428The_Godfather_II_2The%20Godfather273TheGodfather2020305The_Godfather_II_1

Go English

سه‌شنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۸۹

Re: -- AndisheyeNik -- دین، نماد روشن فکری

 

درود
به هر حال از گفتگو با شما خرسند شديم . سخن تازه اي در اين نامه نداشتيد كه به آن بپردازيم جز وعظ هاي تكراري كه پيشتر زياد شنيده ايم . ما انتظار داشتيم كه پاسخ نيكو به نامه هاي پيشين كه وعده كرديد ببينيم ، به هر روي سپاس از شما
بدرود

2011/2/1 hami h <fosfor_2006@yahoo.com>
سلام
دوست عزیز
اگر بر انچه که بیان میکنید اطمینان دارید،اگر بر بحث نام تازیدن میگذارید در حالی که خود تازنده ای قهار هستید،و معتقدید که نادرستی هر انچه که تشخیص دادید درست است و بسی شیواتر از قران مینویسید و کار خودتان را می کنید،در شگفتم از ارسال ایمیلهای نقادانه شما به گروه!!!
جز اینکه افکار خود را غالب بر دیگران کنید و تشویش ایجاد کنیددر برابر شما همان بس که یا سکوت کرد یا موافقت با زواید ذهنی و افکار در هم ساخته،
بنده اگر هم به شما ایمیل ارسال کردم نه بخاطر شیوایی سخن شما بوده،فقط دیدم که معنای (یضل )را خوب زنده کرده اید،بر شما مبارک اینهمه توانایی که باعث غفلت و غرور تان شده
برشما از قران مثال میزنم چون خود قران،وعده بودن انسانهایی مثل شمارا داده و وجود شما هم نیز دلیلی بر حقانیت قران است.
بازهم تکرار میکنم در ایمیل نخست،اشاره به روند دین باوری و حل مساله را توضیح دادم
افسوس که چنان درهم و مشوشید که حتی نظم شمارا به فکر نمیبرد
دوست عزیز،به گفته های من شک نکن،به ندانسته های خود شک کن
هر فکوری معقول نیست،وای برانروزی که انسانی میل به دانستن را در خود کور کند و ادعای سواد و دانش متعالی داشته باشد
 که حتی اگر خدایی هم باور نداشته باشیم علم و هرانچه در جهان است انقدر عریض است که هیچ کسی ادعای فهم کامل نمیتواند بکند.
بنده هم وقت ازادی ندارم بر باطل اصرار کنم،بنا به همین دلیل بالا فقط یکی ازین ایمیلهارا جواب دادم و باز بر حقانیت خداو هرانچه فرستاده مطمئنتر شدم،انقدر نقد کنید تا بی هدفیتان که نه مربوط به سرشت و نه فطرت است و نه حقیقت سرگرمتان کند البته نقد که نه،حرف و لهو ولغو لعب!!!!!!!!!!!!!!!!!
بدرود




From: man from elysian <amanfromelysian@gmail.com>
To: hami h <fosfor_2006@yahoo.com>
Cc: andisheye nik <andisheyenik@yahoogroups.com>
Sent: Tuesday, February 1, 2011 9:51:25

Subject: Re: -- AndisheyeNik -- دین، نماد روشن فکری

درود

ما در شگفتيم كه شما اينچنان ميتازيد و سياهه ميزنيد ليكن تعريفي از دين در نوشتار شما نديديم تا فهم كنيم در پايان نگر شما از دين چيست . تعريف واژه ها از مريخ يا از آسمان نازل نشده اند . انسان خود براي واژه ها تعريف ارائه كرده و هر واژه اي را با همين تعاريفي كه خود كرده ميشناسد . ما نيز تعريف از خودمان درنياورديم و گفتيم كه تعاريف من و شما از دين احتمالا متفاوت است و حتي گفتم كه احتمالا تعريف شما چگونه خواهد بود و باز هم شما با ما مخالفت كرديد و گفتيد دين آيين و شريعت نيست بلكه شريعت از دين است . در نقل نوشتار امانت داري را رعايت كنيد .  كلمه آيين و قانون و دستور العمل را براي باور خود بكار برديم و شريعت را براي باور شما .ما هيچگاه از به حاشيه رفتن خوشنود نبوده ايم و بازي شما با ما كه حالا شريعت از دين است يا دين از شريعت ، تعريف دين چيست و تعريف شريعت چيست ، سودي نخواهد داشت چون ما در اين بازيها كمتر شركت ميكنيم . ما صريح و آشكارا سخن ميگوييم و انتظار همين را داريم . ما نقد اسلام و محمد ميكنيم ، اينكه حالا در ميان اين نقد ما را به تعاريف دين و فرشته و الاهيات و شريعت بكشانيد بيهوده است . ليكن اگر شما براي پدافند خود نياز به تعاريف آنها داريد بفرماييد ما گوش ميكنيم . ما در نامه پيش اينرا گفتيم كه از نگر شما دين ، به چگونگي ارتباطات انسان و خالق ميبايست پيرو قانون و آييني باشد كه به آن دين ميگوييد يا چيزي شبيه به اين  را باور داريد .ليكن باز هم تلويحا با ما مخالفت كرديدبراي همين ما فرنود از علامه هاي خودتان مياوريم تا به آنها واقف شويد.

علامه طباطبايي : دین، عقاید و یک سلسله دستورهای عملی و اخلاقی است که پیامبران از طرف خداوند برای راهنمایی و هدایت بشر آورده اند، اعتقاد به این عقایدو انجام این دستورها، سبب سعادت و خوشبختی انسان در دو جهان است ( شیعه دراسلام ص 41 )

در تفسير الميزان ذيل ايه 27 سوره روم علامه ميگويد :

دین جز قانون زندگى و راهى که انسان باید براى رسیدن به سعادت بپیماید، نیست و هدف نهایى انسان همان رسیدن به سعادت است.  دین روش مخصوصى است در زندگى که صلاح دنیا را به طورى که موافق کمال اخروى و حیات دایمى حقیقى باشد تامین مى‏نماید. پس در شریعت‏ باید قانون‏هایى وجود داشته باشد که روش زندگانى را به اندازه احتیاج، روشن سازد.

خود واژه دين معاني مختلفي دارد كه ما نيز نوشتيم يكي از آنها به معني روش و آيين است

سوره صف آيه 9 هوالذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق، دين به معني كيش و شريعت آمده است .

يا در سوره زمر آيه دو به معني توحيد و يگانگي آمده و يا در " يوم الدين " به معناي جزا و پاداش آمده و ......

ما نميفهميم ، شما به هر چيز كه ميگوييم تنها ايراد ميگيريد بدون اينكه آنها را مستدل كنيد و نگر خود را بگوييد . ما از ويل دورانت نظر آوريم كه از نگر او دين زاييده جهل است . فرويد عقيده دارد دين زاييده ترس است . زرين كوب در كتاب قلمروي وجدان ميگويد كه دين در اصل همان وجدان انسانها است كه البته اين نگر ، همسو با نگر زرتشت هم هست . خوب  از نگر شما دين تعريفي آسماني دارد ؟ تعريفي زميني دارد ؟  بالاخره بگوييد بدانيم كه نگر شما  چيست .

ما از خود تعريفي نكرده ايم ليكن اگر هم بكنيم چه كسي گفته يکي از ابعادی که لااقل در میان مردم دیده میشود را بايد در بربگیرد ؟ اگر نگرتان اين است كه تعريفمان براي مردم نا آشنا است ما نوشتيم كه تعاريف را از خودمان درنياورديم و فرنود داديم ،گناه ما نيست كه مردم بيسوادند و اينها را نميدانند، اگر هم نگرتان اين بوده چيزي بگوييم كه به باور بيشتر مردمان نزديك باشد ، اين ميشود مغلطه توسل به اكثريت . روزگاري بسياري مردمان گمان ميكردند كه خداي ژوپيتر بر بالاي ابرها زندگي ميكند . ما اگر در آن دوره بوديم و تعريف الله ميداديم يا ژوپيتر را انكار ميكرديم  با اين سخن شما خيلي چرند گفته بوديم . اكنون نيز همانند آن زمان است . خدايي داريد كه در عرش نشسته و ما آنرا انكار ميكنيم كنون به ما ميگوييد چيزي كه باور داريد در ميان مردم نيست . خوب نباشد . شايد همه مردمان زمين باور داشته باشند كه خدايشان در عرش بروي صندلي كبريايي خود لميده است ، اين چه الزامي براي من ايجاد ميكند كه من هم آنرا باور داشته باشم ؟ مگر ما در گله گوسفندان هستيم كه بدنبال بز گله راه بيافتيم ؟

ما هر چه كمبود داشته باشيم ادعاي رسالت و آسماني بودن نداشته ايم و هميشه گفته ايم كه كامل نيستيم ، ليكن بسيار شيواتر و زيباتر از قرآني مينويسيم كه ادعاي آسماني بودن دارد . باور نداريد ؟ مختاريد ، برويد همان ايات قتال و عذاب و برده داري و زن ستيزي تلاوت كنيد ، اينجا چه ميكنيد ، با من چرا سخن ميگوييد ؟ خدا خود گفته مراقب دين اسلام هست ، شما چرا نگرانيد ؟ ما خود ميدانيم كه چه پاسخي به او بدهيم . باز هم برايتان تكرار ميكنم كه گفته از قرآن نياوريد چون مورد تاييد ما نيست . مطلب به اين سادگي سخت است براي شما فهم آن ؟ در نگر بياوريد كه ما براي شما از تورات فرنود بياوريم كه بايد گوشت بخشي از ران گوسفند را نخوريد ، باور ميكنيد ؟ نه. چون به تورات باور نداريد . با اينكه تورات سخنان خوب و نيكو هم مانند قرآن گفته . حالا چگونه است كه نميفهميد براي من نبايد نمونه و سخن از قرآن بياوريد ؟

مجموعه اخلاقيات

 

يهوديت

فرموديد "ان اخلاقیاتی که شما دم ازان میزنید،خاصه اخلاق نیستن و اصول هستند اصول و قوانینی که خدا بر زمین حاکم کرده و بر اساس انها دنیا پابرجاست. ما درست نفهميديم كه چه گفتيد اما شما نميتوانيد كه اخلاقيات را به سود خداي خود مصادره كنيد . خداي شما خيلي هم خداي بي اخلاقي است كه در قرآن ازدواج با زن شوهر دار را حرام كرده مگر اينكه در جنگ به غنيمت گرفته شده باشد . او فرمان كشتن و مرگ داده با اينكه انسانها را در دين مختار كرده . او برده داري را ترويج داده و...... اين خدا نميتواند با اين فرامين غير اخلاقي دنيا را پا برجا نگاه دارد .لذا سخني كه گفتيد بي فرنود است و نادرست .  شما نميتوانيد به صرف اينكه چند دستور العمل اخلاقي مانند دزدي نكردن و دروغ نگفتن در دين شما آمده ، اخلاقيات را به سود دين و خدايتان مصادره كنيد. ما در نامه پيشين به شما نشان داديم كه دين شما چقدر از اخلاقيات بدور است و هنوز هم منتظر پاسخ هستيم. اخلاقيات مجموعه بزرگتري نسبت به تمام اديان الهي است و اديان تنها در بخش كوچكي با اين مجموعه اخلاقيات اشتراك دارند .

اسلام

 

مسيحيت

 

 

 


 ما فطرت و سرشت را هم باور نداريم تا چه برسد به اينكه دنبال چيزي هم بدوند . كثرت گرايي اگر شما را كور كرده به ما گزندي نرسانده ،از خود مايه بگذاريد . ما به دستاويز اخلاقيات ، كنون در زندگي هيچ مشكلي نداريم كه مانند شما در پي چيزي بدويم ،هر رفتار كه بخواهيم صورن دهيم تكليفمان را اخلاق مشخص كرده نه مكتبي مانند اسلام .لذا امروز  آسوده و سبكبال هستيم و خوشحال باقيمانده عمر را سپري ميكنيم و خرسنديم كه به مانند شما باورهاي ضد بشري نداريم و هر چه در وجود ماست انساني است و از انسانيت ميايد .

تكليف ما هم براي خودمان مشخص است .  از شما هم دستور نميگيريم كه چه كنيم و چه نكنيم ، ما هر چيز نادرستي را نقد ميكنيم ،چه خوشتان بيايد و چه خوشتان نيايد .

ما نميدانستيم كه محمد و اسلام دو چيز مجزايند ، چه خوب كه شما به ما گفتيد و راهكار برايمان نوشتيد . پدافندهاي اسلام كه چون شما باشند نميدانيم چرا آفندها تاكنون درب اسلام را گل نگرفته اند .

به هر روي انگار كه ما نامه پيشين را نوشتيم و بهانه دست شما داديم كه از نامه پيشتر گريز بزنيد با اينكه نوشته بوديد پاسخ نيكو بدان خواهيد داد . بنابراين ما از نوشتن اين دو نامه اخير پشيمان شده ايم كه گزگ دستتان داده ايم تا گريز  كنيد. ما هيچ سخني پيرامون دين و توجيهات اينچنيني نخواهيم داشت ما نخست به رويدادها ميپردازيم تا ببينيم چه ميشود .  ما بزودي خواهيم ديد كه حق يابي و حق شناسي شما چه ميزان است .

بدرود



2011/1/31 hami h <fosfor_2006@yahoo.com>
با سلام

فعلا بگذارید همان ابوبکر که وکیل وصی عایشه بوده،مسئولیت اش را به گردن بگیرد نه من،که به میل و علاقه خود نرفتند.البته تا پایان میل به این موضوع هم خواهیم رسید.
بسیار واضح است که ایمیل ارسالی بنده رو با دقت نخوندید،من گفتم تعریف دین!
دوست گرامی،شما به من بگویید،تعریف چیست؟تعریف هرانچه که من بر حسب میل و علاقه خودم گفتم یا شما که نیست،تعریف یک واژه ،کلمه یا مجموعه ای از کلمات است که ویژگی های یک واژه رو مشخص میکند با وضوح زبانی،با قابلیت انتقال روشن،که اگر من تعریف کردم یا شما، مفهوم واژه انتقال پیدا کند،اگر بر اساس این روند شما ،برای تعریف یک واژه، علم کنونی پیشرفت کرده بود دونتیجه بیشتر نداشتیم یا همه عالم بودند بی نتیجه واحد،یا علمی در کار نبود بازهم بی نتیجه واحد.
تعریف  از دین ،انهم واژه ای که باید مستقل از زمان باشد تا در طول قرون و اعصار خاصیت خود را از دست ندهد،باید تعریفی واحد و پویا باشد نه نظر شخصی بنده و شما،هرچند که گوشه ای ازین تعریف را می توان از نگر شخصی بیان کرد،یا برداشت عامه مردم یا به تعبیر خداوند ناس،که انهم چه بسا تعریف نباشد بلکه قالب شکل گرفته براساس نااگاهی یا دخل و تصرف می باشد.پس اگر ویل دورانت یک فلش به تعریف دین زده با توجه به انچه که می دیده یا با رجوع به اندیشه اش یا شاید هم با تطبیق گذشتگان یا مخالفت با نظریات قبلی این همان تعریف زنده و پویا و مستقل از زمان دین نیست،  
شما به این سوال من جواب بدهید:ایا تعریف ویل دورانت تعریف دین است یا فقط گوشه کوچکی از انچه که از دین در میان مردم است گرفته؟منسوب کردن عوامل ماورایی به خداوند،که انهم اختلاط ذهن مردم بخاطر تشخیص ندادن عوامل علمی و گاهی ارثیه پدران گرام بوده.
یا تعریف شما کدام یک از ابعادی که لااقل در میان مردم دیده میشود را در برمیگیرد؟لحظه ای که تعریف گفتم تعریف حقیقی که صددرصد باید دران تعریف توافق باشد،با تعریف زاییده ذهن شما یا ساخته دست بشر مشخصه که بنده موافق نیستم،دنیا پر از عرفانهای سکولار و اومانیستی و هرکدوم هم یه برنامه دارندیکی خوابت میکنه یکی عشریه میخاد،یکی مثل اساهارا ژاپن رو فدای خودخواهی هاش میکنه ومیگه مسیح هستم،و...
با این وجود با وجود این فرقه ها،انچه دیده میشود زاییده جهل است نه دین!!!
و انهم ناس که درگیر این مسایلند و  فرصت سواستفاده را فراهم میکنند نه جهل ان شخصی که ارائه میدهد چون چه چیزی ازین عالمانه تر که راه سوداوری را کشف کرده باشی هم تعدادی مرید وهم تعدادی امثال بی دینان و نقادان دین الهی که راه را با ان مثلها گم میکنند.
    ضمن اینکه بنده تعریفی ندادم که خود دیندار باشم و شما نباشید فقط دسته بندی کردم و شما طی ان مسیر به من معلوم کنید که از کجا اغاز میکنید و به سمت چه می روید
ضمنا دوست عزیز دین ایین وشریعتی نیست،شریعت از دین است
وقتی این مفاهیم مذکور روشن شد،در ادامه معلم میشود که اسمانیست یا زمینی،در تکمیل این حرف هم پایان ایمیل قبلی گفتم مکاتب و علوم روانشناسی چطور عمل میکنند.
در کمبود شماهمین بس که از تاثیر قلم خود بر اندیشه ها و افکار مردم بی خبرید،اما همین دین می گوید به بندگان من بگو قول احسن را بگویند،شما بیاب قول احسن را،
قولا سدیدا،قول سدید و استوار بر زبان بیار ای بنده،تازه اگر اشاره نکنم که به قلم قسم خورده است و همین قلم دارد دنیا را میسازد،و اگرهمین مکاتب و انسانها قول سدید گفته بودند چه بسا بعدازهمین عمر 4میلیارد ساله زمین دیگر خوشبختی در دستان بشر بود نه اینکه هنوز در پی یک تعریف ساده برویم.
ان اخلاقیاتی که شما دم ازان میزنید،خاصه اخلاق نیستن و اصول هستند اصول و قوانینی که خدا بر زمین حاکم کرده و بر اساس انها دنیا پابرجاست و فطرت بشری از ان قوانین و اصول نشات گرفته،واین همین فطرت شماست که در پی حقیقت میرود اما اینروزا کثرت گرایی چنان کورمان کرده که هر چه بدویم  نمیرسیم،
عمر نوح نداریم ها،سرعت باید بیشتر شود اگر دنبال حقیقتی و سعادت،بازهم میگویم بر باطل تلاش نکنید که انچه امروز از دست میرود حق شماست نه گذشته ای که جز عبرت نیست،
ضمنا در پاسخ به نظرات شما در مورد محمد و ..
پیشنهادم این است که تکلیف ایمیلتون رو مشخص کنید شما دنبال نقد دین و اسلامید،موضوع را نقد کنید نه محمد و من و دیگری را،ولی اگر دنبال نقد شخصیتهایید و به عبارتی تاثیر اسلام بر مردم ان بحث جداگانه ای است،و این خالص همان تاثیر نیست چه بسا برداشت هم هست،بعد طرح مساله کنید و در پی کشف حقیقت باشید.نه اینکه دوچیز مجزارا باهم نقد وحکم باطل بدهید دوست عزیز.
ضمنا بنده دنبال توافق با کسی نیستم،هرچه به حق نزدیک کند در ان تامل میکنم
بدرود
حمیده
  

From: man from elysian <amanfromelysian@gmail.com>
To: hami h <fosfor_2006@yahoo.com>
Cc: andisheye nik <andisheyenik@yahoogroups.com>
Sent: Monday, January 31, 2011 9:54:29

Subject: Re: -- AndisheyeNik -- دین، نماد روشن فکری

درود

ما پوزش ميخواهيم كه نام شما را ندانستيم

خير دختركان جز تني چند كه عاقل و بالغ بودند الباقي به ميل خود نرفتند. عايشه كه اصلا به بلوغ فكري نرسيده بود و تصميم براي ازدواج او را ابوبكر گرفته بود. الباقي هم يا به كنيزي هديه داده شده بودند و يا اسير جنگي بودند كه براي رهايي از كنيزي ، حاضر به ازدواج با محمد شدند و مهرشان هم ازادي خودشان بود .

يقينا تعريف دين از نگر شما با تعريف دين از نگر ما متفاوت است كه كنون شما دينداريد و ما بيدين. آنچه كه ما از دين تعريف كنيم شما نخواهيد پذيرفت و آنچه كه شما از دين تعريف كنيد مورد تاييد ما نيست . بي شك اگر در تعريف آن به يك نقطه نظر برسيم آنگا ديگر يا شما مانند ما خواهيد شد يا ما مانند شما .

از نگر ما دين زاييده جهل است . ویل دورانت ـدر تاریخ ويل دورانت , ج 1 ص 89ـ می گوید: احساس شگفتی از حوادثی که برحسب تصادف ایجاد می شود یا انسان نمی تواند علت آن ها را درک کند, از عواملی بوده که اعتقادات دینی را سبب شده است .بشر نخستين چون علت حوادث و رويدادهاي پيرامون خود را نميدانستند آنها را به يك سري موجودات غيبي و خدايان نسبت ميدادند . اين خدايان و موجودات غيبي با تكامل بشر پيشرفته تر و پيچيده تر شدند و به شكل امروزي درآمدند. ردپاي بسيار از رفتارها و باورهاي امروز دينداران مانند قرباني كردن را ميتوان در همان اسطوره هاي كهن يافت .ما پيشتر در اينباره سخن گفته ايم . حال ارتباط بين اين انسان و آن موجودات ميبايست پيرو آيين و قانوني باشد . اين آيين هاو دستورالعمل ها دين نام دارد. خود كلمه دين عربي است و يك معني آن قانون و آيين است. احتمالا شما تعريف ما را قبول نداريد و مثلا باور داريد كه دين ،آيين و شريعتي است كه در آن به چگونگي ارتباط انسان با پروردگار و خالق جهان آورده شده است يا چيزي شبيه به اين . خوب همينجا نقطه اختلاف ماست . در اين نقطه اگر به يكدلي برسيم ديگر من و شما اختلافي نخواهيم داشت و الباقي مشكلات خود بخود مرتفع ميگردد. لذا هنگاميكه ما باور داشته باشيم دين يك چيز آسماني نيست بر خلاف نظر شما در پي اين نخواهيم بود كه چيز ديگري را جايگزين آن كنيم يا بدنبال مكتب ديگري برويم ، چون ما در خود كمبودي حس نميكنيم . ما جاهاي خالي را با اخلاقيات پر كرده ايم و باز هم برخلاف نگر شما كه گمان ميكنيد همه چيز غير از دين اشكالات فراوان دارند ، اخلاقيات چيزي است كه با گذشت زمان ، ارزش خود را از دست نميدهد بلكه جاي خالي آن بيش از پيش در جوامع دين زده احساس ميشود .

ما منتظر پاسخ شما به نامه پيشين خواهيم ماند.ما ميخواهيم بدانيم چيزهايي كه شما خرده گرفتن ما به پيامبر بر اساس فكر پيش ساخته خودمان نام برديد ، چگونه ارزيابي ميكنيد. ما ميخواهيم بدانيم كه شما آيه "دختران نار پستان كم سن و سال" را چگونه بررسي ميكنيد . ما اگر امروز به پيروان خود وعده دختران كم سن و سال و نار پستان بدهيم ما را متهم به انحراف جنسي و بيماري ميكنند ليكن صد البته شما به پدافند پيامبر درخواهيد آمد ، چرا؟ تفاوت در چيست ؟ ما ميخواهيم بدانيم دستگيري محمد از ضعيفان و 20 سال بعد كشتن ضعيفان و اسيران جنگي را شما چگونه ميبينيد ؟

بدرود

 



2011/1/30 hami h <fosfor_2006@yahoo.com>
با سلام
حمیده هستم دوست عزیز
ما که وکیل دخترکان نامبرده نیستیم،میل داشتند و رفتند،اگر میل ندارید به دعوت ایشان پاسخ منفی بدهید
من تشکر میکنم از جواب ی که شما باحوصله نوشتید اما به رسم ادب باید بخوانم و جواب هم بدهم
نوشتید حرف از اسلام می شود و نقد و بررسی اسلام را در دست دارید پیشنهاد شده که خوبیهایش راببینید و مثل اینکه در بدی هایش حرف شمارو نمی پذیرند!!!
ما در پذیرش و نقد هرچیز،اول تعریف ارائه میدهیم،دین چیست؟دین قالب معرفی شده و دست به دست گشته ی مردم است یا چیزی دیگری؟اگر چیز دیگریست،پس دنبال ان تعریف باشیم،
بعداز تعریف حقیقی،این ماییم که تصمیم میگیریم دیندار باشیم یا نباشیم نه رفتار گذشتگان و تواریخ،وگرنه نقش عقل را نادیده گرفته ایم،بعدازین
مساله اینجاست شما دین را،اسلام را،قران را ساخته دست بشر میبینید یا فرستاده الهی؟
اگر فرستاده الهی میبینید من و شما مخلوق و افریده خدا کجای این مساله ایستاده ایم که دین را نقد کنیم و رای به خوب و بد بودنش بدهیم؟چه بسا که در این دین الهی بارها سفارش به تعقل و تفکر شده و متون کتب الهی بارها اشاره به افرینش انسان و تکامل و خوی انسانی کرده است که اسم کسی در استثنائات نیامده و
حتی در قصص قرانی اول ویژگی های انسانی امده بعد در ادامه نحوه مومن شدن و بشر شدن انها اشاره شده،پس این حق همه هست که کلاس درس خدارا پله پله بگذرانند،و خداوند هیچگاه     ،  
انسان را به پیروی محض و بی چون و چرا از فردی روی زمین فرمان نداده،پس شما با نقد و بررسی شخصیتهای اسلامی ،دین را نمیتوانید نقد کنید،من مسلمان،دیگری مسلمان،ایا نمود اسلامم؟در همین قران کریم،برای مومن چیزی حدود 841 نشانه و ویژگی اورده شده شما مومن بیاب!
همچنین در ایه 48 شوری اشاره شده که ای پیامبر برتو جز رساندن پیام نیست،پس نقش هارا،اصول،و قضایا ومسایل را مشخص کنیم،این روزها برهرچیزی میتوان خرده گرفت اگر ساختارارتباطی اش را خودمان بر اساس فکر پیش ساخته مان( که صورتگرایی تمام تشعشات مثبت منفی طول زندگی مان هست ) درست کنیم
سخن کوتاه کنم
اما در قسمت دوم که اگر شمادین راساخته دست بشر میدانید،تجربه و سیر اندیشه ها نشان داده حرف زدن تنها چیزیست که مالیات ندارد،در طول قرون اینقدر مکتب امده و رفته و برای انسان رفتار شناسی کرده که انسانها هرگاه خلایی در وجودشان احساس میکنند طرفدار همان مکتبند و پیروی میکنند بی چون وچرا!
هرگاه ارامش ندارند بودایی میشوند هرگاه قصد ادامه تحصیل دارند طرفدار فلسفه و ...وهزاران مثال دیگر.
اما هنوز هیچ مکتبی رفتار ایده ال و مناسبی برای انسان ارائه نداده،غیرازینکه شاید در یکی از هزاران ابعاد وجودی انسان و ارتباطش با جهان خدایی توانسته فرضیه ای صادر کندو باگذشت زمان ارزش ارائه اش هم از دست داده،
به طور مثال همین علم گسترده روانشناسی،جز اسیب شناسی و بردن انسانها در قالب های مشخص و درمان تک محوری کاری برای بشر نکرده
و در تفاو ت دین الهی با مکاتب همین بس!!!!
از مطالعه و تبادل نظر ممنونم،ما در اختلافات باید بحث کنیم نه در توافقات که هیچ جای پیشرفتی تغییری ندارد.
بدرود

    

From: man from elysian <amanfromelysian@gmail.com>
To: hami h <fosfor_2006@yahoo.com>
Cc: andisheye nik <andisheyenik@yahoogroups.com>
Sent: Sunday, January 30, 2011 11:08:44

Subject: Re: -- AndisheyeNik -- دین، نماد روشن فکری



درود

حميد گرامي ما ميل نداريم در كنار رختخواب ايشان باشيم همان دختركان نامبرده بودند كافيست .اين از پاسخ متلك شما

اينگونه نيست ،ما چيزهايي را با اطمينان بيان ميكنيم كه علماي دين شما هم بروي درستي آن شك ندارند . ببينيد ما ميدانيم كه بر سر موضوع عايشه و سخنان وي بين شيعه و سني اختلاف هست ، آيا تاكنون ديده ايد كه براي فرنود و استدلالهاي خود از سخنان عايشه فرنود بياوريم ؟ ما تلاش خود را ميكنيم چيزهايي كه مينويسيم تا حد امكان به باورهاي مسلمين نزديكتر باشد . حالا شما اگر از سخنان ما دلخور هستيد دليلش اين نيست كه اينها دروغ است بلكه دليلش اين است كه شما هيچگاه در زندگي نميتوانستيد باور كنيد كه محمد ميتواند چنين رفتاري كرده باشد وقتيكه ميفهميد انگشت را به سوي گوينده نشانه ميرويد . شما اگر به سخنان شك داريد ،‌جستجو كنيد و مستند ارائه كنيد از يكي از علما يا كتابهايي كه خودتان آنرا باور داريد و مثلا سخن مرا درباره جويريه نقض كنيد . و بگوييد: نه، فلان سند نشان ميدهد كه محمد شوهر جويريه را با شكنجه نكشت ، يا محمد با جويريه ازدواج نكرد .....

اينكه ميفرماييد محمد موجود برتر نبود با من هم داستان هستيد . ما در نامه پيش پاسخ كسي را داديم كه فرمود محمد موجود برتر است . اگر برتري يا عدم تفاوت محمد با سايرين يا خطاكار بودن  محمد را باور داشته باشيدو اينها را قبول كنيد ما در ادامه با هم سخنان اندكي خواهيم داشت .

شگفت آور است كه وقتي برخي ها با من جدال ميكنند ميگويند : خوبيها و بديهاي اسلام را ببين ، خوبيها را سوا كن اما وقتي نوبت ما ميشود هيچ كس سخنان ما را به تمام و كمال يا زشت و زيبا نميبيند . ما نيز مانند شما باور داريم كه محمد پيش از مبعوث شدن كمالات زيادي داشته . امين بوده ، راستگو و درستكار بوده ، پيمان دستگري از ضعيفان امضا كرده ، به آنها ياري رسانيده و..... آيا اين تاييدات ما براي شما كافيست يا خير؟ ليكن ما باور داريم كه پس از بعثت او رفته رفته اين عادات نيك خود را از دست داد و پس از هجرت ديگر نشاني از آنها نميبينيم . او يك مرد محجوب و محبوب و با شرم و حيا بود و تمام مدت تنها با خديجه زندگي كرد اما پيش از هجرت وقتي خديجه مرد ناگهان شروع به زن گرفتن بسيار كرد ، چرا ؟ او هنوز چند روزي از مرگ خديجه نگذشته بود كه عايشه و سوده را به فاصله چند روز خواستگاري كرد ، چرا ؟ ما اينها را از آخرين فرستاده خدا نميپذيريم ، شما ميپذيريد ،ما مشكلي نداريم .

 سخن ما اين نيست كه محمد از روز نخست اينگونه بوده ، بلكه رفته رفته اينچنين شده . محمدي كه پيمان دستگري از ضعيفان امضا ميكند پس از هجرت تبديل به ديوي ميشود كه مردان يك قبيله را تماما ميكشد و زنان و نابالغان را برده ميسازد . آيا اين زنان و كودكان ضعيف نبودند ؟آيا مردان تسليم شده ضعيف نبودند ؟ او به فرياد يك مرد بيدين و بت پرست كه داشتند شترانش را بالا ميكشيدند رسيد چگونه است كه با سه قبيله بزرگ چنين رفتار دور از انسانيتي ميكند ؟شما كه شعار ميدهيد اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد ، آيا تاكنون به اين دو رفتار و اين تناقص انديشيده ايد؟ ما كنون نه ميتوانيم محمد را محاكمه كنيم نه ميتوانيم تاريخ را دگرگون كنيم ، آب رفته هم به جوي بازنميگردد اما براستي در اين باره آزاد مرد باشيد و ازاد بيانديشيد.

ما اكنون با دو دسته آدم در اين گروه نيك انديش روبرو هستيم . دسته اي اساسا بروز چنين رويدادهايي را كه ميگوييم منكر ميشوند كه ما پيشنهاد كرديم در اين باره به اسناد و مدارك مورد قبول خودشان هم رجوع كنند براي ما كافيست . دسته ديگر بروز چنين رويدادهايي را قبول ميكنند اما براي آنها توجيه و تفسير مياورند . به هر حال ما در خدمت هر دو دسته از ارجمندان تا اندازه دانشمان هستيم ولي ما توجه آنها را به اين نكته هم جلب ميكنيم كه حيوانات وقتي از انسان خوششان نميايد با رعايت احترام از او دور ميشوند لطفا خودشان را مانند آن دوستاني كه نامه هاي خصوصي به ما زدند از جانوران كمتر نكنند .

سخن زن بارگي و زيبا پسندي محمد را نيز ما براي آن دوست گرامي گفتيم و فرنود از قرآن آورديم كه محمد از زيبايي زنانش خوشش ميامده و آنها را ميگرفته .بنابراين استدلال دوستمان را مردود كرديم كه ادعاهاي ديگر براي ازدواج محمد با زنانش داشته. ما زيبا پسندي را مشكل نميدانيم و اگر محمد هم چنين بوده باز هم مشكل نداريم . اگر شما هم مشكلي نداريد پس با هم به اين نتيجه رسيده ايم كه محمد از زيبايي زنان خوشش ميامده و تصميم به ازدواج با آنها ميگرفته . اگر هنوز با اين موافق نيستيد ما يك نمودار براي شما قرار ميدهيم كه در آن اختلاف سني محمد و سن و زيبايي زنانش آورده شده . در اين نمودار خواهيد ديد كه محمد تنها اندكي پس از خديجه تن به سه ازدواج با زنان پير يا زشت كرد . پس از آن تمام زنانش زيبا و جوان بودند و اختلاف سني زيادي با او داشتند.

به هر روي از گفتگو با شما خرسند شديم كاش نزاكت همگان مانند شما بود

بدرود

 



2011/1/30 hami h <fosfor_2006@yahoo.com>
سلام دوست عزیز
چقدر شما در جوار رختخواب محمد بوده اید و همه چیز را بی نقص و کامل در جریان هستید و با اطمینان بین میکنید!
خداوند انسان را خلق کرد نه محمدخاص ، یامن و شمارا
انسان با ویژگی هایی که مشترک که نه محمد و نه من و نه شما استثنا نیستیم
بنده ای خاص یا برتر نبود از روز اول،و دلیل ستایشش تلاشهایی بوده که برای پیامبری کرده است نه اینکه از تولد با باقی انسانها فرق کند
ضمن اینکه شما به محمد امین!کسی که امانت داری اش شهره خاص و عام بوده،(و علت انتخابش برای پیامبری امین بودن بوده که بی نقص و کامل وحی را دریافت کند و ارائه کند)اعتماد ندارید،در تعجبم علوم نقلی را که نسل به نسل به شما رسیده با وارد شدن هزار نظر شخصی ،استدلال محکمی برای نقد شخصیتها میدانید
بحث زن و زنبارگی و زیباپسندی محمد هم مثل این میمونه که
شما مساله ریاضی را بدون فرضیات لازم بخواهید حل کنید
و نتیحا حل این مساله همیشه بکار نمی اید جز در مواردی که ما بخواهیم بگوییم ما مساله ای فقط در دست داریم!یا خوشحال باشیم به چیزی اشاره میکنیم یا صاحب مساله ای هستیم که بچه های دبستانی در مورد ان چیزی نمیدانند و انقدر به خود غره باشیم که کمر بسته باشیم تااخر این حل حرف حرف خودمان باشد!!که طبیعتا تبدیل به کشف گوشه ای از علم هم نمیشود جز اینکه مجموع این ندانسته ها با چیدمان خاص خودمان،مارا همیشه در همین حد نگه میدارد،
اگر جمله جمله متن خودتان را نقد میکردید اطلاعات بیشتری بهش اضاف میکردید چنین متن تو خالی که حتی نقش نتیجه اش هم برکسی معلوم نیست جز هدف اولیه شما که همان انکار شخصیت اسلام و حامل قران می باشد دیده نمیشود، که این نیاز به این همه فلسفه چینی ندارد،
در اخر خداوند یکی از ویژگی های انسان را در قران جدال کننده می نامد تاحدی که انقدر بر باطل اصرار میورزد و بر هر انچه که لازم نیست  بحث میکند تا حق را و انچه که جز برای خودش نیست پایمال کند.  

From: man from elysian <amanfromelysian@gmail.com>
To: z sattarian <z_sattarian1366@yahoo.com>
Cc: Iman Hoda'ei Fard <radi3020@gmail.com>; andisheye nik <andisheyenik@yahoogroups.com>
Sent: Saturday, January 29, 2011 14:40:14
Subject: Re: -- AndisheyeNik -- دین، نماد روشن فکری



درود

استدلال شما درست نيست. مگر هر كس زن باره است ازدواج نميكند ؟ نبي بودن هم دليلي بر اين نيست كه صاحب آن زن باره نباشد نخست آنكه خود نبي بودن ايشان زير سئوال است و دوم اينكه ما نبي داشته ايم كه با دختر خود همخوابگي كرده ، نبي داشته ايم عاشق و شيفته فاحشه شده نبي داشته ايم لواط كرده ، حالانميتوانيم نبي زن باره داشته باشيم ؟

مثلا الان شما با گفتن اينكه محمد تعداد زن عقدي را به 4 محدود كرده از ايشان پدافند كرده ايد ؟ مانند اين است كه ما بگوييم سنگسار كار ضد انساني است بجاي آن اعدام ميكنيم پس ما نيك هستيم . پيرامون اجازه‌ي بي نهايت بودن زنان غير عقدي چه داريد بگوييد ؟ همينكه محمد تعداد زن مجاز را بجاي يكي 4 نفر دانسته  از كاستي هاي او بشمار ميرود آنوقت شما در پدافند از او چنين چيزي مياوريد ؟ ادعايي كرده ايد ، بايد اثبات كنيد كه اعراب جاهليت حرمسرا داشته اند ، و محمد بساطشان را به ريخته  تا ما ببينيم اين زناني كه حرمسراها را پر ميكرده اند از همان دختركان زنده بگور شده اند يا از تايلند به حجاز وارد ميكرده اند يا اينكه زنان جاهليت جملگي پسر زا نبوده اند و همگي دختر زا بوده اند !!!

اگر ما به شما ثابت كنيم كه مثلا عمر و ابوبكر يا مانند آنها كه از دوره جاهليت و همدوره با محمد بوده اند كمتر از محمد زن داشته اند و محمد فزونتر از آنان همسر اختيار كرده ، آنگاه داشتن حرمسرا را به كه نسبت ميدهيد ؟

فرموديد كه چه نيازي به ازدواج با زنان بيوه داشتند و گزينه هاي بهتري داشتند اگر آدم شهوت راني بودند . براي اينكه استدلال خود را براي ما ثابت كنيد يك نمونه از گزينه هاي بهتر براي محمد را نمونه بياوريد كه محمد آنها را رد كرده باشد . مثلا بگوييد خانم ايكس كه گزينه خوبي بوده حالا به نوعي مانند جنگ يا همسايه يا هم قبيله اي بر سر راه محمد قرار گرفته باشد و محمد دست رد به سينه آنها زده باشد .

صفيه يك دختر ديگر زيباي يهودي بود كه اسير شد و شوهرش زنده بود . ببينيم محمد در برابر اين گزينه بهتر چه كرد :

پيمبر از صفيه دختر بشامه ، خواهر اعور عنبري ، نيز خواستگاري كرد ، وي اسير شده بود و پيمبر او را مخير كرد و گفت : اگر خواهي من و اگر خواهي شوهرت را برگزين " و او گفت : "شوهرم" و پيمبر آزادش كرد . تاريخ طبري جلد چهارم برگ 1299

البته مدركي در دست نيست كه اين پرسش را نزد شوهرش از او پرسيده يا نه ، ليكن با توجه به شرايط جنگي احتمال آن ميرود كه شوهرش هم بين اسيران يكجا دست بسته ،نشسته باشد .

گمان كنيد كه همسرتان و شما اسير شويد ، اسارت گير از همسرتان بپرسد ، مرا ميخواهي يا شوهرت را . يا اينكه خودتان را مجسم كنيد كه برويد نزد يك زن شوهر دار مثلا ژاپني و سپس به زن بگوييد كه مرا ميخواهي يا شوهرت را !!!!  براستي چنين شخصي سزاوار چيست ؟ يا خواستگاري او از صباغه دختر عامر بن قرط كه از پسرش خواستگاري كرد اما وقتي جواب مثبت آوردند محمد سكوت كرد و هيچ اقدامي نكرد چون به او گفتند كه صباغه كهنسال است . ميبينيم كه محمد گزينه هاي بهتر را بر خلاف نگر شما از دست نميداده .براي او خرجي هم نداشته بيشتر آنان اسير بودند و محمد مهريه تمام آنها را ازادي خودشان قرار داده بود غير از ريحانه دختر زيد قرظي كه حاضر نشد اسلام بياورد و مهريه اش بهاي ازادي خودش باشد ، لذا تا آخر، كنيز محمد يا در واقع برده جنسي او باقي ماند

ازدواجهاي پيشين دختران و زناني كه محمد آنان را ميگرفت موضوع مهمي نبوده . در حقيقت باكره بودن در آن زمان امتياز بزرگي محسوب نميشد و تنها بچه دار شدن و افزايش تعداد خاندان و قبايل مهم بوده بنابراين زنان شبيه دستگاههاي جوجه كشي بودند و بلافاصله پس از مرگ شوهر ، دوباره به ازدواج كس ديگري درميامدند . نياز محمد به ازدواج با اين خيل زنان ،بخاطر باكره بودن آنان نبود بلكه بخاطر زيبايي آنها و تحت تاثير قرار گرفتن محمد از زيبايي آنان بوده است (غير از سه تن از زنان محمد همگي زيبا بودند )تا جاييكه محمد در قرآن از ايه رسوايش از دستش در ميرود و چنين ايه اي مياورد :

آیه  52  سوره احزاب:

بعد از اين زنان ، هيچ زنی بر تو حلال نيست و نيز زنی به جای ايشان ، اختيار کردن ، هر چند تو را از زيبايی او خوش آيد ، مگرآنچه به غنيمت به دست تو افتد و خدا مراقب هر چيزی است

رسول خدا از زيبايي زنان خوشش ميايد ؟!!!آدمي را در نظر بگيريد كه از زيبايي زنان خوشش بيايد ، مثلا ما را در نظر بگيريد !! گمان كنم كه همين جنابعالي بوديد كه در نامه اي بدليل اينكه ما گفتيم خانم پزشكي زيبا و باوقار در دفترش به قتل ميرسد ما را آدم شهوتران و كثيف و زنباره معرفي كرديد كه نگر ما پيرامون زيبايي زنان چنين است ، حالا چه داريد كه درباره رسول خود بگوييد كه از زيبايي زنان خوشش ميامده ؟چگونه است كه اگر ما از زيبايي زنان خوشمان بيايد هوسران و شهوتران هستيم اما اگر محمد از زيبايي زنان خوشش بيايد ، اينگونه نيست ؟

صد البته آنان كه دستي بر اتش دارند ميدانند كه آيه تحريم نيز در پس رسوايي اخلاقي محمد با ماريه كنيز حفصه نازل شد و محمد چندي بعد آيه ديگري نازل كرد و  تحريم خود را شكست . ماجراي رسوايي اينچنين بود حفصه دختر زشت چهره عمر بود. پس از اينكه عمر به ابو بكر و عثمان پيشنهاد ازدواج با او را داد و آنها سرباز زدند عمر نزد محمد رفت و محمد بخاطر مصالح سياسي قبول كرد كه با حفصه ازدواج كند .ماريه كه بعدها محمد با او ازدواج كرد كنيز زيباي حبشي بود كه به محمد هديه داده شده بود . محمد او را به حفصه دختر عمر بخشيد تا كنيز او باشد . روزي محمد به خانه حفصه ميرود و حفصه در خانه نبود . او ماريه را تنها در خانه ميابد و با او همبستر ميشود كه ناگهان حفصه سر ميرسد و صحنه را ميبيند . محمد از او خواهش ميكند كه چيزي به كسي نگويد و در ازاي آن محمد  زنان بيشتر و ماريه را تحريم كند.  محمد براي جلب نظر حفصه ايه تحريم را نازل ميكند . اما حفصه كه از كار محمد خشمگين بود ماجرا را به عايشه و سايرين ميگويد و پس از آن محمد ايه تحريم را با آوردن ايه ديگري ميشكند .

محمد در سن  58  سالگی با جویریه دختر بسيار زيباي حارث بن ابوضرار که  20  سال سن داشت ازدواج کرد. جویریه دختر رئیس قبیله بنی المصطلق، و شوهرش مالک بن صفوان بود و در حمله محمد به این قبیله کشته شده بود. محمد از جویریه درخواست ازدواج کرد و جویریه قبول کرد به شرط اینکه اسرای باقیمانده از این جنگ آزاد شوند و غنایم بدست آمده به صاحبان باقیمانده از این جنگ بازگردد. پيمبر تقاضاي او را پذيرفت و آنها را آزاد كرد و با جويريه ازدواج كرد . ابن اسحق میگوید جویریه از زیبایی شگفت انگیزی بهره می برد، بطوری که هیچ مردی قدرت نداشت در برابر زیبایی وی مقاوت کند.

تاريخ طبري جلد چهارم برگ 1293

به نظر شما چه نيرويي ميتوانست محمد را راضي كند كه در برابر هماغوشي با جويريه اينهمه اسير و غنيمت را كه طبق قانون خودش اموال ساير مسلمين بودند نه مال محمد ، ببخشد و ازاد سازد و در برابر به وصال جويريه برسد ؟ اينكار جويريه ما را بياد عمل كلئوپاترا در برابر سزار مياندازد كه تن خود را فروخت تا نجات سرزمين مصر را بخرد .براستي چه نيرويي جز شهوت ميتواند چنين كند كه سزار در برابر آن از ويراني يك سرزمين چشم ميپوشد و محمد در برابر آن همه اسيران و اموال را رها ميكند .

" پس از آن پيمبر اسما دختر نعمان بن اسود بن شراحيل كندي را به زني گرفت و چون با او خلوت كرد سپيدي در تن وي ديد و بدو چيز بخشيد و لوازم داد و سوي كسانش پس فرستاد . تاريخ طبري جلد چهارم برگ 1296

چرا محمدي كه برترين بنده خداست و نياز به ازدواج با زنان بيوه ندارد و زنباره نيست و ...... دختري را بخاطر سفيدي بخشي از بدنش بدون هماغوشي به خاندانش بازميگرداند ؟

هنگاميكه عبدالله پدر محمد مرد ، كنيزي داشت بنام " بركه " اين كنيز به همراه تعدادي گوسفند به محمد ارث ميرسد . نشاني در دست نيست كه محمد با اين كنيز رابطه جنسي داشته يا خير ( كه البته طبق رسوم آن زمان اشكالي هم نداشته و ما هم با توجه به آن اشكالي نميبينيم ) ليكن نكته كور و جنجال برانگيز اين داستان اين است كه محمد به محض ازدواج با خديجه بركه را آزاد ميكند . در تمام مدتي كه با خديجه زندگاني ميكرد هم هيچگاه همسر ديگري اختيار نكرد . چرا ؟ چرا بركه را درست همان لحظه آزاد ميسازد ؟ آيا اين نشان از تغيير شريك جنسي است ؟ آيا خديجه او را تنها براي خود ميخواست ؟ يا اينكه محمد خديجه را يافته بود كه ميتوانست بجاي بركه او را تر و خشك كند . چرا بركه را پيشتر از آن ازاد نساخت ؟ تاريخ نشان داد كه محمد كنيزان يا بردگان را همينجوري آزاد نميكرده و حتما دليلي به ميان بوده است . مثلا صفيه و جويريه و ماريه آزاد ساخت چون ميخواست با آنها ازدواج كند.

پيشنهاد ازدواج از سوي خديجه هم دردي را از شما دوا نميكند . آشكار است كه زني ثروتمند و داراي مقام و شوكت ، كه تمام مردان قريشي آرزو به وصلت با او داشتند ، خودش آرزو دارد كه با جوان برومند و كم سن و سالي ازدواج كند .  به يقين شما نيز بين دو انتخاب پير و جوان ، جوانتر را انتخاب ميكنيد . قبول اين پيشنهاد از سوي محمد نيز به طمع ثروت بوده و گرنه  پيامبران زيادي داشتيم كه بدون مال  منال هم رسالت خويش را انجام دادند .محمد سالها پس از مرگ خديجه هميشه عنوان ميكرد كه چقدر ثروت خديجه ياور اسلام بود و چقدر به اسلام ياري رسانيد. پس اينكه پيشنهاد ازدواج از سوي خديجه باشد يا خير ، شاهدي بر رد ادعاي زنبارگي محمد نيست.

بدرود



2011/1/27 z sattarian <z_sattarian1366@yahoo.com>
 

با سلام و عرض پوزش از اینکه ایمیلهایی این چنین انقدر بی محتواست که نمیدونم حتی چی باید جواب بدهم

در رد تمام حرفها فقط همین نکته بس که پیامبر (ص) اگر زن باره بودند ازدواج نمیکردند اگر زن باره بودند نبی نمیشدند  و اگر میشدند یک جورهایی این موضوع رو بیان نمیکردند یا از سمت خدا مثلا مانند لقمان حکیم رد میکردند تا بتوانند بی اینکه ازدواج کنند مثل مردان عرب به شهوترانی بپردازند  چه نیازی بود اعلام رسالت کنند در میان عرب جاهل که هر کدوم بدون ازدواج حرمسرا به راه انداخته بودند بیایند از نظر اسلام مسئله ازدواج رو به 4 زن حداکثر محدود کنند؟؟؟؟ لااقل قدری فکر کنین بعد تهمت بزنین اون هم به برترین بندگان خدا

پیامبر (ص) اگر زن باره بودند حضرت خدیجه علیها سلام با همه ثروت و مکنت چرا باید حاضر به ازدواج با اون حضرت میشدند

و با توجه به حرفهای خودتان هم اگر بخوام استدلال کنم پیغمبر (ص ) که بعد از حضرت خدیجه فرض کنیم تو ناز و نعمت بودند و.... اگر زن باره بودند چه نیازی به ازدواج با زنانی داشتند که قبلا ازدواج کرده بودند میتوانستند گزینه های بهتری داشته باشند اگر اگر اگر آدم شهوترانی بودند

ضمنا محض اطلاعتون که به نظر خیلی کم میاد این حضرت خدیجه علیها سلام بودند که به حضرت محمد صلوات الله علیه پیشنهاد ازدواج دادند

و اگر چشم عقل را بگشایید کسی که مشکلات اخلاقی داشته باشه دنبال ازدواج نیست میتونه حتی در حد نگاه و... که گفتنش از شرم به دور هست شهوترانی کنه

متاسفم  بر چشمهایی که بسته اند و در خیال آنچه را میبینند و تصور مینماین که میخواهند....




From: Iman Hoda'ei Fard <radi3020@gmail.com>
To: reza rezaie <reza_reyhani2003@yahoo.com>
Cc: Haideh S.A. <haideh22@yahoo.com>; arash_aram48@yahoo.com; joop_montfoort@hotmail.com; بردیا bar <bardya179@gmail.com>; z sattarian <z_sattarian1366@yahoo.com>
Sent: Tue, January 25, 2011 2:14:48 PM
Subject: Re: -- AndisheyeNik -- بی دینی، نماد روشن فکری

 

 سلام رضای عزیز.
با تمام این توصیفات قطعا به من حق خواهید داد که در این مورد مانند شما فکر نکنم.
بدرود.

ایمان


On Bahman 5, 1389, at 2:03 PM, reza rezaie wrote:

درود بر هم میهنان 

بی دینی، نماد روشن فکری

بی‌ دینی نماد آگاهی‌, بیداری, از زیر یوغ دین و مذهب بیرون رفتن و به ارزش والای انسانی‌ رسیدن است،پس حرف این آقا مردود است
ما این دکتر کذاب - کردان نخست شیاد پلید اندیش و دکتر دروغین را باور نداریم مارا به به کتابهای این شیاد رجوع ندهید که نه علمی است و نه گفته هایش منطقی، کسی که بگوید ایرانیان با آغوش باز تازیان را پذیرفتند و در حمله تازیان به ایران کسی کشته نشد و ایرانیان با عشق و علاقه اسلام را پذیرفتند، شیاد و دروغگویی بیش نیستایشان حتا با تاریخ هم بیگانست

شریعتی‌ خود یکی‌ از نمادهای واپسگرایست،این آدم مردم فریب سالها مردم میهن ما را با همین چرندیاتش به عقب نگاه داشت،بهترین خرده گیری همینکه ایشان خود یکی‌ از این نمادها بود،تنها چیزی که فراموش کرده بود هیچ گاه روبروی آینه نیستاده بود تا ببیند این مزخرفاتی که میگه یعنی‌ چی‌؟؟


لطفا نگاهی‌ کنید به فاطمه فاطمه است این کتاب که ایشان در وصف فاطمه مینویسد،گویا نویسنده بی‌ اطلاع بودند که فاطمه درسن نه یا ده سالگی ازدواج کردند،و ثمره این ازدواج چند فرزند بوده است،هر چند که هر ساله ایشان بار دار بودند،پرسش اینجاست که یک انسانی‌ در چنین شرایطی و در چنین سنی‌ چه می‌توانست باشد؟؟؟؟؟

این‌ها مهملاتی بیش نبوده است


تنها راه نجات انسانها آگاهیست نه به سبک مردم فریبی شریعتی ها , سروش ها وووو

شاد وسرفرازوایرانی سربلند باشید

ریحانی


بد نیست به این تکه از نوشتارهای علی شریعتی نگرشی دوباره داشته باشیم


من هرگاه که بياد خانه و زندگی محمد می افتم که جوانی و کمال را با بيوه زنی پنجاه تا هفتاد و سه ساله گذراند و در پيری با بيوه زنانی جا افتاده و بچه دار ، چون ام سلمه و زينب دختر خزيمه ( مادر بينوايان ) و بخصوص حفصه ( بيوه زنی زشت : بنا به اعتراف پدرش ) سر کرد و خانه اش آن بود و خوراکش آن ، نمی توانم از افسوس خودداری کنم که محمد می توانست زنانی زيباتر از آنها داشته باشد و زندگی يی بهتر از اين و نيز هرگاه که سخنان نويسندگانی را می خوانم که از شهوترانی محمد سخن می گويند و از حرمسرای محمد ، نمی توانم از شرم پريشان نشوم که يک انسان ، حتی مويسنده ، تا کجا می تواند ننگين شود و بخاطر مصلحتی زشت سيمای حقيقتی زيبا را که فخر انسان است و سرمايه تاريخ به چنين پليديها بيالايد !!

این نوشته یکی از نوشتارهای معروف علی شریعتی است که من دیده ام بسیاری از وبلاگها در پاسخ به اتهامات شهوت رانی و زن بارگی محمد آنرا مطرح میکنند،  

جوانی و کمال را با بيوه زنی پنجاه تا هفتاد و سه ساله گذراند

اگر منظور علی شریعتی خدیجه است، علی شریعتی باید بداند که محمد کمال استفاده را از ازدواج با خدیجه کرد، خدیجه دو شوهر قبل از محمد داشت که آنها مرده بودند و ثروتمند ترین مرد عرب حساب میشد. از طرف دیگر محمد یتیمیبود که به سختی و کارهای طاقت فرسا امورات خود را میگذراند، ازدواج محمد با خدیجه ازدواج یک شخص بسیار فقیر است با ثروتمندترین زن قبیله، درست مثل اینکه زنی مانند جنیفر لوپز (که تازه ثروتمند ترین زن نیز نیست) با یک کارگر ساده ساختمانی ازدواج کند، اما علی شریعتی سعی میکند اختلاف سنی محمد با خدیجه را پررنگ کند و در مقابل جایگاه اجتماعی و اقتصادی محمد و خدیجه را کمرنگ کند.

گاهی اوقات مسلمانان گمان میکنند میتوانند با نشان دادن بازه ای زمانی که در آن محمد به دلیل شرایط زیستی اش نمیتوانست به زنبارگی دست بزند را پررنگ کنند و بگویند اگر محمد زنباره میبود در آن دوران نیز زنبارگی میکرد، این در حالی است که مقایسه شرایط محمد در هنگامی که میتوانست زنبارگی کند و دورانی که نمیتوانست چیزی جز سفسطه قیاس مع الفارق (False Analogy) نیست!

محمد پیش از ازدواجش با خدیجه نمیتوانست زنبارگی کند، زیرا فقیر بود، تا هنگامی هم که خدیجه زنده بود نمیتوانست زنبارگی کند زیرا خدیجه او را طرد میکرد و او به وضعیت نخستین خود باز میگشت، اما تنها در دوران سوم حیات خود (نسبت به حیات خدیجه) است که امکان زنبارگی را پیدا میکند و دست به اینکار میزند و قهراً وقتی کسی نمیتواند زنباره باشد، زنباره نیست! این است که این "استدلال" شریعتی یک مغلطه است.

مغلطه دیگری که در سخنان شریعتی دیده میشود این است که او نمونه ای سودار را انتخاب کرده است. وارد کردن اتهام زنباره بودن به محمد لزوماً به این معنی نیست که "تمام" ازدواجهای او از روی زنبارگی بوده اند، اما علی شریعتی تلاش میکند "زنبارگی" را اینگونه تعریف کند. برای اینکه امکان یاوه گویی بیشتر از مسلمانان گرفته شود بد نیست تعریفی از زنبارگی ارائه شود، آنگونه که علی شریعتی تلاش میکند زنبارگی را تعریف کند،

شخصی الف زنباره است، در صورتی که در تمامی ازدواجهایش از روی شهوت رانی رفتار کند.

شریعتی ابتدا این تعریف نهفته در سخنانش را درست فرض کرده و بعد سعی کرده با مثال نقض آوردن نشان دهد که محمد زنباره نیست، حال آنکه این تعریف از زنبارگی، کودکانه و فریبکارانه است! لازم نیست یک شخص برای زن باره بودن در تمام ازدواجهایش از روی شهوت رانی رفتار کند، بلکه کافی است تنها یکبار اینکار را انجام دهد، بنابر این شریعتی حتی اگر بتواند اثبات کند که محمد با نیمی از زنانش از روی شهوت و زنبارگی ازدواج کرده است، او نمیتواند نشان دهد که محمد زنباره نیست! بلکه او باید نشان دهد که محمد در تمام ازدواجهایش زنباره نبوده است!

مغلطه شریعتی همانند آن است که شخصی را محکوم به دزدی کنند، و شخصی در دفاع از او بگوید، من 10 بار دیده ام که او به مغازه رفته است، جنس خریده است و پول پرداخت کرده است، چنین شخصی را نمیتوان دزد نامید! حال آنکه برای "دزد" بودن، یکبار دزدی کردن کافی است.

غیر از خدیجه که بیش از محمد سن داشته است و سوده که تقریباً هم سن محمد بوده است، باقی زنان محمد اختلاف سنی فاحش با او دارند، نمودار زیر این اختلاف را نشان میدهد:
http://tarikh.no-ip.org/farsi/fallacy/images/mohammed_wife_age_graph.gif
اسناد و مدارک:
http://zandiq.com/farsi/fallacy/safsateh50.htm

سوده تقریباً هم سن خود محمد بوده است و محمد در زمانی با او ازدواج کرد که هنوز حرمسرایش را تشکیل نداده بود. ازدواج محمد با سوده دست کم سه انگیزه داشت:

1- محمد نیاز به کسی داشت که به امور خانه اش برسد.
2- به کسی نیاز داشت که از عایشه همسر 9 ساله او نگهداری کند.
3- به کسی نیاز داشت که بتواند با او تماس جنسی برقرار کند.

حال به دلیل شرایط زمانی (ابتدای هجرت به مدینه) ازدواج محمد با زنان "بهتر" (واژه "بهتر" را از نگر شریعتی میگویم چون او فکر میکند ارزش زن به سن اش و بیوه نبودنش است و زن بیوه فروتر از زن باکره است و برعکس!) میسر نبود از این رو تقریباً تنها کسی که میتوانست به محمد برای رسیدن به این سه هدف اش کمک کند سوده بود.

سوده همچنین حالت کلفت را برای محمد داشت، در احادیث هست که وی نوبت همخوابگی اش با محمد را به دیگر اعضای مجموعه زنان محمد داده بود.

و در پيری با بيوه زنانی جا افتاده و بچه دار ، چون ام سلمه
زن یکی از مسلمانان به نام "ابوسلمه بن ابوالاسد" بود که در جنگ احد زخمی مهلکی برداشته بود و در نهایت کشته شده بود. ام سلمه در هنگام ازدواج با محمد 29 سال سن داشت و محمد 53 سال سن داشت. ام سلمه از کلیه زنان محمد بیشتر عمر کرد و پس از همه آنها وفات یافت.

روشن است که برخلاف آنچه شریعتی میگوید، بیوه زن بودن و جا افتاده بودن، و بچه دار بودن از کیفیت یک زن نمیکاهد و ازدواج بین یک مرد و زنی با این ویژگیها را نمیتوان تنها به دلیل این ویژگیها مثال زد و نتیجه گرفت که این مرد زنباره نبوده است.

و زينب دختر خزيمه ( مادر بينوايان ) و بخصوص

زینب دختر خزیمه از بنی عامر بن صعصعه، بود که بود که بعد از کشته شدن شوهرش "عبیده" در جنگ بدر قبول کرد که با محمد ازدواج کند اما 8 ماه بعد از این ازدواج از دنیا رفت، اگر هم فرض کنیم هدف محمد از ازدواج با زینب، کمک و یاری رساندن به این زن بوده است(!)، محمد تنها 8 ماه از 276 ماهی که دوران پیامبری اش هست را با او ازدواج کرده بود، آیا علی شریعتی فکر میکند این 8 ماه میتواند باقی عمر محمد را جبران کند؟

لازم به یاد آوری هست که علی شریعتی و برخی از سایر مسلمانان گاهی میگویند هدف محمد از ازدواج با زنان، کمک به آنها بوده است! به نظر میرسد غیر از مسائل جنسی، یک مسلمان بتواند هرگونه کمک دیگری را به یک زن، بدون اینکه با او ازدواج کند به وی بکند و ازدواج با یک زن، از راه های عجیب و غریب کمک کردن به یک زن است. بنابر این، مگر قبول کنیم که محمد میخواسته است به این زنان "کمک جنسی" کند، به هیچ عنوان دیگری نمیتوان کار محمد را کمک کردن به زنان نامید.

حفصه ( بيوه زنی زشت : بنا به اعتراف پدرش ) سر کرد
حفصه دختر عمر در هنگامی با محمد ازدواج کرده است که 20 سال سن داشته است و محمد 55 سال سن داشته است، یعنی محمد تقریباً 3 برابر حفصه سن داشته است. اما به نظر میرسد که ازدواج محمد با دختر عمر را میتوان از ازدواجهای سیاسی محمد دانست، زیرا عثمان و ابوبکر نیز از ازدواج با او سر باز زدند و او دختر چندان زیبایی نبود، هرچند برای پیر مردی 55 ساله همچون محمد هر دختر 20 ساله ای طعمه ای چرب و نرم به نظر میرسد.

اما حتی اگر فرض کنیم ازدواج محمد با حفصه از ازدواج های سیاسی محمد بوده است، این نیز خود توهین به شخصیت زن است. اگر محمد ازدواج سیاسی کرده باشد. ازدواج سیاسی یعنی اینکه زنی بین دو مرد رد و بدل شود تا روابط سیاسی آن دو مرد بهبود یابد و این ازدواج زن را به یک کالا و وسیله تقلیل میدهد.

نمی توانم از افسوس خودداری کنم که محمد می توانست زنانی زيباتر از آنها داشته باشد و زندگی يی بهتر از اين 
افسوس علی شریعتی کاملاً بیمورد است، علی شریعتی (و هوادارانش) باید تحقیق کنند و ببینند که چه زنی در تمام عربستان در زمان حیات محمد وجود داشته است که معروف به زیبایی بوده است و امکان ازدواج محمد با او وجود داشته است و محمد با او ازدواج نکرده است، من هرگز چنین زنی را در تاریخ ندیده ام و اگر مسلمانان چنین زنی را معرفی کنند من سخن خود را پس خواهم گرفت.

در ازدواجهای محمد انواع و اقسام جرائم را میتوان یافت، محمد دستکم جرائم زیر را مرتکب شده است:

1- کودک آزاری کرده است (همخوابگی با عایشه)
http://zandiq.com/farsi/islam/Accusations/Montazeri/pedophile.htm

2- تجاوز جنسی کرده است (همخوابگی با صفیه، جویریه، عایشه)
http://zandiq.com/farsi/articles/Articles/new_page_376.htm
http://zandiq.com/farsi/islam/Accusations/Mo


__._,_.___
Recent Activity:
یاهو گروه انديشه نیک برای تبادل اندیشه و انتقال مطالب آموزنده

اجتماعی، فرهنگی، علمی و هنری از شخصی به شخصی دیگر و از نسلی به

نسل دیگر، راه اندازی شده است.


baraye didane in email be surate farsi mitavanid az yeki
az do rahe zir estefade konin:

1-Right clik>Encoding>More>Unicode (UTF-8)
2-Right clik>Encoding>More>Arabic (windows)

اگر این مطلب از طرف دوستان برای شما بازفرست شده است

می توانید در صورت تمایل در این یاهوگروه به نشانی اینترنتی

http://groups.yahoo.com/group/AndisheyeNik

وآدرس ایمیل andisheyenik@yahoogroups.com

،عضو شوید تا همه مطالب فرهنگی و اندیشه ای گروه را دریافت نمایید

لطفا در نظر داشته باشید که مطالب ارسالی از طرف صاحبان اندیشه با نگرشها

و سلیقه های گوناگون را به معنای خط مشی این یاهوگروه قلمداد نکنیم.

شاگردی دقیق، آموزگاری شریف و پرستاری مهربان برای (اندیشه) هم باشیم و بمانیم

مدیریت اندیشه نیک
.

__,_._,___

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

CopyRight © 2006 - 2010 , GODFATHER BAND - First Iranian News Portal , All Rights Reserved