حدیث جوانمردی مقام معظم رهبری
تاریخ انتشار: ۱۳ فروردین ۱۳۹۰, ساعت ۲۱:۱۰
جرس: کسی که با استاد و خویشاوندان و ذوی الحقوق خود چنین می کند چه عاقبتی در پیش خواهد داشت؟
به گزارش منابع خبری جرس از تهران نحوه برگزاری مراسم تشییع و تدفین و لغو مراسم ترحیم میر اسماعیل موسوی پدر میرحسین موسوی تاثیر بسیار منفی در خانواده رهبر جمهوری اسلامی، اصول گرایان معتدل،
پیروان متدین نظام و حتی مردم عادی داشته است.
مردم به طنز می گویند مراسم تشییع و تدفین با حضور نمایندگاه ویژه مقام معظم رهبری برگزار شد. اشاره ایشان به مأموران بی ادب لباس شخصی است که جنازه را به زور از دست خانواده خارج کرده، به سرعت در آمبولانس گذاشته، به تشییع کنندگان به استثنای حدود 20 نفر از اعضای خانواده – آن هم بعد از کشمکش فراوان – اجازه شرکت در نماز میت را ندادند و سپس خودشان مراسم کوتاه تدفین را بدست گرفتند و به سرعت همه حتی خانواده را از سر مزار پراکنده کردند تا مبادا اقتدار تخت مفام رهبری به خطر افتد. حکومتی که از مرده ها هم می هراسد.
از آداب شرعی است که کلیه مراسم تجهیز و تشییع و تدفین و ترحیم با حضور اعضای خانواده بویژه فرزند ارشد صورت گیرد. در هیچیک از این مراسم میرحسین موسوی اجازه شرکت نیافت. او حتی امکان عیادت از پدر در بستر احتضارش هم پیدا نکرده بود. در مراسم تحویل سال نو نیز در کنار پدر پیرش نبود. در طول یک ماه و نیم حصر و حبس به مدت 20 دقیقه در هفته سوم اسفند در جمع نمایندگان ویژه مقام معظم رهبری (مأموران امنیتی) توانسته بود پدرش را ببیند. پیرمرد پرسیده بود این آقایان که هستند!؟
آنچه نقل مجالس خانوادگی و آشنایان رهبر جمهوری اسلامی است حدیث جوانمردی معظم له است. میر اسماعیل موسوی خامنه در دهه چهل و پنجاه چندین بار سید علی حسینی خامنه ای را از شر مأموران امنیتی طاغوتِ قبل از انقلاب در خانه خود مخفی کرده بود. میر اسماعیل بزرگ خاندانی است که رهبر جمهوری اسلامی یکی از اعضای آن است، یعنی غیر از همشهریگری نسبت دور خویشاوندی بین موسوی و خامنه ای برقرار است.
اکنون میراسماعیل موسوی از دنیا رفته است. آقای خامنه ای جوانمردی وی را چگونه پاسخ داده است؟ حتی اجازه برگزاری مراسم ترحیم وی را نداده، مراسم تشییع و تدفین و تجهیز و نماز وی را هم بر خلاف میل خانواده با زور سرهم آورده، پسر بزرگ آن مرحوم را هم از تمام این مراسم شرعی محروم کرده، برخی از اعضای خانواده عزادار را – از جمله پدر دو شهید میر ابراهیم و میرعلی موسوی – را مورد ضرب و شتم و توهین و بازداشت موقت قرار داده است. آیا جوانمردی بیش از این!؟
جوانمردی مقام معظم رهبری تازگی ندارد. معظم له حقوقدانی که در دوران طاغوت قبل از انقلاب برای رضای خدا و بدون اجرت وکالت وی و دیگر مبارزان را به عهده گرفته بود بدون حکم دادگاه صالحه به زندان انداخت. دکتر احمد صدر حاج سید جوادی از اعضای ارشد نهضت آزادی ایران همراه با دیگر اعضای شورای مرکزی و دفتر سیاسی نهضت در زمان رهبری آقای خامنه ای طعم زندان انفرادی را چشید تا همگان معنای جوانمردی مقام معظم رهبری را بدانند.
جناب آقای خامنه ای حتی نگذاشت مجلس ترحیم استادش برگزار شود. اینکه امام علی (ع) فرموده "من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا" احتمالا با اکسیر ولایت مطلقه فقیه رنگ باخته است. هر کسی که در درس "شرح اشارات" شرکت می کند، لزوما اهل اشارت نمی شود. مرحوم آیت الله العظمی منتظری علاوه بر سمت استادی بر آقای خامنه ای وی را برای امامت جمعه تهران به بنیانگذار جمهوری اسلامی معرفی کرده بود. آقای خامنه ای این فقیه عالیقدر را پنج سال و شش ماه در خانه حصر کرد، حسینه و دفتر و مدرسش را پلمب کرد و بیست سال در رسانه های تحت امرش به وی توهین کرد تا همگان درباره جوانمردی وی قضاوت کنند.
اکبر هاشمی رفسنجانی در رهبری سید علی خامنه ای نقش اساسی داشته است. اما او هم مزد خود را گرفت. ماموران لباس شخصی حکومت رکیک ترین دشنامها را نثار وی و خانواده اش کردند تا وی را به اطاعت وادارند و چون راضی نشد از ریاست مجلس خبرگان رهبری بزیر کشیده شد تا حدیث جوانمردی رهبری تکمیل شود.
در محافل مذهبی و سیاسی تهران شنیده می شود اینکه گفته اند اسلام با کسی شوخی ندارد، منظورشان این است که قدرت با کسی تعارف ندارد. قدرت سیاسی پدر و مادر ندارد. ملاک حال فعلی افراد است. مهم نیست که افراد در گذشته مصدر چه خدمات و فضیلتهائی بوده اند. مهم این است که الان مقام معظم رهبری را قبول دارند یا نه. اگر قبول دارند همه چیز حل است، نه به دادگاه فراخوانده می شوند حتی اگر به اندازه محمدرضا رحیمی اختلاس اثبات شده در قوه قضائیه داشته باشند، نه محاکمه می شوند ، حتی اگر به اندازه سعید مرتضوی و محمد رضا نقدی و حسین تائب جنایت کرده باشند.
و اگر فرد در تبعیت محض و اطاعت مطلقه بی بصیرت باشند، هیچ فضیلت و شرافتی کارساز نیست، حتی اگر به اندازه میراسماعیل موسوی به گردن رهبری منت داشته باشد. با ناجوانمردی رهبری نسبت به میراسماعیل موسوی اکنون آقای خامنه ای حتی در خانواده خود هم شماتت می شود. اما شیرینی قدرت دو روزه دنیا گوشش به هیچ چیز بدهکار نیست. راستی کسی که با استاد و خویشاوندان و ذوی الحقوق خود چنین می کند چه عاقبتی در پیش خواهد داشت؟ این سوال شرعی بسیاری از خویشاوندان و آشنایان رهبر جمهوری اسلامی است.
پیام تسلیت همسران شهیدان همت و باکری به میرحسین موسوی
تاریخ انتشار: ۱۳ فروردین ۱۳۹۰, ساعت ۰:۵۱
جــرس: در ادامه پیام های تسلیت به مناسبت درگذشت پدر میرحسین موسوی، همسران شهید همت و شهید باکری نیز، پیام تسلیت صادر کرده و خطاب به میرحسین موسوی خاطرنشان ساختند "خدا را شاکریم که از گذشته پشیمان نیستیم و آرزو داریم تا در آینده به همراه شما و دیگر دوستان به آرمان های امام و شهیدان وفادار بمانیم."
به گزارش منابع خبری جرس، همسران شهید همت و شهید باکری در پیام تسلیت آمیز خود آورده اند "فرصت را غنیمت شمرده تا ارادت خودمان را نسبت به شما - که در برهه های سخت و دشوار خالصانه با مردم همراهی کرده اید - عرض بداریم. شما بخش افتخار آمیز خاطرات مایید، بخصوص خاطرات دوران دفاع مقدس!، همراهی شما با شهدا و خانواده آنها را فراموش نخواهیم کرد."
همسران شهید همت و شهید باکری در پیامی به میرحسین موسوی، ارتحال پدرش را تسلیت گفتند و ضمن آرزوی اجر جزیل و صبر جمیل برای بازماندگان، نوشتند: فرصت را غنیمت شمرده تا ارادت خودمان را نسبت به شما – که در برهه های سخت و دشوار خالصانه با مردم همراهی کرده اید – عرض بداریم.
فاطمه چهل امیرانی، همسر شهید حمید باکری، و ژیلا بدیهیان، همسر شهید ابراهیم همت، در پیام مشترکی به مهندس موسوی، ضمن توصیف او به عنوان بخش افتخار آمیز خاطرات خود، به خصوص خاطرات دوران دفاع مقدس، خاطرنشان کردند: خدا را شاکریم که از گذشته پشیمان نیستیم و آرزو داریم تا در آینده به همراه شما و دیگر دوستان به آرمان های امام و شهیدان وفادار بمانیم.
متن این پیام بدین شرح است:
انا لله و انا الیه راجعون
برادر بزرگوار جناب آقای مهندس میر حسین موسوی
ارتحال سلاله پاک رسول گرامی اسلام(ص) – پدر بزرگوارتان – را به جنابعالی و خانواده مکرمتان تسلیت عرض نموده، از درگاه ذات احدیت برای بازماندگان اجر جزیل و صبر جمیل آرزومندیم، فرصت را غنیمت شمرده تا ارادت خودمان را نسبت به شما – که در برهه های سخت و دشوار خالصانه با مردم همراهی کرده اید – عرض بداریم.
شما بخش افتخار آمیز خاطرات مایید، بخصوص خاطرات دوران دفاع مقدس!، همراهی شما با شهدا و خانواده آنها را فراموش نخواهیم کرد. خدا را شاکریم که از گذشته پشیمان نیستیم و آرزو داریم تا در آینده به همراه شما و دیگر دوستان به آرمان های امام و شهیدان وفادار بمانیم.
فاطمه چهل امیرانی ( همسر شهید حمید باکری)
ژیلا بدیهیان (همسر شهید ابراهیم همت)
لغو مراسم ترحیم پدر میرحسین موسوی
تاریخ انتشار: ۱۳ فروردین ۱۳۹۰, ساعت ۱۳:۳۲
جرس: بدنبال فضای شدید امنیتی در تشییع جنازه پدر میرحسین موسوی، مراسم ترحیم وی نیز لغو شد.
مراسم ختم میراسماعیل موسوی که قرار بود یکشنبه برگزار شود لغو شد. در پی لغو مراسم، خانواده موسوی متن کوتاه زیر را در اختیار کلمه قرار دادند:
انالله و انا الیه راجعونپی
به آگاهی می رساند برنامه برگزاری مراسم ترحیم پدر عزیزمان حاج میر اسماعیل موسوی در مسجد نور لغو گردیده است.
خانواده موسوی
برگزاری مراسم درگذشت پدر میرحسین موسوی در دفتر آیت الله صانعی
تاریخ انتشار: ۱۲ فروردین ۱۳۹۰, ساعت ۱۲:۴۹
جــرس: بنا به گزارش منابع خبری، مراسم یادبود و بزرگداشت حاج میر اسماعیل موسوی، پدر میرحسین موسوی، روز جمعه ١٢ فروردین ماه، در دفتر آیت الله صانعی در مشهد برگزار شد.
به گزارش یکی از خبرنگاران مستقل، در این مراسم كه با حضور آیت الله صانعی و هادی غفاری فرزند آیت الله شهید غفاری، موسوی جهان آبادی نماینده سابق مشهد و امام جمعه سابق چناران ثقفی به همراه علما، شخصیت های سیاسی و جمعی از مردم مشهد در دفتر این مرجع برگزار شد، پیام تسلیت آیت الله صانعی قرائت گردید و جابری بیرجندی با موضوع صبر و استقامت سخنرانی کرد.
پس از سخنرانی نیز، این مجلس سوگواری با روضه خوانی عدالتی مجد، ادامه یافت.
در این مراسم، نماینده آیت الله صانعی در خراسان محمود نوروزی نیز حضور داشت و در گذشت حاج میر اسماعیل موسوی را به خانواده موسوی تسلیت گفت.
وضعیت نگران کننده دانشجوی زندانی، علی اکبر محمدزاده، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف
تاریخ انتشار: ۱۳ فروردین ۱۳۹۰, ساعت ۱:۱۷
جــرس: بنا به گزارش منابع حقوق بشری، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، با گذشت بیش از چهل روز از زمان بازداشت، کماکان در سلول انفرادی و تحت فشار بازجویی بسر میبرد.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر و به نقل از منابع آگاه، علی اکبر محمدزاده، به دلیل آنچه بازجویانش "اعتراف نکردن به گناه"، اعلام کردهاند، تحت فشار قرار گرفته است تا اعترافاتی خلاف واقع علیه خود انجام دهد.
بر اساس این گزارش، محمدزاده در حال حاضر در سلول های انفرادی بند ٢۴۰ زندان اوین قرار دارد و به گفته همبندان پیشیناش، به دفعات مورد شکنجههای شدید جسمی قرار گرفته است.
محمدزاده ٢۶ بهمن ماه ٨٩، یک روز پس از خیزش های مردمی ٢۵ بهمن، در مقابل دانشگاه شریف توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب وشتم قرار گرفته و بازداشت شد.
این فعال دانشجویی که ظرف این مدت تنها ٣ تماس تلفنی کوتاه با خانواده داشته، طی دو سال گذشته چندین بار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار و مورد تهدید و بازجویی واقع شده بود.
گفتنی است چندی پیش هدی محمدزاده، خواهر این دانشجوی بازداشتی و از دانشجویان دکترای مهندسی برق دانشگاه تورونتو، با انتشار نامه ای تلاش کرد تا صدای تظلم و دادخواهی خود را به گوش همگان برساند.
وی در نامه خود که نسخه ای از آن در اختیار جرس قرار گرفته بود، پیرامون برادر خود خاطرنشان ساخت "هدف از نوشتن این نامه اعلام و اعتراض به وضعیت برادرم و باقی زندانیان سیاسی است که در وضعیت مشابهی قرار دارند و هیچ راه قانونی ای برای پی گیری وضعیت ایشان وجود ندارد زیرا طبق گفتهی بازجویان، آنها حاضر به همکاری نیستند".
انتقال فخری محتشمی پور به بیمارستان
تاریخ انتشار: ۱۲ فروردین ۱۳۹۰, ساعت ۲۳:۵۴
جــرس: فخرالسادات محتشمی پور همسر سیدمصطفی تاجزاده از شاکیان کودتای انتخاباتی چند روز پس از اعتصاب غذا، از زندان روانه بیمارستان شد.
به گزارش سامانه خبری- تحلیلی «کلمه»، فخرالسادات محتشمی پور، فعال زنان و همسر مصطفی تاج زاده، عضو دربند سازمان مجاهدین انقلاب، که خود نیز در جریان بازداشت های اسفند ماه گذشته دستگیر شد، در ملاقات روز گذشته با خانواده، از اعتصاب غذای خود در هفته گذشته خبر داد.
وی پس از تهدید به اعتصاب غذا در آستانه ی تعطیلات نوروزی در صورت عدم ملاقات با همسر خود، اعتصاب کرده و پس از چند روز روانه ی بیمارستان شده است.
بر اساس گزارش ها محتشمی پور، با وجود بدحالی همچنان اصرار بر نشکستن اعتصاب خود داشته است، اما پس از بیهوشی مسئولان زندان توانسته اند با انتقال به بیمارستان و درمان، جان وی را نجات دهند.
بر اساس این گزارش علیرغم ضعف جسمی، حال روحی وی خوب عنوان شده است.
نامه های اعتراضی محتشمی پور درباره ی وضعیت همسرش به دادستان که به حدود ۸۰ عدد رسیده بود، هیچ گاه از جانب جعفری دولت آبادی جوابی دریافت نکرد.
گزارش ها حاکی از آن است که علت برخوردهای سخت گیرانه با وی به دلیل مطالبی است که در نامه ها عنوان شده است.
فخرالسادات محتشمی پور، عضو جبهه مشارکت، دهم اسفند ماه سال گذشته و متاثر از اعتراضات خیابانی مردم بازداشت شده و بیش از یک ماه است که در انفرادی های دوالف نگهداری می شود.
همسر وی مصطفی تاج زاده که از شاکیان پرونده کودتا است، نزدیک به شش ماه است که در قرنطینه زندان اوین به سر می برد.
همسر دگمه چی: تهدیدم کرده اند که هیچگونه مراسم ترحیمی برای همسرم برگزار نکنم
مژگان مدرس علوم
تاریخ انتشار: ۱۳ فروردین ۱۳۹۰, ساعت ۰:۰۰
جرس: روز چهارشنبه بعد از مراسم خاكسپاری محسن دگمه چی ماموران همسر این زندانی جانباخته را بازداشت کرده بعد از طی ساعتها بازجویی به وی گفته شده كه نبایستی هیچ مراسمی برای همسرش برگزار كند. ماموران امنیتی همچنین به این خانواده گفته اند كه تا یك هفته نیز مجاز به ماندن در خانه شان نیستند و بایستی خانه را ترك كنند. این در حالی است که قرار بوده مراسم یادبودی بمناسبت روز سوم آقای دگمه چی در مسجد حجت ابن الحسن واقع در خیابان سهروردی برگزار گردد كه از سوی ماموران امنیتی دولت تاكید شده كه چنین مراسمی مجاز نیست و از خانواده دگمه چی هم تعهد گرفته شده كه برنامه ای رگزار نکنند.
مریم النگی همسر مرحوم محسن دگمه چی در این خصوص می گوید: " بعد از مراسم خاکسپاری همسرم در روز چهارشنبه، نزدیک به هفت ساعت بازداشت بودم و الان هم شرایط "ویژه" ای حاکم است. من هم اکنون در خانه نیستم و تهدید شده ام و تحت فشار هستم . من را تهدید کرده اند که قرار بازداشت برایم صادر می کنند و من هم مجبورم مراسمی برای فوت همسرم برگزار نکنم. این انسانیت است که من را با دل شکسته از بهشت زهرا از سر خاک همسرم به بازداشتگاه ببرند و سوال و جواب شوم. بعد هم که خودشان به مسجد زنگ زدند و مراسم ترحیم را لغو کردند. امیدوارم اگر کسی صدای من را می شنود، وجدانش بیدار شود و بگذارند حداقل برای عزیز از دست رفته ام که واقعا انسانی آزاده و شریف و نیکو کار بود یک مراسم در خور شان او بگیرم. همسر من سی سال از بازاریان سرشناس بود، یک بازار بوده و آقای دگمه چی، این حق اوست که بعد از مرگش مراسم ترحیم داشته باشد. اما خوب متاسفانه کسی صدای من را نمی شنوند و حتی خودم تهدید به بازداشت و این جور مسائل شدم... "
لازم به یادآوری ست که محسن دگمه چی از بازاریان سرشناس تهران، به اتهام کمک مالی به خانوادههای زندانیان سیاسی توسط قاضی صلواتی مورد محاکمه قرار گرفت و به ده سال حبس تعزیری و تبعید به زندان رجایی شهر کرج محکوم شد. وی به دلیل عدم رسیدگی پزشکی و تعلل مسئولین زندان در سن 53 سالگی جان باخت.
متن گفتگوی "جرس" با مریم النگی همسر مرحوم محسن دگمه چی در پی می آید:
خانم النگی لطفا در خصوص اتفاقات بعد از مراسم خاکسپاری پیکرهمسرتان و بازداشت خودتان صحبت بفرمایید؟
بعد از مراسم خاکسپاری همسرم در روز چهارشنبه، نزدیک به هفت ساعت بازداشت بودم و الان هم شرایط "ویژه" ای حاکم است. من هم اکنون در خانه نیستم و تهدید شده ام و تحت فشار هستم . من را تهدید کرده اند که قرار بازداشت برایم صادر می کنند و من هم مجبورم مراسمی برای فوت همسرم برگزار نکنم.
می گویندهیچ مراسمی نباید برگزار کنیم و کسی نباید بیاید و برود درصورتی که من نمی دانم مراسم فامیل و اقوام برای یک آدمی که فوت کرده چه خطری می تواند داشته باشد؟!
من در بازداشت هم گفتم که اگر مانع از برگزاری مراسم شوید همه می پرسند چرا مراسم برگزار نکردید و آن زمان من مجبورم حرف بزنم و حقیقت را بگویم.
آیا این انسانیت است که من را با دل شکسته از بهشت زهرا از سر خاک همسرم به بازداشتگاه ببرند و سوال و جواب شوم؟ بعد هم که خودشان به مسجد زنگ زدند و مراسم ترحیم را لغو کردند. امیدوارم اگر کسی صدای من را می شنود، وجدانش بیدار شود و بگذارند حداقل برای عزیز از دست رفته ام که واقعا انسانی آزاده و شریف و نیکو کار بود یک مراسم در خور شان او بگیرم. همسر من سی سال از بازاریان سرشناس بوده است، یک بازار بوده و آقای دگمه چی، این حق اوست که بعد از مرگش مراسم ترحیم داشته باشد. اما خوب متاسفانه کسی صدای من را نمی شنوند و حتی خودم تهدید به بازداشت و این جور مسائل شدم...
مردم زیادی در مراسم خاکسپاری آقای دگمه چی حضور داشتند؟
خیلی ها آمده بودند و فوق العاده شلوغ بود. خوب، آقای دگمه چی یک بازاری سرشناس بود و کسی که سی سال در بازار خوش نام و شناخته شده باشد، طبیعتا در مراسم تشییع جنازه اش مردم زیادی حضور پیدا می کنند. همین حضور مردم هم باعث هراس اینها شد تا از برپایی مراسم سوم جلوگیری کنند. این درحالی است که برگزاری مراسم ختم و حضور دوستان و آشنایان باعث تسکین دردها و تنهایی های من و پسرم می شود.
می توانید از علت فوت همسرتان بگویید؟
واقعا غیرقابل تصور است انسانی که سالم بود یکدفعه ظرف شش ماه مبتلا به بیماری شد و سه ، چهار ماه هم که در بردن وی پیش دکتر متخصص تعلل کردند. پزشک اوین هم فقط به همسرم مسکن می داد. درظرف یک هفته بیست کیلو وزن کم کرد تا نهایت خود مسئولین زندان دیدند وضع خیلی ناجور است و ایشان را به بیمارستان منتقل کردند. در آنجا به علت شدت بیماری، پزشکان شیمی درمانی را سریعا تجویز کردند اما دو ماه وقفه افتاد تا شیمی درمانی انجام شود. جالب این است که در حین این مشکلات جسمانی و بیماری، حکم تبعید ایشان به زندان رجایی شهر را اجرا کردند. بعد پیگیری های فراوان ما، زمانی اجازه درمان دادند که دیگر خیلی دیر شده بود...
آیا مسئولین قضایی و دادستان از وضعیت پرونده پزشکی آقای دگمه چی اطلاع داشتند؟
بله، دادستان، مراجع قضایی، و اطلاعات و همه خبر داشتند و هیچ چیزی از چشم آنها پوشیده نبود. اما هرنامه ای که برای هر مسئولی نوشتم با "بی توجهی" روبرو شد و واقعا به همسر من ظلم شد چون اگر رسیدگی پزشکی صورت می گرفت و این فشارها نبود، همسر من الان در کنارمان بود.
قبل از اینکه بازداشت شوند هیچ مشکل جسمانی نداشتند؟
به هیچ وجه تا اینکه اوایل بازداشت گفتند کمی درد در دلشان دارند و حتی پزشک ها می گفتند این بیماری برای سن ایشان خیلی زود است. باز اگر همسرم زود پیش پزشک متخصص برده می شد و به تجویز پزشکان زود عمل می شد، ایشان فوت نمی شد.
خانم دگمه چی کمی به عقب برگردیم و از علت بازداشت همسرتان برایمان بگویید؟
به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و کمک مالی به خانواده های زندانیان سیاسی حکم برای ایشان صادر کردند و به ده سال زندان و تبعید به زندان رجایی شهر محکوم شد.
می توانید در خصوص اتهام کمک مالی به خانواده های زندانیان سیاسی بیشتر توضیح دهید؟
آقای دگمه چی جزو نادر افرادی بود که پول برایش ارزش نداشت و هر کسی مشکلی داشت و گره ای در زندگی اش بود، همسرم سعی می کرد مشکلش را حل کند. حالا شما فکر کنید چند نفر از همین افراد خانواده های زندانی سیاسی باشند، کمک به آنها و برطرف کردن مشکلات آنها چه ایرادی دارد؟ آیا جرم است؟ آیا انسان دوستی و وطن دوستی جرم است؟ آیا مشکلی از دوش زندگی یک هموطن برداشتن گناه است؟ آیا کمک مالی به همسران و مادرانی که سرپرستشان در زندان هستند و درآمدی ندارند، جرم است؟
بعد از این حکم و فشارها من به کجا شکایت می کردم هر جا می رفتم پاسخی نمی گرفتم.
به رئیس قوه قضاییه هم نامه نوشتید؟
بله گفتند دادستان باید تصمیم بگیرد. و به هر جایی مراجعه می کردم می گفتند برو پیش دادستان.
دادستان جوابش چه بود؟
من سه ماه تمام دفتر دادستانی بودم از صبح ساعت هشت تا ساعت چهار جلوی دفتر دادستانی بودم و در آخرهم از طرف دادستان گفتند که او به شوهر تو مرخصی نمی دهد. گفتم چرا؟ شوهر من مریض است و برای درمانش نیاز به مرخصی و بستری شدن دارد. اما به صراحت گفتند ما مرخصی نمی دهیم.
تا اینکه همین روزهای آخر که به علت وخامت حال، همسرم در بیمارستان بستری شد، اینقدر به دادستان التماس کردم تا یک نامه داد و گفت که من می توانم بالای سر همسرم باشم. اما با این وجود از طرف مسئولین اداره کل زندان ها نمی گذاشتند بیشتر از یک ربع همسرم را ببینم و می گفتند دادستان گفته که گفته ما اجازه نداریم بیشتر از این به شما ملاقات دهیم. حتی در ایام عید نگذاشتند فرزندم پدرش را ببیند، من نمی دانم در کجای دنیا با یک مریض چنین برخوردی می کنند که با همسر بیمار من کردند.
لطفا از آخرین دیداری که با همسرتان داشتید بگویید؟
یک روز قبل از فوت همسرم پیش او بودم. بخاطر مصرف داروها خیلی خسته و بی حال بود، خیلی درد می کشید و می گفت مریم دعا کن که خدا مرا راحت کند دیگر نمی توانم تحمل کنم...( بخاطر بغض و گریه گفتگو مدتی قطع شد)
روز دوشنبه هم که برای آخرین بار همسرم را دیدم صورتش را اصلاح کردم، ناخن هایش را گرفتم، حال نداشت خیلی خسته بود. به من گفت که فردا زودتر بیا پیش من. که دیگر فردا نتوانستم او را ببینم و فردایی برای من وجود نداشت...
با توجه به اینکه خیلی از زندانیان سیاسی نیاز به درمان و رسیدگی فوری پزشکی دارند اما پیگیری های خانواده های آنها به جایی نمی رسد و کسی پاسخگوی آنها نیست، به عنوان کسی که اگر همسرش تحت درمان به موقع قرار می گرفت فوت نمی شد، چه صحبتی با مسئولین قضایی دارید؟
الان نمونه های زیادی از زندانیان سیاسی داریم که بشدت بیمار هستند و احتیاج به رسیدگی دارند. این مسائل را خود مقامات قضایی باید توجه داشته باشند، همسر من که از دستم رفت اما شما فکر کنید بیمارانی که با دستبند و پای بند روی تخت بیمارستان بستری هستند چه روحیه ای برایشان باقی می ماند؟ من نمی دانم این همه مامور بالای سر زندانی است، پس دستبند و پای بند دیگر چیست؟ مقامات قضایی باید توجه داشته باشند که خانم دگمه چی آخرین کسی باشد که همسرش در اثر عدم رسیدگی و تعلل مسئولین از دست داد. در صورتیکه می شد با رسیدگی پزشکی به موقع، همسرم الان در کنارم باشد. به هر حال تصمیم گیرندگان باید درست فکر کنند اما متاسفانه صدای من را هیچکدام از این تصمیم گیرندگان نشنیدند...
چه بگویم، فقط امیدوارم این فشارها را از روی من و فرزندم بردارند.
به نظر شما چه نهادی می تواند مانع از این فشارها و برخوردها شود؟
واقعا نمی دانم، من یک نامه ای برای ریاست قضاییه هم نوشتم اما باز من را پیش دادستان ارجاع دادند. زمانی هم که از دادستان نامه داشتم اما مانع از ماندن پیش همسرم شدند. به آنها گفتم آیا از دادستان هم بالاتر داریم؟ اما نمی دانم چرا کسی ارزشی برای نامه دادستان قایل نشد؟ در این مدت اداره کل زندان یک چیز می گفت، حراست یک حرف دیگر، هر کسی یک حرفی می زد. واقعا نمی دانم چه کسانی پشت پرده هستند که می خواهند نارضایتی ایجاد کنند و مردم را خسته کنند؟ واقعا نمی دانم..
وزیر ارتباطات: از شهریورماه اینترنت ملی، جایگزین اینترنت جهانی در کشور می شود
تاریخ انتشار: ۱۳ فروردین ۱۳۹۰, ساعت ۱۷:۰۸
جــرس: وزیر ارتباطات با بیان اینکه "از ابتدای شهریور ماه سال جاری، اینترنت ملی جایگزین اینترنت جهانی در کشور می شود"، خاطرنشان کرد "با اجرای اینترنت ملی مباحثی چون امنیت و حفظ اطلاعات در درون کشور نیز تحقق می یابد."
به گزارش خبرگزاری فارس، رضا تقی پور در حاشیه نشست هم اندیشی و راهبردی طرح ملی خرید اعتباری (میزان) در مرکز همایش های بین المللی سازمان صدا و سیما، در خصوص شبکه اینترنت ملی گفت: "طبق برنامه ریزی زمانبندی شده چارچوب کلی این شبکه تعیین شده است و طراحی مفهومی آن نیز به پایان رسیده است."
وی ادامه داد: اجرای جزئی این شبکه نیز در شهریور ماه سال گذشته صورت گرفت همچنین در حال حاضر بسیاری از دستگاه های دولتی برای برقراری ارتباط بین دفاتر خود از اینترنت ملی استفاده میکنند و همچنین برخی از مدارس نیز از اینترنت ملی استفاده میکنند.
وی افزود تاکنون به کاربران خانگی اینترنت ملی ارائه نمی شد و شاید به این دلیل برای مردم ملموس نبوده است اما از ابتدای شهریور امسال اینترنت ملی جایگزین شبکه اینترنت جهانی خواهد شد. وی در ادامه گفت، هماکنون متقاضیان اینترنت ملی (اینترانت کشوری) میتوانند برای اخذ این سرویس به مخابرات استانی مراجعه نمایند.
وزیر ارتباطات در ادامه تأکید کرد: از شهریور سال جاری نیز شرکت های ارائه دهند سرویس های اینترنت تنها می توانند اینترنت ملی یا همان اینترانت کشوری را ارائه دهند.
به گفته وی این شبکه طبق پیش بینیها ظرف دو یا سه سال آینده به شکل مطلوب خواهد رسید.
تقی پور افزود: با اجرای این شبکه اینترنت و سرویس های متنوع اینترنتی ارزان قیمت در اختیار مردم قرار می گیرد. همچنین مباحثی چون امنیت و حفظ اطلاعات در درون کشور نیز با اجرای اینترنت ملی تحقق می یابد.
این مقام دولت دهم، پایدار کردن شبکه اینترنت ملی و استفاده از اطلاعات ذخیره شده در آینده را از دیگر مزیت های آن دانست.
خفقان در محیط مجازی
در راستای اظهارات مقام دولت احمدی نژاد مبنی بر ایجاد شرایط امنیتی در محیط وب، لازم به ذکر است که کنترل های امنیتی و خفقان حاکم در فضای مجازی در ایران به حدی رسیده است که چندی پیش سازمان گزارشگران بدون مرز، طی گزارشی از عملکرد یک سال اخیر جمهوری اسلامی در زمینه سرکوب و سانسور در حوزه اینترنت، خاطرنشان کرده بود "جمهوری اسلامی ایران در سال ٢٠١٠ نیز سرکوب و کنترل آنلاین را تشدید کرد. در دورههای تنش و تظاهرات مقامات مسئول اقدام به کند کردن سرعت اینترنت و اختلال و یا قطع کامل شبکه اینترنت و تلفن همراه کردهاند. حکومت ایران همچنان به کارزار ضد رسانههای جدید ادامه میدهد و آنها را به درخدمت منافع خارجیان بودن متهم میکند، چندین شهروند وبنگار به محازات اعدام محکوم شدهاند."
در این گزارش یادآوری شده بود که در دی ماه ١٣٨٩ مقامات رسمی جمهوری اسلامی، نخستین پلیس سایبری را برای کنترل اینترنت راه اندازی کرده اند و شش ماه پیش از آن نیز، ابراهیم جباری یکی از فرماندهان سپاه پاسداران تشکیل ارتش سایبری را اعلام کرده بود. (این ارگانها مسئول سرکوب و کنترل بر روی شبکههای آنلاینی هستند که از سوی مقامات "آشوبگر" نامیده میشوند). آنها همچنین مسئولیت دستگیری صدها شهروند وبنگار را بر عهده دارند.
همچنین آمده بود "با تاسیس پلیس سایبری، گامی دیگر در انسجام سیاست سرکوب برداشته شده است."
لازم به ذکر است شرکتهای خدمات دهند اینترنت در ایران وابسته به شرکت مخابرات ایران هستند که تحت کنترل نهادهای امنیتی و نظامی قرار دارند و این شرکت مسئولیت اجرایی مسدود کردن سایتها را بر عهده دارد.
برای گسترش فیلترینگ نیز، مقامات دولت ایران از نرمافزارهای مسدود کننده تکمیل شده در کشور استفاده میکنند و معیارهای مسدودسازی نیز از سوی "کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه" تعیین و ابلاغ میشوند.
کمیته مصادیق از اعضای وزارتخانههای مختلف دولتی و نهادهای امنیتی، از جمله وزارت اطلاعات، وزارت ارشاد، سازمان صدا و سیما و نمایندگان دفتر اینترنت دادستانی تشکیل شده است و سانسور اینترنت در ایران از طریق گلوگاههای اصلی (Gate way) و از ترکیب مسدود کردن آدرس سایت (URL) و کلید واژهها انجام میشود.
--
عضویت در گروه
برای مشترک شدن در این گروه از آدرس ایمیل خود به این آدرس ایمیل بفرستید
Jonbeshsabziran+subscribe@googlegroups.com
پس از آن برای تأیید اشتراک ایمیلی از طرف گروه
دریافت می کنید که باید بر روی لینکی که در آن ایمیل هست کلیک کنید
لغو عضویت در گروه
برای خارج کردن ایمیل خود از گروه از آدرس خود به آدرس زیر ایمیل بزنید
Jonbeshsabziran+unsubscribe@googlegroups.com





هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر