Sent to you by برماست که کاری زینبی کنیم via Google Reader:
via بالاترین by Germany on 3/1/11
حرکت امروزم از میدان هفت تیر به سمت ولیعصر بود...و بعد از آن از فلسطین به سمت خیابان انقلاب به پایین آمدم...و حس خوشایند دیدن مردم سر حال و پر شورم کرد....جمعیت رفته رفته بیشتر می شد...به سر شانزده آذر که رسیدیم با خودم فکر کردم "چرا مردم را امروز متفرق نمی کنند؟ "حرکت ادامه داشت...تا سر جمالزاده که دیگر تاب نیاوردند و با اشک آور و کتک زدن شروع کردند به متفرق کردن جمعیت...برایم رفتار امروزشان عجیب بود...نوع فحاشی و خشونتشان...یادآور عاشورا بود...مردم هم به همان اندازه خشمگین بودند...جوانی از روی موتور شروع کرد به گفتن " گم شید..گم شید.." نمی دانم دلگرم جمعیت بودم ..یا دلم قرص چیز دیگری بود..سرش فریاد زدم که "حق نداری به مردم فحش بدی " و جمعیت شروع کرد به فریاد کشیدن و هو کردن و ماشین ها بوق زدن..و لذت نگاه کردن به چشمان گشادش را الان با چیزی عوض نمی کنم....بعد همگی شان با اسپری های توخالی شان چشم و صورت مردم را نشانه گرفتند....اما مهم نبود...با خودم گفتم "یک ساعت دیگر...روزی شبیه عاشورا را خواهیم دید " و فکر می کنم همان شد...هر چه به سمت میدان آزادی نزدیک تر می شدیم...هجومشان خنده دار تر بود..می گویم "خنده دار"..چون واقعن در چشمانشان نه صلابتی بود..نه عزمی...گیجی موج می زد..این را نه برای امیدواری دلم،که به خدا در چشمانشان دیدم...به نزدیکی رودکی که رسیدم...یکی شان -همسن و سال پسر دایی هجده ساله ام-گفت "خانم با ما بیایید "...نمی گویم جا نخوردم یا نترسیدم..ولی خیلی حق به جانب برخورد کردم...یه جورایی می خواستم بگویم "برو به بزرگ ترت بگو بیاد "که بزرگ ترش خودش آمد....من را به یک کوچه کشاندند...شش نفری ریختند سر کیفم...تا داخل دفتر یادداشت هایم را می گشتند..نمی دانم چه چیزی باعث شد امروز هیچ کارتی برای شناسایی در کیف نداشته باشم......چهل دقیقه موبایلم را زیر و رو کردند...و انصافن خنگ بازی در آوردند...اگر در آلبوم عکس های من می رفتند...نه تنها کلی عکس از تجمع امروز می دیدند.بلکه کلی لذت می بردند از عکس های نداو سهراب ..تا موسوی و کروبی و .....از دو حال خارج نبود..یا آقایی که موبایلم راچک می کرد...آدم خوبی بود..یا بلد نبود چطور عکس هایم رو ببیند (احتمال دومی را بیشتر می دهم )...ولی آن پسر..(کاش بار دیگری ببینمش )..می رفت و می آمد .می گفت "ببریمش دیگه..سوار ماشینش کنیم...." ..من می گفتم" آخه شما به چه حقی کیف و موبایل شخصی من رو دارید می گردید؟" می گفتند " شما رو چهره زن های ما تشخیص دادند که لیدر بودید از میدون انقلاب تا اینجا" من واقعن جلوی خنده ام را گرفتم آن لحظه...اگر شما هم تلفظ "چهره زن " را از دهانشان می شنیدید واقعن می خندیدید...کار رسید به اینجا که" شما چون کارت شناسایی ندارید باید بیایید تا احراز هویت شوید.".نفهمیدم چی شد ...ولی مردمی که در آن کوچه شروع کردند به شعار دادن و جمعیتی که نمی دانم از کجا سر و کله اش پیدا شداطراف من را در یک لحظه خالی کرد...فقط سریع کیف و موبایلم را برداشتم ....حتی
با ۴۹ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات
با ۴۹ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات
Things you can do from here:
- Subscribe to بالاترین using Google Reader
- Get started using Google Reader to easily keep up with all your favorite sites
برای دیدن تصاویر روی Display images below کلیک کنید.
------------
دریافت این پیام بدلیل ثبت نام شما در گروه است گروه Google Groups "Sohrab Arabi".
برای دیدن تصاویر ایکون Display images below را کلیک کنید.
---------
لطفآ اگر پس از اشتراک ایمیل های گروه را دریافت نکردید پوشه اسپم را نگاه کنید
واگر ایمیل های گروه آنجا بود ایمیل ها را از اسپم در بیاورید
Select the box to the left of the emails and
click "Not spam" button on the top.
کار دیگری هم که می توانید بکنید درست کردن فیلتر و استفاده از Label برای پیدا کردن ایمیل های گروه است
---------
برای ثبت نام در این گروه، یک ایمیل ارسال کنید به sohrab-arabi+subscribe@googlegroups.com
---------
جهت ارسال به این گروه، ایمیل را ارسال کنید به sohrab-arabi@googlegroups.com
---------
برای لغو ثبت نام در این گروه، یک ایمیل ارسال کنید به
sohrab-arabi+unsubscribe@googlegroups.com
---------
برای سایر گزینه ها، به این گروه مراجعه کنید در
http://groups.google.com/group/sohrab-arabi?hl=fa?hl=fa





هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر