لطيفه گويي سياسي- اجتماعي
سيما راستين
چاپ نخست در مجله نگاه نو شماره ۷۳، ارديبهشت ۱۳۸۶
لطيفهگويي يکي از رايجترين پديدههاي فرهنگي در جامعه ايران است. در اغلب ارتباطات اجتماعي، ديدارها و محافل عرفي، لحظاتي به لطيفهگويي اختصاص مييابد و فضا پرنشاط و سبکبار ميشود. لطيفهگويي معاصر در ايران هيچگونه مرز سني و طبقاتي نميشناسد، پير و جوان، و حتي کودکان لطيفه تعريف ميکنند و مدام در جستجوي لطيفههاي تازه هستند. لطيفههاي تازه نه فقط زبان به زبان، بلکه از طريق صفحههاي اينترني، وبلاگها و تلفنهاي موبايل در ابعاد گسترده منتقل ميشوند. مضمون لطيفههاي متداول در گذشته، عمدتاً عبارت بودند از: انبوه لطيفههاي نيشدار عليه زنان و کلا لطيفههاي مربوط به امور جنسي، لطيفههاي داراي عبارات و کلمات ممنوع، لطيفههايي با مضمون به سخره گرفتن اقوام ساکن در ايران خاصه لهجههاي آنها، از جمله با مضمون تمسخر "سادهلوحي" لري، "حسابگري" اصفهاني، "تعصب و خشکانديشي" آذري، "فقدان تعصب مردانه و ضعف وفاداري زنان" در شمال و نظاير آنها. البته اين گونه لطيفهها هنوز رواج دارند. مضمون آنها را کهنه ميناميم در قياس با نوع لطيفههاي سياسي.
در چند دهه اخير، بويژه ابداع لطيفههاي سياسي اجتماعي، رونق بيسابقهاي يافته است. درباره دشواريهاي اقتصادي، وقايع و تصميمگيريهاي سياسي، حکومت و حکومتگران لطيفه ساخته ميشود و در پهنهاي گسترده پخش ميشود. لطيفههاي سياسي کنوني کاملا از بستر تاريخي−فرهنگي خود جدا نشدهاند. مضامين سياسي اجتماعي روز همچنان با موضوعات مألوف قديم ترکيب شده و در قالبي منطبق با سليقههاي طرفداران ديرينه لطيفهگويي عرضه ميشوند. لطيفههاي مدرن که از مضامين اجتماعي سياسي با لهجهها و فيگورهاي محبوب سنتي ترکيب ميشوند، از محبوبيت خاصي برخوردار هستند.
براستي چرا لطيفههاي سياسي اجتماعي ابداع ميشوند و چه عنصري در آنها بامزه و خندهآور است؟ آيا تنها نياز به شادي و تفريح، انگيزه ساختن و پراکندن اين گونه لطيفههاست يا اين که انگيزه آنها به تمسخر گرفتن شخصيتها، هنجارها و ارزشهاي سياسي اجتماعي معيني هستند؟ آيا اين لطيفهها بر وضعيت سياسي اجتماعي در جامعه تأثير گذاشته و تغييراتي را سبب ميشوند؟
در اين نوشته تلاش ميشود که به اين پرسشها پرداخته شود و زمينههاي به وجود آمدن لطيفههاي سياسي اجتماعي و تأثير آن بر جامعه بررسي شود. از کتاب "لطيفه و رابطه آن باضمير ناخودآگاه" اثر فرويد و مجموعهاي از ادبياتي که به بررسي جامعه شناسانه از طنز و شوخي پرداختهاند، به عنوان کارپايه تئوريک اين نوشته استفاده شده است.
لطيفه چيست و چگونه به وجود ميآيد؟
لطيفه حکايتي کوتاه و خنده برانگيز است که در يک نکته پرمعني به اوج خود ميرسد. [1] درباره بسياري از عرصههاي خصوصي و عمومي زندگي انساني، لطيفه ساخته ميشود. گاه موضوعات اجتماعي و سياسي، گاه مذهب و رهبران مذهبي و گاه شخصيتها و خصوصيات فردي ويژه، محور لطيفه را تشکيل ميدهند. لطيفه هم در مضامين حقير و آلوده و هم عظيم و پرشکوه، نکات تمسخر آميز و خنده آوري مييابد. در فرهنگ لطيفهپردازي هيچگونه اسرار و امور مقدسي که نتوان به آنها خنديد، وجودندارد. گرچه سرشت لطيفه برانگيختن خنده است، اما اغلب موضوعات آن جدي بوده و ريشه در واقعيت هاي زندگي سياسياجتماعي و فرهنگي انسانها دارند.
در داستان هر لطيفه، نکتهاي بطور تلويحي توسط معاني دوپهلو و بازيهاي زباني پرداخته شده است که در هسته خود ، هدفش به پرسش کشيدن يک هنجار اجتماعي است. هنجارهايي که کنترلکننده مرزهاي ممنوع در پهنههاي مختلف زندگي انساني هستند، موضوعهاي ممنوع اجتماعي، فرهنگي يا گفتارهاي سبکسرانه غير متعارف، در لطيفه به بيان در ميآيند و لحظاتي را از تشويشها و نگرانيهاي زندگي روزمره، آزاد ميکنند. لطيفه وسيلهاي است براي گريز موقت از وضعيت موجود.
لطيفه امکاني است که فرد به وسيله آن از فشار افکار و واقعيتهاي اجتماعي فاصله ميگيرد. لطيفه به اشکال ساده گفتاري و نوشتاري تعلق دارد: محتوايي کوتاه و بريده از طريق يک ارتباط غير محتمل با يک حوزه پرت، افقي جدي و چرخشي غير قابل انتظار مييابد و معنايي دوپهلو و طنز آميزي به وجود ميآورد که ناگهان مجموعهاي از ارزشها را به پرسش ميکشد. تأثير خنده ناشي از اين نکته، لطيفه را به يک پديده اجتماعي ارتقا ميدهد. مدلهاي هويتي لطيفه درزمينه عصبيت، انتقاد اجتماعي پنهان و اروتيک، کارکرد سوپاپهاي اطمينان را در جامعه کسب ميکنند. [2]
لطيفه ازديدگاه روانشناسي تحليلي
در آغاز قرن بيستم زيگموند فرويد، مطالعه و بررسي لطيفه را زير عنوان "لطيفه و ارتباط آن با ضمير ناخودآگاه" [3] آغاز کرد. او با روش تحقيق تجربي توصيفي به تحليل لطيفه پرداخت تا ريشه خندهاي را دريابد که لطيفه موفق برميانگيزد. فرويد لطيفه را به بخش تکنيکي و سوگرايانه (هدفمند، مغرضانه) تقسيم کرد. انگيزه خنده در مورد لطيفه هاي تکنيکي، تأثير مکانيسمها و بازيهاي زباني بر شنونده است. لطيفههاي تکنيکي زير عنوان "بي ضرر" تعريف ميشوند. در مقابل لطيفههاي سوگرايانه، مضمون خاصي را در لطيفه مورد نظر دارند. او لطيفههايي را که با طرح نکتهاي، خنده برميانگيزند، به چهار دسته تقسيم کرده است:
۱. لطيفههاي وقيح و بيشرمانه
۲. لطيفههاي عصبي و خصمانه
۳. لطيفههاي نيشدار و انتقادي
۴. لطيفههاي شکبرانگيز و ناباورانه
تمام اين چهار نوع لطيفه سوگرايانه از يک الگوي مشترک سرچشمه ميگيرند: يک نفر لطيفه را ميسازد يا تعريف ميکند، نفر دوم موضوع يا هدف لطيفه است و نفر سوم که لطيفه را ميفهمد، به خنده در ميآيد و به اين وسيله با نقل کننده لطيفه ابراز همبستگي ميکند. اين همبستگي به وضوح عليه نفر دوم است. فرويد مطرح ميکند که افراد و خصوصيات آنها را فقط در قالب لطيفه ميتوان به سخره گرفت و بر آنها خنديد، زيرا نرمها و عرف اجتماعي طرح صريح اين گونه نکات را مجاز نميدانند. به اين ترتيب هم تعريفکننده لطيفه و هم شنونده آن به عملي غير مجاز اقدام ميکنند. لطيفه سوگرايانه ارضاي غريزهاي را امکانپذير ميکند که از برداشته شدن يک مانع، در برابر يک فرايند طبيعي ايجاد ميشود. اين غريزه با پس رفتن مانعي که در برابر يک سرچشمه لذت قرار گرفته است، آن را باز ميآفريند.
فرويد در اين باره مطرح ميکند که بسياري از افکار، ديدگاهها، احساسات، و غرايض انساني به ويژه شهوت و عصبيت، که ناخودآگاه انسانها به طور طبيعي آکنده از آنهاست، در جامعه تابو قلمداد شده و به مرزهاي ممنوع تعلق گرفتهاند. لطيفه اين غرايز را رها ساخته و موقعيتي غير قابل انتظار را بوجود ميآورد که از بازشناخت ناگهاني نيازهاي ديرينه و آشنايي سرچشمه ميگيرند که از خودآگاه جدا شدهاند. در اين لحظه شکاف ميان ضميرخودآگاه و ضمير ناخودآگاه از ميان ميرود. خنده از تخريب ناگهاني شرم حاصل ميشود.
خنده فرد را براي يک لحظه و به طور سطحي از فشار نيازهاي سرکوب شده آزاد ميکند و همزمان مانع ارضاي نيازهايي مثل عصبيت در انسان ميشود، نيازهايي که ميتوانند براي محيط او خطرناک باشند. لطيفه امکان شاد شدن از يک امر بيهوده ممنوع شده را فراهم ميآورد. دست کم اين است که توهم آزادي و آزاد بودن را به وجود ميآورد.
لطيفه از ديدگاه روانشناسي اجتماعي:
به طور کلي ميتوان دو کارکرد متفاوت لطيفه را از يکديگر تفکيک کرد:
۱. کارکرد کنترل کننده و گزنده
۲. کارکرد مثبت و سازنده
لطيفههايي که خنده جمعي عليه يک نفر را بر ميانگيزند، داراي کارکرد کنترلکننده و نيشدار هستند. لطيفههايي که به از ميان رفتن کشمکش و تشنج در جمع کمک ميرسانند و نوعي احساسات تعلق گروهي را تقويت ميکنند، زير عنوان مثبت و سازنده دستهبندي ميشوند. در جمعبندي نهايي ميتوان گفت که لطيفه اساسا در روابط گروهي معناي بسزايي پيدا ميکند. از اين رو ميتوان مدعي شد که هردو کارکرد برشمرده يکديگر را تکميل ميکنند. همبستگي گروهي هم از طريق يک تصوير مثبت ازجمع تقويت شده و به خنده جمعي منتهي ميشود هم توسط خنديدن بر يک موضوع يا شخص خارج ازجمع. لطيفه نوع اول را التيامبخش و نوع دوم را لطيفه به عنوان اسلحه نام گذاري کردهاند. [4]
ناگفته نماند که لطيفه گويي در دنياي معاصر ديگر هيچگونه مرزي نميشناسد و به همه عرصههاي زندگي سر ميکشد و به همه چيز پيله کرده و سرخوشيهاي هرجند زودگذري ميآفريند.
لطيفه هاي سياسي-اجتماعي
لطيفه سياسي اساساً پديدهاي متعلق به عصر جديد است. در دوران باستان که قدرتهاي سياسي خود را نمايندگان خدا قلمداد ميکردند، هرگونه انتقاد و طنز سياسي بيحرمتي به پروردگار و نمايندگانش بر روي زمين تلقي شده و به خشونتآميزترين شکلي مجازات ميشد. با شکلگيري فرهنگ بورژوايي، فضاي انتقاد و طنز درباره بالاييها و خنديدن به آنها به وجود آمد. به عنوان نمونه در آلمان، اولين نشريات طنز در جريان انقلاب ۱۸۴۸ منتشر شدند. [5] شاخص طنز آن دوره، يا حمله به سيستم سياسي حکومتي، دولت و جامعه بود يا توجيه و تبرئه کارکرد آنها.
در دسته بندياي که اشپاير کرده [6] ، لطيفه سياسي در گروهبندي لطيفه به عنوان سلاح، قرار ميگيرد. وقتي که لطيفه بر پايه پيشداوريهايي در مورد اقليتهاي انساني، مليتها و اقوام ديگر شکل بگيرد، بي ترديد در اينجا مناسبات قدرت است که در لطيفه بازتاب مييابد. به طورکلي هر مناسبات اجتماعي و قدرت سياسي، وضعيتي را مقرر ميکند که بر مبناي آن تعين ميشود که چهکسي اجازه دارد عليه چه کسي، چه لطيفهاي را ،تعريف کند و چه واکنشي در برابر آن مجاز است. در لطيفههايي که منسوب به بيقدرتان هستند، کارکرد دوگانهاي وجود دارد. از سويي در لطيفه مضامين اجتماعي و سياسي غيرمجاز به بيان در ميآيند و از سوي ديگر خشمي که نسبت به وضعيت و مناسبات حاکم وجود دارد، در خنده فرو مينشيند. خنديدن بر تابوها، هنجارها و ارزشگذاريهاي اجتماعي و بياهميت جلوه دادن آنها ممکن است مانع از به پرسش کشيدن واقعي آنها شود و به اين ترتيب به سهم خود کمک کند تا وضعيت موجود، تثبيت شده و تداوم يابد. [7]
خنده حاصل از لطيفههاي سياسي، خندهاي تلخ است. اين خنده در وضعيتي بروز ميکند، که اساسا چيزي براي خنديدن وجود ندارد و انگيزههاي لطيفههاي سياسي تراژيک هستند. نقل کنندگان و ابداع کنندگان لطيفه سياسي بيقدرتي خودشان را به شوخي گرفته و بر آن ميخندند. به اين اعتبار لطيفه داراي اين قابليت است که به مفر يا به اصطلاحي ديگر به سوپاپ اطميناني براي تنظيم و بازسازي تعادل روحي تبديل شود. ناسيونالسوسيالستها اين نکته را دريافته بودند و به همين دليل پس از مدت کوتاهي دستگيري و مجازات لطيفهسرايان را متوقف کردند و عمدتا به منظور سنجش افکار عمومي به جمعآوري لطيفههاي سياسي پرداختند. همچنين وزارت تبليغات هيتلر سرمايه هنگفتي براي ساختن فيلمهاي کمدي به ويژه در زمان جنگ اختصاص داده بود، تا روحيه مردم چه در جبهه و چه در پشت جبهه تقويت شود.
به لحاظ روانشناسي لطيفه سياسي نوعي گريز به دنياي توهم و مهاجرت دروني است. همچنين لطيفه سياسي به ستمديدگان نوعي احساس برتري و اتکا به نفس ميدهد. لطيفه سياسي شکلي از مخالفت و اعتراض به وضعيت سياسي اجتماعي و فرهنگي حاکم در جامعه است. کاراکتر اين اعتراض اما درگيري خندهآور با موضوعات و موقعيتهاي جدي، بد، ناگوار و خطرناکي است که نارضايتي اجتماعي به وجود آوردهاند. هرچه در جامعه امکانات کمتري جهت ابراز عقايد و آراي انتقادي موجود باشد، به همان ميزان نيز ابداع لطيفههاي سياسي گسترش مييابد.
لطيفه سياسي به چه مضاميني ميپردازد؟
لطيفه گويي سياسي عموما با معاني دو پهلو و کنايه آميز به تمسخر و انتقاد از شخصيت هاي سياسيي که در موقعيت مهمي قرار دارند و همچنين از وضعيتهاي نامناسب اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در جامعه ميپردازد.
براي تحليل جامعهشناسانه لطيفه در هر جامعه مفروض، لازم است که ابتدا پايههاي اجتماعي سياسي و فرهنگي که تعادل عمومي جامعه بر آنها قرار دارند، بررسي کرد و سپس وضعيتها و موقعيت هايي را مشخص کرد که در جامعه يا بخشهايي از آن، تعادل عمومي را برهم ميزنند. لطيفههاي سياسي عموما چنين موقعيتهايي را به طنز ميکشند و ناراضيان و سنجشگران باريکبين را به خنده ميآورند. در لطيفههاي گوناگون سياسي، ميتوان ميزان نارضايتي و مخالفت با موضوع مطرح شده در لطيفه را تشخيص داد. محتواي عمومي لطيفههاي سياسي، غالبا به موضوعات جدي و حاد مثل نفي مطلق سيستم سياسي حاکم يا اصولي که ستون و تکيهگاه سيستم هستند، نزديک نميشود. زيرا اگر چنين کند، به خواست و شعار سياسي تبديل شده و حالتي جدي مييابد، چيزي که وزن طنزآميز لطيفه را کاهش داده، يا کلا به نفي سرشت نکتهسنج و شيطنتآميز آن منجر ميشود. از اين روست که در دورههايي که تعادل استواري در جامعه برقرار است و اعتمادي عمومي ميان حکومتگران و حکومتشوندگان وجود دارد، نياز به لطيفه گويي به عنوان گريز موقت از کدورتها و تلخکاميها، کمتر بروز ميکند. همچنين در دوره برآمد جنبشهاي اجتماعي يا اعتلاي انقلابي نيز نوعي شادابي، غرور و اعتماد به نفس اجتماعي فضاي جامعه را سرشار ميکند و نياز به لطيفهگويي را ميزدايد.
در جمعبندي نهايي ميتوان اظهارداشت که لطيفه گويي سياسي به دورههايي از حيات اجتماعي يک جامعه انساني تعلق دارد که تعادلي شکنده در جامعه غلبه داشته ولي سيستم سياسي در کليت خود در معرض نفي و ضديت اجتماعي قرار ندارد. لطيفه سياسي در راديکالترين شکل خود، بيانگر نارضايتيهايي در چارچوب سيستم سياسي اجتماعي حاکم است. در سالهاي ۱۹۳۳− ۱۹۴۵ در آلمان لطيفه گويي بسيار رايج بوده است. جالب توجه است که در مقطعي که رژيم نازيها براي تثبيت خود به حذف مطلق اجتماعي و معنوي يهوديان در همه عرصههاي زندگي انساني اشتغال داشت، هيچگونه لطيفهاي درباره خشونت و قساوت تبعيض آميز و نژادپرستانه حزب ناسيونالسوسياليست ابداع نشد. حتي لطيفهاي با مضمون همدردي با همسايهها و همشهريان يهودي بر زبانها جاري نشد. نخستين لطيفه هاي سياسي در آلمان به دورهاي برميگردند که به علت سرمايهگذاري افسانهاي در صنايع جنگي و پيشبرد جنگ جهاني (۱۹۴۱−۱۹۴۳)، نارساييهايي در کمکرساني و کمبود مواد غذايي به وجود آمد. لطيفههاي اين دوره دولت و حزب را به دليل در تنگنا گذاشتن اقتصادي مردم ملامت ميکردند. تندترين لطيفهها اما در دوره ۱۹۴۴−۱۹۴۵ ابداع ميشوند که اکثريت مدافع رژيم در آلمان از پيروزي رايش سوم در جنگ نااميد شده و سقوط آن را مترادف با شکست در جنگ ميدانستند. اما گشتاپو لطيفههاي تند آن دوره را نيز که در مرکز بررسي و سنجش افکار عمومي جمعآوري ميشدند، زير عنوان بي ضرر ارزشگذاري ميکرد. لطيفهگويان دستگير شده ، حداکثر پس از چند ماهي مجازات حبس، آزاد ميشدند. [8]
فيگورهاي محبوب در لطيفههاي سياسي چه کساني هستند؟
شوخي کردن با شخصيت هاي سياسي به معناي به رسميت شناختن آنها در موقعيت قدرتمندشان است. اما هر شخصيت سياسي قدرتمندي در لطيفه سياسي به طنز گرفته نميشود. بررسي لطيفههاي سياسي از زاويه فيگورهاي آنها نشان ميدهد که:
۱. شخصيتهاي سياسي که پستهاي ارتشي، پليسي و امنيتي در يک کشور را برعهده دارند و بطور عمومي رعب ايجاد ميکنند، يا هرگز موضوع لطيفه قرار نميگيرند يا اين که به ندرت به اسباب خنده تبديل ميشوند. هنرمندان معدودي وجود دارند که از صحنههاي هولناک و تلخ بشري، طنز آفريده و در مخاطبين خود به طرز اعجاب آوري خندهاي تلخ برانگيختهاند. فيلم "ديکتاتور بزرگ" اثر چارلي چاپلين و فيلم "زندگي زيباست" اثر فيلمساز ايتاليايي ، روبرتو بنيني نمونههاي نادري در اين زمينه هستند.
۲. به دولتمردان و کاراکترهايي که از سوي جامعه چندان جدي گرفته نميشوند، بيشتر به عنوان فيگورهاي محبوب لطيفه سياسي، توجه ميشود.
۳. اين نيز بسيار پيش ميآيد که کساني که در ميان مردم کمابيش داراي محبوبيت هستند، موضوع لطيفههاي سياسي قرار گيرند. به قولي سر تکان دادن عتابآلود ،نشاني از کشش و لطف و توجه دارد.
آيا لطيفه هاي سياسي داراي تأثيرگذاري اجتماعي سياسي هستند؟
گرچه لطيفه سياسي را ميتوان به عنوان ابراز نارضايتي و مقاومت دروني در برابر اموري معناکرد که برخلاف تمايلات، آرزوها و منافع مادي و معنوي انسانها هستند، اما نميتوان اين شکل بروز پنهاني و شيطنتآميز مقاومت را به عنوان بروز آرزوي نفي مطلق و تمايل جامعه به براندازي يک سيستم تفسير کرد. لطيفه سياسي اساسا بازگوکننده انتظارات سرخورده جامعه نسبت به حکومت و حکومتگران است، بي آنکه نفي و سرنگوني سيستم مورد نظر و تمايل لطيفه سرا باشد. در اين زمينه تحقيقاتي که درباره لطيفهگويي در دوره حکومت حزب ناسيونال سوسياليست انجام شدهاند، توجه برانگيز هستند. اغلب اين تحقيقات، که توجه اصليشان به دولتهاي تماميتخواه (توتاليتر) است، اين عزيمتگاه را دارند که تماميتخواهان اصولا با تکيه بر جنبش حمايتي مردمي حرکت ميکنند و براي تثبيت قدرت خود به اين پشتيباني نياز دارند. بي ترديد پايه اين قدرتها، بر توافقهايي بنيادي ميان مردم و دولت تماميت گرا استوار است. براي نمونه يهودي ستيزي، ايجاد آلمان بزرگ و برقراري نظم و آرامش، موارد اصلي توافق ميان دولت ناسيونالسوسياليست و اکثريت مردم آلمان در فاصله ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵بوده است. از اين رو انبوهي از لطيفههاي مربوط به اين دوره اساسا به نارضايتي از کمبود مواد غذايي و نارسايي سيستم کمک رساني اجتماعي و نگراني از شکست رايش سوم در جنگ جهاني دوم اشاره دارند. در اين دوره هيچگونه لطيفهاي ابداع نشده است که ابراز نارضايتي از حذف سياسي،اقتصادي و نابودي فيزيکي يهوديها در کورههاي آدمسوزاني، هدفهاي جهانگشايانه رايش سوم، ايجاد رفاه اقتصادي و امنيت به بهاي پايمال کردن دموکراسي و حقوق پايهاي بشري، از بين بردن کودکان معلول و بيماران رواني و نيز تبيينکننده تمايلي جدي به سرنگوني نازيسم باشد. تحقيقات اين دوره همچنين نشان ميدهند که بخشي از لطيفههاي انتقادي نيز، نه از درون نيروهاي مقاومت ضد جکومتي بلکه کاملا هدفمند در محافل ويژه حزب ناسيونالسوسياليست توليد شده و توسط آنها به گردش درميآمدند. گوبلز وزير تبليغات هيتلر، لطيفه را به عنوان مدفوع روح که بايستي دفع شود، تعريف ميکرد.
لطيفه سياسي الزاما و هميشه به مفهوم انتقاد از سيستم حاکم نبوده بلکه وضعيتهاي نامطلوبي در چارچوب سيستم را در نظر دارد. تجربيات و شواهد تاريخي بسياري گواه برآنند که لطيفه گويي سياسي حتي در شکل راديکال آن، برآيند اجتماعي سياسي مؤثري در جامعه به ارمغان نميآورد. در جوامعي که لطيفهگويي سياسي اجتماعي به عرف و عادت روزمره مردم تبديل ميشود، لطيفه کارکرد ايجاد تعادل و تثبيت کننده وضعيت را کسب ميکند. مطالعه و بررسي لطيفههاي سياسي اجتماعي در جوامع بسته يکي از روشهاي مؤثر آگاهي بر وضعيت افکار عمومي و جريانهاي فکري و الگوهاي رفتاري در يک جامعه است.
ژانويه ۲۰۰۷
[1] در این مورد بنگرید به:
Lutz Röhrich, Der Witz, Figuren, Formen, Funktionen, Stuttgart 1977.
[2] Meyers Enzyklopädisches Lexikon, Bd. 25, Mannheim/Wien/Zürich 1979, S. 456
[3] Siegmund Freud, Der Witz und seine Beziehung zum Unbewusstsein, Frankfurt/M 1975.
[4] H. Speier, Witz und Politik. Ein Essay über die Macht und das Lachen, Osnabrück, 1975.
[5] Andreas Schmid, Politische Autorität im Witz. Zur Grundlegung der Prävalenz als Agens eines politischen Witz in der Bundesrepublik Deutschland inklusive eines Forschungsberichts, Marburg 1988, zit. in Meike Wöhlert, Der politische Witz in der NS-Zeit am Beispiel ausgesuchter SD-Berichte und Gestapo-Akten, FrankfurtM u.a. 1997.,
[6] H. Speier, op.cit.
[7] Helga M.A. Weinrebe, Vom Umgang mit Witzen, Zur Didaktik und Methodik von Witz und Witzigem, Frankfurt/M 1979.
[8] Meike Wöhlert, op.cit
--من هیچ وقت متوجه نشدم به سخره گرفتن بدبختی ها فلسفه اش چیه؟برای من جر لوث کردن مطلب معنی نداره. به صورت مشخص این ترجیع بند «مملکته داریم؟» برام یاداوار آدم بی خیالیه که از زجر کشیدن هم وطن هاش لذت می بره!2011/1/2 Neda Sohrab <22khordad88.coup@gmail.com>
. سیدی آموزش معافيت از سربازی! مملکته داریم؟--2. یارو تو خیابون یه طرفه خلاف میآد بعد راهنما میزنه! مملکته داریم؟
3. دو تا تیشرت خریدم یکی Small یکی XXL، جفتشم اندازمه. مملکته داریم؟
4. ملیپوشـــــآنپیروزباشید بیست تا طلا گرفتن هممش انفرادی، پونزدهتاش هم تو ورزشهای دعوایی و رزمی! مملکته داریم؟
5. پارک ملی گلستان داره تو آتیش می سوزه دو تا چرخبال فرستادن، بعد ا.ن. داره میآد زنجان از پریروز ده تا چرخبال دارن هی اون بالا واسه خودشون بیخودی می چرخن. مملکته داریم؟
6. پل میسازن با اونهمه عظمت که مثلا میشه سومین نماد تهران، بعد اسمش رو میذارن جوادیه! مملکته داریم؟
7. دانشجوی موسیقیام؛ شش ترم باید معارف بخونم که توش نوشته موسیقی حرامه... مملکته داریم؟
8. ایران تنها کشوری است که پرچم کشورش را به زبان کشور دیگری نوشتهاند. مملکته داریم؟
9. زندان اوین با این هیاتعلمیای که داره از سال دیگه مستقیم دانشجو بگیره دیگه! مملکته داریم؟
10. بازی فوتبال، پخش زنده از خودِ عربستانِ نزولیه بازم سانسور میکنن! مملکته داریم؟
11. دوستم رفته کلانتری برای دزدی از مغازهاش شکایت کنه، بهش گفتن اول برو این قبض تلفن صد و بیست هزار تومنی پاسگاه رو پرداخت کن تا تلفن قطع نشه، بعد بیا شکایت کن! مملکته داریم؟
12. سياست که پدر و مادر نداره، ديانت ما هم که عين سياست ماست! مملکته داریم؟
13. سیدحسن نصرالله هم دیگه برمیگرده بهمون میگه مملکته دارین؟! مملکته داریم؟
14. اتوبوسمون با یه اتوبوس دیگه تصادف کرده، مسافرای اتوبوس با مسافرای اون یکی اتوبوس جروبحث و زدوخورد میکنن! مملکته داریم؟
15. یه میلیون وام میخوایم بگیریم، میگن ده میلیون پول باید تو حسابت باشه! مملکته داریم؟
16. مگه داریم ایکسباکس بازی میکنیم که پول یارانه میآد تو حساب ولی نمیتونیم برداشت کنیم؟! مملکته داریم؟
17. اوایل هروقت تجمع میشد، سپاه میریخت تو خیابون، بعد هروقت واسه تجمع قرار گذاشته میشد، سپاه میریخت تو خیابون، حالا هروقت یه کاری میکنن که خودشون میدونن کار درستی نیست و باید تجمع بشه، سپاه میریزه تو خیابون! مملکته داریم؟
18. دختر 11 ساله به مامانش میگه: "آخه تو از عشق چی میدونی؟"، مملکته داریم؟
19. پوشکِ بچه از غذایِ بچه گرونتره! مملكته داريم؟
20. با هر کی دوست میشیم، همون هفته تولدشه. مملکته داریم؟
21. این کارمندای ادارات دولتی، اگه یه وقت اعتصاب کنن، هیچ کس متوجه اعتصابشون نمیشه! مملکته داریم؟
22. یه بار نشد وقتی تو خیابون با یکی رو بوسی می کنی، کسی سرش رو از پنجره ماشینش نیاره بیرون بگه منم می خوام، مملکته داریم؟
23. میگه سرزده به دیدار خانوادهی سه شهید رفت، بعد وقتی داره از در میآد تو، دوربین تو خونه ست! مملکته داریم؟
24. رفتیم نمایشگاه بینالمللی رسانههای دیجیتال، بیشتر نمایشگاه دفاع مقدس بودش! مملکته داریم؟
25. آمار جراحی بینی انجام شده درتهران 23 برابر کل قاره آسیا است، مملکته داریم؟
26. جلسه پخش و نقد فیلم آواتار (جیمز کامرون) با حضور حجت الاسلام عاشوری! مملکته داریم؟
27. دانشگاه میزنن شروع سال تحصیلی یک مهر، بعد استاداش بیست مهر میان، بعد دانشجوهاش یه ماه بعدش! مملکته داریم؟
28. همه جای دنیا فوتبال بازی میکنن، واسه صلح و دوستی و آفریقا و ایدز و یونیسف و بازی جوانمردانه و این چیزا تبلیغ میکنن، اینجا تو مهمترین بازی، وسط زمین مینویسن "اسرائیل نابود خواهد شد!" مملکته داریم؟
29. هر بلای طبیعی که سر خارجیها بیاد عذاب الهیه، ولی هر بلای طبیعی که سر ایرانیها بیاد امتحان الهی! مملکته داریم؟
30. ساعت چهارصبح چراغقرمز صدوسیوهفت ثانیه! مملکته داریم؟
31. ترم دیگه فارغ التحصیل میشم، هنوز کارت دانشجوییم صادر نشده! مملکته داریم؟
32. از بس رییسجمهور (قلابی) مملکت بیادبه، تلویزیون هم سخنرانیاش رو سانسور میکنه! مملکته داریم؟
33. واسه هفتهی نیرو انتظامی پلیسا دارن رژه میرن، روش آهنگ دزدان دریایی کارائیب پخش میشه! مملکته داریم؟
34. الاغهای امامزاده داوود رو کرایه میدن ساعتی بیست تومن. بعد حقالتدریس استادیار مملکت، ساعتی ده تومنه! مملکته داریم؟
35. مشهد خط مترو ساختن٬ بعدِ چند سال از چین واگن خریدن از تونل بزرگتر! توش نمیره! مملکته داریم؟
36. برای توجیه کشتن یک زن بهوسیله «زدن سنگ توی سرش»، به کشتن یک زن دیگه بهوسیله «تزریق تدریجی سم» استناد میکنن! مملکته داریم؟
37. طرف با کلی ادعا رفته سوئد درس بخونه. بعد مقالههاش رو از همدانشگاهیهای سابقش توی ایران میگیره. مملکته داریم؟
38. کودک ده ساله پشت موتور نشسته، یه دستش توی گچه. خلاف هم میره. مملکته داریم؟
39. دوازده سال مدرسه غیرانتفاعی، واسه چهار سال دانشگاه دولتی! مملکته داریم؟
40. وقتی رییسجمهور مملکت در سازمان ملل سخنرانی میکنه، بهترین موقع برای نظافت کف سالن و صندلیهاست! مملکته داریم؟
41. صدا و سیما تا شش ماه بعد از ماه رمضان، پشت صحنه سریال پخش میکنه، مملکته داریم؟
42. دلمون خوش بود به همین تک و توک کارهای مهران مدیری که از تلویزیون ببینیم که اونرو هم پولی کردن، مملکته داریم؟
43. عتیقه و اشیای باستانی رو عوض اینکه سازمان میراث فرهنگی کشف کنه، نیروی انتظامی کشف میکنه! مملکته داریم؟
44. اول میگن تاریخ هخامنشی باید از کتابا حذف شه، بعد میگن «کوروش» بسیجی بوده! مملکته داریم؟
45. تاکسی دربست گرفتم، میگه: چهار تومن میشه ها! بهش میگم: سه تومن بگیر، مسافر هم بزن. میگه: باشه، اگه مسافر پیدا شد. بعد تو راه یه مسافر پیدا شده، بهش میگه: دو تومن میشه ها! مملکته داریم؟
46. توضیحات: کرایه مسیر = 500 تومن
47. یکی از معیارهای اصلی در تعیین کیفیت یک سایت یا وبلاگ، اینه که فیلترش کرده باشن! مملکته داریم؟
48. اگه بخوای کشورت رو آباد کنی، خونهت خراب خواهد شد و اگه بخوای خونهت آباد بشه، بايد در تخريب کشورت بکوشی! مملکته داریم؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شما این ایمیل را به جهت عضویت در گروه ۲۳ خرداد دریافت کردهاید
برای آگاهی از قوانین گروه ۲۳ خرداد اینجا را ببینید
http://groups.google.com/group/23khordad
برای لغو عضویت خود در گروه ۲۳ خرداد به آدرس زیر ایمیل بزنید
23khordad+unsubscribe@googlegroups.com
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شما این ایمیل را به جهت عضویت در گروه ۲۳ خرداد دریافت کردهاید
برای آگاهی از قوانین گروه ۲۳ خرداد اینجا را ببینید
http://groups.google.com/group/23khordad
برای لغو عضویت خود در گروه ۲۳ خرداد به آدرس زیر ایمیل بزنید
23khordad+unsubscribe@googlegroups.com
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شما این ایمیل را به جهت عضویت در گروه ۲۳ خرداد دریافت کردهاید
برای آگاهی از قوانین گروه ۲۳ خرداد اینجا را ببینید
http://groups.google.com/group/23khordad
برای لغو عضویت خود در گروه ۲۳ خرداد به آدرس زیر ایمیل بزنید
23khordad+unsubscribe@googlegroups.com
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ





هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر