در راه تقسیم حقّ و حقوق قانونی مردم و عدالت در کشور، تقلّب یک خطای کبیره است و متقلبین و مجریان، افرادی ضدّ قانون و خطاکارند
درود به هموطنان محترم و شکوفه های شاداب افکارشان
همراه با تذکّری دوستانه درباره قیچی کردن گلهای معرفت افکار، که با عطر و رنگ و نمای مختلف در ذهن اندیشمندان دیروز و امروز جامعه فرهنگ نیمه آزاد ما جای داشته و دارد. چیدن گُلهای افکار از باغچه پرگل جامعه خطاست، چه بمنظور حفظ یک گل زیبا و یا حذف یک گل نازیبا صورت گرفته باشد. هدف آنستکه توازن زیبائی باغچه افکار و فرهنگ سرزمین مان را در حدّ اعتدال نسبی یک جامعه انسانی و نیمه آزاد، نگهداری کنیم، و گهگاهی با مرور مجدد از آن غلط گیری اجتماعی و شورائی نمائیم تا وقتیکه اندیشمندان و مردم جامعه راضی باشند که با آن زندگی کنند. در طول عمریک فصل، برای چیدن گلهای زیبائی که برای اهدافی ارزنده ترباشد و یا چیدن گلهای نازیبا که بعلّت عدم داشتن ارزش اجتماعی باشد، ما بایستی آگاهانه دست به قیچی کردن افکار بزنیم، چه برای حفظ یا حذف. برای رعایت این منظور، از دردسترس بودن گروه اندیشه نیک برای انعکاس نظریات خودمان بعنوان شورا استفاده کنیم. بایستی توجّه داشت که گروه اندیشه نیک، ایرانی هستند و پیرو شعاراعلام شده خود می باشند که در برداشتن قدم های مثبت در جامعه ای با فرهنگ و نیمه آزاد بسیار مناسب است
تا این زمان، گروه اندیشه نیک در این باب که بنده مختصر شرکتی داشته ام، مطالبم را بدون دستکاری منتشر نموده اند. رعایت این موضوع کفایت میکند که گروه اندیشه نیک و هموطنان در راه بهتر حلّ کردن مشکلات اجتماعی دست در دست همدیگر داشته باشند، البته تا وقتیکه دربیان نظریات خود، حفظ حرمت یکدیگر را بنمائیم. بنده عضو این گروه نیستم و احدی را هم بجز چند تا نام اینترنتی نمیشناسم، ولی عطر شخصیت ایرانی و انسانی توأم با دانش به مشام افکارم میرسد. ما بایستی از این فرصت با صمیمیت و احترام استقبال کنیم و سعی کنیم حدّ اقل برای یک مرتبه هم که شده، نظری صادقانه به باغچه های افکار مناطق مختلف وطنمان بیندازیم و گلهای زیبا و نازیبای معرفت مناطق مختلف سرزمین مان را شناسائی، بررسی، و بر پایه ای مستدل، به جامعه سرزمین خود معرفی و درباره آنها نظرمان را بگوئیم. درباره گلهای معرفت در باغچه ها میتوان نظریه داد و اگر آزادی نسبی در بیان، رعایت گردد، عطر دموکراسی نیز استنشاق خواهد شد. هدف مقایسه کردن و نشان دادن خوب یا بهتر، بدون آمیخته کردن با هتک حرمت است. بایستی با زبانی ساده موضوع رامطرح کرد تا نظر کم سوادان هموطن را نیز جلب کند که از انشاء ما خسته نشوند
از نظر بنده واژه الله یک کلمه ایست در زبان تازی که قبل از اسلام نیز وجود داشته چون نام پدر پیام آور اسلام قبل از ظهوراسلام عبدالله بوده است که ترجمه آن میشود بنده یا غلام خدا. درباره خودِ کلمه بنده فکر میکنم که یا نوشتن کلمه الله غلط است و یا تلفّظ آن. چرا که تشدید در زیرعلامت الف غایب بر روی دو تا حرف « ل» گذارده میشود، در حالیکه در نوشتن دوتا لام دارد و در تلفظ هم فقط دوتا لام گفته میشود و احتیاج به تشدید ندارد. اگر کلمه الّه است، که نوشتن و تلفّظ آن کلمه هردو درست است. اگر به ابتدای آن ال اضافه شده آنوقت مرکّب آن میشود ال الّه و سرهم آن میشود الالّه و با حذف الف دوّم میشود اللّه که در این شکل تلفّظ آن غلط است، چون با دو تا لام و یک تشدید تلفّظ میشود اللله و اگر این کلمه نشان و یا یک علامت است برای یک نام مخصوص و با تلفّظی مخصوص در زبان تازی، در اینصورت میتوان فهمید که موضوع از چه قرار است. لطفاٌ بخاطر داشته باشید که زبان مادری بنده پارسی و یا به عربی، فارسی است. در مجموع متوجه شده ام که خدا در زبان تازی، الله است با مختصّات منتخب اسلام تازی که با مختصّات خدا در زبان و فرهنگ مادری بنده متفاوت است و میخواهند مرا میزان کنند تا تفاوت را قبول نمایم و خدا را از دید تازی بشناسم و بهمین جهت مرتباٌ سعی میکنم که والذالین! یا والضالین! را مانند تازیان تلفّظ کنم در حالیکه نمیدانم یعنی چه
چگونه در زبان متعارف فارسی! کلمه ایست سؤالی و یا پاسخ طلب و یا شرح و تفسیر طلب در زمینه های چطوری و چه جوری و غیره و اگر بدون علامت سؤال بکار برده شود، واژه چگونه درباره چگونگی کلمه الله طرح شده است، که به اختصار در بالا شرح داده شد. امّا اگر راجع به چگونگی صفات الله مطرح شده است. لطفاٌ خود را برای یک شرح و بحث ساده و متین و نسبتاٌ طولانی در آینده آماده بفرمائید تا از دید تازی و فارسی، تفاوت ها را عمیقاٌ با هم بررسی کنیم. در خاتمه مطلب امروز بایستی تأکید کنم که دوستان بایستی سعی کنند که مطالب را همه فهم بنویسند و اگر در این باره تذکری دریافت کردند با خوشروئی یک ایرانی اصیل آنرا پاسخ دهند. پایدار و خشنود باشید توس
To: arash_aram48@yahoo.com
CC: andisheyenik@yahoogroups.com
From: haideh22@yahoo.com
Date: Thu, 25 Nov 2010 12:08:18 -0800
Subject: SV: SV: -- AndisheyeNik -- چگونه الله �
نهضت جنبش آزادی روح
بشر اکنون به مرحله ای از رشد فکری و تکاملی خود رسیده است که دیگر دانش محدود دیروزی او با ارزشهای اخلاقی پایه ای و ابتدایی، پاسخگوی نیازهای وسیع و نا محدود او نمیباشد. از اینرو بزودی تغییرات و تحولات عظیمی در تاریخ تکاملی فکری بشری رخ خواهد داد که در آن پایههای فکری و اعتقادی بشریت زیر سوال خواهد رفت.
در آغاز این عصر نوین، بشر خود را از تمامی ارزشها و معیارهای غلط اخلاقی، اجتماعی و معنوی خود که در طول دوران بشریت از طریق جوامع گوناگون، فرهنگ و سنن مختلف، مذاهب گوناگون و سیاستها و حکومتهای مختلف حاکم بر جهان بر او تحمیل گشته است، رها ساخته و در جستجوی کشف خود واقعی خود خواهد بود. که در کتابهای " گفتگو با خدا " - نوشته ی نیل دونالد والش - از آن به عنوان " نهضت جنبش آزادی روح " نام برده شده است.
در کتاب " آینده ی طلائی " - نقل از اوشو - در این باره نیز به طور مفصل شرح داده شده است که در آیندهای نه چندان دورهمه ی حکومتهای دیکتاتوری حاکم بر ملل جهان برچیده خواهند شد و سیاستمداران و روحانی نمایان از راس قدرت بر کنار شده و به انتخاب تودههای مردم، روشنفکران و دانشمندان آگاه اداره ی امور ملل جهان را برعهده خواهند گرفت.
آینده ی طلائی سرآغاز عصر جدیدی از دوران تکاملی بشریت خواهد بود که در آن حکومت جهانی واحد، بشریت واحد، معنویت واحد و اقتصاد جهانی واحد بر پا خواهد شد. که در واقع این تغییرات و تحولات جهانی، بزرگترین انقلابی خواهد بود که بشر در طول پیدایش خود شاهد آن بوده است.
نقدی که بر صفات خداوند شده نشان از آن دارد که نویسنده متن را از جایی کپی کرده و هیچ تفکری بر روی آن نکرده چون بعضی مواردش واقعا جوابهایی ساده و ابتدایی دارند
1- صفات خداوند به دو دسته صفات ذات و صفات فعل تقسیم میشوند. صفات ذات صفاتی هستند که جزء ذات خداوند هستند و نیازی به نمودار شدن ندارند مثل علم خداوند و صفات فعل صفاتی هستند که با عمل خداوند عینیت پیدا میکنند مثل خالقیت که با خلق چیزی عینیت پیدا میکند. صفات انسانی هم اینگونه است مثلا تا کسی ندود بهش نمیگویند دونده هرچند که قدرت دویدن را داشته باشد
2- مکر در عربی به معنای نیرنگ نیست بلکه به معنای تدبیر در کار و استفاده از تاکتیکهای خاص است و استفاده از تاکتیک نه تنها نشانه ضعف نیست بلکه نشانه هوش بالا و تدبیر بالای شخص است
3- چرا باید یک چیز کامل از اجزای دیگری تشکیل شده باشد؟ وقتی چیزی به خودی خود کامل باشد چه نیازی به اجزا دارد. آب نوشیدنی کاملی است حال آیا برای کامل شدن نیازی به شکر دارد؟
4- خدا تحت تاثیر اعمال بندگانش قرار نمیگیرد بلکه به اعمال آنها واکنش نشان میدهد و در این واکنش عدالت را کاملا رعایت میکند بر هرکس که مستوجب خشم و تنبیه است خشم میگیرد و بر هر کس که مستوجب بخشش و مهربانی است مهربان است. اگر قرار باشد در برابر اعمال بندگانش بی تفاوت باشد مانند پدری است که هیچ نظارتی بر اعمال فرزند خود ندارد و فقط هر چیزی که او بخواهد در اختیارش میگذارد , حال نتیجه اینچنین تربیتی چه فرزندی میشود.
5- دقیقا تصور عظمت خداوند از قدرت و تصور ما خارج است
6- خدا هم بخشنده است و هم بخشایشگر. و به هر کس نعمتهای فراوانی عطا کرده است و اگر کسی گرسنه میماند به این دلیل نیست که غذایی وجود ندارد بلکه به این دلیل است که خود شخص نتوانسته غذای خودش را فراهم کند. خدا بخشایشگر هم هست چون مهربان است
7- مربع شکلی هندسی است که چهار ضلع مساوی و چهار زاویه قائمه دارد و شکلی که 5 ضلع داشته باشد دیگر مربع نیست پس میبینیم مربع 5 ضلعی نمیتواند وجود داشته باشد و این با منطقی بودن یا نبودن خیلی فرق داره . خیلی چیزهای غیر منطقی هستند ولی وجود داره ولی هیچ دلیل علمی وجود نداره که داشتن عمر طولانی غیر ممکن باشه
8-اگر یک بار قرآن را خوانده بودید دلیل آزمایش کردن افراد را میفهمیدید. خدا بندگانش را آزمایش میکند تا خودشان بدانند که چگونه هستند و چقدر لیاقت پاداش یا کیفر را دارند نه اینکه بخواهد خودش بفهمد. اگر خدا ما را آزمایش نمیکرد آیا ما در روز قیامت به رای خدا در مورد خودمان اعتراض نمیکردیم؟ در مورد داستان نوح و دلیل آن هم پیشنهاد میکنم یک بار هم شده این داستان را در قرآن بخوانید
دنیا بدون خدا دنیایی پوچ, بی دلیل و بی معنی است
و اما درباره مطلبی که درباره خدای فردا نوشته شده باید بگم که ایرادات فراوانی به این نظریه وارد هست که من چند تا از اونها را اینجا بیان میکنم و برای اشتباهاتی که انسان مرتکب شده به جای اینکه انسان را عوض کند قصد دارد خدا را عوض کند
خدایی که در این نظریه از آن گفته شده کسی را محکوم نمیکند و کسی را مجازات نمیکند پس چه رفتاری با گناهکاران دارد؟ آیا از گناه آنان میگذرد؟ اگر کسی خانواده شما را کشت آیا خدا باید از گناه او بگذرد؟ آیا خدا باید از گناه مردی که به ناحق همسر خود را به قصد کشت میزند باید بگذره؟ آیا چنین خدایی خدای عادلی است؟
در این نظریه گفته شده خدای فردا فاقد جنسیت، اندازه، فرم، رنگ و تمامی آن خواصی است که مشخصه ی یک موجود زنده ی مستقل است. لذا خداوند یک شخصیت واحد و مستقل نیست چرا خداوند مستقل و واحد نیست؟ این چیزهایی که گفته شد مشخصه های موجودات مادی است ولی خدا مادی نیست. اگر خدا واحد نباشد تناقضات زیادی در دنیا بوجود میاید مثل اعتقادات یونانیان که اعتقاد داشتند خدایی خدای دیگری را شکست میدهد و از این حرفا
در جای دیگر گفته شده: خدای فردا با همه ی انسانها در ارتباطی دائم است و با همه ی انسانها سخن میگوید خدای یگانه و واحد و همیشگی هم اینگونه است
گفته شده: چرا خدا باید تغییر کند؟ آیا او کامل نیست؟
از بی نیازی خدا این نتیجه گرفته شده که ما هم نیازی به خداوند نداریم, اگه ما نیازی به خداوند نداریم پس چرا خدا هست؟ خدا ما رو خلق کرده پس کارش تموم شده. نه اینطور نیست ما همیشه نیازمند خداوندیم چون ما ناقص هستیم و او کامل
--- On Sun, 11/21/10, Haideh S.A. <haideh22@yahoo.com> wrote:
خداوند دیروزی، با دو چهره ی نیک خواه و بد خواه
خدای فردا؛ همان خدای واقعی که همیشه بوده، هست و خواهد بود
برگرفته شده از کتاب " Tomorrow's God "
نوشته شده توسط
"Neale Donald Walsch"
... اینچنین است خدای دیروزی؛ خدایی که کوچکترین شباهت یا نسبتی با خدای واقعی ندارد. تعالیم کاملا متناقضی که عنوان تقدس را به خود اختصاص داده است، از طریق کتب مذاهب مختلف در سرتاسر جهان انتشار می یابد. که اگر بخواهید تمامی کتب مذاهب موجود در جهان را در یک کتاب خلاصه نمائید، به خوبی میتوانید آن را به نام "کتاب مقدس خداوند نیک خواه و خداوند بد خواه" نامگذاری نمائید. تا زمانی که انسانها به یک خدا با دو چهره ی متفاوت معتقد هستند، همچنان خالق وجد و وحشت در کنار هم بر روی زمین خواهند بود.
انسانها با نام چنین خدایی در کنارِ عشق ورزیدن، نفرت میورزند.
انسانها با نام چنین خدایی در کنارِ خلق کردن، نابود میکنند.
انسانها با نام چنین خدایی میپذیرند و محکوم میکنند؛ پاداش میدهند و مجازات میکنند.
اگر شما انسانها واقعا خواستار داشتن دنیایی هستید که در آن صلح و دوستی برقرار است، مطمئناً متوقف کردن چنین عقایدی برایتان مثمر ثمر واقع خواهد گشت.
خداوند - واقعی - چیزی را تخریب نمیکند؛ کسی را محکوم نمیکند و کسی را مجازات نمیکند. خداوند چگونه میتواند مخلوق خود را تخریب نماید وقتی خود، خالق و مخلوق خود است؟! خالق و مخلوق هر دو یکی هستند که هر دو دیگری را در خود خلق مینماید.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که معنویت پیشین و غیر واقعی خود را که از خدای غیر واقعی نشأت گرفته شده است رها کرده و به سوی معنویتی نوین و واقعی که نشأت گرفته از خدای درون تو است روی آورده و آن را در آغوش بگیری. خدای فردا همان خدای دیروزیست، با تصوری واقعی و جدید برای انسان هایی که واقعیت او را بدرستی ناشناخته اند.
* خدای فردا از انسانها درخواستی برای باور نمودن وجود خداوند ندارد.
* خدای فردا فاقد جنسیت، اندازه، فرم، رنگ و تمامی آن خواصی است که مشخصه ی یک موجود زنده ی مستقل است. لذا خداوند یک شخصیت واحد و مستقل نیست.
* خدای فردا با همه ی انسانها در ارتباطی دائم است و با همه ی انسانها سخن میگوید.
* خدای فردا جدا شده از چیزی نیست، بلکه در همه چیز و در همه جا حضور دارد. خداوند آلفا و امگا، شروع و پایان و مجموعهای از همه چیز است که همیشه بوده، هست و خواهد بود.
این طبیعت و حقیقت وجودی خداوند است و روزی که به این حقیقت آگاه گردی، خود بدان اعتراف خواهی نمود، که بدین گونه بوده است.
* خدای فردا موجود مجزای فوقالعادهای نیست، بلکه آن فرایند شگفت انگیزی است که "زندگی" نامیده میگردد.
* خدای فردا دائماً در حال تغییر یافتن است.
* هیچ نیازی برای خدای فردا نیست.
این جمله دارای دو مفهوم است.
مفهوم اول این است که در تجربه ی خود، خواهی دانست که خداوند نیازی ندارد.
مفهوم دوم این است که در تجربه ی خود، خواهی دانست که تو نیازی به خداوند نداری.
با آغاز عصر معنویت نوین، انسانها دیگر خود را به عنوان موجوداتی نیازمند تجربه نخواهند کرد تا برای دریافت کمک و نعمت به خداوندی که توانا بر همه چیز است، دعا و درخواست نمایند.
بنابراین "هیچ نیازی برای خدای فردا نیست."
و زمانی که از توهم نیاز - که پایه و اساس دیگر توهمات انسان است - بیرون بیایی و بتوانی آنرا بدانگونه که هست مشاهده نمائی، تغییراتی که در تو ایجاد میگردد موجب خواهد شد تا به روش کاملا جدیدی زندگی خود را از نو آغاز نمائی؛ بگونهای که گویی قدم به دنیای نوینی نهاده ای.
متصور دنیایی باش که در آن خداوند نیازمند چیزی نیست و تو نیازمند خداوند نیستی.
متصور دنیایی باش که در آن بدون فریب دادن خود بتوانی اعتراف نمائی که احساس میکنی چیزی برای نیازمند بودن وجود ندارد.
* خدای فردا درخواست مورد خدمت واقع شدن از کسی و یا چیزی ندارد، بلکه خداوند خدمتگزاری برای تمامی زندگی است.
* خدای فردا، عشق بی قید و شرط است؛ نه قضاوت کننده؛ نه محکوم کننده و نه مجازات کننده.
خداوند عشق است؛
خداوند آزادی است؛
خداوند شادی است؛
خداوند صلح است و دوستی؛
و در یک کلمه؛
خداوند "واحد" است.
خداوند همه چیز در همه چیز است
و انسانها بخشی از همه چیز در همه چیز هستند.
...
http://www.youtube.com/watch?v=E-5bkZGFmB8
Narrators: Neale Donald Walsch, Edward Asner, Ellen Burstyn
Book available at http://www.cwg.org/main.php?p=About&s
--- Den tor 2010-11-18 skrev reza rezaie reza_reyhani2003@yahoo.com
چگونه الله با صفات خود نفی می شود
صفات عدیده ای برای الله در نظر گرفته شده است که یکایک آنها می تواند نفی کننده الله باشد. برای نمونه به چند نمونه در اینجا اشاره می کنم .
الله خالق است :
ابتدا به این می اندیشیم که الله کی خالق شد؟ قبل از اینکه خالق بشود چه بود؟ اگر الله پس از خلق جهان خالق شد بنابراین زمانی بوده که خالق نبوده است. بنابر این از اللهیی که خالق نبوده به اللهیی که خالق شده تغییر یافته است بنا بر این چیزی که در ماهیت خود دچار تغییر می شود شایسته مقام اللهیی نیست .
الله دنیا را از چه خلق کرده است؟ اگر می گویید الله یکباره دنیا را از هیچ خلق کرد(در حالی که نبود) چگونه نیستی منشا هستی شده. آیا زمانی بوده که نیستی با هستی برابر بوده است؟آیا جمع شدن دو چیز متضاد در آن واحد امکان پذیر است؟
الله مکار است :
یکی از صفاتی که در تازينامه از آن برای الله نام برده شده است صفت مکار است.آیه 30 سوره انفال می گوید" ای رسول ما به یاد آر وقتی را که کافران با تو مکر کردند تا تو را از مقصد خود که تبلیغ دین الله ست بازدارند یا به قتل رسانند یا از شهر خود بیرون کنند. اگر آنها با تو مکر کردند الله هم با آنها مکر می کند و الله بهتر از هر کس مکر تواند کرد "
مکر و حیله در چه موقعی به کار میرود؟در زمانیکه کسی نسبت به استراتژی و تاکتیک های رقیب خود را ضعیف ببیند بنابر این برای غلبه بر حریف دست به حیله میزند. بنا براین مکر و حیله ای که در تازينامه به الله نسبت داده شده است با توانایی الله سر ناسازگاری دارد.و الله را در سطح یک موجود حقه باز که از طریق فریب و نیرنگ کارهای خود را پیش می برد پایین می آورد
الله کامل است :
هر چیز کاملی از تعدادی جزٍ تشکیل شده است. باید یک چیز کامل تری وجود داشته باشد که این اجزا را به هم متصل کند ویک چیز کامل بوجود آورد. آیا تصور یک کل بدون اجزا امکان پذیر است؟ آیا می شود کلی را متصور کرد که اجزا نداشته باشد؟ بنابر این تصور اینکه چیزی کامل باشد و کامل تر از او چیزی وجود نداشته باشد کاملا غیر منطقی است .
وقتی به یک تابلو نگاه می کنیم هر چقدر نقاش آن تابلو ماهرتر باشد تابلو زیباتر و کامل تر به نظر می آید. اگر الله کامل است دنیا که نماینده تابلوی هنری اوست باید کامل باشد. اما دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم دنیای کاملی نیست . نواقص و زشتیهای زیادی در این دنیا وجود دارد که ما را متوجه کم هنری این خالق می کند .
در کتابهای معارف اسلامی برای اینکه الله را به ما بشناسانند می گفتند با دیدن یک چهره زیبا به هنرمندی الله پی می بریم. چه کسی جرئت می کرد بگوید پس هر گاه یک چهره زشت می بینیم به بی هنری خالقش پی می بریم. وجود سیل ، زلزله ، ناتوانیهای جسمی انسان(مثلا کم بودن تعداد مخروطهای رنگی در چشم، )اینها از نواقص طبیعت نیست؟
آیا آنهایی که شیطان را موجودی واقعی که دستپرورده اوست می دانند با خود نمی اندیشند که چگونه دست پرورده الله که برای سالها عابد بوده به یکباره از مسیر الله خارج می شود .وجود شیطان دلیل بر عدم مهارت الله در خلق موحودات نیست؟
خشم و مهربانی الله :
خدایی که تحت تاثیر افعال بندگان خویش قرار می گیرد و همراه با عملکرد آنها از خود واکنش نشان می دهد لایق صفت خدایی نیست .
داستان قوم لوط و ثمود و عاد و بنی اسرائیل که در تازينامه ذکر شده همگی نشانگر خشم الله و تاثیر پذیرفتن از افعال انسانی است. بعضی در توجیه مهربانی الله می گویند مهربانی الله همانند مهربانی انسان نیست که تحت تاثیر احساسات درونی قرار بگیرد . بلکه منظور از مهربانی الله لطف بی دریغ اوست که شامل همه بندگانش می شود. در صورتی که این گفتار با بیشتر آیاتی که در تازينامه آمده و لطف و رحمت الله را شامل قشری خاص از مردم می کند تضاد دارد . مثلا برای نمونه به آیه 73 سوره آل عمران توجه کنید :
" ... بگو ای پیغمبر فضل و رحمت به دست اللهست به هر که خواهد عطا کند. و الله را رحمتی بی انتهاست. و به همه امور عالم داناست .
یا به آیه 47 سوره ماده گوساله(بقره) توجه کنید
ای بنی اسرائیل یاد کنید از نعمتهایی که به شما هدیه کردم و شما را بر عالمیان برتری دادم
به این آیه که در مورد خشم الله ست توجه کنید تا کسی نگوید خشم الله از نوع خشم بشری نیست
آیه 7 سوره ماده گوساله(بقره) می گوید " قهر الله مهر بر دلها و پرده بر گوشها و چشمهای ایشان نهاد که فهم حقایق الهی را نمی کنند و ایشان را در قیامت عذابی سخت است ".
آیه 15 سوره ماده گوساله(بقره) می گوید " الله آنها را استهزا کند و در گمراهی فرو گذارد که حیران و سرگردان باشند . "
خدایی که بندگان خود را مسخره می کند چگونه می توان مدعی شد که خشم و مهر او با خشم و مهر بشری متفاوت است .
الله نامحدود است :
آیا کسی می تواند عددی مثال بزند که نتوان عدد یک را به آن اضافه کرد؟ آیا عددی وجود دارد که بتوان گفت بزرگتر از آن عددی وجود ندارد. همانطور که تصور ∞ امکان پذیر نیست و اصلا چنین عددی وجود ندارد تصور نامحدودی الله نیز همانند تصور عدد ∞ می باشد .
الله بخشاینده است :
اگر بخشندگی الله به معنی روزی عطا کردن است که باید دید چگونه میلیونها انسان گرسنه در این کره خاکی بسر می برند و بخشندگی الله شامل حال آنها نشده است؟
اگر بخشایشگر است به این معنی که توبه پذیر است باز هم به این مفهوم است که تحت تاثیر افعال انسانی قرار گرفته است .
الله تواناست :
آیا الله می تواند مربعی خلق کند که چهار گوش نباشد؟ یا سنگی بیافریند که خودش هم نتواند آن را بلند کند؟
اگر در جواب می گویید الله اراده اش فقط به چیز های منطقی تعلق می گیرد پس چگونه خود به چیز های غیر منطقی مثلا عمر نوح 950 سال ،یاعمر امام زمان که 1400 سال تا حالا گذشته ، یا حرف زدن هد هد با سلیمان باور دارید؟یا از همه عجیب تر به معجزه شق القمر یا مار شدن عصای موسی ایمان دارید؟
اگر الله از هر توانایی تواناتر بود حرف او بیشتر از شیطان بر آدم و حوا اثر می گذاشت.چرا اثر حرف شیطان بیشتر از اثر حرف الله بود؟
الله عالم است :
آیه 155 سوره ماده گوساله(بقره) می گوید: و البته شما را به سختیها چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم .
اگر الله از همه چیز آگاه است آزمایش برای چیست؟ آن هم آزمایشی که قبل از آن به فرد مورد آزمایش در مورد چگونگی آزمایش ، زمان آزمایش و مکان آزمایش هیچ اطلاعی داده نشده است.و چه بسا که آن آزمایش از توان فرد آزمایش شونده خارج باشد.این الله که از نتیجه آزمایش اطلاع کامل دارد بنده خود را در صورت سر بلند بیرون نیامدن از امتحان راهی جهنم می کند .
ناسخ و منسوخهای تازينامه یکی دیگر از دلایلی است که ثابت می کند علم الله کامل نیست .
آیه 106 سوره ماده گوساله(بقره) می گوید " هر چه از آیات تازينامه را نسخ کنیم یا حکم آن را متروک سازیم بهتر از آن یا مانند آن بیاوریم .."
آیه 187 سوره ماده گوساله(بقره) که در آن الله در حکم خود در مورد مباشرت مردان با زنان خود در ماه های رمضان تجدید نظر می کند دلیل دیگری بر کامل نبودن علم الله ست .
قصه طوفان نوح که بیانگر پشیمان شدن الله از خلقت آدم است خود دلیل دیگری بر کامل نبودن علم الله ست
اینها تنها نمونه هایی از صفاتی هستند که برای الله برشمرده شده است.من فکر می کنم دنیای ما بدون الله بسیار زیبا تر است .
چون کسی را مسبب بدبختیهایمان نمی دانیم. اگر قرار است برای رفع بیچارگیهایمان کاری بکنیم به خودمان تکیه می کنیم نه به یک نیروی مرموز غیبی که یاران خود را تصادفی انتخاب می کند.
اجتماعی، فرهنگی، علمی و هنری از شخصی به شخصی دیگر و از نسلی به
نسل دیگر، راه اندازی شده است.
baraye didane in email be surate farsi mitavanid az yeki
az do rahe zir estefade konin:
1-Right clik>Encoding>More>Unicode (UTF-8)
2-Right clik>Encoding>More>Arabic (windows)
اگر این مطلب از طرف دوستان برای شما بازفرست شده است
می توانید در صورت تمایل در این یاهوگروه به نشانی اینترنتی
http://groups.yahoo.com/group/AndisheyeNik
وآدرس ایمیل andisheyenik@yahoogroups.com
،عضو شوید تا همه مطالب فرهنگی و اندیشه ای گروه را دریافت نمایید
لطفا در نظر داشته باشید که مطالب ارسالی از طرف صاحبان اندیشه با نگرشها
و سلیقه های گوناگون را به معنای خط مشی این یاهوگروه قلمداد نکنیم.
شاگردی دقیق، آموزگاری شریف و پرستاری مهربان برای (اندیشه) هم باشیم و بمانیم
مدیریت اندیشه نیک





هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر