428The_Godfather_II_2The%20Godfather273TheGodfather2020305The_Godfather_II_1

Go English

پنجشنبه، آذر ۰۴، ۱۳۸۹

RE: SV: SV: SV: -- AndisheyeNik -- كدام خدا يا دين

 



                   

                   

                   

در راه تقسیم حقّ و حقوق قانونی مردم و عدالت در کشور،  تقلّب یک خطای کبیره است و متقلبین و مجریان، افرادی ضدّ قانون و خطاکارند


درود به دوست همشعار اندیشه نیک

سپاس از توجّه و ارتباط شما جهت روشن نمودن دلیل کاربری  بحث متین  در مطلب قبلی خودم.  جهت حضور ذهن دیگر دوستان نیز، با اجازه شما جمله مورد نظر را عیناٌ از ایمیل تذکّر دوستانه شما به این پاسخ جدید (فقط در این باره) منتقل و در ادامه درباره آن شرح میدهم.  جمله مربوطه در زیر با رنگ زرد مشخّص شده است

 

دوّماٌ: اشاره نمودن به خدای تازه و جان تازه و غیره را میتوان در یک نظریه گنجاند ولی نه در یک بحث متین، چون بایستی در ابتدا خدا را شناخت که چه نیروئی هست و بعد روی تفاوت قدیمی و یا جدید بودن آن بحث کرد

    
اسم صفت های مختلف برای واژه بحث مانند سبُک، معمولی، سنگین، عمیق، عاقلانه، منطقی، سطحی و غیره بکار گرفته میشود.  از نظر بنده در این مبحث، متین یعنی سنگین و باوقار و عمیق.   مخلوط این دو واژه با یکدیگر بعنوان صفت مبیّن واژه بحث، واژه متین است که با هم میشوند بحث متین.  بنده واژه متین را بجای مجموعه (سنگین) + (با وقار) + ( عمیق و با ریشه) بکار میبرم چون ساده تر است، و بعضی از هموطنان مانند بنده را از دیدن اخطار سنگین بودن بحث، نمیراند.   شما حقّ دارید که این نظریه شخصی و خارج از طیف متعارف را نپذیرید چون امکان دارد که ایجاد اشکال و یا تأخیر در درک مطالب بنماید.  در حاشیه باید عرض کنم که گاهی ناخود آگاه من چنین اشتباهاتی را مرتکب میشوم و ضمن پوزش، سعی میکنم که اتفاق نیفتد.  امیدوارم این توضیح مختصر، عذر مرا موجّه نموده باشد.  پاینده و پیروز باشید   توس 
 



Date: Wed, 24 Nov 2010 07:01:57 -0800
From: haideh22@yahoo.com
Subject: SV: SV: SV: -- AndisheyeNik -- كدام خدا يا دين
To: chalangoo@hotmail.com
CC: andisheyenik@yahoogroups.com; saeedsun114@yahoo.com

 
درود

ضمن سپاس و قدردانی از بابت صرف وقت و نیرو در به قلم آوردن و به اشتراک گذاشتن نظرات ارزنده ی شما بزرگوار با دوستان همگروه خود، به اطلاع شما میرسانم که پیام شما را دریافت و مطالعه کردم و از نکات مفید و ارزنده ی آن بهره مند شدم، ولی‌ دقیقا متوجه منظور شما از بیان "ولی‌ نه در یک بحث متین" در عبارت زیر نشدم. دیگر بحث متین چیست و بحث غیرمتین چیست؟!

به هر صورت، در رابطه با شناخت خداوند که فرموده بودید قبل از بحث کردن بر روی تفاوت قدیمی‌ و یا جدید بودن آن، ابتدا باید خداوند را شناخت که چه نیرویی است؛ من با اجازه ی دوستان در این زمینه پیشقدم میشوم و امیدوارم دوستان دیگرمان نیز در به اشتراک گذاشتن دانش و آگاهی خود، ما را بی‌ نصیب نگذارند.

همانطور که مطلع هستید متن زیر تکراری است، ولی‌ همیشه در ادامه ی هر تکراری شناخت حاصل میگردد. 

در ضمن  قصد و هدف من از ارائه ی نظرات و به اشتراک گذاشتن اندیشه های خود، تبلیغ نوعی عقیده و یا مرام خاصی‌ نیست، بلکه همانگونه که انسانهای ارزشمندی چون شما، با انتقال دانش و آگاهی‌ خود در من ایجاد حرکت و تحول فکری نموده اند، لااقل با انتقال امواج آن به دیگر انسانها ، توانسته باشم  دِین خود را نسبت به بشریت ادا کرده باشم. چرا که این روند همیشه در بین انسانها بوده و همچنان ادامه خواهد داشت.  

با سپاس از وجود و حضور خوب همگی‌ شما شخصیت های محترم و ارزشمند گروه اندیشه

هایده

 

 
 



" پدیدهٔ خلقت " 



خداوند انرژی خالص و نیروی مطلق است. انرژی خالص به مثابه پیکر خداوند و نیروی مطلق به مثابه روح خداوند است. خداوند نیروی حیات است. همان نیرویی که در کل کائنات موجود است و سبب حرکت آن میگردد. همان نیرویی که اجرام و پیکرهای آسمانی را در فضا نگاه میدارد. همان نیروی حیاتی‌ که در درون تک تک سلولهای پیکر هر جنبنده ای موجود است و موجب بقای آنان میگردد. ماهیت این نیروی حیات، آگاهی‌ و عشق مطلق است و طبیعت این عشق، آزادی است. انرژی خالص دارای شعور و آگاهی است. 

قبل از پدیده ی خلقت خداوند به شکوه و عظمت ذات هستی مطلق خویش آگاه بود، ولی‌ می‌خواست علم و دانش ذات هستی مطلق خویش را تجربه نماید. خداوند در کتاب Tomorrow's God نوشته ی نیل دونالد والش میفرماید:

" گنجینه ‌ای گرانبها بودم که می‌خواستم شناخته شوم " از اینرو اندیشه ی خلقت شکل گرفت و خداوند از ذوق اندیشه ی خود به انفجار در آمد - پدیدهٔ بیگ بنگ رخ داد. در این انفجار بود که جزٔ از کل جدا گشت بدون آنکه در کل بودن کل، کمیّ حاصل گردد. در این انفجار انرژی خالص / آگاهی از پیکر کل جدا گشت اما رابطه آن با کل قطع نشد چون انرژی خالص / آگاهی - روح - بدون وجود نیروی حیات - خداوند - قادر به "بودن" نخواهد بود. خداوند آن نیروی حیاتی است که در مرکز هسته ی وجودی روح انسانها - انرژی خالص - موجود است. 

از اینرو مطمئناً فهمی‌ برای اصطلاح " حرکت دهندهٔ بی‌ حرکت " خواهیم داشت. خداوند نیروی موجود در انرژی است که سبب حرکت آن میگردد. انرژی بدون داشتن نیرو قادر به حرکت کردن نخواهد بود. 

پس ازلحظه جدایی جزٔ از کل، همه‌ی‌‌ تلاش انسانها در حرکت خود - چه آگاهانه و چه نا‌آگاهانه - در باز گشت به سوی اصل خود بوده است. به عبارتی دیگر تلاشی مجدد در ملحق شدن جز به کل بوده است.  

خداوند طبق خواسته ‌ای که داشت، " گنجینه ‌ای گرانبها بودم که می‌خواستم شناخته شوم "  خود را "در انسان" و "از طریق انسان" وه عنوان انسان" تجربه می نماید. از اینرو دانش خداوند در آگاهی انسان و صفات خداوند - به شکل غریزه - در وجود انسان نهاده شده است. 

زمانی‌ که‌ روح برای تجربه ی خود وارد دنیای مجازی میگردد طبق برنامه ی آفرینش خداوند، حافظه ی خود را فراموش میکند - خود واقعی اش را فراموش میکند. حال انسان به عنوان موجودی که حافظه ی خود واقعی‌ خود را فراموش کرده است، باید با داده‌ های محدود خود بتواند خود واقعی خود را کشف و مجددا خلق نماید. از جمله داده‌ های محدود او حافظه ی ذهن او است که توسط حواس پنجگانه کنترل و تغذیه می گردد. هر شناختی‌ که انسان از محیط پیرامون خود و از من غیر واقعی‌ خود کسب میکند در حافظه ی ذهن او ضبط می گردد. 

خداوند در کتاب Tomorrow's God میفرماید: 

اگر سطح آگاهی ذهن خود را با آگاهی ضمیر نا‌خودآگاه خود که در سطح سلولی جسم قرار دارد، ارتباط  دهیم و با ارتقا دادن این دو سطح از آگاهی‌ بتوانیم آن دو را با سطح آگاهی‌ برترمان - حافظه ی روح - یکی‌ نماییم از اتحاد این سه سطح از آگاهی‌، سطح آگاهی‌ چهارمی پدید می‌‌آید که توسط آن میتوان با آگاهی‌ کیهانی در ارتباط بود.

 



 
 
--- Den 2010-11-24 skrev TOSEE ornottosee <chalangoo@hotmail.com>
 


                   

                   

                   

در راه تقسیم حقّ و حقوق قانونی مردم و عدالت در کشور،  تقلّب یک خطای کبیره است و متقلبین و مجریان، افرادی ضدّ قانون و خطاکارند



چه لذّت بخش است آغازی با درود، ادامه ای با حرمت و خاتمه ای با آرزوی پایداری و پیروزی برای یکدیگر.  این روش ما خواهد بود در بحث های دوستانه با همراهی گروه اندیشه نیک، و پیروان شعارش که برای رواج افکار مثبت و نتیجه گیری بی منّت، با نگارش کلام خود برای زندگی بهتر تلاش میکنند.اا

 

درود به دوست عزیزی که سؤال خویشتن را ساده تر نموده و آن را  به شکل جدیدتری یعنی «کدام خدا؟ یا کدام دین؟» مجدداٌ مطرح نمودند.   سؤال ایشان در ابتدا «کدام خدا یا دین» بود که نظر خودم را دادم.  اکنون و پس از مرمّت به شکل جدید تری مطرح شده است.   در ابتدا، سؤال همانند یک پرسش محترمانه در سالن غذاخوری مدارس بود که «کدام سیب یا گلابی» و حال به شکل  «کدام سیب؟ یا کدام گلابی؟» میباشد.  یعنی کدام یک را از مجموع میل دارید. فرق این دو باهم همانند نیمرو دموکراسی و خاگینه دموکراسی است.   بدین ترتیب که مقدار نسبتاٌ محسوسی زمینه بحث را به سوی دموکراسی بیشتر متمایل کرده اند زیرا در هر لقمه ای از خاگینه، هرکسی مخلوطی را به تناسب از سفیده و زرده تخم مرغ از بحث بهره خواهد گرفت.  در ضمن، سؤال از آن حالت بخصوص که بعضی از دوَل گذشته و حال طرح کردند، که اگر باما نیستی، ما را ترک کن!  بیرون آمد.   اکنون سؤال در شکل (با پوزش) یک هزارپا میماند که بگوید پیدا کنید کدام مچ پایم پیچ خورده است؟  بدین ترتیب ما دانش آموزان یتیم، بایستی راجع به انواع خدا و یا انواع دین ابتدا «پی.اچ.دی» بگیریم تا بتوانیم نظراتمان را خارج از سطل بایگانی نگاهداریم.   درضمن، بنده  در پاسخ قبلی خود توجه داشتم که خواندن  صورت مسئله به طور کامل همیشه و چندبار لازم است، تا نتیجه درست داده شود، بدون آنکه درباره چگونگی کاربری چهار عمل اصلی شرحی منظور کنم.  بنده هم به همان ترتیب عمل کرده بودم ولی برای رضایت خاطر دوستمان، شاید عسل طبیعی را هم گاهی باید برای اطمینان خاطر در جلوی نور آفتاب میل کرد.اا 

 

  درباره طرح جدید سؤال که به شکل «کدام خدا؟ یا کدام دین؟» ظاهر شده است، باید بگویم که اگر مقصود از خدا، «خالق هستی» میباشد، ( اعم از شکلی  ساده و یا مرکّب،  همانند ساختار چشم  انسان و یا چشم مگس) بنظر بنده فقط یک خالق وجود دارد، پس بحث کردن بر روی موضوع کدام خدا؟  آنهم فقط بر اساس تصوّرات انواع بشر، از حیطه سواد بنده خارج است و مطالعه عمیق ندارم که اظهار نظر کنم.   در مورد دین نیز سواد بنده قد نمیدهد که بگویم کدام دین و چرا؟   بنظر من مایحتاج ابتدائی این بحث را اکثراٌ میدانند از جمله بنده، امّا درباره خداهای تصوّری، که زائیده تصوّرات دین های مختلف  و پیروان گوناگون آنان است، بنده چندان آگاه نیستم و به همان دلیل، عدم شرکتم در بحثی این چنینی را روی میکنم.  بنده قویاٌ اعتقاد دارم که بایستی آب و خاکی فراهم بیاریم تا که گِل درست کنیم و خشت بزنیم، ولی اگر خشت اوّل را کج بگذاریم، دیوار هرچه بالاتر رود خطر ریختنش بیشتر خواهد شد، و آبروی خشت زن میریزد.   من یک ایرانی هستم که مسلمان و شیعه پا به عرصه وجود گذاردم.  امیدوارم روزی ثابت شود که اگر افکار من «ها» را آزاد بگذارند، در هر دینی که باشیم، استعداد و توانائی درخشیدن در راه آزادی و دموکراسی را در جهان آزاد داریم.اا 

 

در پاسخ به دوست محترم با فروتنی عرض می کنم که چند سال قبل، دوستی در مورد «نقش خدا در دین» یک بحث انتقادی را برایم فرستاد و نظر مرا خواست.  به او پاسخ دادم که

 اولاٌ: تا آنجا که من فهمیدم، آن مطلب یک نظریه هست و برای تبدیل یک نظریه به بحث، بایستی مبانی لازم را تا میتوان مستند و یا قابل قبول درج نمود که عمدتاٌ مبتنی بر حدس و احساس نباشد، چون در این صورت مطلب تبدیل میشود به احساس نگاری، که برای شناسائی یک فرد بدرد میخورد، نه برای مرور فرهنگ یک اجتماع.اا

   دوّماٌ: اشاره نمودن به خدای تازه و جان تازه و غیره را میتوان در یک نظریه گنجاند ولی نه در یک بحث متین، چون بایستی در ابتدا خدا را شناخت که چه نیروئی هست و بعد روی تفاوت قدیمی و یا جدید بودن آن بحث کرد.  به سادگی امکان دارد که دانش ما کافی نباشد که امروزه خدا (خالق) را با استفاده از احساس پنجگانه خود بشناسیم، ولی آیا منکر وجود حسّ ششم هم میتوان شد؟  البته که نه، چون قسمتی از حسّ ششم ما هست که بر اساس نیاز بشر، ادیان و خدایان متفاوت را میسازد.اا  

سوّماٌ: قسمت دیگر یعنی «جان» است که آنهم تازه و کهنه یا پیر و جوان ندارد و تا وقتیکه بدن شرایط حفظ «جان» را دارد، آن هم با بدن میماند.  بنظر من ما همگی بدن های با جان و بدن های بیجان را دیده ایم، ولی جان بی بدن را ندیده ایم.  فرض کنید که این همان خالق است که فرضاٌ ما بدنش را نمی بینیم امّا تمام اثرات هستی هر موجود زنده ای را در شکل یک سلول و یا هسته که برنامه ریزی و ساخته شده است را قبول داریم.اا

  

ما هنوز دانش شناخت کامل دیدن خدا (خالق) را نداریم، ولی این ما هستیم که او را نمی بینیم، نه آنکه وجود ندارد.  منکر وجود اثرات خدا نمیتوان شد، همانطور که گاز هلیوم را نمیتوان دید ولی منکر وجودش نمیتوان شد. اگر میزان دانش عمومی در دویست سال قبل را با امروز مقایسه کنید، متوجّه میشوید که دستاورد بشریت تغییر کرده است ولی «خالق و خلقت» همانست که بود و طبیعت هم بهمان شکل به حیات خود ادامه میدهد.   بنده متصوّرم که افزایش میزان درصد اندیشمندان و دانشمندان، روزی دانش بشریت را به نقطه ای میرساند، که برای قبول منطق اجتماعی و خالق، دیگر اسلحه و زور لازم نخواهد بود.اا

 

آرزو میشود که در طرح سؤالات مورد بحث دقّت بیشتری بنمائیم تا دوستان را برای تصویر مدار ذهنی خود تشویق کنیم و خارج از مداری فیلسوفانه به درک فلسفه های فلاسفه بزرگ نزدیکتر کنیم.  پیروز باد پایداری و روشنگری در آرمان دوستی،   توس   


__._,_.___
Recent Activity:
یاهو گروه انديشه نیک برای تبادل اندیشه و انتقال مطالب آموزنده

اجتماعی، فرهنگی، علمی و هنری از شخصی به شخصی دیگر و از نسلی به

نسل دیگر، راه اندازی شده است.


baraye didane in email be surate farsi mitavanid az yeki
az do rahe zir estefade konin:

1-Right clik>Encoding>More>Unicode (UTF-8)
2-Right clik>Encoding>More>Arabic (windows)

اگر این مطلب از طرف دوستان برای شما بازفرست شده است

می توانید در صورت تمایل در این یاهوگروه به نشانی اینترنتی

http://groups.yahoo.com/group/AndisheyeNik

وآدرس ایمیل andisheyenik@yahoogroups.com

،عضو شوید تا همه مطالب فرهنگی و اندیشه ای گروه را دریافت نمایید

لطفا در نظر داشته باشید که مطالب ارسالی از طرف صاحبان اندیشه با نگرشها

و سلیقه های گوناگون را به معنای خط مشی این یاهوگروه قلمداد نکنیم.

شاگردی دقیق، آموزگاری شریف و پرستاری مهربان برای (اندیشه) هم باشیم و بمانیم

مدیریت اندیشه نیک
MARKETPLACE

Stay on top of your group activity without leaving the page you're on - Get the Yahoo! Toolbar now.


Hobbies & Activities Zone: Find others who share your passions! Explore new interests.


Get great advice about dogs and cats. Visit the Dog & Cat Answers Center.

.

__,_._,___

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

CopyRight © 2006 - 2010 , GODFATHER BAND - First Iranian News Portal , All Rights Reserved