From: دیوارنویس <divarnevis@gmail.com>
Date: 2010/6/3
Subject: چرا خامنه ای با مردم خود چنین می کند؟
To: divarnevisi@googlegroups.com
چرا خامنه ای با مردم خود چنین می کند ؟
2010/06/02 بدست سیروس الف
نحوه رفتار علی خامنه ای با مردم ایران (بویژه در این یکسال اخیر) بیش از آنکه نفرت در وجود ما بر انگیزد موجب حیرت و ابهام است. تصمیمات رهبر بیمار ایران بذر دوگانه "نفرت و ابهام" را توامان در ذهن و روان خسته ما می پاشد – شدت درد و سرخی خون ، نهال نفرت را چنان به نیمه شبی تناور می کند که در سایه شوم شاخ و برگش ابهامات چندین ساله را یا نمی بینیم یا می بینیم و مجال جدی گرفتنش را نمی یابیم. در گردنه های تاریک این کوهستان هول انگیز بیخبری و پرده پوشی و زندان و دروغ (که نام تجاری و ثبت شده اش نظام مقدس جمهوری اسلامی ست) ، قطاری از پرسشهای وا مانده و بی پاسخ روی ریل ناخودآگاهمان میلغزد – قطار "انگیزه های نظام" – صدای سوت دلخراشش در فضای افکارمان می پیچد ، حس می کنیم که چیزی نمانده فهمش کنیم ، آرزو میکنیم که ببینیمش از نزدیک و حقیقت نامیمونش را در کارگاه استدلالمان با فراغ خاطر نقد کنیم و حظی ببریم از حل معما ، که ناگهان دوباره گلی در خیابان پرپر می زند ، استخوانی در یک اتاق بی پنجره مو بر می دارد ، گردنی بر بالای دار می شکند … و قطار "چرایی نظام" دوباره در چیستی دل آزار و زشتش در اعماق تونلی از تاریکیی نفرت گم می شود. و ما دیگر باره حواسمان می رود پی خشم و آرزوی مرگ کردن برای آدمهایی که نمیدانیم چرا با ما چنین می کنند.
براستی چرا خامنه ای با مردم خود چنین می کند ؟ شاید طرح این پرسش در نظر خیلی ها مثل سوال بدیهی و ساده ایی باشد که یک اسحاق اینگلیسی ممکن است زیر درختی در سنه هزار و ششصدو فلان به هنگام افتادن یک سیب از خودش پرسیده باشد. شاید شما هر کدامتان تا بحال هزار و یک پاسخ ریز و درشت برای این احمقانه ترین پرسش قرن یافته باشید و حتی پرسیدنش را لغو و بیهوده بدانید و پرسشگر را ریشخند کنید که لابد تجاهل العارف می کند. ولی به همان خدایی که می پرستید (که من در همین پرانتز احتمال می دهم در واقع خودتان را می پرستید ولی چون انسان را بدرستی نمی شناسید خیال می کنید که لابد دارید خدا را می پرستید !) باید عرض کنم که اولاً اهمیت این پرسش کم از سوالی نیست که در ذهن اسحاق ایجاد شده بود و ثانیاً هیچ گونه تظاهر به نادانی در کار نیست و بنده حقیقتاً نمیدانم که آقای خامنه ای چرا ما را اینطور بی محابا و به تعجیل قتل می کند به عام یا اسیرمان می دارد در محبس و پهن می کند برایمان اینهمه دام.
البته نه اینکه هیچ حدس و گمانی نداشته باشم ؛ ما همه آدمیم و روزی هزار و یک فکر و خیال برایمان پیش می آید . من نیز یک مقدار حدسیاتی در سرم هست که می خواهم با شما در میان بگذارم اما مقصودم از این نوشتار بهره بردن از خرد جمعی ست ، نه رازگویی از پشت پرده بیت رهبری ؛ می خواهم بدانم شما چه فکری می کنید در این زمینه تا ببینیم آیا حاصل گمانه زنی هایمان ما را به اقناع مطلوب می رساند یا خیر.
پیش از هر چیز باید در برخی بدیهیات با هم به توافق برسیم . بطور مثال ، عقل سلیم به ما فشار مضاعف می آورد که بی جهت یکدندگی نکنیم و بپذیریم که شرایط موجود برای آقای خامنه ای به هیچ عنوان شرایط دلپسندی نیست و بهشت برین محسوب نمی گردد. درست است که دیکتاتور ها به ضرب زور و زندان و تطمیع و تهدید دلشان خوش می شود که در مناسبتها و سیرکهای سفارشی چند هزار نفر برایشان هلهله کنند ، اما چطور می شود باور کرد که همان دیکتاتورها از استقبال صادقانه و آگاهانه و چندین میلیونی یک ملت به وجد نیایند؟ آنها هم بالاخره آدمند و فرق دوغ و دوشاب را می دانند.
یا مثلاً تفاوت سیما و گفتار و منش و شخصیت مهندس میر حسین موسوی با دکتر (!) احمدی نژاد را حتی یک بز کوهی هم می تواند درک کند آنوقت مگر می شود باور کرد که سطح شعور آیت الله خامنه ای از یک ... هم کمتر باشد؟ پس چرا کلاه مهندس و ملت را برداشت و مصیبت تحمل چهره و اطوار موحش و دل آزار دکتر را به جان خرید (که حالا مجبور باشد هفته ای یکبار ، آنهم از فاصله یک و نیم متری ، دکتر را تماشا و تحمل کند) ؟ شما تصور می کنید که کشیدن بار این رنج و محنت کار ساده ایست ؟ یا آقای رفسنجانی هر اندازه که موذی و نا بکار باشد دیگر به پای دکتر که نمی رسد. پس چرا معظم له در آن خطبه جگر خراش حجت را بر ابلهان عالم تمام کرد و فرمود احمدی به من نزدیک تر است تا هاشمی؟
خیلی ها معتقدند که اگر آقای خامنه ای تقلبی بغایت تابلو و نسنجیده نمی کرد و اجازه می داد همان آرای مهندس را (که خلایق بدون تهدیدات جنسی طائب و با رضایت و تصمیم خودشان به صندوق ریخته بودند) از شکم شورای جنتی بیرون بکشند ، یک وجد زایدالوصفی عین بمب نشاط در مملکت منفجر می شد ، دانشجویان شهر را آذین می بستند ، و عوام دست در گیسوی خواص هفت شبانه روز به نشئه آزادی وسط میدان انقلاب می رقصیدند. موسوی هم از کرامت و بزرگواری عمود خیمه اسلام چنان به سر شوق می آمد که جامه می درید و در اثنای پایکوبی رعایا به هر مناسبتی مدح رهبر فرزانه می گفت. نهایتش این بود که هشت سال اوضاع بر مدار دوران خاتمی می گشت ، دکتر رحیمی را به سرپرستی نظافت بیمارستان امام خمینی می گماشتند و رحیم مشایی برای تکمیل دوره های مارگیری به دهی در ایالت راجستان هند اعزام می شد و محمود نیز در قرچک ورامین چیزی را مدیریت می کرد. اما به هر جهت خامنه ای یکشبه برای ملتش عزیز می شد و نیازی نبود که دیوار اسلام و انقلاب برای ایستادن به آلت طائب و احمدی مقدم تکیه داده شود. پس چرا آقای خامنه ای (که می توانست آن خطبه جگر خراش را به دلپذیرترین حادثه حیات سیاسی اش تبدیل کند و میلیونها مرد و زن و پیر و جوان را به چشم ببیند که – بدون معاضدت آلت طائب و شعبده های ذوالنور – صادقانه از او تشکر می کنند و برایش آرزوی سلامتی دارند) خودش را از چنین موهبتی محروم کرد که حالا مجبور باشد هر چند سحر یکبار، یک دو تن جوان نورسته را سر ببرد و آه و ناله مادران فرزند مرده آرام و قرارش را بر هم زند و خواب از چشمانش برباید ؟
گاه می بینم که این پرسشهای به ظاهر ساده اما سخت اندیشه سوز ، برخی را به وادی افکار مالیخولیایی می کشاند. مثلاً عده ایی از اطوار محمود (که آشکارا تعادل روحی ندارد و عنان دست و پا و عضلات صورتش از اختیار وی خارج است) ره به شیطان پرستی یا انجمنهای سری و فراماسونی برده اند ؛ می گویند انگشت سبابه و کوچکش را دیدی یک لحظه به چه حالت بود – در فلان قبیله آدمخوار در آفریقا نیز همین شکلک را به هنگام اندختن افراد در دیگ آب جوش با دستشان در می آورند. برخی نیز از بام تا شام نشسته اند و گور اجداد محمود را نبش می کنند و سند گرو میگذارند که او اصلاً مسلمان نیست ، دلبسته صهیون است و به دستور امیر منشه (و یک آقای دیگری که الان نام او در خاطرم نیست ولی می دانم که یک موش توی اسمش بود) دارد زمینه ظهور حضرت موسی را فراهم می کند – و هیچ توجه نمی کنند که آن حضرت اصلاً قرار نبود دوباره ظهور کند. می گویند احمدی نژاد خون رهبر بی زبان و دست و پا چلفتی ایران را در شیشه کرده و از قصد می خواهد آنقدر بی جهت ظلم کند و آدم بکشد (این بار البته به دستور سازمان سیا) که نسل اسلام و مسلمین کلهم اجمعین از روی زمین ریشه کن شود واحتمالاً یا همه یهودی بشوند یا اگر برنامه تغییر کرد و رئیس سازمان سیا و مسئول اطلاعات ارتش پاکستان بازنشسته یا عوض شدند ، محمود یا مجتبی یا قاسم روانبخش (حالا یکی از اینها) خودش ادعای پیغمبری کند و یک دین قشنگ و جدید ایجاد کند و همه به خوبی و خوشی زندگی کنیم.
خامنه ای دست و پا چلفتی نیست ؛ اگر قرار فقط بر جنون قدرت و مال پرستی بود ، اگر بنا بر دلسوزی برای اسلام بود ، اگر بر فرض محال، موضوع بر سر صیانت از آرمانهای انقلاب بود و اعتلای ایران در میان دشمنانی که از هر سو کیان اسلام و ایران را تهدید می کنند ، اگر هر کوفت و زهر مار دیگری هم در کار بود ، باز هم خامنه ای می توانست به سادگی و بدون توسل به اینهمه خونریزی و وحشیگری به خواسته هایش برسد. براستی چرا این کار را نکرد آن رهبر با بصیرت
دروغ در اصطکاک با واقعیت فرسوده می شود .... کافیست رسانه ی حقیقت باشید
برای دريافت اخبار و تفسیر های مهم سیاسي می توانید در این گروه گوگل عضو شوید (برای امنيت خاطر بیشتر می توانید در "جی میل" یک ایمیل مجازی بسازید و از آن طريق در پخش اخبار جنبش کمک کنید)
Join this group : iraniangreenmovement88
https://groups.google.com/group/iraniangreenmovement88/subscribe
You received this message because you are subscribed to the Google Groups "divarnevisi" group.
To post to this group, send email to divarnevisi@googlegroups.com.
To unsubscribe from this group, send email to divarnevisi+unsubscribe@googlegroups.com.
For more options, visit this group at http://groups.google.com/group/divarnevisi?hl=en.
--
برای عضویت در گروه 23خرداد به آدرس زیر مراجعه کنید :
http://groups.google.com/group/23khordad
لطفا در صورتی که مطالب ذکر شده در این ایمیل نامربوط
و یا شایعه های بی اساس و مغرضانه است به یکی
از مدبران گروه اطلاع دهید
خبرهایی که بدون ذکر منبع مطمئن بیان می شود امکان دارد تنها شایعه باشند
You received this message because you are subscribed to the Google
Groups "23khordad" group.
To post to this group, send email to 23khordad@googlegroups.com
To unsubscribe from this group, send email to
23khordad+unsubscribe@googlegroups.com
For more options, visit this group at
http://groups.google.com/group/23khordad?hl=en





هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر