از اينكه سخنان مرا خواندهايد و ديدگاه خود را بيان كردهايد سپاسگزارم.خودم نيز مايل هستم قسمتي از آنچه آموختهام را بيان كنم .( البته به گفته شاملو: پرتابهاي / به در از خويش/يا زخميديگر/ به آماج خويشتن؟/ و بگو با من، بگو با من/ كه ميشنود / و تازه/ چه تفسير ميكند؟ آنچه بيان ميشود از زبان من و با لغتناممه من است درقالب فهم و دريافت من،و به سوي شما ميرسد حال شما چه مي بينيد و چه برداشت خواهيد كرد مرحلهاي است جدا و دور از دسترس من) با اين حال خود نيز مشتاقم تا دانش اندك خود را در اين زمينه دراختيار ديگران قرار دهم. و براي اين كار بايستي متني را در سطح فهم و دريافت جمع با زباني ساده تهيه كنم كه شروع به اين كار كردهام.
از قبل بايد موردي را برايتان بگويم. من معتقدم هر متني براي خود جايگاهي دارد و هر انسان با توجه به توانايي و دانش و پسِ پشت نگرش خود به آن متن ( يا هر پديدهاي ) نگاه ميكند ،و هر متني ان ميشود كه درنگاه مخاطب شكل گرفته و در زمينهاي مطرح ميشود كه از آن جنبه به آن نگاه شده است.
پس اين مخاطب است كه با نگاه خود به هر پديده و هر متني مي تواند آن را بالا يا پايين ببرد،به آن معنايي اضافه يا از آن چيزي بكاهد.
در خصوص قرآن با توجه به آنچه شما اشاره نموده ايد پس نيازي حتي به انجيل و جمع آوري سخنان مسيح نيز نبودهاست زيرا همه چيز در تورات گفته شده است. حال بعد از سالهاو خصلت فراموشي انساني ( كه انسان از فراموشيميآيد) چرا بايستي پيامبري( به عنوان يادآوريكننده مدّ نظر من است) بيايد و حرفهايي را كه از ياد رفته و كهنه شده را با زباني ديگر در مكاني ديگر بگويد خود بحثي است جدا.
اگر شما از تمام آنچه در قرآن به آن پرداخته شده تنها اصول و فروع دين را( از آنگونه كه در مدارس به ما آموخته شده است)در نظر گرفتهايد و بر آنها تاكيد داريد من نمي توانم كمكي به شما بكنم زيرا من مجتهد و انساني نيستم كه به اين جنبهء قرآن پرداخته باشد . من قرآن را از نگاهي ديگر ديدهام كه باز هم نميدانم دغدغه شما هست و آيا تمايل به داشتن اينگونه نگاه داريد يا خير.
در تمام سخن شما چيزي آزارم داد و آن اين جمله بود:ميتوانيد با استناد به آن در زندگي خود سود جوييد و دنياييتان را زيباتر ميسازد تا ما به شما نشان دهيم كه اينگونه كه گمان ميكنيد نيست.چرا بايد قبل از آنكه متن مرا بخوانيد يا سخنان مرا بشنويد در مورد آن قضاوت كرده و از اكنون جبهه مخالف مرا گرفتهايد اگر اينگونه نگاه ميكنيد از هم اكنون ميتوانم بگويم كه اين راه به جايي نخواهد رسيد . زيرا من معتقد به اينگونه رد و تاييد نيستم . هر كسي ميتواند نگاه خود را به زندگي و دين و انسانيت داشته باشد و لزومي بر درست يا غلط بودن راه من يا راه شما نيست. كما اينكه راه شما ممكن است براي شما در زندگي شما و بر اساس نياز شما درست جلوه كند اما براي من راهي بس نادرست و كژ باشد. پس خواهش ميكنم اگر ميخواهيد با اين نگاه و با داشتن حكم از پيش تعيين شده به متن من نظر كنيد ، از هم اكنون بگويم كه من در اين جدال شركت نخواهم كرد. من خواهان تاييد شما نيستم اما همانگونه كه به سخنان شما گوش داده و ميخوانم و به عنوان دبدگاهي مخالف پذيرا مي شوم همين خواستهرا از شما نيز دارم
خواسته ام اين است كه دوستانه نه مغرضانه به سخنان من نگاه كنيد و ديدگاه خود را بيان نماييد من هم با نهايت خرسندي درمورد آنها تامل خواهم كرد.
با سپاس فراوان
From: man from elysian <amanfromelysian@gmail.com>
To: fareah falahi <fareah_falahi@yahoo.com>
Cc: andisheyenik@yahoogroups.com
Sent: Wednesday, January 26, 2011 17:24:31
Subject: Re: -- AndisheyeNik -- Fw: در خصوص ژرف اندیشیدن در قرآن
درود بر شما
نه نميشود چنين فرضي كرد . اين فرض نادرست است . مغالطه جمع مسائل در مسئله واحد( ادغام سؤالات در سؤالی که مبتنی بر پیشفرضهاییاست که مخاطب قبول ندارد( قرآن و پيروان آن ادعاي آسماني بودن آنرا دارند . ببينيد يك كتاب زميني را براحتي ميتوانيم نقد كنيم ،با آن مخالفت كنيم ، يا نيكي ها را از ميان آن بيرون كشيده و انجام دهيم . براي نمونه ميتوانيم يك كتاب ماركسيسمي را خوانده با آن مخالفت كنيم يا اينكه نكات زشت و زيبايش را تفكيك كنيم و بدان عمل كنيم . اما يك كتاب اسماني فاقد چنين امكاني است . نميتوانيد بدلخواه خود قسمتي از آنرا ويرايش كنيد يا آنرا به زباله بياندازيد . ما پيشتر هم در اين باره سخن گفته ايم كه ما اگر زشتيها و فرامين ضد بشري قرآن را بدور بياندازيم باز هم نيازي به قرآن نداريم چون سخنان به گفته شما ، زيبايش هم ، پيشتر در حيطه اخلاقيات وجود داشته و نيازي به ارسال قران نبوده است . لذا از همگي خواستيم سخني زيبا از قرآن بياورند كه قبل از قرآن ، بشر نميدانسته و تاكنون كسي چنين چيزي براي ما فرنود نياورده . مثلا شاهد از قرآن بياوريد كه قرآن گفته باشد دزدي نكنيد و مردم نميدانسته اند كه دزدي زشت است . يا مثلا قرآن گفته باشد گيتي از دود درست شده و در تورات چنين چيزي نباشد كه گيتي از دود درست شده است .پس نتيجه ميگيريم كه قرآن چيزي براي بيان و ارائه ندارد و از كتابهاي پيشين دزدي كرده است . به هر روي شما هر نمونه اي كه بياوريد ما به شما نشان خواهيم داد كه سخن تازه و جديدي نبوده است .
بله . اگر بفهميم كه در قرآن زشتي وجود دارد در درجه نخست آسماني بودن و مقدس بودن آن زدوده ميشود . در نتيجه برخورد ما با يك كتاب نه اسماني و نه مقدس ميشود مانند يك كتاب رايج . آنگا وقتي جستجو كنيم ميبينيم كه كتابهاي زميني ديگري هستند كه تازه تر و جديدتر از قرآن هستند و سخنان بهتري ميگويند . لذا باز هم قرآن بكار نميايد . و براي اينكه شما بهتر فهم كنيد خواهش ميكنم تا نمونه اي از قرآن را بياوريد كه با همين ايده شما سازگار است و ميتوانيد با استناد به آن در زندگي خود سود جوييد و دنياييتان را زيباتر ميسازد تا ما به شما نشان دهيم كه اينگونه كه گمان ميكنيد نيست .
ما هم مانند شما دوست داريم كه دنيايي زيبا بيافرينيم ليكن مسلمين براي زيبا سازي آخرت ، دنيا همه را به گند ميكشند . ما نميتوانيم مانند آنها پيرو اشخاصي باشيم كه برده داشته اند و از آن حمايت كرده اند . ما نميتوانيم پيرو كساني باشيم كه براي زنان اندك پشيزي ارزش قائل نبوده اند و برايشان زن تنها يك الت تناسلي بوده كه ميتوان به هر شكلي كه مرد بخواهد با ان درآميزد . ما با چشم خود ميبينيم كه قرآن اياتي براي شهوتراني و مال اندوزي رسولش دارد اما ديگران را از اينها منع ميكند و براي ما چنين چيزهايي مفاهيم جزيي و خيال ورزي وسيع نيست .
نكته مهم ديگري كه جا دارد در اينجا گفته شود اين است كه بيشتر كساني كه سنگ قرآن را به سينه ميزنند و از آن دفاع ميكنند براستي خود نميدانند كه قران چيست و چه گفته . دورادور ميدانند كه سخنان خوبي گفته ، چيزهاي خوبي در آن هست بدون آنكه بدانند چه پلشتيهايي در آن يا در رفتار رسول آن وجود دارد . نهايت تلاشي كه كرده باشند اين است كه متن عربي يا به ندرت فارسي آنرا يكبار خوانده باشند بدون اينكه بروي تك تك واژه ها تامل كنند و ببينيد ايا چنين سخناني ميتواند از طرف آسمان براي سعادت بشر ارسال شده باشد .
البته ما روي سخنمان با جناب فلاحي نيست چون براستي نميدانيم كه چه كسي قرآن ميداند و چه كسي نميداند اما به تجربه دريافته ايم كه قرآن دوستان، حتي يك چارك از ماي بي دين ، از قران و شرايط نزول آيات آن نميدانند . پيش از آنكه پيوسته در انديشه آن باشيد كه پوزه ما را به خاك بماليد با خود صادق باشيد و ببينيد از آيين و كتابي كه اينقدر از آن دفاع ميكنيد خوب و بدش را چقدر ميدانيد و چقدر عمل كرده ايد . ما به تجربه باور داريم كه سينه چاكان قرآن ، كمتر ميدانند و هر كس بيشتر از قرآن بداند بيشتر از آن دور خواهد شد به شرط آنكه حقيقت و راست و درست به او گفته شود .
بدرود
درود بر شما
مدتي شاهد جدل دوستان با يكديگر بر سر قرآن هستم و يك پرسش فكرم را به خود مشغول كرده است.فرض كنيم كه قرآن نه يك كتاب آسماني و مقدس كه يك كتاب باشد.تنها يك كتاب نوشته شده با مالفي معلوم و نگارنده و منتشر كنندگاني معلوم ، آيا هيچگونه زيبايي و معاني درآن نمي توان يافت؟ آيا به تمامي بايد چوب بطلان بر كلمات و جملات و انديشهء پس پشت آن زد؟ آيا هيچگونه ايده و نگاه و ديد جديد، تازه و زيبا در آن نميتوان پيدا كرد؟ تمام اين پرسشها را در اين چهارچوب قرار دهيد كه قرآن كتابي است عربي در قالب زبان عربي ( كه خود چهارچوب ويژه و خاص فرهنگ مردم خود را در بردارد) در زماني بس دور.با اين اوصاف آيا هيچ چيزي براي بيان و ارائه ندارد؟
و پرسشي ديگر دارم از عزيزان ، چرا عادت كردهايم اگر با قسمتي از يك متن، يك ايده ،يك نگاه مخالفيم ،تمام ماهيت و هويت و گذشته و آينده ممكن براي ساخت را زير سوال ببريم و حتي در بيشتر موارد آن را به تمامي رد كنيم؟
آيا نميشود از يك متن ، يك انديشه، آن قسمت كه نياز است و زيباست را جدا كنيم ودر زندگيمان از آن سود جوييم؟آيا اگر ديگران از پديدهاي استفادهء نادرست كردهاند ،در هيچ شرايط ديگري نميتوان از آن استفاده كرد؟ آيا انسان آن مقدار كوچك و محدود است كه تنها از يك وجه به يك ايده و يك انديشه ميتواند نظر كند و حتي نميتواند درباره مفاهيمي جرئي و اندك خيالورزي بس وسيع داشته باشد و دنيايي زيبا بيافريند؟
بسيار سپاسگزار ميشوم اگر دوستان جوابي پرمعنا به پرسشهاي من دهند.
From: man from elysian <amanfromelysian@gmail.com>
Cc: khub pesar <golpesar818@yahoo.com>; andisheyenik@yahoogroups.com
Sent: Saturday, January 22, 2011 15:00:44
Subject: Re: -- AndisheyeNik -- Fw: در خصوص ژرف اندیشیدن در قرآن
درود
بيخود است . قران ظاهر و باطني ندارد اينها را به دروغ بافته اند كه اشتباهات و ضد بشري بودن برخي ايات قرآن را ماستمالي كنند و آنرا در پوشش ظاهر و باطن مخفي كنند تا برخي ساده لوحان گمان كنند چون قرآن شان و منزلت دارد حتما قرآن چيزي گفته كه ما بسادگي نميفهميم و بايد به باطنش برويد و در باطن آنقدر سفسطه و مغلطه ميكنند كه اصل ضد بشري بودن قران و فرامين آن فراموش ميشود . شما كه به ژرفاي اسلام فرو رفته ايد بفرماييد كه " بريده باد دو دست ابولهب " يا "شما خودتان عقيم هستيد " يا "كشتزار بودن زنان " يا مجامعت با كنيزان جنگي حتي اگر داراي همسر باشند" چه ژرفايي دارد و چگونه مايه سعادت شماست ؟ اين خالق شما چگونه است كه به شما نگر لطف داشته و نگذاشته سقوط كنيد ليكن به چند ميليارد انسان كنوني كره زمين و ميلياردها ديگر كه پيش از اين ميزيسته اند نگر لطف نداشته ؟ اين است مساوات الهي ؟
صفيه دختر حيي بن اخطب زن كنانه بن ربيع بن ابي حقيق كه پيامبر خدا او را براي خود برگزيد و آنگاه اسيران را بين مسلمانان پخش كردند .تاريخ ابن اثير برگ 1067 هنوز صفيه عروس كنانه بن ابي حقيق بود چنين در خواب ديد كه ماهي در دامانش افتاد . او خواب خود با شوهر بازگفت . شوي گفت جز ارزوي آغوش محمد نداري و چنان ضربه اي بر چهره نازنينش زد كه چشمش كبود گشت . هنگامي كه او را نزد محمد آوردند هنوز چشمان زيبايش از آن تپانچه {ضربه } كبود بود . پيامبر پرسيد تو را چه ميشود و زن گزارش باز گفت . پس پيامبر خدا كنانه بن ابي حقيق را به محمد بن مسلمه داد تا او را بكشد .تاريخ ابن اثير برگ 1071 محمد همان شب با او همخوابگي كرد.
تاريخ طبري برگ 1145 پيمبر از خيبريان اسيران بسيار گرفت كه صفيه دختر حيي بن اخطب و زن كنانه بن ربيع بن ابي حقيق و دو دختر عموي او از آنجمله بودند و پيمبر صفيه را براي خويش برگزيد . و چنان بود كه دحيه كلبي صفيه را از پيمبر خواسته بود و چون محمد او را براي خويشتن برگزيده بود دختر عموي صفيه را به دحيه داد .
تاريخ طبري برگ 1148 تا 1149 . كنانه بن ابي حقيق را كه گنج بني نضير پيش او بود به نزد پيامبر آوردند و محل گنج را پرسيد و كنانه انكار كرد ، آنگاه يكي گفت كه امروز كنانه را ديدم كه اطراف فلان خرابه ميگشت . محمد به كنانه گفت : اگر گنج را پيش تو پيدا كردم تو را بكشم ؟
كنانه گفت "آري" . پيمبر گفت تا خرابه را كندند و قسمتي از گنج را يافتند . پيمبر باقيمانده آن پرسيد و كنانه از تسليم آن دريغ كرد و پيمبر او را به زبير بن عوام سپرد و گفت" عذابش كن تا آنچه پيش اوست بگيري" و زبير با مشت به سينه او كوفت كه نزديك بود جان دهد . آنگاه پيمبر او را به محمد بن سلمه سپرد تا به انتقام برادر گردنش را بزند .
به ادامه همين داستان در "سيرت رسول الله برگ 422" بنگريد
پس سيد چون از خيبر بازگرديد در راه صفيه را به خانه برد و در شب كه با وي خلوت خواست كردن ، بفرمود تا قبه اي {چادري} از اديم بزدند . ودر شب آن جايگاه با صفيه ببود . و ابو ايوب انصاري همه شب سلاح برگرفته بود و گرد قبه ميگرديد و پاس مپاييد . تا بامداد كه سيد از قبه بيرون آمد ،ابو ايوب را ديد كه گرد قبه ميگرديد و همه شب خواب نكرده است گفت ابو ايوب چرا خواب نكردي ؟ گفت يا رسو الله اين زني است كه پدر و شوهر وي از ديكين بكشته اند و هنوز حديث العهد به كفر . ترسيدم از وي نبايد كه با تو غدري كند . از اين سبب مرا خواب در چشم نيامد و همه شب ميگرديدم و پاس همي داشتم "
ميبينيد اين كسي است كه رسول مسلمين است . او از فرط هوسراني حتي "عده "اين دختر را نگاه نداشت . صفيه زيباترين دختر يهودي بود كه محمد پس از كشتن پدر و همسرش در يك روز با او نزديكي ميكند . او شوهرش را شكنجه كرد ، او براي بدست آوردن گنج از هيچ كوششي فرو گذاري نكرد . او با دختري خوابيد كه عزا دار بود و پدر و همسرش چند ساعت پيش كشته شده بودند. از همين رواست كه محمد در قرآن از هر غنيمت جنگي يك پنجم براي خود و خانواده خود مقرر ميكند . از همين روست كه محمد ايات برده داري در قرآن مياورد و همخوابي با كنيز و داشتن اولاد از آنها را نادرست نميداند . آيا كسي با چنين رفتارهايي دور از انسانيت شايسته پيامبري است؟ ما امروز ميدانيم اين رفتارها ضد بشري است . در همين جنگ وقتي كه ساكنين فدك شنيدند كه محمد با گرفتن تمام اموال يهوديان آنها را روانه كرده ، آنها نيز براي محمد پيغام فرستادند كه با ما نيز چنين كن . محمد قبول كرد اما فدكيان گفتند كه چون ما آشناتر به آب و محصول هستيم بگذار تا خودمان بر اين زمينها كار كنيم و حاصل را به تو بدهيم و تو نيز به ما سهمي بده . محمد قبول ميكند به شرطي كه هر وقت خواست آنها را بيرون كند . از آنجاييكه هيچ مسلماني بر فدك شمشير نزده بود و اسب نرانده بود لذا محمد هيچ سهمي نيز از فدك به هيچ كس نداد و انرا بعدها به فاطمه بخشيد . در حاليكه همان روز فتح خيبر ، جعفر ابن ابي طالب از حبشه بازگشت و محمد بسيار خوشحال شد و از غنيمت خيبر به او نصيب داد .سيرت رسول الله برگ 425 همين رفتارهاي دوگانه و بي معني و حس مال اندوزي سبب شد تا اندكي بعد ماجراي فدك كليد بخورد و عمر با عنوان اينكه محمد گفته است "ما پيامران مرده ريگ(ارث ) نداريم" فدك را از فاطمه بگيرد و به بيت المال اضافه كند و اينجاست كه محمد مجبور ميشود از خدا آيه بياورد كه غنايم جنگي به خدا و رسول او اختصاص دارد و از خدا پروا داريد. خدا غنيمت جنگي ميخواهد چه كند ؟ رسول او كه براي سعادت بشر آمده مال و غنيمت جنگي ميخواهد چه كند ؟ واقعا باورمندان به اين ايات از خرد خود شرم نميكنند كه چنين چيزهايي را باور دارند ؟ ايا تمام اينها نشان نميدهد كه او سودجويي بوده كه در زمان و مكان مناسبي بوده ؟
دادن اين امتيازات ويژه مشكل بوجود مياورد در مواردي هم به حقوق فردي و اجتماعي افراد ديگر ستم وارد شده. هنگاميكه اين امتيازات ويژه را در كنار رويداد تاريخي يا زمان نزول آيه ميگذاريم ، دست محمد رو ميشود كه اينها تماما در راه بهره گيري و بهره كشي از ديگران به سود محمد بوده است .
بنگريد در رفتار مسيحيان كه به كشيش و كليسا پول و صدقه ميدهند تا گناهانشان پاك گردد و خودشان آمرزيده گردد به نگر شما مسخره نيست ؟ حالا بنگريد به رفتار محمد ، سوره توبه آيه 103 از اموال مردم صدقه بگير تا پاك و پاكيزه شان سازي و برايشان دعا كن زيرا دعاي تو براي آنان آرامشي است..... ميدانيد كه در اسلام با پول دادن گناهي پاك نميشود و انساني پاكيزه نميشود، پس اينجا چه چيزي قرار است پاكيزه شود ؟ درست است اموال مردم . حالا بگوييد مگر ميشود مال پاكيزه نباشد ؟ چگونه مال پاكيزه نيست ؟ يعني مال حرام يا شبه حرام داخل آن وجود دارد ؟ خوب حالا اين مال حرام يا بخشي از آن را جدا كنيم و بدهيم رسول خدا مشكل حل ميشود ؟ اين يك معامله بده و بستان نيست ؟ ارائه خدماتي در قبال گرفتن پولي ....... چقدر خوب. مالي وجود دارد كه پاكيزه نيست . مقداري از آنرا ميدهيم رسول خدا . هم مال پاك ميشود هم يك دعايي در حق ما ميشود هم رسول خدا كاسب ميشود . يك معامله دو سره سود !!!! هم متقاضي هم عرضه كننده هر دو راضي ! حالا تعداد بهانه هاي پرداخت پول به رسول (خمس ، زكات ، فطريه ، صدقه ، هديه ،..... )را هم كه كنارش بگذاريد و درجه رضايت طرفين را اندازه بگيريد . جاي ديگر گفته شده كه حتي براي درد دل كردن با محمد هم بايد به او صدقه پرداخت كرد. حالا همين را قياس كنيد با فرهنگ پول دادن در كليسا براي بخشش گناهان
يك آدمي داريم گناهكار است ، يك پولي ميدهد به كشيش . كشيش دعا ميكند ، گناه پاك ميشود ،كشيش سود برده ، مرد هم سود برده !! حالا در اسلام ما يك مالي داريم كه پاكيزه نيست ، پول ميدهيم به رسول خدا پاكيزه ميشود.!!!! شگفتا
همين آيه مذكور را در نظر بگيريد . اين ايه چگونه مايه سعادت بشر قرن 21 خواهد شد كه ميبايست از آسمان به زمين نازل شود؟پاكيزه شدن مال را كه نشان داديم مزخرف است اما اكنون كه محمد نيست تا صدقه بگيرد و دعا كند ،تا انسان آرامش يابد ، چه كنيم ؟ تكليف ما با اين آيه بيهوده در قرن 21 چيست ؟ ليكن اين ايه بيهوده نبوده بلكه زماني براي سودجويي محمد نازل شده . ديديم كه محمد ابايي از گرفتن همان چند سكه بي ارزش از نگر شما را هم ندارد ،و اين آيه هم زماني آورده شد كه محمد تنگدست و فقير بوده و غرورش هم مانع صدقه گرفتن نشده است . لذا پدافند بيهوده است .سكه را هم محمد ميگيرد نه خدا كه بي نياز باشد يا نباشد. اگر همانگونه كه ميفرماييد بي نياز به صدقه هستند چگونه است كه قرآن خود ميگويد كه غنيمت جنگي مال خدا و رسول اوست ؟
دوستي كه به ژرفاي قرآن رسيده ايد ، ميشود بفرماييد كه باطن قرآن از اينكه ازدواج همسران محمد را پس از مرگش حرام اعلام كرده چه بوده ؟ چنين چيزي بايد در قرآن بيايد ؟ چرا ما در قرن 21 بايد حرام بودن ازدواج عايشه با مرد ديگري را تلاوت كنيم ؟ چنين چيزهايي چگونه مايه سعادت ماست ؟ آيا اين ظلم به افرادي نيست كه به ازدواج محمد درآمده اند ؟ براي چه بايد تمام جواني خود را به پاي يك مرده بمانند ؟ شايد اتفاقا آن چيزي نباشد كه شما ميبينيد .
حال ما به شما ميگوييم كه اينها خزعبلات است . محمد عقيم بوده و عقيم بودن چيز بدي نيست اما مايه سرافكندگي و شرم يك مرد عرب در آن روزگار بوده است . محمد از اين واهمه داشت كه زنانش پس از مرگ او باردار شوند و مشخص شود كه محمد نميتوانسته از هيچ كدام از زنانش فرزندي درست كند . از طرف ديگر زنان محمد غير از 2 تن همگي جوان و زيبا بودند و طالب جواناني برومند . برخي از آنان داستانهايي عشقي درست كرده بودند و گندش هم درآمده بود ، عايشه دوبار ، ماريه يك بار و..... خود محمد نيز داستانهايي درست كرده بود و گند آن درآمده بود مانند همخوابي با كنيزي كه مال همسرش بود . عاشق همسر زيد شدن و درنهايت ازدواج با او .ترك عدالت ما بين همخوابگي با زنانش و ترجيح دادن زنان جوانتر كه اين برخلاف گفته خود او بود . و جالب است كه براي تمام اينها ايه هم نازل ميكرد . زنان جوانش خلخالهايشان (پابند و دست بند ) را نزد جوانان به صدا درمياوردند و جوانان عرب هم در آتش دستيابي به اين كلكسيون زنان زيبا ميسوختند . اخبار به گوش محمد ميرسيد و اين شد كه محمد ايه حجاب را نازل كرد كه زنان پيامبر حجاب داشته باشند تا شناخته شوند و كسي مزاحم آنها نشود . اما نميشد . مردي عرب روزي نزد محمد رفت و از محمد خواست كه عايشه را طبق رسمي عربي به او پيشكش كند و محمد همانجا آن رسم ازدواج را حرام اعلام ميكند . جوانان بين خود ميگفتند كه كي محمد ميميرد تا ما به خلخالهاي زنانش برسيم و انها را لمس كنيم . خبر به گوش محمد ميرسيد و اين شد كه محمد ايه تحريم ازدواج زنانش را پس از مرگش صادر كرد . خوب حال كه پيش زمينه صدور آن ايات را فهميديد باز هم باور داريد كه اين آيات همه باطن دارند ؟
پس ديديم كه اينها هم همه ياوه بود و باطن و ظاهري هم در كار نيست بلكه اگر ايات قرآن را در كنار وقايع تاريخي آن بگذاريد يك راز سر به مهر كشف ميشود و آن هم اين است كه همه چيز براي منافع شخصي و فردي بوده است .
بدرود
2011/1/17 mahmoud marandy <mahmoudmarandy@yahoo.com>
با سلام به شما گل پسر عزیز،
خوشحالم که حاضرید تجربه خود را در اختیار خواهندگانش قرار بدهید و از این طریق به انفاق علم خودتون هم عمل کرده باشید.
لیکن متوجه نشدم که چرا نوشته های خودتون رو که بسیار هم موجه است در زیر آدرس قبلی ارسال شده که مربوط به بنده بوده است درج فرمودید! چون می تونست باعث اشتباه افرادی که قصد شما متوجه کردن ایشان خصوصاً آقای رضارضائی که بانی این بحث بوده اند بشود و در ضمن بعلت نگاه های شخصی من که ممکنه مورد بی مهری بعضی از عزیزان هم فرار گرفته باشه، ممکنه که با ذهنیت قبلی بعضی از هموندان مورد توجه و استفاده مناسب قرار نگیره لذا با اجازه متن شما را در زیر آدرس تون هم قید نمودم تا بلکه جویندگان واقعی حقیقت بتونن به خود شما و دارایی گران بهایی که خداوند عالمین بشما عطا کرده اند بهره مند شوند.
از آنجایی که خودم بسیار مایلم بیشتر یاد بگیرم و از سطوح زیرین و باطنی کلام خداوند قرآن بهره ببرم خوش حال می شوم بابی را باز فرمایید تا بلکه برای طالبین حقیقی خداوند تفاوت بین داعی الوهیت پروردگار با مدعیان دروغین آن و دروغگویان و کاذبین به حقیقت مشهود و معلوم گردد و باعث نزدیکی دلهای دل شکسته گان و گم کرده راهان "او" شود. آمین
و از خداوندگار ام طلب رضایت و قبولی خدمت تمامی اهالی حقیقت جو را دارم.
----- Forwarded Message ----
From: khub pesar <golpesar818@yahoo.com>
To: mahmoud marandy <mahmoudmarandy@yahoo.com>
Sent: Mon, January 17, 2011 11:34:45 AM
Subject: در خصوص ژرف اندیشیدن در قرآن
سلام . من شما را نمی شناسم و شما هم مرا نمی شناسید ولی بعنوان یک دوست می خواهم مطلبی را عنوان کنم. در خصوص قرآن و مطالب آن سعی کنید کمی دست به عصا تر قدم بردارید چون قرآن ظاهری دارد و باطنی.
در مورد ظاهر قرآن همانطور که شما گفتید و نوشتید حق با شماست ولی آیا با این ژرف اندیشی که گفتید به عمق مطالب قرآن نیز توجه کرده اید و یا فقط با توجه به ظاهر و معنایی که از آن شده بسنده نموده اید؟ مطمئناً اگر باطن قرآن را درک کنید نظرتان راجع به مطالب بالا که نوشته اید عوض میشود.
من نیز تا 15 سال قبل مثل شما در پی روشن فکری و پیدا کردن حقیقت منتهی به روش خود بودم و به جایی رسیدم که حتی وجود خالق هستی را بعنوان همه کاره خلقت رد میکردم ولی الان فهمیدم که بسیار اشتباه کردم. گفتگو در این باره زیاد است فقط خواستم بعنوان یک دوست مقداری از اتفاقاتی را که در این 20 ساله برایم افتاده عنوان کنم تا خدای ناکرده دیر نشود و من این هدایت را مدیون همان خالقی هستم که نخواست سقوط کنم و من نیز وظیفه دارم تا به اذن حق مانع سقوط دیگران شوم. اگر واقعا در قرآن به مطالبی برخوردید که شان آن را زیر سوال میبرد زود قضاوت نکنید و من تا آنجا که بتوانم یاری خواهم کرد.
From: mahmoud marandy <mahmoudmarandy@yahoo.com>
To: reza_reyhani2003@yahoo.com
Cc: andisheyenik@yahoogroups.com
Sent: Sun, January 16, 2011 4:25:51 PM
Subject: Fw: -- AndisheyeNik -- امتیازات ویژه برای محمد در قرآن
سلام . من شما را نمی شناسم و شما هم مرا نمی شناسید ولی بعنوان یک دوست می خواهم مطلبی را عنوان کنم. در خصوص قرآن و مطالب آن سعی کنید کمی دست به عصا تر قدم بردارید چون قرآن ظاهری دارد و باطنی.
در مورد ظاهر قرآن همانطور که شما گفتید و نوشتید حق با شماست ولی آیا با این ژرف اندیشی که گفتید به عمق مطالب قرآن نیز توجه کرده اید و یا فقط با توجه به ظاهر و معنایی که از آن شده بسنده نموده اید؟ مطمئناً اگر باطن قرآن را درک کنید نظرتان راجع به مطالب بالا که نوشته اید عوض میشود.
من نیز تا 15 سال قبل مثل شما در پی روشن فکری و پیدا کردن حقیقت منتهی به روش خود بودم و به جایی رسیدم که حتی وجود خالق هستی را بعنوان همه کاره خلقت رد میکردم ولی الان فهمیدم که بسیار اشتباه کردم. گفتگو در این باره زیاد است فقط خواستم بعنوان یک دوست مقداری از اتفاقاتی را که در این 20 ساله برایم افتاده عنوان کنم تا خدای ناکرده دیر نشود و من این هدایت را مدیون همان خالقی هستم که نخواست سقوط کنم و من نیز وظیفه دارم تا به اذن حق مانع سقوط دیگران شوم. اگر واقعا در قرآن به مطالبی برخوردید که شان آن را زیر سوال میبرد زود قضاوت نکنید و من تا آنجا که بتوانم یاری خواهم کرد.
به نام یکی و یگانگی که در وحدت با یک اند.آقای رضایی عزیز، این نظر خواهی شما نه تنها شرایط را برای استقلال مخاطب جهت انتخاب آزاد خود، فراهم ننموده است بلکه سعی بر این داشته است که نگاه و نظر شخصی خود را به خواننده تلقین نماید. بنظر میاد که اگر حتی نگاه نقادانه ی شما حاوی مطالبی قابل تأمل و تفکر هم باشد، لیکن می تواند در مخاطب احساس فقدان آزادی در انتخاب پاسخ فردی و محدودیت بعضاً مغرضانه ای در وی نماید. البته این عرایض بنده را به عنوان نظر شخصی ام تلقی فرمایید که ممکن است در نظر عده ای از اهل فن و اندیشه نیز حتی اشتباه هم باشد. پس سخنان فرزند آدم را وحی منزل نباید تلقی نمود.ولی در سخنان خداوند و روح الهی اش که یگانه اند خصوصاً در قرآن که کلام وحی است، بهتر است به ژرف اندیشید.و اما در پاسخ به سؤالات شما شاید بد نباشد که از این منظر به مسئله ی مطروحه شما نگاه کنیم که گوییم که چنین باشد و خداوند برای محمد(ص) امتیازات ویژه ای هم قائل شده باشد. آیا مشکلی پیش میاید؟ آیا از حق کسی کسر شده و یا به حقوق فردی و اجتماعی ستمی روا شده است؟ آیا می توان برای خالق و پروردگار محمد(ص) تعیین و تکلیف نماییم؟ راستی به فرق مابین قسط و عدل درست توجه کرده ای؟!!راستی بنظر شما چه کسی مسلمان است؟ و چه کسی می تواند بگوید که کی تسلیم خداوند است و چه کسی...؟البته بجز خداوند آیا فرد دیگری را می توان بر این منظر گواه گرفت؟ نام رحمن و رحیم خداوند برای عام است و یا خاص؟ و یا هردو؟ آیا می شود گفت که برای هیچ کدام؟ پس چگونه به او شکّ نموده اید؟آیا احترام به فردی که تو خود برای امری را به کاری گمارده ای، احترام به تو محسوب نمی گردد؟ آیا ارزش قدر گذاری به فرستاده ی تو از حد حرف زدن و ادعا فراتر نیست؟ پس رسول تو از تو جدا نیست و هر که تو را دوست دارد، رسول تو را نیز چون تو دوست می دارد. و آیا این را از منفعت طلبی آن رسول باید دانست؟راستی، آیا رسول خداوند فقط حضرت محمد(ص) بوده است؟ یا شاید نبی و رسول را یکسان داشته اید؟حق تقسیم غنائم جنگی به چه منزله ای است؟ نکند فکر کرده ای که همه ی غنائم را محمد برای خود و نزدیکانش روا داشته است؟ بی عدالتی در نزد مردم و عدم رضایت خداوند، نتیجه اش چه خواهد بود؟ آیا بی انصافی نکرده ایم اگر نور را تاریکی و شب را روز جلوه بنمایانیم؟بنظر شما معنی صدقه برابر است با پرداخت چند عدد سکه ی بی ارزش؟ آن هم به خدایی که بی نیاز است؟ برای بنده ای که غرورش کمتر از تو ممکن است نباشد؟ "صدق" اگر به معنای راست و درست بودن است پس "صدقه" می تواند به معنای پذیرش راستی و صداقت از سوی دیگران باشد. دیگرانی که عینک بدبینی ما نمی گذارد تا ایشان بتوانند راست بودن خود را محقّق سازند.اگر مقبول ات شد بگو تا به بقیه اش نیز بپردازیم اگر خدا بخواهد. شاد و شهد باشین :)----- Forwarded Message ----
From: reza rezaie <reza_reyhani2003@yahoo.com>
To: andisheyenik@yahoogroups.com
Sent: Tue, January 11, 2011 2:43:59 PM
Subject: -- AndisheyeNik -- امتیازات ویژه برای محمد در قرآن
با درود به هموندان اندیشه نیک
آیا در قرآن امتیازات ویژه ای برای محمد وجود دارد نسبت به سایر انسان ها؟
آیا محمد دارای شرایط بهتری نسبت به دیگر مسلمانان بوده؟
آیا محمد خود آن شرایط را به نفع خود ایجاد کرده بود ؟
این هم نمونه ای از آیاتی که الله بین محمد و سایر مومنین تبعیض قائل شده است.
در این پست کمی در آیات قرآن جستجو میکنیم تا به جواب سوال هایمان برسیم .
سوره 8: الأنفال
يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِيْنِكُمْ وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿1﴾
[اى پيامبر] از تو در باره غنايم جنگى مىپرسند بگو غنايم جنگى اختصاص به خدا و فرستاده [او] دارد پس از خدا پروا داريد و با يكديگر سازش نماييد و اگر ايمان داريد از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد (1)
امتیاز 1- حق تقسیم غنایم جنگی به دست محمد.
سوره 8: الأنفال
وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿41﴾
و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راهماندگان است اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حق از باطل] روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل كرديم ايمان آوردهايد و خدا بر هر چيزى تواناست (41)
امتیاز 2- یک پنجم غنایم جنگی برای محمد و خانواده اش در نظر گرفته شده است .
سوره 9: التوبة
خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿103﴾
از اموال آنان صدقهاى بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزهشان سازى و برايشان دعا كن زيرا دعاى تو براى آنان آرامشى است و خدا شنواى داناست (103)
امتیاز 3 – حق گرفتن صدقه از اموال مسلمین در ازای دعا خواندن برای آن ها.
سوره 9: التوبة
مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ اللّهِ وَلاَ يَرْغَبُواْ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لاَ يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ نَصَبٌ وَلاَ مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَطَؤُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلاَ يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ﴿120﴾
مردم مدينه و باديهنشينان پيرامونشان را نرسد كه از [فرمان] پيامبر خدا سر باز زنند و جان خود را عزيزتر از جان او بدانند چرا كه هيچ تشنگى و رنج و گرسنگيى در راه خدا به آنان نمىرسد و در هيچ مكانى كه كافران را به خشم مىآورد قدم نمىگذارند و از دشمنى غنيمتى به دست نمىآورند مگر اينكه به سبب آن عمل صالحى براى آنان [در كارنامهشان] نوشته مىشود زيرا خدا پاداش نيكوكاران را ضايع نمىكند (120)
امتیاز 4 – مهم تر بودن جان پیامبر نسبت به بقیه و اطلاعت همه از فرمان او .
سوره 24: النور
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿62﴾
جز اين نيست كه مؤمنان كسانىاند كه به خدا و پيامبرش گرويدهاند و هنگامى كه با او بر سر كارى اجتماع كردند تا از وى كسب اجازه نكنند نمىروند در حقيقت كسانى كه از تو كسب اجازه مىكنند آنانند كه به خدا و پيامبرش ايمان دارند پس چون براى برخى از كارهايشان از تو اجازه خواستند به هر كس از آنان كه خواستى اجازه ده و برايشان آمرزش بخواه كه خدا آمرزنده مهربان است (62)
امتیاز 5 – صاحب اجازه همه بودن .
سوره 33: الأحزاب
النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا ﴿6﴾
پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [و نزديكتر] است و همسرانش مادران ايشانند و خويشاوندان [طبق] كتاب خدا بعضى [نسبت] به بعضى اولويت دارند [و] بر مؤمنان و مهاجران [مقدمند] مگر آنكه بخواهيد به دوستان [مؤمن] خود [وصيتيا] احسانى كنيد و اين در كتاب [خدا] نگاشته شده است (6)
امتیاز 6 – سزاوار بودن پیامبر نسبت به بقیه و همسران محمد را مانند مادران آنها دانستن.
سوره 33: الأحزاب
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿50﴾
اى پيامبر ما براى تو آن همسرانى را كه مهرشان را دادهاى حلال كرديم و [كنيزانى] را كه خدا از غنيمت جنگى در اختيار تو قرار داده و دختران عمويت و دختران عمههايت و دختران دايى تو و دختران خالههايت كه با تو مهاجرت كردهاند و زن مؤمنى كه خود را [داوطلبانه] به پيامبر ببخشددر صورتى كه پيامبر بخواهد او را به زنى گيرد [اين ازدواج از روى بخشش] ويژه توست نه ديگر مؤمنان ما نيك مىدانيم كه در مورد زنان و كنيزانشان چه بر آنان مقرر كردهايم تا براى تو مشكلى پيش نيايد و خدا همواره آمرزنده مهربان است (50)
امتیاز 7 – حلال بود دختر عمو ، عمه ، خاله ، دایی برای محمد و زنانی که خود را به محمد می بخشایند .
سوره 33: الأحزاب
تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا ﴿51﴾
نوبت هر كدام از آن زنها را كه مىخواهى به تاخير انداز و هر كدام را كه مىخواهى پيش خود جاى ده و بر تو باكى نيست كه هر كدام را كه ترك كردهاى [دوباره] طلب كنى اين نزديكتر است براى اينكه چشمانشان روشن گردد و دلتنگ نشوند و همگىشان به آنچه به آنان دادهاى خشنود گردند و آنچه در دلهاى شماستخدا مىداند و خدا همواره داناى بردبار است (51)
امتیاز 8 – عدم رعایت عدالت بین زنان
سوره 33: الأحزاب
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا ﴿53﴾
اى كسانى كه ايمان آوردهايد داخل اتاقهاى پيامبر مشويد مگر آنكه براى [خوردن] طعامى به شما اجازه داده شود [آن هم] بىآنكه در انتظار پختهشدن آن باشيد ولى هنگامى كه دعوت شديد داخل گرديد و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد بىآنكه سرگرم سخنى گرديد اين [رفتار] شما پيامبر را مىرنجاند و[لى] از شما شرم مىدارد و حال آنكه خدا از حق[گويى] شرم نمىكند و چون از زنان [پيامبر] چيزى خواستيد از پشت پرده از آنان بخواهيد اين براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاكيزهتر است و شما حق نداريد رسول خدا را برنجانيد و مطلقا [نبايد] زنانش را پس از [مرگ] او به نكاح خود درآوريد چرا كه اين [كار] نزد خدا همواره [گناهى] بزرگ است (53)
امتیاز 9 - بعد از مرگ پیامبر هم کسی حق ازدواج با زنان محمد را ندارد و بر آنها حرام است .
سوره 49: الحجرات
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿1﴾
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ﴿2﴾
اى كسانى كه ايمان آوردهايد در برابر خدا و پيامبرش [در هيچ كارى] پيشى مجوييد و از خدا پروا بداريد كه خدا شنواى داناست (1)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر مكنيد و همچنانكه بعضى از شما با بعضى ديگر بلند سخن مىگوييد با او به صداى بلند سخن مگوييد مبادا بىآنكه بدانيد كردههايتان تباه شود (2)
و همین طور مزیت هایی که محمد نسبت به دیگر مسلمانان داشته …
سوره 58: المجادلة
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿12﴾
اى كسانى كه ايمان آوردهايد هرگاه با پيامبر [خدا] گفتگوى محرمانه مىكنيد پيش از گفتگوى محرمانه خود صدقهاى تقديم بداريد اين [كار] براى شما بهتر و پاكيزهتر است و اگر چيزى نيافتيد بدانيد كه خدا آمرزنده مهربان است (12)
امتیاز 10 – صدقه گرفتن از مومنان قبل از درد و دل.
سوره 66: التحريم
وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ ﴿3﴾
إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ ﴿4﴾
عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا ﴿5﴾
و چون پيامبر با يكى از همسرانش سخنى نهانى گفت و همين كه وى آن را [به زن ديگر] گزارش داد و خدا [پيامبر] را بر آن مطلع گردانيد [پيامبر] بخشى از آن را اظهار كرد و از بخشى [ديگر] اعراض نمود پس چون [مطلب] را به آن [زن] خبر داد وى گفت چه كسى اين را به تو خبر داده گفت مرا آن داناى آگاه خبر داده است (3)
اگر [شما دو زن] به درگاه خدا توبه كنيد [بهتر است] واقعا دلهايتان انحراف پيدا كرده است و اگر عليه او به يكديگر كمك كنيد در حقيقتخدا خود سرپرست اوست و جبرئيل و صالح مؤمنان [نيز ياور اويند] و گذشته از اين فرشتگان [هم] پشتيبان [او] خواهند بود (4)
اگر پيامبر شما را طلاق گويد اميد است پروردگارش همسرانى بهتر از شما مسلمان مؤمن فرمانبر توبه كار عابد روزهدار بيوه و دوشيزه به او عوض دهد (5)
و در آخر اضافه کنم که پروردگار و پیامبرش چه نانی به یکدیگر قرض میدهند
خرد نگهدارتان
اجتماعی، فرهنگی، علمی و هنری از شخصی به شخصی دیگر و از نسلی به
نسل دیگر، راه اندازی شده است.
baraye didane in email be surate farsi mitavanid az yeki
az do rahe zir estefade konin:
1-Right clik>Encoding>More>Unicode (UTF-8)
2-Right clik>Encoding>More>Arabic (windows)
اگر این مطلب از طرف دوستان برای شما بازفرست شده است
می توانید در صورت تمایل در این یاهوگروه به نشانی اینترنتی
http://groups.yahoo.com/group/AndisheyeNik
وآدرس ایمیل andisheyenik@yahoogroups.com
،عضو شوید تا همه مطالب فرهنگی و اندیشه ای گروه را دریافت نمایید
لطفا در نظر داشته باشید که مطالب ارسالی از طرف صاحبان اندیشه با نگرشها
و سلیقه های گوناگون را به معنای خط مشی این یاهوگروه قلمداد نکنیم.
شاگردی دقیق، آموزگاری شریف و پرستاری مهربان برای (اندیشه) هم باشیم و بمانیم
مدیریت اندیشه نیک





هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر