From: sohila kakhaki <skakhaki@yahoo.com>
To: AndisheyeNik@yahoogroups.com
Cc: AndisheyeNik@yahoogroups.com
Sent: Fri, March 18, 2011 3:04:16 PM
Subject: Re: -- AndisheyeNik -- Fw: vajan **be monasebate ruze zan**
From: Khodaye Khodayan <active_x00@yahoo.com>
To: sohila kakhaki <skakhaki@yahoo.com>
Cc: andisheyenik@yahoogroups.com
Sent: Wed, March 16, 2011 11:22:09 PM
Subject: Re: -- AndisheyeNik -- Fw: vajan **be monasebate ruze zan**
From: sohila kakhaki <skakhaki@yahoo.com>
To: AndisheyeNik@yahoogroups.com
Sent: Mon, March 14, 2011 9:24:58 PM
Subject: Fw: -- AndisheyeNik -- Fw: vajan **be monasebate ruze zan**
From: Khodaye Khodayan <active_x00@yahoo.com>
To: nasim sharifi <voorooojak86@yahoo.com>
Cc: andisheyenik@yahoogroups.com
Sent: Sun, March 13, 2011 5:40:53 PM
Subject: Re: -- AndisheyeNik -- Fw: vajan **be monasebate ruze zan**
From: nasim sharifi <voorooojak86@yahoo.com>
To: Khodaye Khodayan <active_x00@yahoo.com>
Cc: andisheyenik@yahoogroups.com
Sent: Sun, March 13, 2011 10:48:12 AM
Subject: Re: -- AndisheyeNik -- Fw: vajan **be monasebate ruze zan**
در ابتدا یاد آور می شوم که این مقاله ارسالی نگارش من نبوده و نام نگارنده آن بالای متن موجود است
اما در پاسخ به پرسشهایی که شما عنوان کردید باید بگویم این پنهان کاری در مورد زنان بسیار ملموس تر و صد البته مخرب تر بوده است. بیشترین لطمه را دختران نوجوان در سن بلوغ می بینند که بدلیل نداشتن آگاهی و آموزش سالم لازم از بدن خود در گیر روابطی سوء استفاده گرانه می شوند.چه بسیارند دخترانی که همین شرم وحیا و نگفتن نگفته ها آنها را به نابودی کشانده مگر نه اینکه اینجا فضای باز اطلاع رسانی است؟ خوب اگر بتوان در این راستا هم اطلاع رسانی کرد چه ایرادی دارد؟ ما مدتها این پنهان کاری را داشته ایم بچه ها و نوجوانان و زنان را از این گفتنها باز داشته ایم نتیجه اش چه شد؟ آمار تجاوزات کمتر شد؟ یا دختران کمتر اغفال شده اند؟
به نظر شما در مورد علاقه و عشق و نگه داشتن تعهد پیش از ازدواج احترام می گذارم اما حال حاضر جامعه واقعا اینچنین است؟
چند درصد از پسرهای ایرانی همانند دختران این به اصطلاح امانت را حفظ می کنند؟ هدف من شکستن این تابوهاست. بله اگر برای زنان این مسئله و حفظ امانت مهم نبود بسیاری از کودکان دختر را ختنه نمی کردند هدف من باز تر شدن محیطی اطلاعی برای تمام زنان است
با تشکر
نسیم
From: Khodaye Khodayan <active_x00@yahoo.com>
To: nasim sharifi <voorooojak86@yahoo.com>
Cc: andisheyenik@yahoogroups.com
Sent: Fri, March 11, 2011 12:52:57 AM
Subject: Re: -- AndisheyeNik -- Fw: vajan **be monasebate ruze zan**
From: nasim sharifi <voorooojak86@yahoo.com>
Cc: andisheyenik@yahoogroups.com
Sent: Wed, March 9, 2011 12:56:12 PM
Subject: -- AndisheyeNik -- Fw: vajan **be monasebate ruze zan**
پریسا کاکایی ـ سالها پیش هنگامی که میخواستیم از این عضو ممنوعه صحبت کنیم هیچ نامی برای آن نداشتیم.
اشارات مختلفی چون «آنجا، ناز، شرمگاه و...» همه اشاراتی بودند که مادران و خواهرانمان در کودکی و بزرگسالی به کار میبردند تا ما نیز با پیروی از آنها به دنیای واژههای مبهم بپیوندیم. شرمی که نسل به نسل منتقل شده است و هیچ انقلاب و تحولی در دنیا، آن را متاثر نمیکند.
حتی در سالهای اخیر، عصر اینترنت، ماهواره و سفرهای فضایی هنوز وقتی به سالنهای اپیلاسیون میرویم از همه اندام نام میبریم و اندام جنسی را «اضافه» مینامیم. گاه نامهای بیپروایی نیز برای این اندام به کار رفتهاند که بیش از بازی نقشی برای کشف زبانی زنانه، تبدیل به کلامی برای تحقیر و توهین توسط جامعهای مردانه شدهاند تا جایی که شنیدن نام دو حرفی «کُس» موجی از ناامنی، خشونتهای خیابانی و فحاشیهایی در پایینترین سطح فرهنگی را به یاد میآورد.
اما این شرم موروثی تنها گفتمان زندگی شخصیمان را در بر نمیگیرد. ما حتی در موقعیتهای خاص زندگیمان که حق داریم آزادانهتر سخن بگوییم خود را سانسور میکنیم. در مطب دکتر نمیدانیم چگونه سخن را بیشرم آغاز کنیم وگاه برای معاینه، به خصوص اگر پزشک مرد باشد، زمان سخت و طاقت فرسایی را پشت سر میگذاریم. تجربه معاینه پستانها توسط پزشک کار سادهای نیست. پذیرش معاینه دندان، چشم، دست و پا آنقدر دشوار نیست که عریان شدن و خصوصیترین عضو بدن را به دست پزشکی سپردن. اما پرسش همین جا آغاز میشود. چرا این عضو، خصوصیترین بخش است؟ احساس مالکیت ما نسبت به این عضو در مقایسه با دیگر اعضای بدن چگونه است؟
بیایید پرسش را به تصویر کشیده و از نگاه زنانه بنگریم. تصویری توام با اولین همخوابگی. لحظهای که هر دو طرف به نوعی همه اندامشان را به اشتراک میگذارند. در آن لحظه بوسیدن، لمس صورت، دست و حتی پستان آنقدر دشوار نیست. چه بسا بسیاری از دختران جوان جامعهمان که بر اساس باورهای خود و یا سنت و فرهنگ غالب جامعه برای حفظ پرده بکارت حاضر به تجربههای سطحی و به قولی، تماسهای بالاتنهای هستند اما خط قرمز، همیشه واژن و پرده بکارت است. در این تصویر، دختر سعی در حفظ چیزی ارزشمند و گرانبها دارد که سالها به حفظ آن تشویق شده است. ورود به آن و رد شدن از این خط قرمز به معنای از دست دادن هویتی است که فرد را از دنیایی دخترانه به دنیایی زنانه پرتاب میکند. در اصل اتفاق خاصی نیافتاده است. تنها واژهها دنیای دیگری را به نمایش میگذارند. زنی بدون مرد که زن شدن و زن بودنش معنا ندارد.
در حقیقت زن تا آنجا که مسوولیت نگهداری از این عضو با او همراه بوده است «امانتدار» و نه «صاحب» آن است. پس از آن باید مردی باشد که آن را به تملک درآورده و محافظت کند. ترس از طرد شدن توسط مردان به دلیل رد شدن از این خط قرمز، ترس از تنهایی، قضاوت دوستان و جامعه، برخورد خانواده و تجربه سرنوشتی متفاوت نسبت به دختران دیگر، همه و همه دلیل آن هستند که اساسا ما نه احساس مالکیت که تنها احساس امانتداری را نسبت به این عضو بدنمان داشته باشیم و باید تلاش کنیم تا امانت را سالم و بیتجربه به دست صاحبش برسانیم.
اما این پایان راه نیست. محفوظ نگه داشتن آنچه امانت میخوانیمش آن را سربسته و ناشناخته باقی میگذارد و فرصت کشف آن را میرباید. بنابراین زن حتی پس از واگذاری امانت نمیداند قدم در چه راهی میگذارد و چه در تجربهای در انتظارش است. دشواری دسترسی به منابع آگاه، اطلاعات غلط و افسانهها بیشتر فضایی از ترس و حرکت در تاریکی را ایجاد میکنند. تصمیم لذت بردن یا نبردن، آرایش ظاهری این عضو، چگونگی واگذاریاش همه و همه از اراده او خارج است. مرد هم در بسیاری موارد یک هیولای تخریب گر نیست. او هم بخشی از جامعهای ناآگاه است که حتی اغلب خود نیز نسبت به کاری که میکند شناخت کافی ندارد و از این رو هر دو آسیبپذیرند.
عدم احساس مالکیت بر آنچه تنمان میخوانیم، و قائل نشدن حقی برای خود، برای تصمیمگیری در مورد بایدها ونبایدهای بدنمان، گویا چیزی را، بخشی را از ما جدا کرده است. پارهای از تنمان را در فرهنگ و سنت جا گذاشتهایم. پارهای که قسمتی از هویت و زنانگیمان است. کسی برای بازگرداندن آن بخش کمک نخواهد کرد. قرار هم نیست کسی کمک کند جز صداهای زنانهای که صدای واژن خود باشند. واژنی که همیشه ممنوع، گاه کثیف و زشت و گاه منفور خوانده شده است باید لب به سخن بگشاید. داستان آغاز زنانگی، داستان زندگیمان است. درست از همانجایی که اتفاق افتاد و مرزها شکستند، گاه به خشم و گاه به مهر.
سینه به سینه نقل این داستانها، گفتن از تجربههای جنسی بهانهای برای درک و پذیرش بدن و باز پس گرفتن بخشی از آن است که به تاراج رفته است. لزوم چنین پذیرشی حتی میتواند گذر از خاطرات حوادثی تلخ باشد که رنج زنانگی و نفرت از خود را بر جا گذاشته است. گفتن از تجارب، گامی به سوی گروه درمانی زنانه است. گروهی که پیش از این گفتن آغاز کرده است و آرام آرام شکل میگیرد و به جلو میرود. زنانی چون ایو انسلر، نویسنده امریکایی، که سالها پیش، نمایشنامه «تک گوییهای واژن» را به نمایش گذارد. تک گوییهای واژن زنانی از بیش از ۱۴ کشور در سراسر جهان در مورد تجارب جنسی، خاطرات و نگاهشان به موضوعی که طرحش تازه و عجیب بود.
حال نیز نسلها دگرگون شدهاند. نسل جدید، رویکردهای تابوشکنانه و طغیان بر علیه آنچه سنت و یا فرهنگ مردسالارانه تعبیر میشود را نمیتوان نادیده گرفت اما هنوز آلت تناسلی ما ملکی ست که مردان بیشماری تمایل به فتح آن دارند. مردانی کهگاه برای چنین فتحی، تن به جنگ میدهند و قربانی میگیرند. خشونتی که بسیاری از مردان آگاه دیگر را به مقابله و مبارزه برای رفع آن علیه زنان، در کنار زنان وا داشته است. ولی ما هنوز نیازمند مبارزه برای بازپس گرفتن بدنمان هستیم و این مبارزه جز بر پایه جسارت، آگاهی و تقسیم دانستههایمان اتفاق نخواهد افتاد.
اولین مطلب از سلسله مطالبی که درباره سکسوالیته نوشته خواهد شد، ماه گذشته با عنوان «نوشتن از تن و شکستن تابوهای قدرت» منتشر شد. این مبحث برای اینکه بتواند با بستر جامعه ارتباط برقرار کند نیاز به مشارکت دارد. از همین رو میتوانید پیشنهادات خود را در زیر مطالبی که منتشر میشوند ارائه دهید. از سوی دیگر وبلاگی به نام «زمانی برای گفتن» در راستای به اشتراک گذاشتن تجارب شخصی در مورد موضوعاتی که در این سری مقالات در رادیو زمانه مطرح میشوند، شکل گرفته است که بنابر موضوعی که در وبلاگ پست میشود میتوانید به صورت ناشناس تجربه خود را در میان گذاشته و در نگارش مطالب کمک کنید
اجتماعی، فرهنگی، علمی و هنری از شخصی به شخصی دیگر و از نسلی به
نسل دیگر، راه اندازی شده است.
baraye didane in email be surate farsi mitavanid az yeki
az do rahe zir estefade konin:
1-Right clik>Encoding>More>Unicode (UTF-8)
2-Right clik>Encoding>More>Arabic (windows)
اگر این مطلب از طرف دوستان برای شما بازفرست شده است
می توانید در صورت تمایل در این یاهوگروه به نشانی اینترنتی
http://groups.yahoo.com/group/AndisheyeNik
وآدرس ایمیل andisheyenik@yahoogroups.com
،عضو شوید تا همه مطالب فرهنگی و اندیشه ای گروه را دریافت نمایید
لطفا در نظر داشته باشید که مطالب ارسالی از طرف صاحبان اندیشه با نگرشها
و سلیقه های گوناگون را به معنای خط مشی این یاهوگروه قلمداد نکنیم.
شاگردی دقیق، آموزگاری شریف و پرستاری مهربان برای (اندیشه) هم باشیم و بمانیم
مدیریت اندیشه نیک





هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر