From: man from elysian <amanfromelysian@gmail.com>
To: andisheyenik <AndisheyeNik@yahoogroups.com>
Sent: Mon, December 27, 2010 4:48:20 PM
Subject: -- AndisheyeNik -- غدير خم
درود
پيش از آغاز ،
به برخي هموندان ارجمند ،
لطفا افراد داراي فشار خون و بيماريهاي قلبي از خواندن اين مقاله پرهيز كنند ، ما براي خودتان ميگوييم كه اغلب وادار به فرستادن الفاظ ركيك و زشت ميشويد و پاسخ زشت تر دريافت ميكنيد وگرنه ما از شما بيمي نداريم.
ما نه دشنامي داديم و نه توهين و افترايي بستيم اما آمادگي كامل براي پاسخگويي به توهين هاي احتمالي را هم داريم هر چند اميد آن داريم كه اينبار بجاي يك گفتگوي سر جاليزي يك گفتگوي متمدنانه داشته باشيم .
ماجراي رويداد غدير خم كه سرچشمه اختلاف ميان اهل سنت و شيعه است چه بود. اهل سنت عقيده دارند كه مردم حق انتخاب حاكميت و امام خود را دارند و امام لازم نيست كه معصوم باشد و علي خليفه چهارم است اما شيعه ميگويد كه مردم درك ناقصي دارند و انتخاب امام از جانب خداست و امام بايد معصوم باشد و علي خليفه نخست است و حق او غصب شده است. ما در زير مانند گذشته به كتابهاي مسلمانان استناد ميكنيم تا دوباره برخي ها ما را متهم نكنند كه از نامسلمانان چيز نوشتيم !! برخي از گفته ها در چند كتاب نقل شده اند، من تنها يكي از آنها را نوشتم . منبع هر قسمت را در همانجا معرفي كردم . تاريخ طبري و ابن اثير از انتشارات اساطير ، سيره ابن اسحاق يا سيره النبي از نشر مركز ، تاريخ ابن خلدون از انتشارات پژوهشگاه علوم انساني ،
نيك ميدانيم كه در بسيار از كتابهاي پس از اينها يا همزمان با اينها نشاني از رويداد غدير خم آمده ، اما دقت كنيد كه اركان شيعه گري به معناي امروزي در قرن دوم استوار شد و از روز نخست چنين چيزي نبوده است . اگر دوستان تمايل داشتند ما در نامه هاي ديگر نشانه از قرآن و نامه هاي علي مياوريم كه لفظ شيعه تنها به معني پيرو بود.
براي يافتن پاسخ نخست بايد اين رويداد غدير خم را از بين كتابهاي تاريخي جستجو كرد كه ترجيحا نزديك به زمان محمد باشند . خوب جستجو ميكنيم ............. در تاريخ طبري ،چيزي نيست !! تاريخ ابن اثير نيست ! تاريخ ابن خلدون نيست ! سيره ابن هشام ،هيچ ! سيره ابن اسحق نيست ! عجيب است نويسنده هايي كه حتي نام شمشيرهاي محمد ، نام بزها و شتران محمد را آورده اند از اين واقعه مهم نامي نبرده اند . نزديكترين تاريخ نويسي كه اين واقعه را ثبت كرده ، تاريخ نويس قرن سوم هجري شيعه "يعقوبي" است .از اينرو هنوز هم پس از 1400 سال علماي سني و شيعه با شك و ترديد در اين مقوله گفتگو ميكنند و هيچگاه به اجماع واحدي نرسيدند و هر كدام ديگري را خطا كار و منحرف از اسلام ميداند و اگر بخاطر مصالح سياسي دنيا نبود خون يكديگر را سر ميكشيدند.
اما داستان چه بود. محمد در سال 11 هجري اعلام كرد كه ميخواهد در موسم حج به مكه برود و مراسم حج را خود برگزار كند .كه به حج الوداع معروف شد . عده كثيري از مسلمانان از گوشه و كنار ممالك اسلامي در موعد حج به مكه شتافتند تا محمد را نيز ببيند. محمد، پيشتر علي را با سپاه كوچكي به سمت نجران ( نزديك يمن ) فرستاده بود تا جزيه و زكات و صدقات را بگيرد و بياورد . علي در راه بازگشت شتاب داشت تا به محمد در موسم حج برسد . لذا فرماندهي ديگر ،بر سپاه خود مقرر كرد و خود با سواري تيزپا به شتاب به مكه آمد و احرام بست و در قرباني كردن با محمد شريك شد.
جانشين او ، حله هاي يماني را كه با خود داشتند به سپاهيان پوشانيد . هنگامي كه سپاه او به نزديك مكه رسيد علي براي بازديد سپاه به آنجا رفت و حله ها را ديد . بر فرمانده خود خشمگين شد كه چرا چنين كرده او گفت : خواستم وقتي نزد محمد ميرسند آراسته باشند علي گفت" پيش از آنكه نزد محمد رسند ، حله ها را برگير" . سپاهيان با اين كار علي دلگير شدند و شكايت كردند البته دو كار ديگر هم بود كه مزيد بر علت شد و بعدا به آنها هم ميرسيم . شكايت به محمد رسيد . محمد گفت " اي مردم از علي شكايت نكنيد كه او در راه خدا خشونت به خرج ميدهد " تاريخ طبري برگ 1274 تا 1275
محمد در حين انجام مناسك حج سخنراني بلندي ايراد كرد كه اهم مطالب آنرا به خلاصه مياورم ، من چون توان نوشتن همه را نداشتم آنرا به تلخيص آوردم هر كس مايل است كامل آنرا بداند هر كتاب تاريخ اسلامي را كه باز كند و به بخش حج الوداع برود ميتواند انرا بخواند:
"اي مردم سخنان مرا بشنويد شايد پس از اين هرگز شما را نبينم. اي مردم بر شما حرام است خون يكديگر بريزيدو مال يكديگر برباييد ......... هر كس امانتي نزد اوست بايد به صاحبش بازگرداند و اگر ربا است آن ملغي شده ولي اصل سرمايه از آن شماست . نه ستم كنيد و نه مورد ستم قرار گيريد .خدا مقرر داشته كه ديگر رباخواري نخواهد بود. همه رباهايي كه از آن عباس بن عبدالمطلب است ملغي است . هر خوني كه در زمان جاهليت ريخته شده ، خونبها و انتقام آن ملغي است .........اي مردم تغيير دادن ماهاي حرام ،زياده در كفر است ........ آگاه باشيد كه زمان به همان هيئتي كه در روز آفرينش آسمانها و زمين داشته است ميچرخد. شمار ماهها نزد خداوند در روزي كه آسمان ه و زمين را آفريده در كتاب خدا 12 است...... اما اي مردم شما را بر زنانتان حقي است و آنان را بر شما حقي . اما حقي كه شما بر آنان داريد اين است كه بر فراش شما كسي را كه ناخوش داريد ، نياورند و بر آنان است كه مرتكب عمل زشت آشكاري نشوند. اگر چنين كردند خداوند به شما اجازت فرموده كه در بستر از آنان دوري گزينيد و آنان را بزنيد اما نه سخت و شديد اگر از آن كار دست بازداشتند بايد روزي و لباس آنان را چنانكه شايد بدهيد . به زنان نيكي كنيد ، زيرا ايشان چون اسيراني به دست شما هستند . مالك چيزي براي خود نيستند.و همانا شما آنان را چون امانت خدا گرفته ايد و فرج هاي آنان را با كلمه خدا بر خود حلال ساخته ايد. به هوش باشيد اي مردم سخن مرا بشنويد . من رسالت خويش را ادا كردم و در ميان شما چيزي گذاشتم كه اگر بدان چنگ زنيد هرگز گمراه نگرديد. كتاب خدا و سنت پيامبر او . اي مردم سخن مرا بشنويد و بدانيد هر مسلماني برادر مسلمان ديگر است و مسلمانان همه برادرند . بر هر كس از مال برادرش انقدر حلال است كه او خود آنرا به رضاي خاطر بخشيده باشد . پس بر خود ستم نكنيد . آيا من تبليغ رسالت خود كرده ام ؟ مردم گفتند آري پس پيامبر گفت :" بار خدايا شاهد باش " سپس پايين آمد و به مردم مناسك حج را خود آموزش داد و نام جايگاهها را برشمرد.
نقل از تاريخ طبري برگ 1276 و تاريخ ابن خلدون برگ 453
خوب در اين سخنراني بلند و طولاني كه به نوعي وصيت او بود او پيرامون دزدي ، امانتداري ، رباخواري ،خونبها ، تقويم سال ، ماههاي حرام و حتي حقوق زنان سخن گفت اما چيزي از جانشيني علي ،امري به اين اهميت ،نگفت . طبيعتا اگر محمد قصد تعيين جانشين داشت ، اينجا در مكه ، بهترين فرصت بود چرا كه همه مسلمين دور هم در يك مكان مقدس جمع بودند و براي تعيين جانشيني بهترين زمان ممكن بود ، نه اينكه چند روز بعد در راه بازگشت كه عده مسلمين كمتر شده اند اين كار را كند . اين بهترين دليل براي عدم تعيين علي به جانشيني محمد است .
در راه بازگشت به مدينه ، سه عملي كه علي در نجران صورت داده بود بين مسلمين دهان به دهان ميشد و شكايت از رفتار او بيشتر .نخست آنكه علي در يمن با كنيزي همبستر شده بود كه مال او نبود دوم آنكه اجازه استفاده از چهارپاياني كه به زكات داده شده بود ،را نداده بود و سومي هم كه باز پس گرفتن حله هاي يماني از سپاهيانش بود كه جانشين او انها را به سپاهيان بخشيده بود. هر لحظه شكايتها بيشتر ميشد و مردم پچ پچ كنان اين اخبار را به هم ميرسانند و رفتار علي را قضاوت ميكنند،تا بالاخره محمد در كنار غدير خم توقف ميكند و براي خواباندن شكايتها و براي اينكه دامنه اعتراضات به مدينه نرسد ،در هنگام نماز، همان جمله معروف را ميگويد . هر كس من ولي اويم علي هم ولي اوست . خدايا هر كس دوست اوست دوست بدار و هر كس دشمن اوست دشمن بدار" و به اين ترتيب ديگر هيچ كس از علي شكايتي نميكند و غائله را ميخواباند . ولي چرا حكايت غدير خم مانند بسياري از رويدادهاي زمان محمد در تمام كتب نيامده ؟ احتمالا اهميت چنداني نداشته .يك سوء برداشتي از رفتار علي شده و محمد هم آنرا بر طرف كرده . از تاريخ نويسان شيعه نزديك به زمان محمد همان يعقوبي آنرا نقل كرده و از كتابهاي اهل سنت" مُسند احمد ابن حنبل" و کتاب" البدایت و النهایت" ابن کثیر اين رويداد را ثبت كرده اند البته به آن كيفيتي كه در بالا ذكر شد و سايرين هيچ كدام اين روايات را نقل نكرده اند حتي ابن اثير كه شيعه بود و زمان نزديكي به محمد ميزيسته.
محمد درباره ابوبكر هم در هنگام مرگ گفته بود كه اگر اختيار داشتم دوستي جز خدا برگزينم ، ابوبكر را تنها دوست خود برميگزيدم و از آن پس او ابوبكر صديق نام گرفت . ابن خلدون برگ 457
به نگر شما سني ها هم ميتوانند به چنين جمله اي در مقابل غدير خم استناد كنند ؟ پاسخ اين است كه خير هيچكدام از اين دو جمله به معني خلافت و جانشيني محمد نيست.
خوب ببينيم آيا ساير رويدادها ، و اسناد چنين چيزي را تاييد ميكنند كه محمد قصد جانشيني علي را داشته يا به وارونه آنرا رد ميكنند
اول :به فرض درستي رويداد غدير خم، محمد با گفتن چنين جمله اي " هر كس من رهبر و امام اويم علي هم رهبر و امام اوست " در واقع علي را در رهبريت با خود شريك كرده ، از فردا علي نيز مانند محمد ميتوانست دستور و حكم بدهد و رهبري كند . يعني در آن واحد دو والي بر مسلمين گمارده است . چيزي در اين خطبه نيست كه نشان دهد محمد گفته باشد پس از مرگ او علي مولاي همه است . لازم نبود محمد امتش را در سر در گمی قرار دهد تا در بین شان نزاع بوجود آید چون هر چه باشد او از عالم غيب خبر داشت و محمد و خدا ميدانستند كه اينكار چه فتنه اي بر پا ميكند و چه تفرقه اي بين مسلمين مياندازد.
دوم: معني مولی طبق فرهنگ لاروس ج 2 برگ 1997 به معني، سید، آقا، ارباب، بنده، آزاد کننده، بنده آزاد شده، ولی نعمت، نعمت دهنده، شریک، پسر، پسر عمو، خواهر زاده، عمو، داماد نزدیک، قریب خویشاوند، پیرو و تابع است .
و اما چرا كلمه "ولي " را به معني ولايت و امامت و رهبري نميشناسند ؟ چون در آيات قرآن هيچكدام به معني ولايت و امامت و رهبري نيز بكار نرفته :
"إن أولی الناس بإبراهیم للذین اتبعوه وهذا النبی والذین امنوا والله ولی المومنین " "ولي "به هيچ عنوان ولي معني رهبر و امام و ولايت نميدهد چون معني اشتباهي خواهد شد و معني آن اين است " براستی کسانی به ابراهیم قریبتر و لایقتراند که از وی و این پیامبر (محمد) و ایمان آورندگان، پیروی میکنند و خداوند دوست مومنین است"
در ايات ديگر مانند سوره محمد آيه 11 و نیز در سوره دخان آیه 41 و چندین آیه دیگر که در همه مولی به معنای دوست است و مطلقاً به معنای خلیفه يا شبيه به آن بکار نرفته است.
سوم: اینکه محمد پس از قضیه غدیر خم در مدت بيماري كه منجر به مرگش شد ،و توان رفتن به مسجد را نداشت ابوبکر را به جای خود به مسجد فرستاد اگر او علی را جانشين كرده بود يقينا باید او را به مسجد می فرستاد تا پيشنماز گردد.تاريخ طبري 1324
چهارم: وقتي محمد رو به مرگ بود عباس عموي علي به علي گفت مرگ را در چهره محمد ميبيند . از او درباره خلافت پس از محمد پرسش كن و علي پاسخ داد كه اگر محمد آنرا به ما ندهد مردم هرگز آنرا به ما نخواهند داد براي همين من چنين پرسشي از او نميكنم . تاريخ طبري جلد 4 برگ 1321
اگر علی جانشين بود ،تقاضای عباس و پاسخ علي بیمورد خواهد بود
پنجم: گفتار و رفتار علي و فرزندانش
در نهج البلاغه خطبه (91) علی مقام وزارت را برای خود بكار ميبرد.
کسی که به امر خدا و رسول خلیفه شده باشد حق ندارد از امر خدا و رسول تخلف نماید.
در نهج البلاغه خطبه (37) علی می گويد:من به موجب عهد و میثاقی که در گردن داشتم، با خلفا بیعت کردم.
کسی که خودش خلیفه است، چگونه برای بیعت با دیگران عهد و میثاق می بندد. اعتراف به عهد و میثاق برای بیعت با دیگران دلیل روشنی است بر اینکه حضرت علی دارای مقام خلافت نبوده و موضوع غدیر خم ارتباطی با امر خلافت نداشته است.
او با دختران خلفاي پيش از خود پيوند زناشويي انجام داد و به آنها نيز دختر داد . او نام سه فرزند ديگر خود را كه از فاطمه نبودند عمر و عثمان و ابوبكر قرار داد .(تاريخ يعقوبي جلد 2 برگ 23) آشكار است که انسان فرزند خود را به نام های محبوب و پسندیده و با نامهای کسانی که آنها را الگو و نمونه می داند نامگذاری می کند نه كساني كه حق كشي كرده و احيانا ظالم هستند
علي و حسن (حسين هم اندكي) از خلفاي وقت مقرري دريافت ميكرده اند .علي خود خزانه دار عثمان بود و عقيده داشت فقير و غني ميبايست به يك اندازه از بيت المال سهم داشته باشند . درست است كه اين پول از خزانه و بيت المال به مسلمين پرداخت ميشد اما اگر اينان امامان و خلفاي برحقي بودند ميتوانستند با عدم دريافت پول از خليفه اعتراض خود را نشان دهند .
ششم : اگر چنين جمله اي با چنين هدفي گفته شده باشد جالب است که چرا در اجتماع سقیفه کسی از مهاجر و انصار سخنی از حدیث غدیر با وجود مسلم آن به میان نیاورده است. بين سقيفه بني ساعده و غدير خم 4 ماه فاصله بود مگر ميشود بين اينهمه آدم ،جملگي غدير خم را فراموش كرده باشند يا اينكه همگان مرتد شده و حكم محمد را ناديده بگيرند . حتي يك تن هم در آن ماجرا به اعتراض از حق كشي و ناعدالتي در حق علي بلند نشد
هفتم: اینکه اگر مقصود پیامبر از تشکیل غدیر خم ابلاغ خلافت علی بود ، چون خدا به او امر كرده بود (بلغ ما أنزل إلیک) واجب بود صریحاً بگويد علی خلیفه و جانشین من است،نه آنكه علي مولا است يا علي ستون خیمه اسلام است ، همانگونه كه خود يكبار در فتح مكه گفته بود ایما و اشاره شایسته رسول نیست، در صورتی که خدا او را اطمینان داده (و الله یعصمک من الناس) با این اطمینان واجب بود همان طور که احکام نماز، روزه، زکات، حج و جهاد را آشكارا ابلاغ كرده خلافت علی هم ابلاغ كند که مردم دچار شک و تردید نشوند و گمراه نگردند.
هشتم: اینکه اگر علی به امر خدا و رسول، خلیفه شد، چرا از امر خدا و رسول تخلف نمود. و همه جا از قبول خلافت گریزان بود و وزارت را بر خلافت ترجیح می داد. او پس از مرگ عثمان هم خلافت را قبول نكرد و تنها پس از تحديد شدن به مرگ آنرا پذيرفت. در روايات مورد قبول شيعه هم هست كه علي با اكراه و اصرار خلافت را پذيرفت
نهم: استناد شيعه به ايه ولايت سوره مائده آيه 67
ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت نازل شده است به طور کامل به مردم برسان و اگر نکنی رسالت او را انجام ندادهای و خداوند تو را از خطرهای مردم نگاه میدارد و خداوند کافران لجوج را هدایت نمیکند
آیا خود علی واقف به آن آیات و احادیث بود؟ یا نبود و معنای آنها را نمی دانست؟ یا بر خلاف قرآن و سخن رسول از قبول خلافت تخلف ورزیده و از امر خدا و رسول تخطی کرد؟ يعني او متظاهر و دروغگو بوده ؟ و در راه گرفتن حق ، قيام نكرد يا از بارگاه خلافت دور نشد . چگونه است كه وقتي نوبت به حسين ميرسد حق گرفتني است و در راه آن بايد جان داد اما وقتي نوبت علي ميشود گرفتن حق در هاله اي از ابهام مفقود ميشود؟ محمد بدون ترس از كشته شدن بين آنهمه مشرك نبوت خود را علني كرد اما علي بين انبوه مسلمين از چه هراس داشت؟ اگر او همانگونه بود كه ميگويند نترس ، شجاع ، دلاور ، ظالم ستيز ،پس علی از امر خدا و رسول سرکشی نمی کند، علی ترک واجب نمی کند، از بشر نمی ترسد، علی از بذل جان نمی هراسد، علي زیر بار ظلم نمی رود، علی با ظالم بیعت نمی کند، علی 25 سال پشت سر ظالم نماز نمی خواند، علی دختر خود را به ظالم نمی دهد، علی وزیر ظالم نمی شود، علی از ظالم حقوق سالیانه قبول نمی کند، علی از ظالم تمجید نمی کند. او در دوران خلافت خود در سه جنگ بزرگ با مسلمين كه منجر به مرگ بسياري از صحابه و ياران محمد شد ، نشان داد كه علی آتش پیکار را بر تحمل ننگ و عار ترجیح می دهد و هيچ چيز جلودارش نيست، پس چگونه است كه 25 سال دم بر نميزند؟
اما اين رويدادها رخ داده پس يا علي آنگونه نيست كه ميگويند در نتيجه معصوم نيست و يا آنگونه هست كه ميگويند ،اما ظلم و حق كشي در اين ميان وجود نداشته است.
ضمن آنكه اين آيه چند سال قبل از غدير خم نازل شده بود و ارتباطي هم با غدير خم ندارد. محمد در آخرين خطابه خود گفت كه رسالت را بر مردم تمام كرده ، و خدا را گواه گرفت دور از ذهن است كه پس از ان دوباره ايه اي نازل شود. اگر فرض هم كنيم كه اينگونه بوده و محمد مامور به معرفي علي بوده عطف به همين ايه محمد مامور ميشود كه دستور خدا را كامل و اشكار ( بليغ ) به مردم برساند اما با فرض واقعه غدير خم محمد قادر به انجام ابنكار نشد ، چون گفته او واضح و آشكار و بلبغ نبود و مردم به فاصله چند ماه آنچنان به گمرايه افتادند كه هنوز هم ادمه دارد .
دهم: اگر علی مخالف حکومت خلفا می بود وزیر و همکار آنها نمی گردید. در کتاب تاریخ ابن اثیر ج 3 ص 55 نقل شده که علی بهترین مشاور و خیرخواه عمر و قاضی توانا و حکیمی برای مسائل پیچیده بود. عمر هرگاه به جنگ يا خارج از مدينه ميرفت علي را بجاي خود ميگمارد .
يازدهم: اگر علی نسبت به عمر سوء نیتی می داشت یا قلباً از او ناراضی بود و او را غاصب حق خود می دانست، همواره منتظر فرصتی برای اعاده حق خود می شد و برای غاصب حق خود از این فرصت طلایی استفاده می کرد آنجا که عمر از علی مشاوره ای در مورد رفتن برای جنگ با رومیان خواست. او راهنمایی می کرد که شخصاً به میدان نبرد برود تا در آنجا کشته شود. و زمینه برای خلافت وی فراهم آید در حاليكه او هميشه به گونه اي عمر را مشاوره ميداد كه جانش حفظ شود
دوازدهم: به حسن مثنی نوه علی گفته شد آیا در حدیث: "من کنت مولاه فعلی مولاه» امامت (خلافت) علی تصریح نشده است؟ گفت: "أما والله لو یعنی النبی بذلک الإمارة والسلطان لأفصح لهم به فإن رسول الله کان أفصح الناس للمسلمین ولقال لهم: یا أیها الناس هذا ولی أمری والقائم علیکم بعدی فاسمعوا له وأطیعوا ما کان من هذا الشیء فو الله لئن کان الله ورسوله اختار علیاً لهذالأمر ثم ترک علی أمر الله ورسوله لکان علی أعظم الناس خطیئة». یعنی: "قسم به خدا اگر منظور رسول الله از این جمله یا خطبه امارت یا حکومت می بود، صاف و واضح بیان می کردند چرا که خیر خواهتر از رسول الله برای مسلمانان كسي نیست و واضح به آنان می فرمودند: ای مردم این شخص بعد از من حاکم و سرپرست شما خواهد بود به حرفش گوش کنید و از او اطاعت کنید. اما چنین حرفی زده نشد. قسم بالله اگر علی برگزیده الله و رسول برای امامت (خلافت بلافصل) می بود و آنگاه علی اگر حکم الله و رسول را نادیده می گرفت خطاکارترین مردم به شمار می آمد".
شافعي برگ 48
ذکره ایضا محب الدین الخطیب فی حاشیه العواصم من القواسم برگ 168
العلامه آلوسی فی روح المعانی جلد 6 برگ 195
از این دلایل روشن می شود که قضیه غدیر خم در صورت وجود ،به هیچ وجه ارتباطی با امر خلافت نداشته و مقصود محمد فقط ترغیب ولایت و دوستی علی بوده که خشم و سوء ظن فاتحین یمن رفع و تبدیل به حسن ظن شود.
بدرود
اجتماعی، فرهنگی، علمی و هنری از شخصی به شخصی دیگر و از نسلی به
نسل دیگر، راه اندازی شده است.
baraye didane in email be surate farsi mitavanid az yeki
az do rahe zir estefade konin:
1-Right clik>Encoding>More>Unicode (UTF-8)
2-Right clik>Encoding>More>Arabic (windows)
اگر این مطلب از طرف دوستان برای شما بازفرست شده است
می توانید در صورت تمایل در این یاهوگروه به نشانی اینترنتی
http://groups.yahoo.com/group/AndisheyeNik
وآدرس ایمیل andisheyenik@yahoogroups.com
،عضو شوید تا همه مطالب فرهنگی و اندیشه ای گروه را دریافت نمایید
لطفا در نظر داشته باشید که مطالب ارسالی از طرف صاحبان اندیشه با نگرشها
و سلیقه های گوناگون را به معنای خط مشی این یاهوگروه قلمداد نکنیم.
شاگردی دقیق، آموزگاری شریف و پرستاری مهربان برای (اندیشه) هم باشیم و بمانیم
مدیریت اندیشه نیک
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر