سه‌شنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۹۱

عابد و مجنون







 حکایت است روزی مجنون از روی سجاده عابدی در حال نماز  عبور کرد ...مرد نمازش را شکست و با عصبانیت گفت: مردک من در حال رازو نیاز با خدای خویش بودم چرا بر روی سجاده من پا نهادی مگر کوری ؟ مجنون با لبخندی گفت: یاللعجب من عاشق دختری هستم و در خیال ملاقات با او  تو و سجاده ات را ندیدم !!!...آنوقت تو عاشق خدایی وحین نماز و ملاقات با او مرا دیدی - نمازت را شکستی و مرا به فحش گرفتی 







--

--
شما به این دلیل این پیام را دریافت کرده اید که در گروه Google Groups "sargarmi2008" مشترک شده اید.
جهت پست کردن مطلب به این گروه، ایمیلی به sargarmi2008@googlegroups.com ارسال کنید.
جهت لغو اشتراک از این گروه، ایمیلی به sargarmi2008+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینه های دیگر، از این گروه در http://groups.google.com/group/sargarmi2008?hl=fa دیدن کنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر