامرسانی می کرد پدید (به وجود) آمد.
یکی از زمود
(نقش)های « جنبش آزادگان » یاری دادن به هرگروهی چه ایرانی و چه اَرَب که دربرابر فرمانروایی بنی امیه بر می خاستند بود. در پیوند (رابطه) با این زمود، یکی از هموندان جنبش که «بشکست» نامیده میشد در مدینه به آموزش دانش فرزانش (فلسفه) سرگرم کار بود (اشتغال داشت). شورش «خوارج» را با کمک شماری از تازیان پی ریزی کرد. او سرانجام به دست گماشتگان پیشوای اموی دستگیر و کشته شد.
از زمودهای دیگر و بسیار والای
«جنبش آزادگان»، رویارویی (مقابله) با خود برتر انگاری تازیان و خوارداشت ایرانیان بود. در پیوند با این زمود، سرایندگان ایرانی از آغاز به ستایش و یاد آوری از فرهنگ نابودشده خودکه روبه فراموش شدن بود، روی آوردند و بادیه نشینان اَرب را خوار داشتنند.
نخستین سراینده ای که در بزرگداشت فرهنگ ایران و در رویارویی با از خود برتر انگاری تازیان داد سخن داد« اسماعیل یسار» بود که چکامه ای در ستایش ایرانیان و فرومایگی اربها در برابر هشام بن ابدلملک پیشوای اموی خواند. آن پیشوا چنان به خشم شد که گفت سزای آن کس که به پادشاهان
کافر خود سرافرازی (افتخار) نماید مرگ است! و دستور داد تا یسار را به آب انداخته و خفه کنند. یسار یکی از نخستین همراهان جنبش آزادگان بود و با کنش دلاورانه خود نشان داد که نبرد میان پیروان اهورا مزدا و و پیروان دروغ و فریب در گامه(مرحله) ی آغاز خود است و تا پیروزی بی کم و کاست (کامل) اهورامزدا دنباله خواهد داشت. او در یکی از فرازهای چکامه خود به پیشوای مسلمان گفت:«ما دختران خود را پرورش می دادیم و آنها را تا جایگاه شاهی می رساندیم و شما دخترانتان را زنده به گور می کردید».
«گروه سربسر» شاخه زیرزمینی «جنبش آزادگان» برای رسوا کردن خود برتر انگاری تازیان و در هم کوبیدن فرمانروایی بنی امیه و کشاندن
(جلب) کسانی که به زور مسلمان شده بودند به سوی خود، اندیشه های خود را همداستان با برخی از فراز های قرآن ساخته و رواگ می دادند. آنها می گفتند که برابر گفتار پیامبر (حدیث نبوی) «اَرَب هیچ برتری به پارسی ندارد مگر به پرهیز گاری» و در قرآن آمده که «هیچ کسی نزد خدا به دیگری برتری ندارد مگر به پرهیز (تقوا)» .
رواگ نام یا آرنگ
(شعار) «تسویه» که به چم سربسر کردن و یا برابر ساختن است ، مایه آن شد که مردم ناخشنود و پاتَرم های نا اَرَب زیر ستم نژاد پرستی تازیان، دستاویزی برای نمایاندن باورهای (ابراز عقاید) خود پیدا کنند و ازاین راه به رویارویی با پیشوای مسلمان بنی امیه برخیزند. همچنین به آنان یارا(جرأت) داد تا گام از این پَرهون (دایره) فراتر نهاده و نه تنها فراخواست(ادعای) برتری تازیان را به ریشخند(مسخره) بگیرند ونکه برای پاترمهای دیگر را هم از تازیان برترشمارند و بگویند اعراب از هر تیره بیابانگرد (قوم بدوی) هم پست ترند! « جنبش آزادگان » نه تنها از ایرانیان ونکه از همه پاترمهای دیگر در برابر تازیان پدافند می کرد و می گفت که اَرب نه هنر دارد، نه فرهنگ. آنها مانند گرگان خونخوار دسته دسته به جان هم می افتند و خون هم را می ریزند ، زنان و مردان یکدیگر را به بند کشیده و در بازار برده فروشان به فروش می گذارند.
شاخه دیگری از « جنبش آزادگان » به نام زندکیها ( پیروان زند اوستا ) که تازیان به آنها
زندیق می گفتند، آشکارا با اسلام ناهمداستانی (مخالفت) نشان میدادند . جاهز می نویسد که آنها فرازهای (آیات) قرآن را ناپسند (مردود) می شمردند و سخن از فرجودهای (معجزات) مهمد را به ریشخند می گرفتند و هرگاه کسی در مجالسشان از فرجادی های (فضایل) قرآن سخن می گفت بر فرومایگی و بی خردی او برداشت می نمودند. در چنان مجالسی آنها از اردشیر پاپکان و کاردانی انوشیروان دادگر سخن می راندند. تبری، کارنامه نویس نامی می نویسد: یزدان پور بازان از هموندان جنبش زندکیها که به فرنام (عنوان) پیش نویس درون دستگاه پیشوایان اباسی شده بود بر مسلمانانی که در مکه گرد کعبه می گشتند فریاد کشید: «چه اندازه شبیه خرانی هستند که گرد سنگ روغنگری(عصاری) می گردند».
از بزرگترین کارهای «جنبش آزادگان» در مبارزه با آیین بیابان گردی
(بدوی) تازیان، نوشتن و پخش کردن (انتشار) نسک بود. از گرانسنگ ترین آنها نسکهای «آیین نامه، «خداینامه، تاج، «کاروند، «پند و اندرزهای بزرگمهر، «پیمان اردشیر»، «جاودان»، «ویس و رامین»، «هزار انسان»، «ترانه های خسروانی» و «مزدک نامه» بود. نسکهای گوناگونی در وازدن (رد) اسلام و ویژگیهای تازیان نوشته شد. نسکهای «علان شعوبی» ، «سعیدبن حمید نخبتگان» ،«هیثم عدی» و «ابو عبیده راویه» را در این زمینه می توان نام برد. از این نسکها هیچ کدام تاکنون به ما نرسیده، شاید هم تازی پرستان همه را نابود کرده باشند ولی درباره آنها در نسکهای «اغانی» ، «عقدالفرید» ، «مقریزی» ، «مروج المذهب» ، «الفهرست» و «بیان التبین» سخن رفته است.  باید یادآورشد که این نسکها همگی به اَرَبی است چون همانگونه که گفته شد ، پارسی نویسی را تازیان گناه نابخشودنی میدانستند و از پخش هر نسکی به پارسی جلوگیری می کردند. نسکهای پارسی یادآوری شده در پیش، به گونه ای زیرزمینی پخش می شدند. آزادگان، بسیاری از نسکهای پارسی را برای نشان دادن فرهنگ والای ایران به تازیان به اربی برگرداندند. روزبه پور دادویه(ابن مغفع) که یکی از بزرگترین و نامدارترین تلاشگران جنبش آزادگان است، آنچه توانست از نسکهای ایرانی را به اربی برگردانید. از میان آنان می توان از نسک مانی فرزانه(حکیم) و برزویه فرزانه نام برد. روزبه با نوشتار نسکهای بیشمار، هم تازیان را به ارج فرهنگ ایرانیان آشنا کرد و هم ایرانیان را به یاد دوران شکوهمند جهانداری و شهرآیینی(تمدن) و فرهنگ نیاکان خود انداخت و روان پهلوانی و مهر به آیین های دیرین را در دل های ایشان دمید و با برگردان (ترجمه) و پخش نسکهای اندیشمندان ایرانی برای نخستین بار روش(فن) فرنایش(استدلال) را در زبان اربی رواگ داد . سرانجام این اندیشمند بزرگ به گناه هموندی در جنبش آزادگان به دستور مهدی، پیشوای اباسی با ددمنشی تکه تکه و در آتش سوزانده شد. از دیگر هموندان اندیشمند جنبش آزادگان که نسکهای گوناگونی در وازدن آیین تازیان و در باره فرهنگ درخشان ایران نوشتند، کسان(اشخاص) زیر را می توان نام برد: ابو عبیده ماُمَر مثنی، هیثم ابن عدی، ابو عثمان سعیدبن بختگان، ابو عبیده راویه، علان شعوبی، سهل بن هارون دشت میشانی، ابو اسحاق ابراهیم بن ممشاد سپاهانی و تا اندازه کمتری ابولهسن مهیار دیلمی. اگر بیشتر این نامها اَرَبی است، از این روی است که در ایران  فرا چنگ آمده، ایرانیان نمی توانستند نام ایرانی برای خود برگزینند. آنها تنها در دهکده های دور دست که اندکی از گزند تازیان و پس از آن، تازی پرستان در آسایش(امان) مانده بود هنوز ایرانیان آزادی گزینش نامهای ایرانی را داشتند.
در سده دهم، جنبش آزادگان به اوگ
(اوج) توان (قدرت) خود رسید. اندیشمندان و دلاورانی که این جنبش را پی ریزی کرده بودند می بایست بخود ببالند، چون آنها به آرمان خود، رهایی زبان و فرهنگ پارسی، رسیده و از اَرَب شدن یکپارچه ای ایران جلوگیری کرده بودند. نامدارترین هموند جنبش آزادگان فردوسی توسی بود که با شاهکار جهانی خود شاهنامه برای همیشه زبان و فرهنگ و تاریخ ایران را از لجن زار تازیان رهایی داد. پس از سده یازدهم با از میان رفتن فرنود (دلیل) بودن جنبش آزادگان، این جنبش هم کم کم فرونشست کرد و آتشدان (مشعل) فروزان خود را به خرم دینان و سپس هزار فرزانگان سپرد.
پس از 1400 سال پیکاری را که جنبش آزادگان پی ریزی کرد هنوز با همان نیروی نخستین دنباله
(ادامه) دارد و همانگونه که بزرگ آموزگار، زرتشت گفت تا پیروزی بی کاستی راستی بر دروغ دنباله خواهد داشت.

*********************

دریغ است که تلاش دلاوران جنبش آزادگان به سرانجام نرسد و رشته ایشان بریده ماند. پس در راستای زدودن بازمانده های فرهنگ کین توزی و ددمنشی تازی از فرهنگ والا و آشتی جوی ایرانی و پیراستن زبان شیرین و توانمند پارسی از آلایش هم پیمان شویم و از این پس:

به ایستادگی  نگوییم : مقاومت

به بهره کشی  : نگوییم : استثمار

به  نفرین   نگوییم : لعنت

به جای  خوارداشت  نگوییم :  تحقیر

به ستم نگوییم : ظلم

به ناروا نگوییم : خلاف یا غیرمجاز

به سهمگین نگوییم : شدید

به  خراج  نگوییم : مالیات

به  پیشه  نگوییم : شغل

به زناشویی   نگوییم : ازدواج

به سرافرازی یا سربلندی  نگوییم : افتخار یا مباهات

به توان  نگوییم : قدرت

به هنگام یا گاه  نگوییم : وقت 

به   واخواهی    نگوییم : اعتراض

به رویارویی  نگوییم : مقابله

به پرهون  نگوییم : دایره

به پژوهش نگوییم : تحقیق

به خجسته یا همایون  نگوییم : مبارک

به کشته نگوییم : مقتول

به کشتار  نگوییم : قتل

به  یارا   نگوییم : جرأت

به  آتشدان   نگوییم : مشعل

به فرنود  نگوییم : دلیل
 
با مهر و با بهتریم آرزوها 
سیما 




--
پارسی شکر است، هنر است، پاسش بداریم

--
برای عضویت در گروه 23خرداد به آدرس زیر مراجعه کنید :
http://groups.google.com/group/23khordad
 
لطفا در صورتی که مطالب ذکر شده در این ایمیل نامربوط
و یا شایعه های بی اساس و مغرضانه است به یکی
از مدبران گروه اطلاع دهید
 
خبرهایی که بدون ذکر منبع مطمئن بیان می شود امکان دارد تنها شایعه باشند

 
You received this message because you are subscribed to the Google
Groups "23khordad" group.
To post to this group, send email to 23khordad@googlegroups.com
To unsubscribe from this group, send email to
23khordad+unsubscribe@googlegroups.com
For more options, visit this group at
http://groups.google.com/group/23khordad?hl=en

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

CopyRight © 2006 - 2010 , GODFATHER BAND - First Iranian News Portal , All Rights Reserved