428The_Godfather_II_2The%20Godfather273TheGodfather2020305The_Godfather_II_1

Go English

سه‌شنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۸۹

-- AndisheyeNik -- Re: در خصوص ژرف اندیشیدن در قرآن

 

با سلام

نامه بلند بالايي نوشتيد .

شما دقيقا از كلمه فحاشي سود جستيد و ما آنرا نوشتيم و خواستيم كه اگر فحاشي كرديم نشاني بدهيد تا آنرا باز پس گيريم. ما از توهين هم تعريف مشخص و اشكاري داريم كه پيشتر گفته ايم و نميتوانيم براي هر كس جداگانه بازگو كنيم . ليكن اگر من دزدي كنم و شما نام دزد بر من بگذاريد توهين نكرده ايد . شما وقتي توهين ميكنيد كه ما دزد نباشيم و ما را دزد خطاب كنيد . به همين صورت ما شما را دروغگو ناميديم چون سخن خلاف گفتيد و پس از آن هم فرنود براي رد سخن ما نياورديد يا ياوگو خطاب كرديم چون با فرنود نشان داديم كه ياوه گفتيد پس توهيني در كار نبوده . توهين زماني است كه شما را بيدليل دروغگو بناميم .

ما با مفاهيم مشكل نداريم اينها از از خودتان درمياوريد و به ما ميچسبانيد تا با به زير كشيدن ما نادانيهاي خود را پوشش دهيد . اينكه شما در ما چه كشف كرديد هم بي ارزش و بيهوده و پرداختن به گوينده است و از نگر ما ارزشي ندارد كه شما چه يافته ايد چون ما شما را وكيل و پزشك خود نكرده ايم .

اينكه ما به يك پرسش بيشتر از چند بار پاسخ نميدهيم براي اين است كه پيرتر و خسته تر از آني هستيم كه بخواهيم تا ابد به پرسشهاي تكراري پاسخ دهيم ضمن آنكه ما آموزگار كسي نيستيم كه دين از كسي به گردن داشته باشيم . ما در حد توان و دانش خود به پرسشها پاسخ ميدهيم ليكن در جايي كه احساس كنيم اين پرسشها از روي نيت هرز دادن انرژي ما است اينكار را نميكنيم . براي پرسشگر هم سخت نخواهد بود تا آرشيو گروه را جستجو كند و نوشته اي ما را بيابد .

خيلي تلاش كرديد تا يك تناقض فلسفي در سخنان مابيابيد ؟ شما  خالق گيتي را  عادل ميدانيد . پس اگر ما بفهميم كه الله ناعادل است در نتيجه الله نميتواند خالق اين گيتي باشد و  موجودي ساخته و پرداخته بشر است . يعني اين الله با آن خالق گيتي منطبق نيست . در اين حالت يا بايد عادل بودن را از خالق گيتي عزل كنيم كه نميشود يا بايد الله را از يكي بودن با خالق گيتي معاف كنيم . ايا فهم اين براي شما دشوار بوده است ؟ ما الله شما ، الله شناخته شده در قرآن  را لايق خدايي نميدانيم . ما كجا خدا را مردود كرديم ؟ ما هميشه گفته ايم كه هنوز خداباوران و خداناباوران بر هم پيشي نگرفته اند و هيچگاه سخن از اين باب نگفتيم مگر به اندك . ليكن الله شما را از منسب خدايي عزل ميكنيم و او را خدا نميدانيم ، شما ميدانيد ؟ خوب بدانيد.ليكن اجازه تبليغ آن براي ما را نداريد كه نخود اين آش زياد است .

ما از بازي كردن شما با ما زياد خشنود نيستيم . ما گفتيم كه با پيشينه شما كاري نداريم كه در گذشته بي دين بوده ايد يا خير . چون آنرا ميخواستيد براي حربه استفاده كنيد كه از ما پيشتر هستيد و نمونه آورديم كه پيشينه يك جاني اصلاح شده نبايد بر اكنون او اثر داشته باشد چون در اينصورت ديگر از زندگي ساقط خواهد شد. اينكه ما در جواني پسر راستگويي بوده باشيم دليل استواري براي اين نيست كه مثلا امروز احمق نباشيم . پس پيشينه افراد در جواني به روزگار 20 سال بعد ارتباطي ندارد. حال شما نقش محمد را در اين ميان بيابيد كه از ما خرده ميگيريد ؟ اينكه ميگويم پيشينه افراد با امروزشان ارتباطي ندارد و در حال زندگي ميكنيم  يعني اينكه ما نميتوانيم سخن از محمد بگوييم ؟ چگونه چنين نتيجه گيري كرديد ؟ پس باز هم به ما اتهام زديد و به ما پرداختيد كه دوگانه رفتار ميكنيم.

چرا ما از محمد 1400 سال پيش هيچ نگوييم ؟ چيزي هست كه نياز به پنهان كردن داريد ؟ آنرا كه حساب پاك است از محاسبه چه باك است ؟ محمد اگر حسابش پاك است از نقد و بررسي چرا واهمه داريد ؟ هيتلر هم كنون وجود ندارد كه از خود پدافند كند . اين دليل محكمي براي اين است كه هيتلر را امروز نقد نكنيم ؟

فعلا كه ما و امثال ماي كوچك ، خرده بر رهبر بزرگتان گرفته ايم  و شما از بيم به لرزه درآمدن اركان ايدئولوژيكي خود به تكاپو افتاده ايد و بدون فرنود و پاسخ استوار تنها چنين كلماتي ميگوييد كه مال شما كوچك است و مال ما بزرگ .و پيشنهاد ميدهيد كه به امورات ديگر بپردازيم نه به رهبرتان . خوب ببينيم كه بزرگ شما چه ميكند در برابر خردي مانند ما.

ما كلام خدايي هم نديديم كه اگر ببينيم آنرا خدشه دار نخواهيم ساخت .درست زيستن را هم والدين ياد فرزندان ميدهند و يك راه آن هم نشان دادن بد زيستن مردمان به فرزندان است.مگر ما ولي كسي هستيم اينجا ؟

اينكه ما چه بلد هستيم و چه بلد نيستيم به خودمان مربوط است و شما در اندازه اي نيستيد كه ما را محك بزنيد ليكن خنده دار است كه شما ما را متهم به كسب قدرت ميكنيد . بفرماييد نشاني بدهيد تا اين مدالها و ستاره ها كه گرفتيم را به همراه نامه اعطاي قدرتمان بفرستيم براي شما .

ما سوء برداشتها و سوء استفاده ها را به پاي اسلام مينويسيم كه آنقدر بي در و پيكر است كه هر ننه قمري به دستاويز آن فرصت نيرنگ و سوءاستفاده دارد . مكتب آسماني اگر آسماني بود كه اينهمه خلل و فرج نداشت. ما اگر ماهي ميگيريم براي اين است كه به دهان ديوهاي انتهاي رودخانه نيافتند و آنرا در بركه ديگري رها ميسازيم و خود نميخوريم ليكن جسارتا باز به ما پرداختيد و ياوه .

اينان ؟ هموندان اين گروه ميخواهند به من حكومت بدهند كه بهشت آرزوهايم است ؟ دست ما رو شده است ؟ ما ميخواهيم جذب نيرو كنيم  ؟ ميخواهيم منفعت شخصي ببريم ؟ مثلا چه كرده ايم كمر بند لاغري  تبليغ كرده ايم و كاسه گدايي بدست گرفته ايم ؟ گويا سخت سرتان به ديوار خورده . آدرس كه داديد ما مينويسيم و  شما را رهبر همين حكومت كه گفتيد ميكنيم و خود ميشويم زير دست شما ، تا بسازيد هر آنچه كه دلتان ميخواهد . در كتاب آسماني ما هم زبان ابوجهل هايي چون شما بريده شده و براي همين پاسخ شايسته اي نداريد كه به ما بدهيد و هذيان ميگوييد . اينها همه در كتاب آسماني ما پيش بيني شده بود و نشانه حقانيت آن است !!!

باز هم بي توجه به سخنان ما موعظه كرديد . ما نوشتيم كه هميشه  تلاش ميكنيم تا سخناني نزديك به باورهاي شما بياوريم و اگر سخني از ما را نادرست ميدانيد فرنود استوار بدهيد تا اصلاح كنيم ، مثلا از هر كتاب و آيت اللهي كه خواستيد به ما فرنود بدهيد كه محمد مردان قبيله يهودي را نكشت يا شوهر جويريه را شكنجه كش نكرد و با همسرش ازدواج نكرد. مثلا فرنود بدهيد كه خدا در همين قرآني كه براي شما وحي است نگفته زنان شوهر دار بر شما حرامند مگر زناني كه در غنيمت بدست مياوريد.ظاهر و باطن اين ايه را بريزيد بيرون ببينيم در انديشه شما چه ميگذرد از ظاهر و باطن ،

استدلالهي شما هم كودكانه است . مثلا محمد شوهر زني را در گذشته ميكشد ، با او ازدواج ميكند و جواز تملك زن شوهر دار را ميدهد براي اينكه ما امروز اينرا بعنوان يك تجربه در زندگي خود بكار بنديم ؟ اين درسي است كه براي بهتر زيستن به ما ميدهند ؟

هيتلر و چنگيز و نرون و آتيلا هم آدمكش و زنباره بودند ما با آنها هم مشكلي نداريم ، اينها شخصيت هاي تاريخي هستند كه گذشته اند ، ما نيز نوشته ايم كه آب رفته به جوي باز نميگردد ليكن امروز اگر كسي بخواهد به چنگيز لباس انساندوستي و مهر و شفقت بپوشاند صد البته تلاش خواهيم كرد تا دست دروغگويان را برملا كنيم . ما اگر ميبينيم كه شما همين رفتار را با محمدي كه رفتارهاي غير انساني كرده ، ميكنيد و بر تن او جامه زن دوستي و شفقت و مهرباني ميپوشانيد و ما اينرا تاب نمياوريم . محمد اگر زماني درستكار بوده دليلي بر اين نيست كه در اواخر عمر درنده خو نشده باشد.

اهداف پليد ما را نام ببريد و بگوييد چگونه پيامبران مانعي بر سر راه ما هستند ؟ اگر اين اهداف پليد ما را اشتباه نام برديد يا ما به زبان خود و يا با فرنود ثابت كنيم كه  اهداف مورد نگر شما را  نداريم باز هم شما را ياوه گو خطاب خواهم كرد.

ما هيچگاه زير سايه اسلام شما قرار نخواهيم گرفت كه توهين به شعور و انسانيت كرده ايم.

پيرامون عصمت هم خود دوخته و خود بافته ايد . نميخواهد به ما درس عصمت بدهيد . شما مدعي هستيد كه محمد عصمت داشته . يعني همانكه شما ميگوييد .قدرت خطا كاري داشته ليكن هيچ گناهي نكرده و  من به شما فرنود دادم كه خدا در قرآن گفته گناهان محمد را بخشيده ،اين سخن ما نبوده كه محمد گناهكار است هر چند باور داريم كه هست سخن قرآن بوده. اگر گناهي وجود نداشته پس خدا در قرآن چه چيزي را بخشيده ؟ پس يا محمد عصمت نداشته يا قرآن سخن بيهوده گفته . اگر اين هم ظاهر و باطن دارد بفرماييد اينرا هم براي ما بشكافيد ، اي شكافنده ظاهر و باطن.

ما هيچگاه تلاش نكرديم تا سخنان بي پايه و اساس بگوييم كه شما بتوانيد به سادگي انها را رد كنيد ليكن شما اينگونه ايد و براي ما دليل مياوريد كه غرب محمد را يك نابغه ميداند . ما ميتوانيم براي شما فرنود بياوريم كه 5 ميليارد آدمك روي كره زمين اصلا محمد را عددي به حساب نمياورند ، آيا اين استدلال ما درست است . غربيها اگر به نابغه بودن او ايمان داشتند كه اكنون همگان در مسجد نماز ميخواندند . اينها را برخي از آنها ميگويند كه مسليمن را خر كنند كه ما هم واقف به رسالت محمد هستيم و اعتراف ميكنيم ، ليكن روز يكشبه باز در كليسا موعظه ميشوند . عجي استدلال شگفت اوري كرديد براي ما ، به خود لرزيديم .

شما بفرماييد پنج پيشگويي اسلام را كه مردمان آنزمان ندانسته باشند و امروز با علم ثابت شده باشد . نكند كوهها ميخ زمين هستند را ميفرماييد ؟

عجب ! هر كس سنگسار را انجام داد وحشي است ؟ اين عمل ننگين است ؟ يعني محمد كه اينكار را كرده وحشي است و عمل ننگين صورت داده . اينها را خود گفتيد ما نگفتيم . نكند باور نميكنيد كه محمد حكم به سنگسار داده و نزد خودش اجرا شده ؟

ما دست خدا را هم به سخره شما نوشتيم كه از خود لايحه نوشتيد درباره دست . قسمت هم درباره عقيم بودن طبيعت سخن رانديد كه شوربختانه نشان ميدهيد كه شما از فرگشت هم چيزي نميدانيد و همه چيز را به آسمان وصل ميكنيد . بفرماييد فرزندي پدر و مادر بي ديني كه عقيم يا عقب افتاده متولد ميشود نشانه چيست ؟ اين همان ابزاري است كه خدا براي رهنمود پدر و مادر ايجاد ميكند ؟

سپاس از شما كه پس از نوشتن 15 برگ سياهه براي ما ، ميگوييد كه قصد نصيحت ما را نداريد. و شوربختانه هنوز آنقدر نميدانيد كه نه تنها يكصد هزار نفر بلكه اگر يك ميليارد ديگر هم به جمعيت شما افزوده گردد باز هم مغلطه توسل به اكثريت نموده ايد . آيا نميدانيد كه به همين ميزان هم از دين اسلام خارج ميشوند كه بدليل ارتداد امار درستي از آنان در دست نيست . اگر به نگر شما اينها استدلال هستند و دليلي بر درستي اسلام از نگر ما مغلطه هستند و جفنگ . اگر براي شما 25 نامه ارسال شده براي ما هم 25 نامه ارسال شده كه ما را بدليل ترس خودشان تشويق به ادامه راه،كرده اند و بازگويي آنچه كه شما و امثال شما براي قرنها از مردم پنهان داشته ايد . از خود شرم نميكنيد كه براي ما اينگونه كودكانه استدلال ميكنيد و يار كشي مينماييد .

اينكه شما يك كتاب را دربست قبول ميكنيد يا رد ميكنيد مشكل شماست كه صفر هستيد و يك . بنابراين تعجبي ندارد كه اينگونه هستيد . ما بارها گفته ايم كه استناد به تاريخ كرده ايم در جايي كه به باور شما نزديك است آيا تاكنون ديده ايد كه ما از سخنان عايشه فرنود بياوريم ؟ چرا كه ميدانيم شما سخنان او را قبول نداريد .شما آنقدر گمراهيد كه گمان ميكنيد اگر كتاب بدست گرفته ايم بايد با بند بند ان يا موافق يا مخالف باشيم ، ما از ود شرمساريم كه با چنين دانشمندي سخن ميگوييم . پس باز هم از روي دشمني و كينه به ما تهمت زديد و ياوه گفتيد . آشكار است كه ما سخن طبري پيرامون آدم  و ياوه هاي ديگر را اگر دليل استوار داشته باشيم قبول نميكنيم چرا كه او نزديك به زمان ادم و حوا نبوده و گفتن افسانه ادم و حوا در كتابش بيهوده و بي دليل است . اينكه ما بخشي از سخنان طبري را بدلايل استوار قبول نداشته باشيم را نميتوانيد درك كنيد ؟ بفرماييد از سخناني كه ما از تاريخ پيشترها گفتيم دليل و فرنود از هر جا كه دلتان خواست در بياوريد و آنها را مردود كنيد تا ما نيز سخن خود درست كنيم .

سخنان ديگرتان كه هر برگ تكرار شده كه ما خودمان را قبول نداريم و خودمان سر درگميم و چرا با ما وارد گفتگو ميشوند و از خدا وحشت داريم و شبيه فاضلي يا شيطان پرستان هستيم چه چه.... همگي حوصله ما را سر برد و چون پرداختن به من است ياوه و جفنگ و بارها به ما اتهام فحاشي زديد بدون اينكه نشاني بدهيد . نتيجه گيري شما هم براي ما ارزشي ندارد چون انديشه هاي شما براي من خفت آور است و ما وقعي به نتيجه گيري شگفت انگيز شما كه يا فاضلي هستيم يا شيطان پرست نميگذاريم و اينكه در هر صورت ما صهيونيست هستيم هم مزخرفي بيش نيست چون آنها از شما احمق تر و شما از آنها ابله تريد كه بي فرنود ما را آنگونه ميخوانيد و از شدت خشم ندانستيد كه ما انها را عددي حساب نميكنيم كه پيامبرشان با دختران خود ميخوابد و آنها را باردار ميكند .و نيز حقير تر از آن هستيد كه بتوانيد اندك ناراحتي براي ما ايجاد كنيد .

شما پانزده برگ سياه كرديد و به من تاختيد بدون اينكه حتي يك كلمه حسابي بنويسيد كه براستي ما را به انديشه فرو ببرد . ما معلم ديكته شما هم نيستيم كه غلط املايي از شما بگيريم به هر حال باور داريم كه شما سواد خواندن و نوشتن داريد و حتي اگر غلط املايي داشته باشيد بيسواد به حساب نمياييد.

نه ، ما از سخن خود خنده نكرديم به ناداني شما ميخنديم كه نفهميديد ما ميگوييم وقتي گفتگويي ميكنيم بايد فرضيات نخست آن مورد قبول دو طرف باشد نه حكم نهايي.

بفرماييد ، راه باز است و در راه ياري رساندن به مردم تلاش كنيد و آنها را نجات دهيد . ما به هر كسي كه  تلاش به ياري مردم كند درود ميفرستيم . اين شما نيستيد كه بايد به ما بگوييد ديگر آن زمانها به پايان رسيده بلكه ما به وارونه به شما ميگوييم كه دوره خر كردن شماها ديگر به پايان رسيده است و اكنون زمان است كه از گرده مردم پايين آييد. ما يادمان نميايد كه همفكران من و هم انديشان من زماني شيره مردم را كشيده باشند و سوار آنها شده باشند.

 بدورد



2011/2/1 khub pesar <golpesar818@yahoo.com>

با سلام بر شما
متاسفانه مکالمات ما تبدیل به ایراد گیری از هم شده و با توجه به دید ظاهربین و
ایراد گیر شما فکر کنم تا آخر نیز همچنان باقی بماند ولی بهر حال بهتر است رویه
مکالماتتان را کمی تغییر دهید و دقت بیشتری نسبت به مطالبی که مینویسید داشته باشید
چون با همین مطالب به نوعی خود را محکوم کرده اید.. البته خاطر نشان میکنم که از
نوشتن این مطالب من قصد داشتم که از هدف و نیت شما کسب خبر کنم و چون به سوالات من
نمی خواهید جواب دهید من بناچار با روش خودم جواب سوالاتم را یافتم.
شما در یکسری جاها مرا دروغگو خواندید خوب این نظر شماست. ولی چیزی که من راجع به
نوع نگارش شما نوشتم توهین شما نسبت به نوشتار و خود من بود که شما آنرا فحاشی
قلمداد کرده و از من نمونه خواستید. خوب است قبل از هر چیز واژه ها را با مفهوم
درست آنها بکار بریم. تا اینجا متوجه شدم که مشکل اصلی شما با مفهوم است و بخاطر
دید ظاهر بینی که دارید متاسفانه از مفهوم جا مانده اید. دقت در مفاهیم رکن اصلی هر
بحثی است که از شما چنین دقتی را ندیدم و شما فقط بدنبال این هستید که ببینید چند
اشتباه در یک نوشته پیدا میکنید نه اینکه از مفهوم و نیت عمل چیزی درک کنید. و چون
نیت شما و هدفتان برایم آشکار گشته لذا از شما خرده نمیگیرم.
نوشته اید که نمیتوانید هر از چند گاهی یک نفر بیاید و سوالات تکراری بکند و شما هم
جواب دهید. پس اصلا برای چه مینویسید. کسی که توانایی جواب دادن ندارد نمی تواند
نگر خود را نیز عنوان کند و دیگر اینکه این موضوع نشان میدهد شما فقط در پی این
هستید که با ایراد گرفتن از پیشینیان که نیستند تا از خود دفاع کنند جلب نظر کرده و
با جمع کردن گروهی بدور خود به جایی برسید و خود را مطرح کنید. وگرنه اگر نیتتان
آگاهی دادن است فرقی نمیکند که یک سوال را چنیدین نفر بارها از شما بپرسند و شما هم
چندین بار جواب دهید چون چیزی که مشخص است چندین نفر یک سوال را پرسیده اند نه یک
نفر یک سوال را چندین بار بپرسد و اگر هدف آگاهی دادن باشد باید برای آگاه کردن به
سوالات جواب دهد. مگر اینکه هدفتان ابراز وجود و به قدرت رسیدن باشد. این را نیز
بدانید که در عدالت خدا هیچ شکی نیست و خداوند نظر لطف به تمام بندگانش دارد به شرط
آنکه توانایی درک آنرا را داشته باشیم. شما از طرفی اعلام میدارید که خدای مرا قبول
ندارید و از طرف دیگر خدای رد کرده را ناعادل میخوانید. اینکه خدا را رد کنیم و
بدنبالش خدا را ناعادل بخوانیم آیا ضد و نقیض نیست. یا خدا هست یا نیست. اگر خدایی
نیست که خوب عدالت داشتن یا نداشتن هم مطرح نیست و اگر خدایی هست که فقط یک خداست و
خالق این خلقت، پس در هیچ کاری از کارهایش نمیتوان شک کرد. شما از یک طرف خدا را رد
میکنید و از طرف دیگر خدایی را نام میبرید که نا عادل است. واقعا خودتان سر در
میآورید که به دنبال چه هستید؟
شما ادعا کرده اید که من با پیشینه افراد کاری ندارم و اگر کسی اصلاح شده باشد او
را میپذیرم در حالیکه هنوز نمیدانید کسی که توانسته خود را اصلاح کند مطمئنا به آن
درجه از بزرگی و تفکر رسیده که نیازی به من و تو نداشته باشد. ضمن اینکه اگر پیشینه
برای شما مهم نیست و اصولا در امروز زندگی میکنید پس چرا تمام حرفهای شما راجع به
پیشینه محمد و اسلام است. اگر راست میگویید از امروزِ خود بنویسید و نه از محمدی که
1400 سال پیش رخت بر بسته است. شما هنوز بر حرفهای خود نیز نیستید و هر جا که به
ضررتان باشد چیزی را که قبول دارید رد میکنید و در جای دیگر همان را انجام میدهید.
محمد یکسری کارها را کرده و رفته و دیگران نیز بتواناییشان رسالتشان را انجام دادند
و رفتند و برای ما یک تجربه گذاشتند اگر واقعا در حال و امروز زندگی میکنید پس از
حال بگویید نه از چیزی که گذشته و نیست تا از خودش دفاع کند هر چند باز میگویم که
محمد اگر وجود خارجی هم نداشته باشد باز آنقدر بزرگ هست که شما ی کوچک نتوانید خللی
به او وارد کنید چه برسد به اینکه بخواهید کلام خدا را خدشه دار کنید. اگر راست
میگویید نحوة درست زیستن را یاد بدهید و اینکه بگویید دیگران بد زیسته اند که برای
مخاطب مشکلی را حل نمیکند آیا شما روش بهتری را بلدید؟ که البته اگر بلد بودید
اینگونه موضوعات را به خورد دیگران نمیدادید تا کسب قدرت کنید. الان من هم قبول
دارم که سوء استفاده های زیادی از اسلام شده و با توجه به تفاسیر به رایی که از
موضوعات قرآن گشته ظلم زیادی نیز در جوامع مختلف صورت میگیرد ولی این را نباید به
پای اسلام و خدا گذاشت. بشر دو پاست که دارد سوء استفاده میکند دقیقا مثل شما که از
این آب گل آلود میخواهید ماهی بگیرید. نه مقایسه میکنم و نه تشبیه میدهم بلکه خیلی
واضح میگویم که شما با این گونه افراد هیچ فرقی ندارید چون کاملا با این نوع سوء
استفاده آشنایید و در خونتان است براحتی آنرا تشخیص داده و به شکل دیگر ولی با همان
نیت که چیره شدن بر عده ای است قصد دارید به حکومت کاذبی که بهشت آمالتان است
برسید. ولی به شدت دارید اشتباه میکند چون این تو بمیری از اون تو بمیریها نیست.
زمانه تغییر کرده و دست امثال شما رو شده است. پیشنهاد میکنم بجای اینکه با اسلام و
انبیاء مخالفت کنید و ارادة خود را در این راه خرج کنید بیایید و جلوی سوء استفاده
هایی که از دین و مسائل مذهبی میشود بگیرید وگرنه بدانید که اگر تا حال نتوانسته
اید کامل عمل کنید قبلا خداوند دست ابو لهبانی مثل شما را قطع کرده و این پس رفت
شما بخاطر همین است که اراده تان در خلقت قطع شده است. من تا آنجا که بتوانم نیت
خود را بازگو میکنم.
تمامی بحث و نیت من اینست که گذشتگان هر چه بودند همه را باید دید نه اینکه بدها را
جدا نمود و به نفع خود نمونه هایی را از اعمال آنان جدا کرده و با توجه به یکسری
کتب تاریخی که معلوم نیست تا چه حد صحیح نوشته اند استناد کرد، بلکه باید این موارد
را چه خوب و چه بد با تاریخ آن بررسی نمود و بهترین روش را از میان آن برگزید و به
دیگران نیز پیشنهاد نمود. من معتقدم که هر اتفاقی در گذشته افتاده است برای این
بوده که آیندگان آنرا بعنوان یک تجربه در زندگی خود بکار برند حتی اگر یکسری از این
اتفاقات به قول شما افسانه ای بیش نباشد ولی حداقل چیزی که برای ما میتواند داشته
باشد درسی است که برای بهتر زیستن به میدهد نه اینکه براحتی رد شود بدون اینکه از
وجود یا نبود آن مطمئن باشیم. کتب تاریخی باز از نظر من ارزش دارند ولی به غیر از
کتب مقدسی همچون قرآن هیچکدام برای من وحی منزل نیستند و قرآن نیز باید هم ظاهر و
هم باطنش برای ما سر مشق باشد.

حال اگر محمد و کارهایش برای شما اصلا اهمیتی ندارد و نوشته اید که زنباره بودن یا
نبودنش و آدمکش بودن یا نبودنش برای شما چه توفیری دارد پس چرا مدام از او حرف
میزنید؟ حال به این نیز بسنده نکرده و میخواهید به سراغ دیگر انبیا نیز بروید. باز
میگویم اگر نبیت پلیدی ندارید پس به الان بپردازید و از اتفاقات الان بگویید و جلوی
این اتفاقات زننده را بگیرید و بدانید که در اینصورت است کار مهمی کرده اید نه
اینکه با یکسری تاریخ خوانی ناقص و جمع شدن دور هم برای ایراد گیری بخواهید جلوه
سازی کنید.
مطمئن باشید که ایراد گیری از انبیا و عملکردشان نه تنها از ارزش آنان نمی کاهد
بلکه ارزش آنان را بیشتر نیز میکنید چون حتما مانعی بر سر راه اهداف پلید شما هستند
که قصد دارید با خراب کردن آنها خود را خوب جلوه دهید ولی کار بس عبث کرده اید.
تنها حسنی که کار شما دارد اینست که چهره واقعی خود را آشکارتر کرده و پرده از نیت
خود بر میدارید و این نیز یکی از مسائلی است که بدان توجه نکرده اید که .بار کج هیچ
گاه به منزل نمی رسد ممکن است تا یک مسیر کوتاه طی شود ولی بالاخره واژگون میشود و
این را نیز میتوانید در مورد قرآن و اسلام ببینید که بعد از حضرت ابراهیم که دین
مبین اسلام عرضه شد تا به حال هر روز ارزش این دین و تسلیمیت در برابر خدا بیشتر
میشود و نه تنها از کجی بار خبری نیست بلکه هر روز صاف تر و صاف تر میگردد. بیایید
شما هم در زیر سایه آن قرار بگیرید مطمئن باشید که کجی شما نیز محو خواهد شد.
در مورد عصمت نیز میخواهید مغلطه کنید و فکر کرده اید که با دسته کورها طرف هستید.
اول آیا مفهوم عصمت را میدانید یا اینکه چون عده ای گفتند که 14 معصوم شما هم بول
گرفته اید؟ عصمت به این معنا نیست که توانایی گناه کرده از فرد سلب شده باشد که اگر
اینگونه بود دیگر نیازی نبود خداوند از میان انسانها رسول برگزیند از همان فرشتگان
بارگاه رسولی میفرستاد که تا آخر خلقت همه را کافی بود. ولی اگر می فرماید من از
بین شما رسولی برمیگزینم که مثل خودتان است پس به همه میفهماند که انسان اگر خطا
کار هم باشد کافی است که خود را پیدا کند و خدای خویش را بشناسد در اینصور با اینکه
میتواند خطا کند ولی با لطف و یاری خدا از آن دوری کرده و خدا نیز او را از خطا دور
میکند. در این صورت است که عصمت پرده خود را بر گناهان افکنده و چهره واقعی گناه
برای فرد معصوم آشکار شده و شخص براحتی از آن دوری میکند. لابد الان در این فکرید
که بیان دارید محمدی که معصوم بوده پس چرا این همه گناه کرده است و من به شما ثابت
میکنم که دارید اشتباه میکنید. محمد اگر بدنبال زنبارگی یا پول و ثروت و مقام بود
که در ابتدای اعلام رسالتش که شما هم قبول دارید انسانی نیک و امین و درستکار بوده
و بعداز 13 سال که به قدرت رسید بد شد، میتوانست تمامی پیشنهادات قریش و دیگر قبایل
را بپذیرد و به تمام آنچه که به فکر شما هم نمی رسد برسد. مگر نه اینکه کلی پست و
مقام و ثروت به او پیشنهاد شد تا دست از رسالتش بردارد و با اسلام جلوی درآمد افراد
آنزمان را نگیرد؟ آیا از خود سوال کردید که چرا قبول نکرد؟ فکر نمیکنید با توجه به
نفوذی که محمد در میان قریش داشت و پشتوانه ای همچون ابوطالب داشتن و ثروت خدیجه
اگر به کیش قریشیان میشد و اسلام را به کناری مینهاد و بت پرستی را تایید مینمود
آیا نمی توانست با توجه به اعتقادات اعراب جاهل، راحت تر زنبارگی کند راحت تر به
پول و ثروت برسد و نیات پلیدی که شما کوردلان به او نسبت داده اید را بهتر به اجرا
بگذارد؟ پس چرا خود را در مسیری انداخت که بیشتر مورد توجه قرار گیرد و در چشم همه
باشد؟ محمدی که در غرب از او نه بعنوان یک پیامبر بلکه بعنوان یک فرد نابغه یاد
میکنند که بسیاری از گفته ایش با پیشرفت علم این زمان به تایید رسیده آیا میشود
باور کرد که نتواند آینده ای به این خوبی را نادیده بگیرد و برای خود دردسر درست
کند؟ چرا خود را به نادانی میزیند؟ اینها آن چیزهایی است که باید توجه کنید نه
اینکه چون تاریخ یک موضوع به قول شما کاملا مشخص را نتوانسته یکجور بنویسد و به دو
شکل مختلف نوشته ملاک قرار گیرد تازه بیان میدارید که این برای شما مهم نیست و مهم
عمل انجام شده است. وقتی دو مورخ یک واقعه را نتوانند بدرستی ثبت کنند چگونه از
اینان انتظار دارید که عمل را درست ثبت کنند باز من آنرا رد نمیکنم چون نه در
آنزمان بوده ام که بگویم اتفاق نیفتاده و نه اینکه حکمت آن واقفم اگر واقعا اتفاق
افتاده. شما نیز فقط از روی این نوشته ها دارید قضاوت میکنید در حالیکه اصلا نسبت
به درستی یا نادرستی آن مطمئن نیستید فقط چون یک کتاب تاریخی است به آن استناد
میکنید و باز این کتاب برای شما ملاک 100% نیست چراکه یکسری از موضوعاتی را که این
کتب تاریخی بیان داشته اند ولی مخالف با عقاید شماست براحتی از همین کتاب تاریخی که
قبول دارید رد میکنید.

این را نیز بدانید که قرار نیست که ما انسانی را سرمشق خود کنیم بلکه قرار است در
فرمان خداوند تسلیم باشیم و به این میگویند مسلمانی. افراد فقط نقش جاری سازی
فرامین را دارند و اینکه وظیفه ای دارند تا به انجام برسانند و در زمانهای متفاوت
این وظیفه به شکلی متفاوت به انجام میرسد ولی هدف اصلی که همان کمال مطلق و تکامل
است در همه زمانها یکسان بوده و تغییری نمیکند و به همین علت باید وظایف را شناخت و
راه رسیدن بشر به این تکامل را یافت نه چیزهایی که شما از یکسری افراد جدا کرده اید
و آنها را سند خود میدانید. در هیچ جای قرآن از سنگسار صحبت نشده و اگر افرادی عمل
ننگین سنگسار را انجام میدهند آیا آنرا باید به پای مسلمانی گذاشت؟ خداوند در قرآن
حد زنا را تا 100 ضربه شلاق مقدر فرموده ولی اگر کسی این عمل را وحشیانه تر انجام
میدهد عیب از قرآن و کلام خداست؟ اگر برای عملی که جامعه را به خطر میاندازد حکمی
صادر شده فکر میکنید اسلام وحشی است؟ کمی چشمها را باز کنید خواهید فهمید که هر
حکمی که در اسلام آمده برای آسایش و آرامش من و شماست نه برای وحشیگری. درکش بسیار
راحت است و باز میگویم که احکام قرآن با توجه به شرایط میتوانند تغییر کنند و این
دلیل بر سستی قرآن نیست. اگر حکومتهای الان به هر دلیلی قوانین را تغییر دهند آن
حکومت سست است؟ نه بلکه چون حکومت قرص و محکمی است شرایط را خوب میسنجد و به بهترین
شکل آن را حفظ میکند و اسلام اینگونه است. ضمن اینکه اگر اسلام حکمی داده در کنارش
شرطی را نیز قرار داده تا افرادی سود جو همچون شما نتوانید از آب کره بگیرید. نمونه
اش همین مطالبی که از آیات قرآن آوردید اگر راست میگفتید آیات قبل و بعدش را هم
میآوردید تا درک آیه بهتر صورت گیرد نه اینکه فقط به جزئی از آیه اشاره کنید. یک
آیه در یک سوره آمده و مطلبی را بیان کرده باید کل سوره را دید که اصلا موضوع چه
بوده و حکمت وجود این آیه را در آن پیدا کرد.
شما با این نوشته ها به من کاملا ثابت کردید، فردی هستید که با این کار قصد دارید
خود را مطرح کنید و در این راه جذب نیرو کنید تا دقیقا مثل کسانی که اظهار تنفر از
عملکردشان را دارید رفتار نمایید و میخواهید پا جا پای ایشان بگذارید ولی بدانید که
اگر ایشان چنین کردند رسالتی از پروردگارشان داشتند که به حق بوده و در انجام
رسالتشان گام برداشته اند ولی شما در جهت نفع شخصی گام بر میدارید و با اطمینان
بگویم که این ره به ترکستان است و آسیب خواهید دید. این را دوستانه عرض کردم تا
بعنوان یک دوست وظیفه ام را انجام داده باشم. شناخت وظیفه از جمله کارهایی است که
با شناخت خود پدیدار میگردد و هر که توانست خود را بشناسد یقینا وظیفه اش را در
خلقت خواهد فهمید و اولین چیزی که در ابتدای انجام هر وظیفه ای نمودار است احترام
است و اینکه نباید از روی هوی و هوس قضاوت کرد که در شما کاملا مشخص است که هوی و
هوستان تمامی چشم دلتان را کور کرده تا محصور دنیا و ظواهر آن شوید و بخواهید چند
صباحی را خوش باشید که باز با یقین میگویم این چنین نیست و خوشی ظاهری شما نیز
مانند آتشی مدام شما را خواهد سوزاند چون خود در حال هیزم کشی این آتش هستید اگر
درک کنید.
شما هنوز از درک یک مورد ساده که دست اراده است عاجز ماندید چگونه میخواهید تا هیزم
کش بودن زن ابولهب را برایتان شرح دهم که البته تا حدودی آنرا در پایان پاراگراف
قبل توضیح دادم. اگر چیزی را من نوشتم دلیل این نیست که از علما داناترم که دانایی
به درک حقیقت است ولی اینرا خوب میدانم که از شما داناترم چون به حقیقت نزدیکترم و
این نیز همان لطفی است از خدا که شما از خود دریغ داشتید و خداوند رحمن و رحیم را
مسئول میدانید. شما میخواهید با یکسری مطالعات مغرضانه و سیر ناقص و باز مغرضانه ای
که در تاریخ داشته اید و وهم برتان داشته که مطلع شده اید، اطلاعات خود را به رخ من
و سایرین بکشید و خود را مطرح کنید. ولی هنوز نمیدانید که شما دارید فقط نقل قول
میکنید نه از خود چیزی ساخته اید و نه پرداخته اید. اگر راست میگویید از خود چیزی
ارائه دهید. اگرچه همین نقل قول را نیز خود قبول ندارید. من آگاهی خود را در راستای
آگاهی خداوند قرار داده ام تا هر آنچه را که خود صلاح میداند به من ارائه دهد و
بدنبال ایراد گرفتن از این و آن نیستم ولی هر جا که احساس کنم کسی پا را از گلیم
خود فراتر گذاشته، وارد صحنه میشوم تا هر آنچه را که آموخته ام ارائه دهم شاید
بتوانم مانع از سقوط ایشان شوم و در این راه از هیچ کوششی فرو گذار نیستم. و این
دلیل برتری من نسبت به دیگران نیست بلکه همراهی من با دیگران است چون در وجود
دیگران است که من هم هست میشوم. خداوند با همان اتفاقات گذشته که شما بعضی از آنها
را افسانه انگاشته اید به من آموخته که چگونه زندگی کنم و این خواست خود من بود تا
آموخته شوم چرا که معتقدم تا آموخته نشوم نمیتوانم آموزش دهم و هر بار که در این
راه قدم بر میدارم آمزه های جدید به من ارائه میشود و این نیز معنای صدقه دادن و
زکات است که زکات علم آموزش دادن است و هر چه این زکات بهتر پرداخت گردد میزان
آگاهی چندین برابر خواهد شد. امید وارم این درک کنید.
در ضمن برای اینکه جای دیگری اصطلاح را درست به کار برید بهتر است بگوییم چوب خدا
صدا ندارد نه دست خدا. یا اینکه یک دست صدا ندارد. معمولا میگویند دست خدا بالاترین
دستهاست. این را نه از باب ایراد، که از باب آگاهی نوشتم. اگر خواستید و درکش را
توانا بودید در مورد اسب شاخدار و اژدهای سه سر هم میتوانم توضیح دهم ولی به قول
شما زمانی که روی یک اصل مشترک شویم و از نظر من آنهم خداوند قادر و رحمن است. بعد
از خدا یاری میجوییم و او نیز به بهترین شکل که قابل درک است ما را رهنمون میدارد.
انشاء الله
در ضمن خداوند کسی را ناقص خلق نمیکند بلکه فرزند را پدر و مادر بوجود میآورند و
اگر شما طبیعت را ملاک میدانید حرفتان نادرست نیست فقط نتیجه گیریتان است که اشکال
دارد. با توجه به آگاهیی که خدا در خلقت قرار داده و با پیشرفت علم پزشکی اگر کسی
عقیم میشود شرایط زندگی و رفتار فرد است که باعث این نقص میشود وتمام اینها ریشه در
طبیعت دارند و این ماییم که به عوامل طبیعی توجه نکرده و خود را دچار مشکل میکنیم.
همه چیز را گردن خدا نیندازید کمی هم مسئول اعمال خود باشید. خدا راه را نشان داده
و چاه را هم نشان داده حال اگر کسی میخواهد توی چاه بیفتد باید بگوییم خواست خدا او
را به درون چاه انداخته است؟ آری خواست خدا مقدم بر تمامی خواستهاست ولی این بدین
معنا نیست ما هیچ کاره ایم که اگر این چنین بود عدالت خدا زیر سوال میرفت. خداوند
هیچگاه در طرز زندگی من و شما دخالت نمیکند مگر اینکه راه را اشتباه برویم و چون
رحمن و رحیم است با وسایلی که در خلقت قرار داده ما را راهنمایی میکند تا به مشکل
برنخوریم و بیشتر مواقع ما این وسیله ها را نادیده گرفته و دچار مشکل میشویم و خدا
با آگاه کردن ما، ما را در این راه با دست باز هدایت کرده و در هر صورت ما را مسئول
اتفاقات و اعمالمان قرار داده تا عدالت بهم نریزد و به همین خاطر هم میفرماید هر کس
مسئول اعمال خود است. برای اثبات این به قول شما فرضیات من گذشت زمان را پیشنهاد
میکنم چون برای کسانی مثل شما این گذر زمان است که حقیقت را میتواند آشکار کند نه
تجربیات و نصایح دیگران. شما باید خود سرتان را بشکنید تا بدانید که سفت است.
برای اثبات این قضیه نیز برای شما تلاشی ندارم چون من نه دنبال قدرت هستم و نه
دنبال افرادی که مرا تایید کنند همین که موضوعی بتواند مسیر مناسب را در زندگی من
ایجاد کند برایم کافی است و اصل زندگی درست زیستن است حال اگر شما بدنبال قدرت و
جاه هستید میتوانید اثبات کنید یا رد نمایید. در مورد اسم ابولهب نیز در قرآن نسبت
به دیگر وقایع و اسامی فقط شما را رهنمون به مفهوم نام ابو لهب میکنم که بهتر است
خود این مفهوم را بیابید شاید تمرینی باشد برای درک دیگر مفاهیم. اگر خدا به موضوعی
در قرآن اشاره میکند در کنار خود موضوع مفهوم آن نیز بسیار راهنماست ولی باید آنرا
یافت اگر مرد این راهید که حتما مفهوم آنرا خواهید یافت و اگر نتوانستید باز
بخواهید تا بیشتر برایتان توضیح دهم. ضمن اینکه قرآن بیشتر راجع به وقایع گذشته نظر
دارد و مهمترین قصدش ارائه تجربیات است تا در بهتر زیستن بتوان از آن کمک گرفت و
قرار نیست که پیشگویی کند که در این باره هم باز آیات قرآن درست عمل کرده اند فقط
برای شما این زمان است که حقیقت را آشکار میکند.

هیچکس نمیتواند مانعی بر سر راه خدا باشد که اگر اینگونه بود تا الان نشانی از خدا
نمانده بود نه اینکه هر روز وجودش بر همگان آشکارتر میگردد. بد نیست کمی اخبار جهان
را که همگی بروز هستند بخوانید و با توجه به اینکه تظاهر میکنید که امروزی هستید و
با پیشینه کاری ندارید کمی هم سیر در امروز کنید . به نقل از BBC در این سال بیش از
100000 نفر در انگلستان اسلام را پذیرفتند و سالانه این رقم در حال افزایش است و
جالبتر اینکه بیشتر این گرندگان به اسلام زن بودند و اینان همان زنانی هستند که شما
میفرمایید اسلام آنان را خوار نموده است این دیگر اخبار روز جهان است. اگر امروز را
نگاه کنید واقعیت بیشتر بر شما آشکار میشود. و خبر دیگر اینکه در همین چند روزی که
با هم در حال گفتمان هستیم بیش از بیست و پنج ایمیل برای من ارسال شده که این نوع
نگرش را پذیرا هستند و از نگرش شما هم خسته اند و هم بی علاقه به آن.  جهت اطلاع
باید عرض کنم که کمی هم دور و بر خودتان را در حال و در امروز  بنگرید نه اینکه از
گذشتگان ایراد بگیرید. فطرت انسانی رو به سوی کمال دارد و کمال حقیقی همین خدایی
است که همه دارند و شما ندارید. البته به گفته خودتان که خدای من را قبول ندارید
ولی همگان معتقدند که خدا یکی است و همتایی ندارد و بخاطر همین گرایش به سمت خدا
خیلی بیشتر از گرایش به سمت عقاید شماست. باز تا دیر نشده خدا را قبول کنید و
بدانید که نقص از بشرست نه از فرامین و قوانین خدا و یا از انبیایی که برای انجام
رسالت آمدند.
اگر در زبان فارسی ما به این نتایج رسیدیم برای اینست که این زبان را شناخته ایم و
با آن زندگی میکنیم و شما مگر با زبانهای دیگر آشنایی کامل دارید که فکر میکنید در
زبانهای دیگر هم باید با زبان فارسی دیگران را به خود آورد. در هر زبانی خداوند راه
شناخت منحصر به خود را دارد. اول دیگر زبانها را بشناسید و بعد از این مطالب ایراد
بگیرید. مطمئن باشید کسی که بازبان خاص  خودش به سمت خدا کشیده میشود و حال دین
اسلام یا مذهب دیگری را بر میگزیند در این زبان به درکی رسیده که خدا را پذیرفته
است و باز به این درک رسیده که با خدا راز و نیاز کند شما نگران خود باشید که با
زبان فارسی هم نتوانستید خدا را بشناسید نه نگران دیگر زبانها. دیگر زبانها خدا را
با همان زبان خود کاملا درک خواهند کرد و باید تاسف به حال کسانی خورد که حتی با
زبان خود نتوانند خدای یکتا را درک کنند.
در مورد مهلت نوشتید و مهلت دادن. من فقط همین را بگویم که اگر مسلمانی را یا
آخوندی را دست شما بدهند با او چه میکنید؟ در این سه چهار بار مکاتبه چون دستتان به
من نمیرسد خواستید با تهدید مرا سر جای خود بنشانید حالا بماند که قبلا توهین
میکردید و الان فحاشی را هم بدان اضافه کردید. این کسانی که شما از آنها سخن
میگویید درست مثل شما عمل میکنند شایدم بهتر چون شما حتی قادر نیستید آرام بنویسید
چه برسد به اینکه آرام عمل کنید و تمام اینها بر میگردد به عدم اعتقاد خود به
حرفهایتان و اینکه کاملا بدان شک دارید و فقط بدنبال کسانی هستید که شما را تایید
کنند تا خودتان هم باورتان شود که شاید راست میگویید. باز تکرار میکنم که هر آنکس
که بر عقیده اش استوار باشد نه از چیزی میترسد و نه از به آن شک میکند شما وقتی
قادر نیستید خدایی را که همه باور دارند یکی است و بر همه چیز قادر و توانا درک
کنید و او را ناظر بر نوشته های خود بدانید و مدام از در تهدید و تهمت و فحاشی در
میآیید دارید از کسانی ایراد میگیرید که کوچکترین اطلاعاتی از انها ندارید. فقط
برای شما یک جمله کافی است که : خود شکن آیینه شکستن خطاست.
تا آنجا که من یادم میآید هیچ مذهبی از طرف اسلام دچار خدشه نشده باز هم میگویم
ملاک من قرآن است که تمام این مذاهب را تایید کرده نه افرادی که مثل شما در جهت نفع
شخصی قصد دارند خود را مطرح کنند تا شاید زمانی افسار حکومت بدست تان بیفتد. در
آنزمان که پرچم ضد اسلامی بدست داشتم دچار شک بودم و شک ابتدای یقین است و با همین
دید ظاهر بین به قرآن نگاه میکردم و اعمال افراد دور و بر خودم را میدیدم و اسلام
را با این افراد میسنجیدم تا اینکه دریافتم در میان این ظاهر باطنی هم هست و اینرا
زمانی یافتم که به باطن خود وارد شدم و دیدم علاوه بر جسم کالبدی روحی دارم که
بسیار عظیم تر از کالبد من است مطمئنا از روحی حرف میزنم که باز در مخیله شما
نخواهد گنجید و آن روح چیزی جز وظیفه من در این خلقت نبود  وظیفه ام را زمانی
شناختم که فهمیدم بیهوده خلق نشدم بخاطر همین است که خلقت آدم و حوا را نیز رد
نمیکنم بلکه آنرا سرمشقی برای زندگی و وظیفه ام قرار دادم هر چند به قول شما اگر
افسانه باشد. بد نیست صفحات اول کتاب استنادی خود تاریخ طبری را بخوانید آنوقت شاید
جرقه ای از باطن کلام در وجود تان مشاهده کنید.
نمونه خواسته بودید من هم نمونه میآورم .
گفتیدکه من دروغگو هستم و گفته ام که کتب تاریخی را قبول ندارم در حالیکه من هیچ
وقت چنین ادعایی نداشتم و برعکس این کتب را قبول دارم و لی برخلاف شما اگر من به
کتابی استناد کنم تمامی آن کتاب برای من مستند است نه اینکه جایی را که موافق با
رای من باشد مستند کنم و بقیه را رد. شما گفتید که در این کتب مثلا تاریخ طبری
نوشته که در فلا ن تاریخ محمد فلان کرده و بهمان. و این را سندی بر آدمکش و زنباره
و کلا نا اهل بودن محمد دانستید و در جایی که من از آدم و حوا و خلقت و این موارد
نوشتم بطور کل آنرا رد کردید و گفتید که قبول ندارید غافل از اینکه این مطالب را من
از همین کتب تاریخی که شما بدان استناد میکنید نوشتم و این نیز دلیل براین است که
شما بخاطر نفع شخصی حتی کتابی را که ملاک قرار میدهید نیز رد میکنید. من این کتب را
قبول دارم و قرآن را نیز قبول دارم و هیچگاه هیچکدام از آنها را رد نمیکنم چون در
این کتب مسائلی وجود دارد که ممکن است بر خلاف نظر من باشد ولی این دلیل نمیشود که
اشتباه باشد ولی شما دقیقا برعکس آن عمل میکنید و حتی کتاب استنادی خود را نیز رد
میکنید. آیا شما واقعا با اینچنین فردی وارد مباحثه میشوید که خودش را نیز قبول
نداشته باشد؟ حال فهمیدید که چرا میخواستم خدا را واسطه گفتمانمان قرار دهم ولی شما
طفره میرفتید و باز در اینجا مطمئن شدم که خود نیز از این خدا وحشت دارید و از طرف
دیگر به اعتقادات خود نیز شک دارید که قادر نیستید در پیشگاه حق باشید و ترجیح
میدهید زیر نظر موجودی دیگر قرار داشته باشید. اگر انسان به کتابی رجوع میکند و
آنرا ملاک قرار میدهد باید تک تک جملات آن کتاب برایش قابل قبول باشد که در مورد
شما متاسفانه این چنین نیست. اینکه شما یک جا را که در مورد آدم کشی محمد و زنبارگی
او صحبت کرده حکم واقعی بودن بر آن بگذارید و در دیگر صفحات داستان آدم و حوا را
افسانه بدانید و آن را رد کنید ناعادلانه است و استناد به چنین کتابی دور از عقل.
عقلی که خود بدان اعتقاد دارید که همه چیز را حل میکند. نمی دانم عقل شما چگونه از
یک کتاب چنین برداشتهای ضد ونقیضی دارد.
ضمنا مرا بیسواد و متحجر خواندید و البته تمام کسانی که مثل من فکر میکنند ولی همین
آدم بیسواد و متحجر شمای باسواد خرد گرا را چنان در سر دو راهی قرار داد که خود نیز
متوجه نشدید. شما با این پاسخ گویی مرا مطمئن ساختیدکه متعلق به یکی از این دو گروه
هستید که در نهایت سرپرستیتان را یک موجود بعهده دارد که بیان خواهم کرد.
شما با این نوشتار و لحن صحبت مرا یاد مرحوم فاضلی میاندازید که ایشان را خدا باید
رحمت کند تا عاقبت خوشی برایش داشته باشد مرحوم فاضلی خود را خرد گرا معرفی میکرد و
تمامی اتفاقات را با خرد خویش به صفحه ترازو قرار میداد و بدان معتقد بود و با تمام
تلاشی که برای خراب کردن قرآن و اسلام داشت نه تنها نتوانست کاری از پیش برد بلکه
با این کار افراد زیادی را به طرف قرآن سوق داد تا حقانیت قرآن را بهتر درک کنند
ولی ایشان نیز خود به حرفهایش ایمان نداشت و درست مثل رفتار شما دائما با فحاشی حتی
به ایمیلهایی که برایش میآمد خود را مهم جلوه میداد که متاسفانه عمرش کفاف نداد تا
نیتش بیشتر آشکار شود و شما که دنباله رو او هستید بدا به حال شما. بعد ها مشخص شد
به خاطر مسایل شخصی و کشته شدن فرزندش شروع به خرد گرایی کرده است.
شما نیز باید سعی کنید خطاهای او را تکرار نکنید و این خطا از ابتدا در نحوه کتاب
خوانی شما بارز و عیان است. من مطمئن هستم همانگونه که کتب تاریخی را خوانده اید
قرآن را نیز خوانده اید و فقط در پی ایراد گرفتن هستید نه کشف حقیقت تا از این طریق
خود را مطرح کنید ولی این را بدانید که مردماین زمان مردم باهوشی هستند با این
حرفها گول شما را نمیخورند. شما فقط در حال نیرنگ زنی به خود هستید.
با ایراداتی که از تعدا 12های من گرفتید باید بگویم که ایراد گیری شما هم زیاد خوب
نیست. من میدانستم که توجه شما به ایرادات بیشتر است تا مفاهیم بخاطر همین چند غلط
املایی نیز داشتم که متاسفانه توجه نکردید. ولی فقط از این در عجبم که چرا عقل را
تا این حد کوچک فرض کرده اید؟ عقل و خرد جایگاهی بس والا دارند که یک پله از دل
پایینترند ولی شما با این تفکرات و ایراد گیریها مقام آن را تا حد خود پایین آورده
اید. تا آنجا که من میدانم عقل به مفاهیم توجه بسیار دارد ولی این عقلی که شما بکار
بردید فقط به ایرادات توجه دارد. در این زمینه نیز بهتر است بازنگری داشته باشید.
به نفع اهدافتان نیز میباشد. حال گروه دوم: که البته امید وارم جز این گروه نباشید
و این گروه شیطان پرستان هستند که خوب معلوم است چه جایگاهی دارند. میدانم از این
نتیجه گیری من ناراحت هم شده اید ولی وقتی خود جوابگو نباشید به من این اجازه را
میدهید تا من خود جواب دهم و همین را نیز خودتان از من خواسته بودید تا جواب
سوالاتم را خودم بدهم. این دو گروه بهر صورت قصد دارند تا تشکیل حکومتی دهند و زمام
حکومت را مانند یهودیان صهیونیست بدست بگیرند. آنان نیز در خیال خام خود یهود را
قوم برتر میدانند و درست مثل شما فقط به ظاهر این آیه که خداوند فرمود قوم یهود قوم
برتر خداست توجه کردند و از مفهوم باز ماندند. خداوند به حضرت موسی فرمود قوم یهود
قوم برتر خداست. هر انسانی که هدایت خدا را پذیرا باشد هدایت یافته و با هر مذهبی
که باشد تسلیم خداوند بوده و مسلمان است و ایشان جزو قوم برتر خدا هستند ولی چه
میشود کرد هرکه با دید ظاهر بینی قدم بردارد سراب را آب واقعی دیده و سرگردان میشود
و در اینصورت خود را آنقدر خسته میکند تا از پای درآید و باز از شما خواهش میکنم که
از ظاهر بینی دست بردارید تا نابود نشده اید. یهود قوم برتر خداست ولی منظور خدا از
یهود قومی است که هدایت یافته باشد نه اینکه چون صهیونیست، مذهب یهودیت دارد پس قوم
برتر خداست ، چه خیال خامی. ولی باز اگر جزو خرد گرایان باشید من خوشحالتر میشوم.
هرچند هر دو گروه را شیطان سرپرستی میکند که لابد الان میگویید که شیطان را نیز
قبول ندارید.
بهر حال نوشته بودید که باید سر چیزهایی بحث کنیم که هر دو قبول داریم واقعا خودتان
خنده تان نگرفت از این جمله. شما هنوز نمیدانید که بحث زمانی صورت میگیرد که دو طرف
اختلاف نظر داشته باشند نه اینکه یک چیز را پذیرفته باشند. نکند فکر میکنید که باید
دیگران هرچه را شما گفتید احسنت و به به کنند و شما نیز بگوید عجب بحثی، خیلی داغ
بود خوشمان آمد.
همانطور که گفتم باید اول روی مفهوم واژه ها بیشتر کار کنیم و بعد که مفهوم را یاد
گرفتیم آنوقت به موارد دیگر بپردازیم.
در آخر نیز چنان مرا از تهدیدتان ترساندید که هنوز دارم میلرزم ولی صبر کنید گویا
پنجره باز است و من از سرما میلرزم. حال که پنجره را بستم دیگر نمیترسم. چه خیال
کرده اید آیا فکر میکنید شیطان قادر است خدا را بترساند؟ یا بهتر بگویم خدا را از
شیطان میترسانید؟ هنوز نمیدانید که شیطان را خدا آفریده است؟ و مخلوق قادر نیست بر
خالق خود چیره شود؟ شما بهتر است اول از شیطان یکسری زنجیر بگیرید تا بگردن داشته
باشید و اینگونه بدون غل و زنجیر دنبالش ندوید بعد عرض اندام نمایید. الان بهتر درک
میکنم که محمد (ص) چه رسالت سنگینی بر عهده داشته است. شما که خود را مثلا خرد گرا
میدانید اینگونه از چند جمله برآشفتید که کارتان به تهدید و فحاشی کشیده است پس وای
به حال عرب نادان سوسمار خور. شما خودتان گفتید که با انسان نیک، نیک رفتار میکنید
و با انسان بد، بد. من نیز در برابر کسی که جفتک بپراند افسار خواهم گسیخت و در
برابر کسی که پارس کند، پاچه خواهم گرفت. حال فهمیدید که اگر بخواهم مثل شما رفتار
کنم حتی قادر نیستید کنترل کوچکی بر خود داشته باشید و بعد میخواهید از محمد ایراد
بگیرید. او حداقل 13 سال صبر کرد ولی شما چه، دو هفته نیز نتوانستید صبر کنید.
میگویید مخالفان آنزمان چه آدمهای خوبی بودن که در این 13 سال آسیبی به محمد
نرساندند پس لابد شما بودید که 40 نفر شدید تا او را بکشید و اگر نمی دانید محمد با
خواندن آیه ( وجعلنا من بین ایدیهم سدا و من خلفهم سدا ...) از میان مخالفان رد شد
ولی هیچکدام قادر نبودند او را ببینند و براحتی از میان آنها گذشت و این است قدرت
پروردگار که هر جا لازم باشد پرده بر دیدگان باز میاندازد تا مخالفان نتوانند به
هدفشان برسند و با یک تار عنکبوت آنهایی را که ادعا داشتند میفریبد که مکرو و مکر
الله والله خیر الماکرین.
دیگر میخواهید چه چیزهایی را از قرآن بنویسم هر چند که میدانم چون درکش برایتان
مشکل است براحتی آنرا رد میکنید و ادعا دارید از محمد است. اشتباه از من بود که از
اول نخواستم قبول کنم که شما فقط با مسایلی کار دارید که واضح بگوید ناهار بخور تا
نمیری و اگر بگوید خوراک مانع از مرگ میشود درکش چنان ثقیل میشود که در اثر نخوردن
خوراک مرگتان را به چشم خواهید دید. دیگر مفاهیم نیز بماند برای زمانی که توانستید
قوه ادراکتان را پرورش دهید نه برای الان که فقط با چشم تن همه چیز را میسنجید.
 یک آیه دیگر وجود دارد که شیطان به پیروانش میگوید دنبال من بیایید خودم در آخر
رستگارتان میکنم و وقتی آنان را در ورطه هلاکت انداخت. این پیروان شکایت میکنند که
تو مگر قول ندادی و شیطان براحتی میگوید من گولتان زدم میخواستید گول نخورید و
بسوزید که آتش حق شماست.
دیگر قصد ندارم تا در این باب با شما بحثی داشته باشم چون تا دست از ظاهر بینی
برندارید به جایی نخواهید رسید و کلام من نیز بدرد شما نخواهد خورد. من به ظاهر هر
کلامی، در کنار باطن آن کلام دقت میکنم ولی شما از معنا غافلید و به قول بزرگی که
می فرمود: حرفت را جایی خرج کن که خریدارش را داشته باشد لذا کلام خداوند باید برای
لایقش خرج شود. هر زمان که احساس نمودید به این درجه رسیده ایدو لیاقتش را دارید
بگویید تا در خدمتتان باشم.
در مورد غنائم جنگی نیز نمیدانم چرا نمی خواهید از همان عقلی که میگویید استفاده
کنید. الان با پرداخت حقوق به همه دارند بجای دادن توپ و تانک تقسیم غنائم میکنند و
اگر میگویید که دادن یک پنجم غنائم به مثلا آقای خامنه درست است یا نه؟ موضوع بر سر
نفر است یا حکم؟ اگر بر سر نفر است او که الهی باشد با توجه به حکم یک پنجم را خرج
میکند که همان دستگیری از مستمندان و بکار بردن مال در شرایط خاص است و او که برای
خود خرج میکند باز تکلیفش معلوم است که خلاف حکم خدا عمل کرده باز به حکم ایرادی
وارد نیست و ایراد به فرد است و در مورد محمد نیز باز میگویم اگر محمد بدنبال پول و
ثروت بود براحتی میتوانست آنرا بدست آورد نیاز نبود تا خود را به خطر اندازد و سختی
بکشد. دیگر نمیدانم چگونه توضیح دهم تا عقل مطلق شما درک کند.
مطمئن باشید اگر بوق و کرنای شما اثر داشت تا بحال ریشه این دین و قرآن و خدا را
زده بودید و شیره جان ملت را نیز کشیده بودید پس اگر تا الان نتوانسته اید کاری از
پیش ببرید بعد از این هم فقط سعی واهی و بیهوده میکنید و آری من نگرانم ولی نه
نگران آگاهی توده ها چون توده ها آگاهند فقط نگران شما و امثال شما هستم که نمی
دانید چگونه دارید خود را در منجلاب فساد و تباهی غرق میکنید و تمام تلاشم اینست که
بتوانم برای نجاتتان کاری کنم. چون میدانم اگر بتوانم یک نفر را از نظر فکری نجات
دهم دنیایی را نجات داده ام.
بعنوان آخرین کلام من به خود این اجازه را میدهم که هر جا اسلام ستیزی چون شما با
کج فهمی ها بخواهد افکار دیگران را به مخاطره بیندازد و عده ای افراد مومن و ساده
را بفریبد به میدان آمده و هر دو طرف را به یاری خدا با مفاهیم واقعی آگاه خواهم
نمود و این را یک وظیف برای خود میدانم. بدرود امیر






From:man from elysian <amanfromelysian@gmail.com>
To: andisheyenik <AndisheyeNik@yahoogroups.com>
Sent: Sun, January 30, 2011 3:41:28 PM
Subject: Re: -- AndisheyeNik -- Fw: در خصوص ژرف اندیشیدن در قرآن


درود بر شما
پسر خوب ! ما همينجا اقرار ميكنيم كه در نوشتار پيشين شما هيچ نشاني از توهين نبوده
است و ما از اين بابت به شما آفرين ميگوييم . ليكن اينكه نوشته اي توهين آميز ناشد
دليل لازم و كافي براي اينكه ياوه هم نباشد نيست . ما در سخنان شما كه توهين آميز
هم نبود چند ياوه يافتيم و آنها را آشكارا گفتيم . براي نمونه ما جمله اي مياوريم .

" قانون جاذبه زمين و گرانش  اشتباه است چون ما باور داريم كه اين جاذبه و گرانش
منشا ماورالطبيعه دارند "
ببينيد اين جمله توهين آميز نبود اما ياوه است . بنابراين دليلي براي دلخوري شما
نميبينيم و در ادامه به نوشتار شما خواهيم پرداخت .
ما نيز نگفتيم شما ميتوانيد اينها را اكنون به خورد ما بدهيد . ما نوشتيم كه 10 سال
پيش سخت در اشتباه بوديد كه ميخواستيد اينها را به خورد ديگران بدهيد .

ما نيز هميشه گفته ايم كه جدال و نبردي با كسي نداريم و در اينباره همسو هستيم اما
انگ و تهمت شما نيز اين است كه گفتيد زورمان نميرسد فحاشي ميكنيم . اين دروغ است و
شما دروغگو مگر اينكه دقيقا جمله ما را بنويسيد كه ما در كدام جمله و قسمت از  نامه
خود فحاشي كرديم . لذا ما هم در وجود شما زوري نميبينيم كه بخواهيم با شما زور
آزمايي كنيم .
1-     پيش ازاينكه نامه را مرقوم ميفرموديد نامه پيشين خود را ميخوانديد . در سطر
نخست از نامه پيشين ، گفتيد كه ما شما را به ياد 10 سال پيش خودتان مياندازيم كه چه
چه شد و چه چه كرديد و داشتيد حال امروز ما را با حال 10 سال پيش خود قياس ميكرديد
. پس باز هم دروغ گفتيد كه قصد قياس كردن نداشتيد . اما من با اين جمله شما بشدت
موافق هستم كه آموزش سبب ميشود كه من و همنوع خودم با هم رشد كنيم . ما در نامه
پيشين خود گفتيم كه ما باور داريم انسانها بهتر است بر سر ندانسته با هم نجنگند و
بر سر دانسته ها با هم همدل و همرنگ شوند تا كمالات يابند

2-     باز هم دروغ گفتيد . در انتهاي خط نخست از نامه پيشين گفتيد كه " نظريات شما
را به خورد ديگران بدهم " پس سخنان ما را نظريه دانستيد و اكنون منكر سخن خود شديد.
3-     باز هم بي فرنود و بدون منطق استوار سخن گفتيد . ما اگر گفتيم مجموعه اي از
انسانها متحجر و واپس گرا هستند چگونه نتيجه ميگيريد ،با اين سخني كه گفت پس گوينده
نگر دارد كه روشنفكر است ؟!!! ما اگر در مجلسي بگوييم مثلا اين دسته از ادمهاي ايكس
گاو   نادان هستند نتيجه ميگيريد كه چون ما چنين گفته ايم پس ما بر خلاف گاو پرفسور
هستيم ؟!!

الباقي هم باز برچسب و انگ بود كه به ما زديد . درست است ما بدنبال آزادي  رهايي از
بندهاي استعمار و هر آنچه به انديشه اش بسته شده هستيم اما ما در هيچ كجا بي ديني و
لامذهبي را ترويج و تبليغ نكرديم و باز هم اتهام بي اساس  زديد مگر اينكه شاهد از
سخنان ما بياوريد.

ما با شما بر سر جدايي دين از سياست هم نگر هستيم .
ما بدنبال برتري يهود هم نيستيم چون هم يك زباله ديگري است كه اگر عمر كفاف دهد به
يهوديت نيز خواهيم پرداخت . نميدانم اين چه ويروسي است بين شماها ، كه تا ابرويي
بالاي چشم به شما ميگويند ، فورا پاي يهوديت را به ميان ميكشيد و انگ ميزنيد كه
گوينده يهودي است يا سنگ يهود را به سينه ميزند؟ ما ديگر يقين كرديم كه شما هيچ گاه
يك دگر انديش نبوده ايد و اينها را نمايش ميدهيد تا برخي را خر كنيد كه ببينيد از
دين برگشته هايي چون شما دوباره به اغوش پر مهر اسلام بازميگردند . يا اگر هم گمان
ميكرديد كه دگر انديش بوده ايد خيلي بيسواد بوده ايد كه گمان ميكنيد يك نفر اگر
ميگويد اسلام پلشت است حتما بايد يك آيين الهي جايگزين و برتر ديگر تجويز كند ،

4-     بله جمله شما را خوانديم و ما نيز براي بيشتر ادعاهاي خود ، ايات قران شاهد
مياوريم كه انكار ناپذيرند.  ليكن شما با آوردن يك كلمه "خوب "ميخواستيد كه با يك
تير دو نشان بزنيد . از طرفي كتابها را خوب بدانيد و از سوي ديگر تلويحا نوشتار
آنها را مردود كنيد . وگرنه " شما تنها با اسلام كار داريد نه با كتابهاي خوبي مثل
طبري "يعني چه ؟ يعني شما تاريخ اسلام را ، رويدادهاي آن دوران ، جنگها و صلحها را
و ....... جداي از اسلام ميدانيد ؟ حال ما ميخواهيم از آب كره بگيريم ؟ ما هنوز
براي شما موتور مغلطه يابمان را روشن نكرديم كه به شما بگوييم اين سخنان كه بجاي
پرداختن به سخنان ،به ما ميپردازيد و انگ و اتهام ميزنيد ياوه است
5-     خير محمد مانند ما نبوده . او در بارها در قرآن براي خود و اميال و اهداف
شخصي خود كه تنها به او يا منافع او برميگشت نه ساير انسانها ،‌آيه نازل كرد و خود
را در برخي جهات متفاوت كرد . دوم اينكه محمد نه تنها توانايي خطا داشته بلكه به
استناد قرآن ،خطا و گناه نيز كرده و  خدا او را به پاس رسالت و انجام وظايفش بخشيده
. اگر هم خدا لطف و عنايت به برخي ها بكند تا از خطا و لغزش بازبمانند اما به برخي
ديگر نكند از عدالت و انصاف دور شده است .
پرسشهايي از من پرسيديد و شوربختانه من توانايي آنرا ندارم كه هر چند روز در ميان
يكنفر از راه برسد و دوباره يكسري پرسشهاي تكراري از ما بكند و ما هر بار به آنها
پاسخ دهيم . اينكه ما بگوييم اسلام پلشت است لاجرم ناگزير نيستيم كه دين جايگزين هم
ارائه كنيم . پيشتر هم اينرا گفته ايم . اگر من به شما بگويم كه در خانه بنزين نگاه
نداريد ، به نگر خودتان احمقانه نيست كه شما بپرسيد باشد بنزين نگاه نميداريم ، پس
چي نگه داريم  ؟ پيرامون خدا هم سخني با شما نداريم چون ميدانيم كه چه سوء استفاده
هايي ميخواهيد از آنها بكنيد . شما در گفتگو با ما به خدا كار نداشته باشيد ، فعلا
از همان اسلام پدافند كنيد .
6-     سخن ما را اشتباه فهميديد . ما براي شما افسوس نخورديم .ما يكجا به حال
روشنفكري افسوس خورديم جايي هم براي خودمان . ما دقيقا اين جمله را نوشتيم " براي
ما جاي افسوس دارد " چگونه شما از اين جمله دريافتيد كه ما به حال شما افسوس
ميخوريم.
اينكه پيشينه شما براي ما مهم نيست چون كلا انساني هستم كه در امروز زندگي ميكنم
.ما هميشه باور داشتيم كه پيشتر هر چه بوديم مهم نيست ، مهم اين است كه امروز چه
هستيم و بوارونه با شما موافق نيستم كه براي پيشبرد انسانيت بايد پيشينه ديگران هم
برايم مهم باشد چون در آنصورت احتمالا مجموعه بزرگي از انسانهاي سابقه دار و
خلافكار و زنداني در گذشته را نخواهم توانست كه تحمل كنم. لذا ما با اين فرنود به
پيشينه افراد كار نداريم و ميتوانيم يك انسان خلافكار را كه تربيت و اصلاح شده است
را بپذيريم . الباقي سخنان شما پيرامون سوزن و جوالدوز و .... را هم نفهميديم كه به
چه منظور گفتيد . ليكن دوباره به شما اخطار ميدهم كه اگر هدف سخن گفتن نيكو و
شايسته را داريد زين پس ديگر به من نپردازيد و تنها به نوشتار ما بپردازيد
7-      فرضيات شما مورد قبول ما نيست . بياموزيد كه وقتي در جايي با كسي گفتگو
ميكنيد ، براي بدست آمدن نتيجه ميبايست بروي فرضياتي سخن گفت كه مورد پذيرش دو طرف
باشند . ما باور نداريم كه خداي شما ما را به جهان آورده باشد . پس نميتوانيم
پيرامون الباقي سخنان شما گفتگو كنيم چون از نگر ما نا درست است .ميبينيد ! ما
براحتي از كنار اعتقادات شما ميگذريم افكار خودمان را زور چپان نميكنيم.

محمد هم اگر فرستاده خدا باشد ميبايست حتي يك كار نادرست در كارنامه خود نداشته
باشد مگر اينكه باور كنيم و به اين نتيجه برسيم كه محمد گناهكار بوده و معصوم نيست
. وقتي اين توافق حاصل شد به پله ديگر ميرويم. فعلا كه در حال پدافند از آموزه هاي
نادرست محمد هستيد و ميخواهيد در مغزمان زورچپان بكنيد كه آنها درست هستند ، حال
شما فعلا در همين سنگر باقي بمانيد تا ببينيم چه ميشود.
 بسياري از كارهاي محمد  چون رنگ و بوي شخصي داشته نميتواند براي ما دستاويز قرار
بگيرد . چنگيز خان و آتيلا هم براي كشور خود پول و ثروت و گسترش كشور به ارمغان
آورند . با اينحال امروز كمتر كسي چنگيز خان و آتيلا و هيتلر را سرمشق خود قرار
ميدهد به همين فرنود ما نميتوانيم رسولي را كه تعدادي داستان و رسواييهاي جنسي
داشته ، در كارنامه خود برده داري ، تجاوز ، ترور ، راهزني ، مال اندوزي ، ريا و
دروغ داشته را مايه سرمشق خود قرار دهيم . شما مختاريد كه چنين انساني را بدليل
اندك اعمال خوبي كه صورت داده ، سرمشق خود كنيد ،اما ما چنين نخواهيم كرد .
8-     پيرامون ابولهب هم ما به استناد سخنان بزرگان دينتان به شما نشان داديم كه
اين يك نفرين بوده و اينها كه نوشتيد از خودتان درآورديد و درست نيست مگر اينكه
ادعا داشته باشيد از علماي اسلامي داناتر و عالم تر هستيد .ضمن اينكه با زيركي از
دادن پاسخ به اينكه هيزم كش بودن زن ابولهب در عرفان شما به چه معني است ، گريز
كرديد؟  صنايع ادبي، چه ارتباطي به استدلالهاي شما دارد ؟ اسب شاخدار و اژدهاي سه
سر هم در امير ارسالان نامدار هست ، كه چه ؟ اينكه مثلا در ادبيات گفته شده دست خدا
صدا ندارد " چون خدا دست ندارد حتما بايد برويم بگرديم ببينيم دست خدا چه بوده ؟
چرا پس دنبال اسب شاخدار و اژدهاي سه سر نميگرديد تا ببينيد نگرشان چه بوده ؟
همانگونه كه گفتيم استدلالهاي شما شما بسيار ابتدايي است . ابراهيم هيچگاه كلمه
اسلام را نگفته و توحيد بر آدم هم عرضه نشده ،‌ داستان آدم اشكالات جدي دارد و
افسانه است .اينها را بافته و در كله شما فرو كرده اند و شما نيز ساده لوحانه آنها
را فرنود براي ادعاي خود مياوريد . همانگونه كه گفتيم در يك گفتگوي سازنده طرفين
ميبايست فرضيات يكديگر را باور داشته باشند وگرنه ابتدا ميبايست به اثبات فرضيات
پرداخت.
ابولهب و خانواده اش مانند بسياري ديگر از خاندان بزرگ قريش مخالف محمد بودند و
باور داشتند كه دروغ ميگويد . ليكن استدلال شما را هم با اين فرنود رد ميكنيم كه
خانواده هايي مانند ابوسفيان و فرزندان او و همچنين عموزادگان محمد زيانهايي به
محمد و اسلام و خاندان محمد وارد ساختند كه بسيار بسيار بسيار بزرگتر از پرت كردن
زباله به سمت محمد يا قرار دادن بوته خار بر سر راه محمد است .كه از آن جمله وقايع
كربلا ، چند دستگي مسلمين ، خلافت ، جنگهاي بين مسلمين ، قتل و كشتن امامان و .....
دقيقا شرح دهيد در قبال اين اعمال كه ما برشمرديم ابولهب و زنش چه رفتار و چه
اعمالي صورت دادند كه نامشان در قرآن آمده و به آنها نفرين وارد شده ؟ فرموديد
ابولهب و خانواده اش مانعي براي اهداف خدايي بودند . از نگر من بايد خاك بر سر
خدايي كرد كه ابولهب يا هر انسان ديگري  بتواند مانعي در برابر اهداف او باشد .
خودتان از نوشتن چنين جمله اي لبخند نزديد . ابولهب و زنش مانعي در برابر اهداف خدا

اينكه از ما محقق تر و ريز بين تر بوده اند پس ما بايد ساكت شويم ميشود مغلطه توسل
به اكثريت . هر كه هر چه بوده براي خودش بوده . از شما عالم تر و دانشمند تر هم
بسيار بوده اند و گند زده اند به كتب مقدس و انبيا . ما با چنين فرنودي به شما چنين
پيشنهادي كرديم كه دست برداريد از تحقيق در آيين خودتان ؟ لذا اين سخن و پيشنهاد
شما هم در عين محترمانه بودن ، موذيانه و بي ارزش بود. شما در باور خود بمانيد كه
عقل بكار اصول الهي نمايد و سپاس از پيشنهاد شما ، ليكن نميپذيريم . به انديشه خود
باشيد و بمانيد .
9-     عقيم بودن را آنها كه چشته خور يك ميليون تومان دولت هستند نقص ميدانند
وگرنه ما اينرا كار طبيعت ميدانيم و كاري با آن نتوان كرد و آنرا نقص نميدانيم . از
نقطه نظر شما هم اگر بنگريم چون انسان را خدا خلق ميكند نميتوان نقص به آن وارد كرد
چون آنگاه صفت خود او ناقص ميشود . از ديدگاه ديني هم يك انسان كه عقيم بدنيا ميايد
نقص ندارد و كامل است بلكه حكمت الهي بكار رفته نه نقصي . ما  از بار گذشته باور
داشتيم كه مقدمات هم نميدانيد و بايد به شما بگوييم .

ما براستي شگفت زده ايم از اين استدلالهاي  شما . اينجاست كه ارزوي همان پيشينيان
را ميكنيم كه قدرشان ندانستيم . شما استدلال كرديد كه چون بجاي زبان پدري ميگويند
زبان مادري پس اين فرنودي براي اين است كه مرد همه كاره نيست ؟ شگفتا

ما چندي پيش نامه اي روانه ساختيم تا با كمك باورهاي اسلام در تاريخ زادن و مرگ
فاطمه و محمد و خديجه و به استناد شان نزول آيه انك هو شانك الابتر ، نشان دهيم كه
در نسبت داشتن فاطمه با محمد هم شك است . ليكن نميدانيم ارسال شده يا خير ، البته
مثل اينكه تفاوتي هم نميكند.راست ميگوييد ادامه نسل از دختر هم درست است ، براي
همين هم در بلاد اسلامي فرزندان دختر نيم پسر ارث ميگيرد و نام فاميل مادر بر فرزند
گذاشته نميشود ، و قيم و ولي را پدر ميشناسند نه مادر ، و در صورت جدايي فرزند را
پس از طفوليت به پدر ميسپارند و براي همين است كه اگر پدر فرزند را بقتل برساند ،
قصاص ندارد ليكن اگر مادر اينكار را بكند در صورت خواست پدر، مادر قصاص ميشود . عجب
راست گفتيد شما . حال ميبينيم كه به روش شما استدلال كردن چقدر سهل و اسان است !!
شما باور ما را به وارونه به ما بازخور ميدهيد گمان ميكنيد كه ما را فريب داده ايد
. اين شما هستيد كه بايد نشان دهيد كه اسلام اينها را باور ندارد و باور دارد كه
نقش پدر و مادر در ايجاد فرزند  يكسان است و در نتيجه حقوقشان در قبال فرزند هم
برابر است .
10- خير ، اشتباه ميگوييد ، خدا آمده تا مخالف خود را از بين ببرد . خداي سنتي
اديان وحشتناكي مانند اسلام و يهوديت ،  با مخالفان سازش ندارد . فرمانهاي جنگ و
كشتار و سر بريدن و تجاوز به ناموس مخالفين اشكارا ميدهد ، حقوق ابتدايي آنها را
نقض ميكند ، آنها را نجس و خوك و سگ و كافر و بوزينه ميداند ، آنها را در تجمع هاي
گسترده در اقوام عاد و ثمود و نوح و ...... بصورت دسته جمعي از بين برده ، ......
گمان كنيد اكنون دست هم انديشان شما به يك كافر برسد ، چه ميكنند ؟ ايا تاكنون به
جماعتي كه از سنگسار برميگردند نگاهي انداخته ايد ، لبخند به لب دارند كه حدود الهي
را به انجام رسانده اند .شرم بر آنها باد .آيا تاكنون تخمه شكنان حاضر در مراسم
اعدام ادمها را ديده ايد ؟ ايا شما پرتاب انسان از بلندي ديده ايد ؟  آيا اينها
فرمانهاي نابودي از سوي خداي مورد نگر شما نيست ؟

ما باز هم شگفت زده شديم كه شما نيز مانند نونهالان خدا را " به خود آ" ميخوانيد .
تلفظ خدا در فارسي بر حسب تصادف شباهت با حالت امري فعل " به خود آمدن "دارد ، خوب
كه چه ، آن بيچاره هايي كه ميخواهند مانند شما از تلفظ " گاد " و " الله "‌و "‌يهوه
"‌كمك بگيرند چه بايد بكنند ، بيچاره ها كه پارسي زبان نيستند تا " به خود آيند .
بس كنيد اين استدلالهاي كودكانه را ، ما پيشتر هم از شما پرسش كرديم ، آيا شما
براستي ميدانيد "ادعا كردن" ، "استدلال كردن" و "نتيجه گيري" چيستند و چگونه انجام
ميشوند ؟
مهلت يعني چه ؟ چرا مهلت ؟ براي چه مهلت ؟ كافري را در نگر بياوريد كه تاكنون هيچ
گناهي از او سر نزده ، زنا نكرده ، دروغ نگفته ، مال يتيم نخورده ، دستگير مستمندان
كرده ، بيمارستان ساخته و براستي آزارش به يك مورچه نرسيده . اين آدم بيچاره فقط يك
كافر است به اين آدم مهلت براي چه ميدهيد ؟  چرا بايد خدا حكم مرگ چنين موجودي را
هر كجا كه يافت شد بدهد ؟ قاتلين او از كجا ميدانند كه مهلت او به سر آمده ؟ مگر به
او فرصت خواهند داد ؟ مگر خدا فرصت داده ؟ او گفته هر كجا كه يافتيد بكشيد ، خنده
دار است . ما با اين خدا و باورمندان به فرامين او مشكل داريم و ماستماليهاي شما هم
سودي ندارد .
نگفتيم كه شما بيهوده نقش ميزنيد تا ما را سياه كنيد . شما كه نديده ايد كسي بر
اسلام خدشه وارد سازد ليكن ديده ايد كه بر ساير اديان خدشه وارد كرده اند و آنها
شكست خورده اند و مانند كبكي هستيد با سرهاي زير برف ،چگونه زماني پرچم دشمني با
اسلام را بدست گرفته بوديد ؟
همينكه محمد 13 سال در بين جامعه اي زندگي ميكرد كه دشمن و مخالف او بودند و در اين
مدت سرش را نبريدند ليكن تا محمد دستش به شمشير رسيد و قدرت گرفت ، مخالفين خود را
سر به نيست كرد ،يا به زور شمشير و ترس از مرگ اسلام آوردند، نشان ميدهد كه دشمنان
محمد در مقايسه با محمد چه انسانهاي دمكرات و بزرگي بودند !!! دلدادگي به محمد را
هم ديديم  ،همينكه محمد مرد بسيار از قبايل از اسلام برگشتند و چه رويدادها كه رخ
نداد . اين نشانه اين نيست كه مردمان آنروزگار ميدانستند محمد دورغ ميگويد ولي به
زور سر نيزه اسلام آورده بودند ؟
11-فراموش كرده ايم كه پاسخ پرسش را با پرسش دادن كدام مغلطه بوده ، پيري است و
هزار درد بي درمان ، ما كجا گفتيم كه انسان خلق شده تا بياييم و به پرسش شما پاسخ
دهيم . مثل اينكه باورهايتان به سختي در انديشه هايتان ريشه دوانيده . اين ما
نيستيم كه باور به خلقت داريم ، شما هستيد ، لذا خود پاسخ پرسشتان را بدهيد .
ما خرسند ميشويم كه پيرامون ضد و نقيص هاي صفيه با شما به گفتگو بنشينيم .ادعايي
كرديد ، بفرماييم تا ببينيم چه بوده . الباقي سخنانتان را هم باور نداريم ،ليكن
سخنان زيباييست ، خود به آنها عمل كنيد مايه خوشحالي ما هم هست. ميبينيد ما به
انديشه هاي نيك احترام ميگذاريم حتي اگر مخالف ما باشد ؟
12- دو تا دوازده داشتيد !!! كه در يكي باز هم به ما پرداختيد ، دانش ما با گفتن يا
انكار شما كاستي و فزوني نميگيرد تنها ما ميگوييم كه باز هم به ما پرداختيد تا
مغلطه كنيد. ما مشخصا محمد را نمونه آورديم كه پس از ادعاي پيامبري دست از چوپاني
كشيد و در روزهاي نخست با دلايل واهي به كاروانها حمله كرد و بعدها هم از راه غنايم
جنگي گذران زندگي كرد.ما گفتيم كه چرا بايد چنين آياتي درباره تقسيم غنيمت جنگي در
قرآن بيايد. شما فرموديد كه به هر حال گذران زندگي نياز است و تقسيم غنيمت بايد
قانون داشته باشد تا مانند جنگل نشود .ما هم پرسش كرديم كه چرا محمد ميبايست از راه
شرافتمندانه اي مانند كشاورزي دارايي بدست نياورد .شما براي اينكه سخن ما را نقض
كنيد بايد نمونه اي بياوريد كه مثلا محمد در مدينه در فلان جا چوپاني ميكرده و پول
درمياورده . يا اينكه به من يك منبع درآمد شرافتمندانه مانند تجارت يا دامداري يا
كشاورزي براي محمد غير از غنيمت جنگي نشان دهيد . بفرماييد اين گوي و اين ميدان. به
من نشان دهيد كه محمد براي گذراندن زندگي شرافتمندانه كار ميكرده . ما ادعا ميكنيم
كه محمد اندكي پس از ادعاي پيامبري چوپاني را رها كرد و در مكه با صدقه و پولهاي
خديجه گذران زندگي ميكرده و در مدينه با تقسيم غنيمت جنگي

پيرامون تقسيم غنيمت جنگي چند بند نوشته ايد مانند خودتان بند به بند پاسخ ميدهم .
1-     حق داريد كه چنين بگوييد چون احتمالا جنگ را نديده ايد . شما جنگ تن به تن
را نميدانيد يعني چه ؟‌ شما در كوچه هاي خرمشهر نبوده ايد . شما گمان ميكنيد كه
بايد با شمشير رودروي هم ايستاد ؟ خانه هاي غارت شده توسط عراقيهاي مسلمان را نديده
ايد ؟ گمرك خرمشهر را چطور ؟ ديده ايد ؟ فاو را چطور ؟ روستاهاي بدست عراقي افتاده
را چطور ؟ دختران و زنان اسير  بدست عراقيها را چطور ؟ چيزي از تجاوز به آنها به
گوشتان خورده ؟ خوب اشكالي ندارد تجاوز به زن مغلوب ،حكم دين خودتان است ، محمد هم
كرده ، اشكالي داشته ؟ ولي همان عراقيها شانس آوردند كه در دين امريكاييها تجاوز به
زن گروه مغلوب مجاز نيست.
گيرم كه جنگ تن به تن هم ديگر نباشد ليكن اين سربازان و فرماندهان هستند كه در
پيروزي نقش دارند ، ما از شما پرسيديم كه اكنون كه غنيمت تقسيم نميكنند چه لزومي
داشت كه چنين اياتي در قرآن آورده شود كه در ظرف زمان نميگنجد ، يعني اكنون ديگر
بلا استفاده است يعني اكنون چيز زائدي به شمار ميرود.
2-     نخير ، گمراه نكنيد ما با اين چيزها فريب نميخوريم . قدرت تشخيص ما هم خوب
است به ما نپردازيد . تخصيص دادن غنيمت به محمد مانند اين است كه اكنون غنيمت بدست
آمده را به آقاي خامنه بدهند . اگر غنيمت به حكومت يا واحد نظامي داده ميشود همگان
از مصرف آن بهره مند ميشوند ما اشكالي نميبينيم . اگر غنيمت به رهبر حكومت داده شود
چه ؟ ما هم ميگوييم چرا به محمد بايد تخصيص داده شود . علي القاعده ميبايست بگونه
اي تقسيم شود كه همگان از منافع آن بهره مند گردند . ما ماجراي فدك را براي شما
بازگو كرديم . ما تعلق خمس غنيمت به محمد بدون شركت در جنگ را بازگو كرديم تا از
اينها اشكال بگيريم . اگر فهم نكرديد گمان كنيد كه مثلا ايران بگويد از معادل ريالي
تمام تانكها و اموال غنيمتي در جنگ عراق ما يك پنجم را به حكم قرآن به خامنه ميدهيم
. از نگر شما درست است ؟  اگر اين غنيمت به دولت برسد و مثلا در يك واحد نظامي
فعاليت كند كه مشكلي نداريم نخستين مشكل ما در اين است چرا بايد به شخص خاصي برسد
دومي اين است كه اين آيه هم امروز بي استفاده است .
3-     ما هم با سنت مشكلي نداريم . اگر روزگاري سنت مردمان اين بوده ما مشكلي
نميبينيم ليكن آوردن تبصره و تبعيض ما را مشكل دار ميكند . محمد براي ازدواج خود
اين سنت را شكست و اسيران يهودي را ازاد كرد . اين اسيران اموال او نبودند . محمد
يك پنجم از غنايم را به خود تخصيص داد بدون اينكه حتي خود يك شمشير بزند . در
ماجراي فدك ديديم كه او فدك را ملك شخصي خود كرد چون ديگر مسلمين در آن شمشير نزده
بودند چگونه است كه مسلمين بايد بدون تلاش به محمد سهم بدهند . ما براي همين نمونه
آورديم و گفتيم گمان كنيد كه اكنون يك پنجم به رهبر بدهند كسي باور چنين كاري را
دارد

13- ما بارها گفته ايم كه تلاش ميكنيم چيزهايي بنويسيم كه به باورهاي شما نزديكتر
باشد . كتابهاي تاريخي هم در جزئياتي با هم متفاوت هستند كه از نگر ما بي اهميت
هستند مهم ماجراي صفيه است كه قادر به انكار آن نيستيد . وگرنه در كتابي نوشته شده
كه شوهرش بخاطر زدن ضربه به صورت صفيه شكنجه كش شد ديگري نوشته بخاطر عدم لو دادن
محل گنجهاي يهود . براي ما اين دو هيچ كدام اهميت ندارد بلكه اين اهميت دارد كه شما
سند بياوريد تا ثابت كنيد محمد شوهر اسير صفيه را با شكنجه نكشت و با صفيه زيبا
ازدواج نكرد . كشتن اسير ، شكنجه ، چشم به زن زيباي اسير داشتن مشكلاتي است كه ما
در اين موضوع داريم و شما ميتوانيد با استدلال و فرنود هاي استوار اينها را مردود
كنيد.
يكصد البته ما چيزهايي كه به نگرمان نادرست و غير انساني ميايد در بوق و كرنا
ميكنيم و ميدانيم كه چرا شما اصرار بر اين داريد كه اين بوق را از دست ما بگيريد ،
نگران آگاهي بيشتر توده ها هستيد ؟ چه چيزي اين ميان به سود ماست ؟ مثلا اگر محمد
آدمكش باشد يا نباشد چه توفيري براي ما دارد ؟ محمد زنباره بوده باشد يا نباشد چه
سودي براي ما دارد ؟ نكند شما هم مانند آن هموند ديگر گمان ميبريد ما از بودجه مخفي
آمريكا و اسرائيل سهم ميبريم ؟ پيرامون كارهاي نيك و بد محمد نيز سخن گفته ايم .
اگر با هم به اين نتيجه برسيم كه محمد حتي يك نمونه عمل ضد بشري و غير انساني انجام
داده ، لاجرم ميبايست بفهميم كه او نيز مانند سايرين خطاكار بوده ،‌آنگاه ديگر
بسيار از گفتگوها كوتاه ميشود ،ديگر جدالي بر سر جويريه و صفيه نخواهيم داشت چون
خطا بوده ، سخني بر سر برده داري در اسلام نخواهيم داشت ، چون خطا بوده و ......
14- اينجا ديگر داريد آرام آرام افسار پاره ميكنيد تا پاچه گرفتن را آغاز كنيد . ما
براي بار آخر از شما ميخواهيم كه خويشتن دار باشيد و همانند پيش با نزاكت رفتار
كنيد ، چون هنوز درشتي ما را نديده ايد . باز هم گفتيم بجاي دور شدن از دايره ادب
نشان دهيد كه به شما دشنام داديم تا پوزش بخواهيم وگرنه ما در درشتي كردن و اوج
گرفتن مهارت كافي داريم تا امثال شما را بر جاي خود بنشانيم . ما پيشتر مزه توهين
را در كتاب آسمانتان چشيده ايم ، ليكن ظاهرا اين شما هستيد كه مزه پتك ما را نچشيده
ايد . پس زين پس آرام باشيد . الباقي هم باز نگر شخصي تان است درباره رفتار من كه
بي ارزش و بي سند است . آنچه مشخص است اين است كه در آيين ما كتك زدن و توهين كردن
نيامده و بوارونه اين در آيين شما آمده لذا ما ميتوانيم به شما انگ بزنيم كه
ميتوانيد ما را بزنيد يا توهين كنيد يا حتي بكشيد ليكن شما نميتوانيد ،چون ما به
اخلاقيات پايبند هستيم پس اين انگ ها به ما نميچسبد.
ما سخنان خود براي خوش آمدن يا نيامدن شما يا دسته موافقان با خودمان نميزنيم كه
چاشني پاچه خواري آنرا زياد كنيم تا به دل شما يا آنها بنشيند ما شيوه خودمان را
داريم و آشكار و بي پرده سخن ميگوييم در برابر پلشتيها و ياوه گوها درشت سخن
ميگوييم و در برابر نيكان به نرمي . شما اگر مشكلي با اين داريد ما نميتوانيم آنرا
دريابيم.
پيرامون زن ستيزي اسلام هم بيش از اين با شما چيزي نداريم كه بگوييم ، ما پيشتر
نشان داديم كه ارزش زن در اسلام در برابر مرد چگونه است و رفتارهاي مسلمين با زنان
و قوانين وضع شده  به حكم قرآن را ميبينيم .

15- شما كج فهميده ايد . ما نگرمان اين بود كه در برابر دانشمندان خداباور يا
خداناباور ما بسيار كوچكتر هستيم كه بتوانيم وجود يا عدم وجود او را ثابت كنيم .
خداباوران و خداناباوران هنوز هيچ كدام بر يكديگر پيشي نگرفته اند و به يقين پيروز
نشده اند .اين است كه ما گفتيم نميدانيم ليكن  اين اعتماد به نفس شما جدا جاي تبريك
دارد . شما آنچنان از يك موجود ندانسته تعريف و تمجيد ميكنيد كه آب از لب و لوچه
آدم سرازير ميشود!! ما نه كتاب شما را قبول داريم و نه خداي شما را ، اينكه خداي
شما را قبول نداشته باشيم لاجرم بت پرستيم ؟ يا به چند خدايي باور داريم ؟ ما
نميفهميم اين مشكلي است بين ما و خداي شما ، اين ميان شما و ساير دوستاني كه مانند
شمايند ،مشكلشان چيست و چه دخلي به شما دارد ؟ما ميگوييم كتاب شما را باور نداريم
آنگاه شما افسانه هاي داخل آنرا براي ما فرنود مياوريد ؟ شما ظاهرا تفاوت ميان
تاريخ و افسانه را نميدانيد . تاريخ از رويدادها سخن ميگويد افسانه از خيالات .
داستانهاي نوح و آدم و حوا و...... همگي از نگر ما افسانه هستند . اينها هيچ گاه
روي نداده اند و هر كتابي هم كه از آن سخن بگويد از نگر ما بيخود است . افسانه هاي
نوح و آدم و هوا اشكالات اساسي دارند و غير قابل باورند . حتي با تعاريف خداي اسلام
هم در تناقض است . حال شما دوست داريد كه اين داستانهاي سخيف و كودكانه را باور
داشته باشيد ، خوب داشت باشيد ليكن آنها را هيچگاه نخواهيد توانست به باور ما
برسانيد . ما باور اينها را توهين به شعور و ادراك خودمان ميدانيم ، پس لطفا بگذريد
از اينها
گفتيد كه ما متعصب هستيم ، نشاني و فرنود بدهيد كه ما چگونه و به چه دليلي تعصب
كوركورانه داريم . اشرف مخلوقات و اين چرنديات هم براي ما بيهوده هستند . ما پيشتر
هم به شما گفتيم در سخن گفتن با ما از چيزهاي سود ببريد كه هر دو باور داشته باشيم
وگرنه ما نيز ميدانيم كه خدايتان تهديد كرده سرب داغ بر گلويمان ميريزد! اينها باعث
بيم ما نخواهد شد .
شما از كجا ميدانيد كه ما چه هستيم و كه هستيم كه ما را به اصلاح خود موعظه ميكنيد
؟ اينكه ما از محمد ايراد ميگيريم ، چون ايراد دارند . اگر ما به شما بگوييم كه
هيچگاه هيچ عمل غير اخلاقي ، ضد بشري و ضد انساني انجام نداده ام ، اگر بگويم كه با
هيچ زني جز همسر خود نبوده ام ، اگر بگويم كه هيچگاه برده و فرمانبر نداشته ام
،‌اگر بگويم كه هيچگاه مال مردم نخورده ام آنگاه ميتوانم از محمد ايراد بگيرم ؟ ما
نشان داده ايم كه در زندگي خود حداقل يكبار خود را اصلاح كرده ايم و اگر لازم باشد
و بفهميم ،باز هم ميكنيم ، شما نگران خود باشيد.
16- پيرامون 4 زنه بودن مردان مسلمان هم نگر خود را گفته ايم و اينها كه گفته ايد
از نگر ما بي ارزش هستند . اگر قرآن قرار است براي تمامي زمانها نازل شود و در عين
حال آخرين كتاب هم باشد ، مجوز 4 زنه بودن براي مردان تا ابد باقي ميماند و ديگر
زماني بدست نميايد تا همان 4 زنه بودن هم به يك زن تقليل يابد . شما از كلمه رعايت
تعادل ميان زنان نتيجه ميگيريد كه قرآن نظرش همان يك زن بوده ؟ دست مريزاد.
شما چگونه ميتوانيد اين قوانين ضد بشري قرآن را تغيير دهيد ؟قرآن ادعا ميكند كه
روشن و اشكار دستورالعمل زندگاني بشر را در اختيارش گذاشته، حال شما ميگوييد بايد
يكسري قوانين آن تغيير كند ؟ اگر من نگر شما را درست دريافته باشم لاجرم شما ابتدا
بايد اشكالاتي را كه در اين قوانين ما به قرآن وارد ميسازيم قبول كنيد مانند مجوز
خوابيدن با كنيز مجوز 4 همسري ،برده داري ، قتل دگر انديشان و ......... و قدم بعدي
اين خواهد بود كه براي اصلاح اين قوانين بكوشيم ، موافق هستيد يا ما بد فهم كرده
ايم ؟
بدرود





__._,_.___
Recent Activity:
یاهو گروه انديشه نیک برای تبادل اندیشه و انتقال مطالب آموزنده

اجتماعی، فرهنگی، علمی و هنری از شخصی به شخصی دیگر و از نسلی به

نسل دیگر، راه اندازی شده است.


baraye didane in email be surate farsi mitavanid az yeki
az do rahe zir estefade konin:

1-Right clik>Encoding>More>Unicode (UTF-8)
2-Right clik>Encoding>More>Arabic (windows)

اگر این مطلب از طرف دوستان برای شما بازفرست شده است

می توانید در صورت تمایل در این یاهوگروه به نشانی اینترنتی

http://groups.yahoo.com/group/AndisheyeNik

وآدرس ایمیل andisheyenik@yahoogroups.com

،عضو شوید تا همه مطالب فرهنگی و اندیشه ای گروه را دریافت نمایید

لطفا در نظر داشته باشید که مطالب ارسالی از طرف صاحبان اندیشه با نگرشها

و سلیقه های گوناگون را به معنای خط مشی این یاهوگروه قلمداد نکنیم.

شاگردی دقیق، آموزگاری شریف و پرستاری مهربان برای (اندیشه) هم باشیم و بمانیم

مدیریت اندیشه نیک
.

__,_._,___

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

CopyRight © 2006 - 2010 , GODFATHER BAND - First Iranian News Portal , All Rights Reserved