درود
واقعا شما از اينهمه ياوه گويي و صغرا كبري چيدن خسته نميشويد ؟ دستگاه پخش صوت هم اگر بوديد، ميسوختيد تاكنون !!! در جستجوي هر جفنگي كه ساير سايتها ميگويند ،برمياييد و بدون اندك تعقل و تامل همانها را به اينجا كپي ميكنيد.
نخست انكه ما با جناب ريحاني همسو باشيم يا نباشيم (كه شايد نباشيم !) ارتباطي به كسي ندارد و عنوان كردن آن ،زبوني شما را ميرساند كه براي استدلال خود دست بدامن اشتباهات اين و آن ميشويد . اينكه آمريكا و شوروي هر دو در يك سنگر عليه آلمان نازي ميجنگيدند دليلي براي هم عقيده بودن آنها با هم نيست و ميدانيد كه نبود و مكتبهاي آن دو ، از زمين تا اسمان تفاوت داشت . دوم آنكه ما نامه اي از اقاي ريحاني در گروه نديديم كه سخن شما را برساند و چون تمام سخنان شما و عين جمله اي كه به نقل از ايشان درج كرديد را پيشتر در انجمن هاي اسلامي اينترنتي در دفاع از ترجمه مكر ديده ام يا دروغ ميبافيد يا ايشان اشتباه كرده اند كه باز هم ارتباطي به ما ندارد.
نرم افزار قاموس از فرهنگ لغت " القاموس العربي الصغير " هيئة الأبـحاث والترجمة بدار الراتب چاپ بيروت برگردان شده است با اين وجود بروي چشم ، برگردان واژه مكر از لغت نامه :
واژه مكر در فرهنگ لغت عربي به عربي المعجم العربيّ الحديث (لاروس) نوشته خليل الجر مكتبة لاروس - پاريس -1973
مكُره/مكُر به : خدعه ،
ترجمه همان لغت نامه لاروس نوشته خليل الجر عربي به فارسي سيد حميد طبيبيان از انتشارات امير كبير كه در دانشگاه هم تدريس ميشود
مكر : نيرنگ ، حقه
پس مكر به همان معني آورده شده است كه پيشتر ذكرش رفت و چيزي از بابت چاره جويي و تدبير ديده نميشود. فرهنگ ديگري هم دم دستمان نيست و حيفمان ميايد پول بيشتر براي فرهنگ هاي گوناگون ديگر بدهيم !!!
آياتي كه از قرآن آوردم برخي به معناي نيرنگ بوده و برخي به معني حيله كردن . محمد نيز وقتي علي را در بستر خود خوابانيد حيله به كار برد نه تدبير . يعني با برآمده كردن بستر خود قريشيان را فريب داد كه در جاي خود خسبيده ام . تدبير و مكر را در نامه نخستين نشان دادم كه كجا بكار ميبرند اما ظاهرا مرغ شما يكپاست و كاري به ساير شواهد و مستندات نداريد . علي در جنگ با عمرو هم حيله بكار برد و حواس او را به پشت سرش پرت كرد و با شمشير پاهاي عمرو را قلم كرد اينكار تدبير نيست بلكه مكر است و خود گفت كه مكر كردم حال شما كاسه داغتر از اش شده ايد و ميخواهيد مكار بودنشان را ماستمالي كنيد؟ تدبير را سلمان فارسي در كشيدن خندق بدور شهر بكار بست .
ما تدبير مشركان و خدا را به دو رويي و تزوير معني نميكنيم بلكه به استناد قرآن هر دو آنها را مكار و نيرنگ باز ميدانيم از آنجا كه در يك آيه يك خطي هنگاميكه دوبار واژه مكر بيايد نميتوانيد به سود خود اولي را به مكر و نيرنگ ترجمه كنيد و دومي را كه به خدا برميگردد به تدبير يا چاره انديشي. و همانگونه كه پيشتر گفتم اگر قرار بود مكر به تدبير الهي ترجمه شود محمد ميتوانست از واژه " يدبر " كه بارهاي استفاده كرده ، سود برد .يعني در يك آيه اولي را مكر بگويد و دومي را تدبير . كه چنين نكرده است پس باز هم استدلال نيم پز شما كشك است و منظور قرآن از مكر مترادف همان واژه نيرنگ و حقه و از اين دست كلمات است
خير ما نشان داديم كه چاره جويي از استيصال است چون خبر از آينده نداريم و نميدانيم چه پيش خواهد آمد و چاره جويي نشان قدرت خدا نيست چون خداي اسلام انقدر عظيم و بلند مرتبه است كه نياز به چاره جويي در برابر نقشه ها و حقه هاي بشر ساخته دست خود ندارد كه اگر چنين باشد ،و خدا نياز به چاره جويي داشته باشد، اين خدا درمانده و مستاصل است كه مجبور است در برابر يك عمل انسان بدنبال چاره جويي باشد ،او با توجه به اينكه ميداند حركت بعدي انسان چيست لذا نياز به چاره جستن نخواهد داشت چون تمهيدات لازم را قبلا صورت داده است
همانگونه كه در نامه نخستين گفتم چاره جويي زيبنده انسان است كه اگر انسان چاره جويي و چاره انديشي كند نشان هوش و توانايي اوست .اما شما گفتار خودم را پرسشي ميكنيد و از من ميپرسيد.
بدرود
2010/12/5 arash aram
<arash_aram48@yahoo.com>
| سلام به همه در ابتدا عین جملاتی که آقای ریحانی در جواب همین ایمیل برای من فرستاده است را می آورم با درود: مكر" در لغت عرب با آنچه در فارسى امروز از آن مىفهميم تفاوت بسيار دارد" در فارسى امروز مكر" به نقشههاى شيطانى و زيان بخش گفته مىشود، در حالى كه در لغت عرب هر نوع چارهانديشى را" مكر" ميگويند كه گاهى خوب و گاهى زيانآور است.
میبینید که آقای ریهانی که در بی خدایی با آقای مانازاده هم عقیده است هم همان معنای چاره اندیشی را برای واژه مکر در عربی آورده است . شما برای ترجمه واژه مکر از یک واژنامه رایانه ای عربی به فارسی(القاموس) استفاده کردید که این درست نیست و برای درک معنای مکر در زبات عربی باید از یک لغتنامه عربی استفاده کرد تا معنای این کلمه در زبان عربی مشخص شود گفتید در آیاتی که از قرآن آوردید مکر به معنای نیرنگ است که اشتباه است. مثلا چند تا از این آیاتی که آوردید اشاره به ماجرای در بستر خوابیدن حضرت علی بجای حضرت محمد دارد که در آن ماجرا مشرکان مکه تصمیم گرفتند برای اینکه بنی هاشم نتواند به خونخواهی از حضرت محمد کاری کند از هر قبیله شخصی برای کشتن حضرت محمد بیاید تا قاتل او مشخص نشود و بنی هاشم نتواند کاری کند که خدا هم برای خنثی کردن این تدبیر به حضرت محمد گفت که حضرت علی را به جای خود در بستر بخواباند و خود از مکه خارج شود تا نقشه مشرکان نقش بر آب شود. حال شما چطور این تدبیر مشرکان و در مقابل آن تدبیر خداوند را به ریا و دورویی و تزویر معنی میکنید؟ اینها تاکتیکهایی بود که هر دو طرف برای پیروزی بکار گرفتند که سرانجام تاکتیک(مکر) الهی پیروز شد که او بهترین تدبیر کنند گان است در جایی دیگر گفتید که چاره جویی نشان از استیصال فرد است در صورتی که دقیقا عکس این مسئله درست است و چاره جویی نشان از قدرت فرد در حل مسئله دارد و نشان از هوش و فراست اوست که توانسته برای مسئله چاره ای پیدا کند. اگر شما برای مسئله ای چاره جویی کنید و راه چاره ای برای حل آن پیدا کنید آیا این استیصال شما را میرساند یا هوش و توانایی شما را؟ خدا بهترین تدبیر کنندگان است و هیچ بنده ای نمیتواند تدبیری بهتر از تدبیر خداوندی بیاورد شاد باشید و پیروز
--- On Sun, 12/5/10, MANAZADE <freeman4551@gmail.com> wrote: From: MANAZADE <freeman4551@gmail.com> Subject: Re: -- AndisheyeNik -- معنای مکر در قرآن کریم To: "arash aram" <arash_aram48@yahoo.com> Cc: "andisheye nik" <andisheyenik@yahoogroups.com> Date: Sunday, December 5, 2010, 3:11 AM درود باز هم ماستمالي ديگر از پيروان جهل ، گويا فراموش كرده اند كه دوران خر كردن مردم به پايان رسيده و امروز ديگر مانند 100 سال پيش نيست كه هر كس هر ياوه اي گفت مردم پذيرا باشند . امروز دوران ، دوران سهولت در دستيابي به اطلاعات و داده ها است . اين سايتها كه از آنها فرنود ميدهيد و گمان ميكنيد راستي و درستي را گفته ايد و در خيالات خود ذوق ميكنيد و مشعوف ميشويد ، اخبار درست به شما نميدهند و تلاش ميكنند كه در خر كردن مردم كوشا تر باشند چون ميدانند كه از هر چند ميليون نفر يك نفر پيدا ميشود كه بدنيال كشف درستي از سخنان آنها باشد و الباقي چشم بسته ميپذيرند . آيات مورد نظر را كه خدا خود را مكر كننده خوانده در ذيل مياورم به متن عربي آيه هم توجه كنيد. رعد 42 وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلِلّهِ الْمَكْرُ جَمِيعًا يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ وَسَيَعْلَمُ الْكُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّارِ و به يقين كسانى كه پيش از آنان بودند نيرنگ كردند ولى همه مكرها نزد خداست آنچه را كه هر كسى به دست مىآورد مىداند و به زودى كافران بدانند كه فرجام آن سراى از كيست يونس آيه 21 وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آيَاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَكْرًا إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ و چون مردم را پس از آسيبى كه به ايشان رسيده است رحمتى بچشانيم بناگاه آنان را در آيات ما نيرنگى است بگو نيرنگ خدا سريعتر است در حقيقت فرستادگان [=فرشتگان] ما آنچه نيرنگ مىكنيد مىنويسند أَفَأَمِنُواْ مَكْرَ اللّهِ فَلاَ يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ آقاي مكارم و خرمشاهي و فولادوند و...... برگردان ايه 99 از سوره اعراف را چنين گفته اند : آيا از مكر الهى ايمنند؟ در صورتى كه جز زيانكاران كسى از مكر الهى [به خيال خويش] ايمن نيست در سوره طارق آيه 15 و16 خدا ميگويد كه " إِنَّهُمْ یَكِیدُونَ كَیْداً وَ أَكِیدُ كَیْداً" آنها پيوسته حيله ميكنند و من نيز در مقابل حيله ميكنم . سوره آل عمران آيه 54 : وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ و [دشمنان] مكر ورزيدند و خدا [در پاسخشان] مكر در ميان آورد و خداوند بهترين مكرانگيزان است انفال آيه 30 وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ و [ياد كن] هنگامى را كه كافران در باره تو نيرنگ مىكردند تا تو را به بند كشند يا بكشند يا [از مكه] اخراج كنند و نيرنگ مىزدند و خدا مكر مىكرد و خدا بهترين مكركنندگان است نمل آيه 50 وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ دست به نيرنگ زدند و [ما نيز] دست به نيرنگ زديم و خبر نداشتند اين استدلالت آبدوغ خياري كه مكر معني چاره انديشي و تدبير ميدهد درست نيست . در فرهنگ لغت "القاموس" در برابر واژه "مكر "نوشته شده : ريا ، تزوير ، دورويي ، حيله ، حقه و هيچ فرهنگي به جز فرهنگ قرآني مكر را به چاره انديشي و تدبير ترجمه نكرده است. چگونه است كه در تمام آيات ديگر قرآن مانند يوسف آيه 31 و 102 نمل ايه 51 و 70 انعام ايه 124و 123، نحل آيه 127 و اعراف آيه 123 " مكر " به معني حيله و نيرنگ آمده اما به خدا كه رسيد معني چاره جويي و تدبير ميدهد ؟ ضمن آنكه استدلال شما هنگامي درست بود كه براي محمد كلمه تدبير و چاره جويي ناشناس بوده باشد در حاليكه اينطور نيست و محمد از كلمات تدبير و چاره جويي و چاره انديشي در قرآن (سوره يونس ايه 98 سوره نسا ايه 108 و سوره يونس آيه 3 ......) استفاده كرده است و اگر نياز بود ميتوانست در ايات بالا نيز از كلمه تدبير كردن استفاده كند كه نكرد ، پس دقيقا منظور محمد و برگردان آيه همان مكر كردن به معني حيله و نيرنگ بوده است و اين استدلالها كشك است. سپس آنكه بفرماييد چاره جويي يعني چه ؟ دنبال راه چاره گشتن مگر برازنده خداي تعريف شده در اسلام هست ؟يعني اگر فرض كنيم كه معني مكر با چاره انديشي برابر است مگر خداي دانا ميشود كه براي نيرنگ مخلوق خود دنبال راه چاره بگردد ؟دنبال چاره گشتن از استيصال و كاستي ميايد كه مقابل با صفات خدا است.بدنبال چاره گشتن برازنده ما است كه از آينده خبر نداريم و وقتي رخدادي مانند سوختگي بدن پيش ميايد بدنيال راه چاره ميگرديم ، تدبير و چاره انديشي هم مخصوص ما است كه نميدانيم در آينده چه ميشود و لذا چاره انديشي ميكنيم و كمر بند ايمني كشف ميكنيم و تدبير ميكنيم و كمر بند ايمني ميبنديم تا در سانحه رانندگي كشته نشويم . پس اين استدلالها به ياري شما نميايد و همانگونه كه گفتيم و نشان داديم برگردان واژه مكر همان نيرنگ و كلك است و حقه زدن در برگردان كلمه كمكي به شما نميكند و خدا گفته كه بهترين نيرنگ بازان است و در مقابل بشر و مخلوق خود از نيرنگ استفاده ميكند . اين با ساير اعتقادات اسلام همخواني دارد . بدرود 2010/12/4 arash aram <arash_aram48@yahoo.com> |

«مكر» به معناى تدبیر و چاره اندیشى در كارهاى خوب یا بد مى باشد. و به همین جهت در قرآن نیز همراه با وصف «السَّیئى» بكار رفته است. مكر الهى: آیات متعددى كه «مكر» را به خدا نسبت مى دهند، منظورشان تدبیر كلّى خداست. چون او مالك تدبیر است، و هیچ تدبیرى از دایره ى تدبیر او خارج نمى باشد. لذا خداوند تبارك و تعالى فوق هر تدبیر كننده ى است كه: «الله خیر الماكرین» و خداوند تبارك و تعالى مى فرمایند: «پیش از آنان نیز كسانى طرح ها و نقشه ها كشیدند; ولى تمام طرح ها و نقشه ها از آن خداست; او از كار هر كس آگاه است; و به زودى كفّار مى دانند سرانجام نیك در سراى دیگر از آن كیست!» این آیه صراحت دارد كه تدبیر كلّى مال خداست و تدبیر دیگران در مقابل تدبیر خدا كارى از پیش نمى برد.
جواب تفصیلى: معناى مكر: «مكر» در لغت به معناى تدبیر است. اعمّ از آنكه اصل تدبیر خوب باشد یا بد، و یا این تدبیر در كار بد باشد و یا در كار خوب. گرچه بعضى مكر را به فریب دادن معنا كرده اند و چنانچه به خدا نسبت داده شود به معناى پاداش و كیفر نیرنگ و فریب مى باشد. مى خواستند حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) را بكشند یا زندانى كنند و مراد از «یَمكُرُ اللهُ» همان تدبیر خداوند است كه آن حضرت را مأمور به هجرت نمود. و همین كه مى بینیم كلمه ى «مكر» همراه با وصف «السَّیِئّى» در قرآن بكار رفته دلیل بر آن است كه «مكر» گاهى بد و گاهى خوب است. بنابراین، آیات متعددى كه آیه ى شریفه سوره رعد(74) صریحاً دلالت دارد بر اینكه تدبیر كلّى مال خداست و تدبیر دیگران در مقابل تدبیر خدا هیچ است و كارى از پیش نمى تواند ببرد.
به نقل از سایت تبیان |
|
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر